حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره فیثاغورث

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره فیثاغورث دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 18

 

فیثاغورث

 

افکار فیثاغورث ریاضیدان و فیلسوف یونانی به شکل گیری ریاضیات نوین و فلسفه غرب کمک کرده است . هدف او توضیح همه پدیده های طبیعی بر اساس ریاضیات بود . فیثاغورث بیش از هر چیز برای فرمولی که در مورد نسبتهای اضلاع مثلث راست گوشه ارائه کرده است معروف است. مفاهیم متعدد دیگری (مانند تصاعدهای حسابی و هندسی و عددهای مربع کامل ) که برای ریاضیات نوین نقش زیر بنایی دارند بر افکار فیثاغورث مبتنی هستند . فیثاغورث و پیروان او ریاضیات هماهنگ ها را که مبنای موسیقی امروز غرب را تشکیل می دهد ابداع کردند.

حدود 580ق.م فیثاغورث در ساموس یونان به دنیا می آید. حدود 532 ق.م برای فرار از حکومت جابر ساموس به جنوب ایتالیا سفر می کند. حدود 525 ق.م یک آکادمی را در کروتون (که اکنون کروتونا نام دارد) تاسیس می کند . این آکادمی یک مدرسه و یک مکتب برادری مذهبی مبتنی بر اصول اخلاقی و فلسفی معینی است ، که در آن همه برادران می بایستی وفاداری و رازداری را رعایت کنند . در ریاضیات ،فیثاغورث و پیروان او با آرایشهای مختلف دسته هایی از ریگ آزمایش می کنند و در می یابند که دنباله های منظمی از اعداد پدید می آید. مثلاَ شکلهای مثلثی دنباله 10،6،3،1،... و شکلهای مربعی دنباله 16،9،4،1،... را ایجاد می کنند. کلمه calculate به معنی محاسبه (از calculus به معنی «سنگریزه» و نیز اصطلاح مربع (توان دوم) از این کاربرد ریگها اقتباس شده است . در هندسه ، آنها در می یابند که مجموع زوایای یک مثلث همیشه 180 درجه است. آنها همچنین این قضیه معروف را ارائه می کنند که مربع وتر یک مثلث راست گوشه برابر مجموع مربهای دو ضلع دیگر ان است . در موسیقی ، فیثاغورث و پیروان او با آزمایش بر روی تارهای کشیده شده ریاضیات اکتاوها را ابداع می کنند (هرگاه طول تاری را نصف کنیم ، نتی را که یک اکتاو پایینتر است ایجاد می کند،) در اخترشناسی ، آنها این نظریه را مطرح می کنند که جهان کروی است و زمین نیز کره ای در مرکز آن است. خورشید به طور سالانه و روزانه به دور آسمان می چرخد ، و ماه و سیاره ها نیز به همین ترتیب رفتار می کنند. فیثاغورث در آسیای صغیر (ترکیه امروز) به سفرهای وسیعی می پردازد و در آنها با بعضی از ریاضیدانان و فیلسوفان برجسته ان زمان تبادل نظر می کند. حدود 500ق.م در متاپونتوم (نزدیکی متاپونتوی امروز) در ایتالیا می میرد.

فیثاغورث (در یونانی Πυθαγορας) (زادهٔ حدود ۵۶۹ (پیش از میلاد) - درگذشتهٔ حدود ۴۹۶ (پیش از میلاد)). از فیلسوفان و ریاضیدانان یونان باستان بود. شهرت وی بیشتر بخاطر ارائه قضیهٔ فیثاغورث است. وی را یونانیان یکی از هفت فرزانه بشمار می‌آوردند.

زندگی

فیثاغورث در جزیره ساموس، نزدیک کرانه‌های ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون و اودوکس (۵۶۹ تا ۵۰۰ (پیش از میلاد)) می‌زیست.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره فیثاغورث

زندگی نامه فیثاغورث

اختصاصی از حامی فایل زندگی نامه فیثاغورث دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

زندگی نامه فیثاغورث

فیثاغورث (در یونانی Πυθαγορας) (زادهٔ حدود ۵۶۹ (پیش از میلاد) - درگذشتهٔ حدود ۴۹۶ (پیش از میلاد)). از فیلسوفان و ریاضیدانان یونان باستان بود. شهرت وی بیشتر بخاطر ارائه قضیهٔ فیثاغورث است. وی را یونانیان یکی از هفت فرزانه بشمار می‌آوردند.زندگی فیثاغورث در جزیره ساموس، نزدیک کرانه‌های ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون و اودوکس (۵۶۹ تا ۵۰۰ (پیش از میلاد)) می‌زیست.او در جوانی به سفرهای زیادی رفت و این امکان را پیدا کرد تا با مصر، بابل و مغان ایرانی آشنا شود و دانش آنها را بیاموزد. به طوری که معروف است فیثاغورث، دانش مغان را آموخت. او روی هم رفته، ۲۲ سال در سرزمین‌های خارج از یونان بود و چون از سوی پولوکراتوس، شاه یونان، به آمازیس، فرعون مصر سفارش شده بود، توانست به سادگی به رازهای کاهنان مصری دست یابد. او مدتها در این کشور به سر برد و در خدمت کاهنان و روحانیون مصری به شاگردی پرداخت و آگاهی‌ها و باورهای بسیار کسب کرد واز آنجا روانه بابل شد و دوران شاگردی را از نو آغاز کرد.وقتی او در حدود سال ۵۳۰، از مصر بازگشت، در زادگاه خود مکتب اخوتی را بنیان گذاشت که طرز فکر اشرافی داشت. هدف او از بنیان نهادن این مکتب این بود که بتواند مطالب عالی ریاضیات و مطالبی را تحت عنوان نظریه‌های فیزیکی و اخلاقی تدریس کند و پیشرفت دهد.شیوهٔ تفکر این مکتب با سنت قدیمی دموکراسی، که در آن زمان بر ساموس حاکم بود، متضاد بود. و چون این مشرب فلسفی با مذاق مردم ساموس خوش نیامد، فیثاغورث به ناچار، زادگاهش را ترک گفت و به سمت شبه جزیره آپتین (از سرزمینهای وابسته به یونان) رفت و در کراتون مقیم شد.در افسانه‌ها چنین آمده است که متعصبان مذهبی و سیاسی، توده‌های مردم را علیه او شوراندند و به ازای نور هدایتی که وی راهنمای ایشان کرده بود مکتب و معبد او را آتش زدند و وی در میان شعله‌های آتش جان سپرد.این جمله معروف را دوستدارانش در رثای او گفته‌اند: «Sic transit gloria mundi» یعنی «افتخارات جهان چنین می‌گذرند».وی نظرات ریاضی خویش را با ترهات فلسفی و باورهای دینی درهم آمیخته بود. او در عین حال هم عارف و هم ریاضیدان بود و بقولی یکدهم شهرت او نتیجه نبوغ وی و مابقی ماحصل ارشاد و رسالت اوست.

فیثاغورث و مسئلهٔ استدلال در ریاضیات

برای آنکه نقش فیثاغورث را در تبیین اصول ریاضیات درک کنیم، لازم است کمی درباره جایگاه ریاضیات در عصر وی و پیشرفتهایی که تا زمان وی صورت گرفته بود، بدانیم که این هم به نوبه خود، در خور توجه است. جالب است بدانید با اینکه مبنای ریاضیات بر «استدلال» استوار است، قبل از فیثاغورث هیچ کس نظر روشنی درباره این موضوع نداشت که استدلال باید مبنی بر مفروضات باشد. به عبارتی استدلال، مسئلهٔ تعریف شده‌ای نبود.در واقع می‌توان گفت بنا به قول مشهور، فیثاغورث در بین اروپاییان اولین کسی بود که روی این نکته ا صرار ورزید که در هندسه باید ابتدا «اصول موضوع» و «اصول متعارفی» را معین کرد و آنگاه به اتکاء آنها که «مفروضات» هم نامیده می‌شوند، روش استنتاج متوالی را پیش گرفت به پیش رفت. از نظر تاریخی «اصول متعارفی» عبارت بود از «حقیقتی لازم و خود بخود واضح».اینکه فیثاغورث استدلال را وارد ریاضیات کرد، از مهم‌ترین حوادث علمی است و قبل از فیثاغورث، هندسه عبارت بود از مجموعه قواعدی که ماحصل تجارب و ادراکات متفرق بوده‌اند؛ تجارب و قواعدی که هیچگونه ارتباطی با هم نداشتند حتی کسی در آن زمان حدس نمی‌زد مجموعهٔ این قواعد را بتوان از عدهٔ بسیار کمی اصول نتیجه گرفت. در صورتی که امروزه حتی تصور این موضوع که ریاضیات بدون استدلال چه وضع و حالی داشته است برای ما ممکن نیست. اما در آن عصر این موضوع گام بلندی به سوی نظام قدرتمند هندسه محسوب می‌شد.

مجمع فیثاغوری

بنیان فلسفی مجمع فیثاغوری بر آموزش رازهای عدد قرار داشت. به اعتقاد فیثاغورثیان، عدد، بنیان هستی را تشکیل می‌‌دهد، علت هماهنگی و نظم در طبیعت است، رابطه‌های ذاتی جهان ما، حکومت و دوام جاودانی آن را تضمین می‌کند. عدد، قانون طبیعت است، بر خدایان و بر مرگ حکومت می‌‌کند و شرط هرگونه شناخت و دانشی است. چیزها، تقلید و نمونه‌ای از عدد هستند.چنین برداشت ستایش‌آمیزی از عدد، با خیال‌بافی‌های اسرارآمیزی درآمیخته بود، که همراه با مقدمه‌های ریاضی، از کشورهای خاورنزدیک اقتباس شده بود.فیثاغوریان، ضمن بررسی نواهای موزون و خوش‌آهنگی که در موسیقی به دست می‌آید، متوجه شدند که آهنگ موزون روی صدای سه سیم، زمانی به دست می‌آید که طول این سیم‌ها، متناسب با عددهای ۳ و ۴ و ۶ باشد. فیثاغوریان این بستگی عدد را در پدیده‌های دیگر نیز پیدا کردند. از جمله، نسبت تعداد وجه‌ها، راسها و یال‌های مکعب هم برابر است با نسبت عددی ۶:۸:۱۲.همچنین فیثاغوریان متوجه شدند که اگر بخواهیم صفحه‌ای را با یک نوع چندضلعی منتظم بپوشانیم، فقط سه حالت وجود دارد؛ دور و بر یک نقطه از صفحه را می‌توان با ۶ مثلث متساوی‌الاضلاع، با ۴ مربع، و یا با ۳ شش‌ضلعی منتظم پر کرد، به طوری که دور و بر نقطه را به طور کامل بپوشاند. همانطور که مشاهده می‌شود، تعداد این چندضلعی‌ها با همان نسبت ۳:۴:۶ مطابقت دارد و اگر نسبت تعداد اضلاع این چندضلعی‌ها را در نظر بگیریم، به همان نسبت ۳:۴:۶ می‌رسیم.

بر اساس همین مشاهده‌ها بود که مکتب فیثاغوری اعتقاد داشت همهٔ پدیده‌های گیتی از بستگی‌های عددی مشخصی پیروی می‌کنند و یک هماهنگی وجود دارد. از جمله فیثاغوریان گمان می‌کردند فاصلهٔ بین اجرام آسمانی را تا زمین در فضای کیهانی می‌توان با نسبت‌های معینی پیدا کرد. به همین دلیل بود که در مکتب فیثاغوری به بررسی دقیق نسبتها پرداختند. آنها به جز نسبت حسابی و هندسی، دربارهٔ نوعی بستگی هم که به همساز یا توافقی معروف است، بررسی‌هایی انجام دادند.سه عدد را به نسبت همساز گویند وقتی که وارون آنها به نسبت حسابی باشد. به زبان دیگر سه عدد تشکیل تصاعد همساز یا توافقی می‌دهند، وقتی وارون آنها تصاعد حسابی باشد. سه عدد ۳، ۴ و ۶ به نسبت توافقی هستند، زیرا کسرهای ۱/۳، ۱/۴ و ۱/۶ به تصاعد حسابی هستند زیرا:

1 / 4 − 1 / 3 = 1 / 6 − 1 / 4

به مناسبت اهمیت بی‌اندازه‌ای که مکتب فسثاغوری برای عدد قایل بود و فیثاغوریان توجه زیادی به بررسی و کشف ویژگی‌های عددها می‌کردند، در واقع، مقدمه‌های نظریه عددها را بنیان گذاشتند. با وجود این،مکتب فیثاغوری هم، مانند همه یونانی‌های آن زمان، عمل محاسبه را دور از اعتبار خود، که به فلسفه مشغول بودند، می‌دانستند. آنها مردمی را که به کارهای معیشتی و عملی می‌پرداختند و بیشتر از برده‌ها بودند، پست می‌شمردند و لوژستیک می‌خواندند. فیثاغورس می‌گفت که او حساب را والاتر از نیازهای بازرگانی می‌داند.به همین مناسبت در مکتب فیثاغوری، حتی شمار عملی هم مورد توجه قرار نگرفت. آنها تنها در باره ویژگی‌های عددها کار می‌کردند. در ضمن، ویژگی عدد را هم به یاری ساختمان‌های هندسی پیدا می‌کردند. با وجود این،رواج نوعی دستگاه مناسب برای عدد نویسی را در یونان، به فیثاغوریان و یا هواداران نزدیک آنها نسبت می‌دهند.در این نوع عدد نویسی که از فینیقی‌ها گرفته بودند، از حرف‌های الفبای فینیقی، برای نوشتن عددها استفاده شد: ۹ حرف اول الفبا برای عددهای از 1 تا ۹، ۹ حرف بعدی برای نشان دادن دهگان (۲۰،۱۰،...،۹۰) و ۹ حرف بعدی برای صدها (۲۰۰،۱۰۰،...،۹۰۰). برای حرف از عدد تشخیص داده شود، بالای عدد خط کوتاهی می‌گذاشتند. برای نشان دادن عددهای بزرگ‌تر از نشانه‌های اضافی استفاده می‌کردند. وقتی نشانه‌ای شبیه ویرگول را جلو عددی می‌گذاشتند، به معنای هزار برابر آن بود، برای ده هزار برابر عدد، یک نقطه جلو عدد می‌گذاشتند.

ریشه‌های شرقی دانش فیثاغورثیان

کالین رنان، پژوهشگر و نویسنده‌ی چند کتاب درباره‌ی تاریخ علم و از نویسندگان دانش‌نامه‌ی بریتانیکا، در کتاب تاریخ علم کمبریج، به گوشه‌هایی از ریشه‌های شرقی دانش یونانیان اشاره کرده است:فیثاغورث نزدیک سال 560 پیش از میلاد در جزیره‌ی ساموس(در 50 کیلومتری میلتوس) به دنیا آمد. او به یک جنبش نوزایی مذهبی پیوست که پیروان آن باور داشتند روح می‌تواند از تن بیرون رود و به بدن انسان دیگری وارد شود و این باور به احتمال زیاد ریشه‌ی شرقی دارد. فیثاغورث در


دانلود با لینک مستقیم


زندگی نامه فیثاغورث

تحقیق درمورد فیثاغورث 15 ص

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درمورد فیثاغورث 15 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

فیثاغورث حوالی سال 570 ق.م در ساموس زندگی خویش را آغازید.محضر اساتیدی چون طالس و آناکسیمندروس را درک نمود.او مردی دنیا دیده بود و چندین سال در سفر،بخصوص در مصر و بابل بود.در نهایت به کروتون رفت و در آنجا به تدریس پرداخت و انجمن عظیم تاریخی خود را به راه انداخت.بسیاری وی را پیشوا و پدر فلسفه الهی خوانده اند.چرا مکتب فیثاغورث را بررسی می کنیم؟    فیثاغورثیان قائل به حصول معرفت علمی از طریق درون نگری (Introspection) بودند و به این امر بیش از مشاهده باور داشتند به همین جهت نیز به ریاضیات و غور در ذهن خویش علاقه مند بودند.این اندیشه و دیگر اندیشه های فیثاغورثیان که راجع به آنها سخن خواهیم گفت نزدیک به 2000 سال مستقیم و غیر مستقیم بر علم و حتی بیش از این مدت بر فلسفه تاثیر گذاشت . و اگر بگوییم تا این تفکرات را در نیابیم سیر تفکر اروپا را درک نخواهیم کرد ، سخنی به گزاف نگفته ایم.مکتب فیثاغورث چیست؟انجمن فیثاغورثی، انجمنی زاهدانه و رازورانه بود و مقرراتی سخت داشت.زنان ومردان تحت شرایطی یکسان به عضویت انجمن پذیرفته می شدند.تجّرد امری اجباری نبود.سخت ترین بند مقررات این بود که هیچ یک از اعضا نسبت به آنچه کشف می کرد حقی نداشت.دانش ملک مشترک همه اعضا بود و افتخار پیشرفت دانش تنها به انجمن تعلق می گرفت و کسی از آنچه در انجمن می گذشت با جمع و اجماع سخن نمی گفت. آنها دست یافتن عوام الناس به رازهای پنهان علم و فلسفه را شایسته نمی دانستند و به همین خاطر هر چقدر اعتبار و نفوذ این انجمن فزونی می یافت محبوبیت خود را نزد مردم وعوام از دست می داد. مکتب فیثاغورث دنیای علم را تحت تاثیر خود قرار داد.و تاثیر فلسفه و اندیشه های فیثاغورسیان در اندیشه های بزرگان فلسفه کاملاً مشهود است.آرمان شهر افلاطون و بحث مُثل وی که تا به امروز تاریخ اندیشه ذهن نظام مند افلاطون را می ستاید،همه از مکتب فیثاغورث بر پا خواسته است.فیثاغورسیان بسیار علاقه مند به در دست گرفتن قدرت سیاسی بودند امّا نه دولت های وقت و نه عوام این امر را بر نمی تافتند.باری به هر جهت این گروه پیش از آنکه توفیق های سیاسی یابند از هم پاشیدند و به عنوان انجمن علمی محض و مطلق دوباره در تارنتوم به فعالیت های علمی خود ادامه دادند و به انجمن علمی گسترده تری که مرکز آن آتن بود تبدیل شدند.مختصری از اصول مذهبی و اعتقادی فیثاغورسیان:ما دقیقاً نمی دانیم کدام اعمال مختص شخص خود فیثاغورث بوده است و کدام نبوده فلذا آنچه در اینجا بیان می کنیم تحت عنون کلّی مذهب یا مکتب فیثاغورسی است.1) بارزترین اندیشه این گروه که در عمل خود نیز بدان پایبند بودند،اندیشه ی جامعه ای است که بر بنیاد مالکیت اشتراکی،برابری جنسی و انظباط سخت،که عامل نگهدارنده جمهوری است استوار است.(این عقیده از طریق افلاطون به آیندگان منتقل شد.)2) زندگی فکری سعادتمندتر از زندگی عملی است و پیشه های عملی برازنده ی نخبگان نیست.                              جز به خردمند مفرما عمل       گرچه عمل کار خردمد نیست                                                                                               «سعدی»3) مهمترین اندیشه ی آنان واقعی تر انگاشتن عالم معقول از دنیای محسوس است.(این اندیشه با افلاطون به اوج کمال رسید.)در نظر و نگاه فیثاغورسیان دنیای محسوس ناقص است و آفرینش دنیای ناقص در شان خداوند نیست.سپس نتیجه گرفتند که کژی و کاستی متضمن بی حقیقتی است و عالم حس ، تصویری معکوس از حقیقت است . آنها در تحصیل و کسب حقیقت به جهان های مثالی (Ideal Worlds) یا در درون ذهن خود روی آوردند.          

 

گزاره هایی که در سطر نخست آمده محصول شهود است نه مشاهده ی علمی و گزاره های بعدی قضایای منتج از استنباط است.از عواقب زیانبار این نگرش،بی توجهی به مشاهده بود.در سرتاسر این دیاگرام نشانی از دانش تجربی دیده نمی شود . بدین ترتیب هر چه بدست می آید علوم محض و جزمی (Dogmatism) است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 21:33  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

معرفی اندیشمندان یونان(طالس)

1)طالس:  طالس یکی از حکمای سبعه یا هفتگانه ی یونان است.حکمای سبعه هفت حکیمی می باشند که پیش از سقراط می زیستند و عبارتند از:بیاس(Bias)،پیتاکوس(Pittacus)،کلیبول(Cleobule)،خیلون(Chilon)،میزون(Myson)،سولون(Solon)،طالس.  طالس مابین  640-540  قبل از میلاد می زیست . اخترشناس،فیلسوف،ریاضیدان و مرد تجارت و بازرگانی بود.او در هندسه نوآور بود.برهان و اثبات هندسی از کارهای مهم اوست.طالس واجد ذهنی برجسته تر نسبت به بابلی ها و مصری ها بود و سوالاتی را مطرح می نمود که فقط از طریق خرد محض می توان به آنها پاسخ داد.برهان(Proof) چیست؟برهان عبارت است از بیان اینکه یک قضیه (Proposition) یا نتیجه ی(Conclusion) قضیه،تابع یک یا چند فرضیه یا مقدمات (Premises) است.توجه داشته باشید که اعتبار نتیجه از اعتبار مقدمه ها بیشتر نیست زیرا احتمال خطا در استنتاج وجود دارد و البته درستی قضیه به درستی مقدمات وابسته است.ارزش مقدمات به دو صورت قابل احتساب است:1) آنها را مسلم یا بدیهی فرض کنیم.2) خود آن مقدمات از راه مقدمات دیگر به اثبات رسیده باشد.اگر این امر آنقدر ادامه یابد تا ما به قضایای اثبات نشده ای برسیم که مبنای استنتاج قرار گیرند.قضایای اولیه (Primitive Propositions) نامیده می شوند.ماهیت قضایای اولیه چیست؟  قضایای اولیه قضایایی هستند آنچنان بدیهی که هیچ کس در بداهتشان تردید نمی کند.البته در اینجا دو سوال مطرح می شود:1) بدیهی است؟2) آیا بداهت تضمیتی برای راستی هم هست؟که البته پاسخ قطعی برای این سوالات وجود ندارد.فعلاً همین که مقدمات قضایا را ساده تر یا بدیهیتر از نتیجه هایش فرض کنیم،کافی است.تالس موفق شد از مقدماتی که پذیرفتن آنها ساده تر از نتایجشان بود،چند قضیه ی کلی استنتاج کند.او با این عمل خود گام بلندی به پیش برداشت.اقدامات تالس به طور خلاصه:1) ابداع روش استنتاجی که در تاریخ ریاضیات به طور اخصّ و در تاریخ تفکر به طور اعّم جایگاه بلندی دارد.2) تعیین ارتفاع هرم از طریق مقایسه ی اندازه ی سایه هرم با سایه یک تکه چوب.3) متناسب دانستن اضلاع مثلثهای متساوی الزاویه.4)طرح این سوال عظیم تقریباً بی پاسخ که "آیا قضایای غیر بدیهی را از قضایای بدیهی می توان استنتاج نمود؟"

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:34  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

سخنی از ابن سینا

زنهار،زنهار که زیرکی تو و بیزاری جستن تو از عامیان،آن دانی،که هر چیزی را منکر شوی،زیرا آن سبکساری است و عجز است و حماقت در دروغ داشتن چیزی که حال آن تو را پیدا نشده است.کمتر از حماقت نیست،به راست داشتن چیزی که پیش تو نیست و درستی آن ظاهر نیست.بلکه بر تو واجب است که:دست در ریسمان توقف زنی!!«بَل عَلیکَ الاعتِصام بحَبل التَوَقف»                                                     اشارات و تنبیهات «حسین بن سینا»                                                            ترجمه عبدالسلام فارسی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:26  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

یونانیان ( علم در یونان)

تاریخچه مختصری از وضع یونان:یونانیان در ساحل غربی آسیای کوچک و در بیشتر جزیره های دریای اژه سکونت گزیده بودند.با مراجعه به اشعار هومر می توان به روحیه مردم یونان پی برد.آنها مردمی ماجراجو با ذهنی خیال پرداز و روحیه ای سرشار از کنجکاوی و شور زندگی بودند.دنیای آنها سرشار از اسطوره ها بود و انتهای هر پاسخ آنها به خدایی یا خدایانی ختم می شد.بنابراین علم به مفهوم امروزی وجود نداشت.هر پدیده ی طبیعی به نظر آنان سایه ی زمینی یا بازتابی از هستی ماورایی بود،خاک،آب،باد و آتش (عناصر اربعه)،جنگل ها و زمین آکنده از جنیان و پریان بود و تمام اجرام آسمانی قابل روئیت جاندار بودند.خدایان موجوداتی همانند بشر امّا بزرگتر و با طول عمری غیر قابل شمارش که تقریباً هستی ابدی نامیده می شدند داشتند امّا آن خدایان نیز می مردند و عیب هایی نظیر بَشر داشتند و بَشر در برابر آنان یا باید می ستیزید و یا باید نظر لطف و محبت آنها را جلب می نمود.عالم منظر زیبایی داشت و در این عالم می بایست به سیاحت پرداخت،پریان دریایی (Sirens)و یا عفریت جادو که می توانست مردم را به خوک تبدیل کند و عفریت های یک چشم(Cyclopes)موجوداتی بودند که در دام آنها افتادن نهایت خطر به حساب می آمد.در قرن ششم قبل از میلاد یونانیان بهه لحاظ سیاسی متحد نبودند.فقط چند دولت شهر مستقل وجود داشت.آتن،کورینتوس(Corinthus)،اِسپارت،میلتوس(Miletus) و ساموس (Samos) این دولت شهرها بودند.عدم اتحاد این دولت شهرها یونان را محل تاخت و تاز پادشاهان ایرانی از 546  تا 499 قبل از میلاد و ده سال پس از آن نمود.حاصل این مبارزات قدرت روز افزون آتن و اتحاد چند دولت شهر با هم گشت.بدین ترتیب آتن تا سده ی چهارم  ق.م  و حمله مقدونیان(اسکندر) مستقل و نیرومند بود.پیدایش علم یونان:ایونیا(Ionia)محلی است که علم یونان در آنجا آغاز می شود.مردم یونیایی این منطقه بازرگان بودند و در تجارت با مردم مصر،فنیقیه و بابلی ها از فکر و اندیشه و علم آنها تحت تاثیر قرار گرفتند.علومی که در یونان قابلیت طرح دارد عبارتند از:  1- ریاضیاتی کم نظیر  2- اخترشناسی که به نسبت اخترشناسی بابلی ها (که در واقع شامل کوششهایی در تبیین حرکتهای ظاهری پیچیده ی اختران است) بسیار اندک بود.مسائل اخترشناسی که در این دوره مطرح شد آنقدر معضل آفرین بود که برای آنها تا زمان کپلر راه حل رضایت بخشی پیدا نشد.بعضی از آنها می گفتند که زمین باید بدون اتکا به جایی در فضای خالی معلق باشد . طالس گفت: زمین بر اقیانوسی شناور است و آناکسیمنس (Anaximenes) گفت:زمین به سان برگ پهنی در فضا شناور است.  3- فیزیک(یعنی طبیعت شناسی آنها) به خواصی چون جرم،شکل،وزن و حرکت که میان همه مواد مشترک است می پرداخت.فیزیک بیشتر نظری بود و به عبارت بهتر فیزیک کاربردی قابلیت طرح نداشت.فیزیک آنان ترکیبی از حدس و گمانهای تفننی فیلسوفانه بود و البته متاثر از نگرش سیاسی و یا اخلاقی آنها به جهان بود.بحث های مطرح شده در این بخش تماماً تخیلی و فاقد ارزش علمی بود.و البته تخیلی منظم هم نه.  4- فلسفه- در فلسفه، متافیزیک (Methaphysic) آنها جدایِ از فیزیک آنها نبود و فیزیک آنها را نیز متاثر می نمود.آنها در برابر تظاهرات گوناگون  و تغییراتی که بروز می نمود،در برابر حرکت وسکون و در برابر مرگ وحیات به دنبال یک اصل می گشنتند که بتواند تغییر و هویت را تبیین کند.این اصل اولیه که مادة المواد یا اساس مواد یا آرخه (Arche)نامیده می شد.کُنه اصول فلسفی و فیزیکی دانشمندان را تشکیل می داد . مثلاً هِراکلیت (Heraclitus) مادة المواد را آتش و طالس آن را آب می پنداشت .  5- زیست شناسی و پزشکی در بردارنده اقدامات دقیق و اصولی بود . بقراط (Hippocrates) و ارسطو (Aristotle) از ممتازترین پزشکان و برجسته ترین طبیعی دانان بودند.بحث امکان تطور را نیز نخستین بار آناکسیمنس مطرح نمود.

روش علمی یونانان: 1- اهمیت مشاهده و آزمایش در این مردم کم بود.2- از راه قیاس به جهان خارج معرفت حاصل می کردند و قیاس بر پایه ی اصولی کلی بود و آن اصول کلی از احساس آنان  از وجود نظم در جهان ناشی مسشد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد فیثاغورث 15 ص

زندگی نامه فیثاغورث

اختصاصی از حامی فایل زندگی نامه فیثاغورث دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

زندگی نامه فیثاغورث

فیثاغورث (در یونانی Πυθαγορας) (زادهٔ حدود ۵۶۹ (پیش از میلاد) - درگذشتهٔ حدود ۴۹۶ (پیش از میلاد)). از فیلسوفان و ریاضیدانان یونان باستان بود. شهرت وی بیشتر بخاطر ارائه قضیهٔ فیثاغورث است. وی را یونانیان یکی از هفت فرزانه بشمار می‌آوردند.زندگی فیثاغورث در جزیره ساموس، نزدیک کرانه‌های ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون و اودوکس (۵۶۹ تا ۵۰۰ (پیش از میلاد)) می‌زیست.او در جوانی به سفرهای زیادی رفت و این امکان را پیدا کرد تا با مصر، بابل و مغان ایرانی آشنا شود و دانش آنها را بیاموزد. به طوری که معروف است فیثاغورث، دانش مغان را آموخت. او روی هم رفته، ۲۲ سال در سرزمین‌های خارج از یونان بود و چون از سوی پولوکراتوس، شاه یونان، به آمازیس، فرعون مصر سفارش شده بود، توانست به سادگی به رازهای کاهنان مصری دست یابد. او مدتها در این کشور به سر برد و در خدمت کاهنان و روحانیون مصری به شاگردی پرداخت و آگاهی‌ها و باورهای بسیار کسب کرد واز آنجا روانه بابل شد و دوران شاگردی را از نو آغاز کرد.وقتی او در حدود سال ۵۳۰، از مصر بازگشت، در زادگاه خود مکتب اخوتی را بنیان گذاشت که طرز فکر اشرافی داشت. هدف او از بنیان نهادن این مکتب این بود که بتواند مطالب عالی ریاضیات و مطالبی را تحت عنوان نظریه‌های فیزیکی و اخلاقی تدریس کند و پیشرفت دهد.شیوهٔ تفکر این مکتب با سنت قدیمی دموکراسی، که در آن زمان بر ساموس حاکم بود، متضاد بود. و چون این مشرب فلسفی با مذاق مردم ساموس خوش نیامد، فیثاغورث به ناچار، زادگاهش را ترک گفت و به سمت شبه جزیره آپتین (از سرزمینهای وابسته به یونان) رفت و در کراتون مقیم شد.در افسانه‌ها چنین آمده است که متعصبان مذهبی و سیاسی، توده‌های مردم را علیه او شوراندند و به ازای نور هدایتی که وی راهنمای ایشان کرده بود مکتب و معبد او را آتش زدند و وی در میان شعله‌های آتش جان سپرد.این جمله معروف را دوستدارانش در رثای او گفته‌اند: «Sic transit gloria mundi» یعنی «افتخارات جهان چنین می‌گذرند».وی نظرات ریاضی خویش را با ترهات فلسفی و باورهای دینی درهم آمیخته بود. او در عین حال هم عارف و هم ریاضیدان بود و بقولی یکدهم شهرت او نتیجه نبوغ وی و مابقی ماحصل ارشاد و رسالت اوست.

فیثاغورث و مسئلهٔ استدلال در ریاضیات

برای آنکه نقش فیثاغورث را در تبیین اصول ریاضیات درک کنیم، لازم است کمی درباره جایگاه ریاضیات در عصر وی و پیشرفتهایی که تا زمان وی صورت گرفته بود، بدانیم که این هم به نوبه خود، در خور توجه است. جالب است بدانید با اینکه مبنای ریاضیات بر «استدلال» استوار است، قبل از فیثاغورث هیچ کس نظر روشنی درباره این موضوع نداشت که استدلال باید مبنی بر مفروضات باشد. به عبارتی استدلال، مسئلهٔ تعریف شده‌ای نبود.در واقع می‌توان گفت بنا به قول مشهور، فیثاغورث در بین اروپاییان اولین کسی بود که روی این نکته ا صرار ورزید که در هندسه باید ابتدا «اصول موضوع» و «اصول متعارفی» را معین کرد و آنگاه به اتکاء آنها که «مفروضات» هم نامیده می‌شوند، روش استنتاج متوالی را پیش گرفت به پیش رفت. از نظر تاریخی «اصول متعارفی» عبارت بود از «حقیقتی لازم و خود بخود واضح».اینکه فیثاغورث استدلال را وارد ریاضیات کرد، از مهم‌ترین حوادث علمی است و قبل از فیثاغورث، هندسه عبارت بود از مجموعه قواعدی که ماحصل تجارب و ادراکات متفرق بوده‌اند؛ تجارب و قواعدی که هیچگونه ارتباطی با هم نداشتند حتی کسی در آن زمان حدس نمی‌زد مجموعهٔ این قواعد را بتوان از عدهٔ بسیار کمی اصول نتیجه گرفت. در صورتی که امروزه حتی تصور این موضوع که ریاضیات بدون استدلال چه وضع و حالی داشته است برای ما ممکن نیست. اما در آن عصر این موضوع گام بلندی به سوی نظام قدرتمند هندسه محسوب می‌شد.

مجمع فیثاغوری

بنیان فلسفی مجمع فیثاغوری بر آموزش رازهای عدد قرار داشت. به اعتقاد فیثاغورثیان، عدد، بنیان هستی را تشکیل می‌‌دهد، علت هماهنگی و نظم در طبیعت است، رابطه‌های ذاتی جهان ما، حکومت و دوام جاودانی آن را تضمین می‌کند. عدد، قانون طبیعت است، بر خدایان و بر مرگ حکومت می‌‌کند و شرط هرگونه شناخت و دانشی است. چیزها، تقلید و نمونه‌ای از عدد هستند.چنین برداشت ستایش‌آمیزی از عدد، با خیال‌بافی‌های اسرارآمیزی درآمیخته بود، که همراه با مقدمه‌های ریاضی، از کشورهای خاورنزدیک اقتباس شده بود.فیثاغوریان، ضمن بررسی نواهای موزون و خوش‌آهنگی که در موسیقی به دست می‌آید، متوجه شدند که آهنگ موزون روی صدای سه سیم، زمانی به دست می‌آید که طول این سیم‌ها، متناسب با عددهای ۳ و ۴ و ۶ باشد. فیثاغوریان این بستگی عدد را در پدیده‌های دیگر نیز پیدا کردند. از جمله، نسبت تعداد وجه‌ها، راسها و یال‌های مکعب هم برابر است با نسبت عددی ۶:۸:۱۲.همچنین فیثاغوریان متوجه شدند که اگر بخواهیم صفحه‌ای را با یک نوع چندضلعی منتظم بپوشانیم، فقط سه حالت وجود دارد؛ دور و بر یک نقطه از صفحه را می‌توان با ۶ مثلث متساوی‌الاضلاع، با ۴ مربع، و یا با ۳ شش‌ضلعی منتظم پر کرد، به طوری که دور و بر نقطه را به طور کامل بپوشاند. همانطور که مشاهده می‌شود، تعداد این چندضلعی‌ها با همان نسبت ۳:۴:۶ مطابقت دارد و اگر نسبت تعداد اضلاع این چندضلعی‌ها را در نظر بگیریم، به همان نسبت ۳:۴:۶ می‌رسیم.

بر اساس همین مشاهده‌ها بود که مکتب فیثاغوری اعتقاد داشت همهٔ پدیده‌های گیتی از بستگی‌های عددی مشخصی پیروی می‌کنند و یک هماهنگی وجود دارد. از جمله فیثاغوریان گمان می‌کردند فاصلهٔ بین اجرام آسمانی را تا زمین در فضای کیهانی می‌توان با نسبت‌های معینی پیدا کرد. به همین دلیل بود که در مکتب فیثاغوری به بررسی دقیق نسبتها پرداختند. آنها به جز نسبت حسابی و هندسی، دربارهٔ نوعی بستگی هم که به همساز یا توافقی معروف است، بررسی‌هایی انجام دادند.سه عدد را به نسبت همساز گویند وقتی که وارون آنها به نسبت حسابی باشد. به زبان دیگر سه عدد تشکیل تصاعد همساز یا توافقی می‌دهند، وقتی وارون آنها تصاعد حسابی باشد. سه عدد ۳، ۴ و ۶ به نسبت توافقی هستند، زیرا کسرهای ۱/۳، ۱/۴ و ۱/۶ به تصاعد حسابی هستند زیرا:

1 / 4 − 1 / 3 = 1 / 6 − 1 / 4

به مناسبت اهمیت بی‌اندازه‌ای که مکتب فسثاغوری برای عدد قایل بود و فیثاغوریان توجه زیادی به بررسی و کشف ویژگی‌های عددها می‌کردند، در واقع، مقدمه‌های نظریه عددها را بنیان گذاشتند. با وجود این،مکتب فیثاغوری هم، مانند همه یونانی‌های آن زمان، عمل محاسبه را دور از اعتبار خود، که به فلسفه مشغول بودند، می‌دانستند. آنها مردمی را که به کارهای معیشتی و عملی می‌پرداختند و بیشتر از برده‌ها بودند، پست می‌شمردند و لوژستیک می‌خواندند. فیثاغورس می‌گفت که او حساب را والاتر از نیازهای بازرگانی می‌داند.به همین مناسبت در مکتب فیثاغوری، حتی شمار عملی هم مورد توجه قرار نگرفت. آنها تنها در باره ویژگی‌های عددها کار می‌کردند. در ضمن، ویژگی عدد را هم به یاری ساختمان‌های هندسی پیدا می‌کردند. با وجود این،رواج نوعی دستگاه مناسب برای عدد نویسی را در یونان، به فیثاغوریان و یا هواداران نزدیک آنها نسبت می‌دهند.در این نوع عدد نویسی که از فینیقی‌ها گرفته بودند، از حرف‌های الفبای فینیقی، برای نوشتن عددها استفاده شد: ۹ حرف اول الفبا برای عددهای از 1 تا ۹، ۹ حرف بعدی برای نشان دادن دهگان (۲۰،۱۰،...،۹۰) و ۹ حرف بعدی برای صدها (۲۰۰،۱۰۰،...،۹۰۰). برای حرف از عدد تشخیص داده شود، بالای عدد خط کوتاهی می‌گذاشتند. برای نشان دادن عددهای بزرگ‌تر از نشانه‌های اضافی استفاده می‌کردند. وقتی نشانه‌ای شبیه ویرگول را جلو عددی می‌گذاشتند، به معنای هزار برابر آن بود، برای ده هزار برابر عدد، یک نقطه جلو عدد می‌گذاشتند.

ریشه‌های شرقی دانش فیثاغورثیان

کالین رنان، پژوهشگر و نویسنده‌ی چند کتاب درباره‌ی تاریخ علم و از نویسندگان دانش‌نامه‌ی بریتانیکا، در کتاب تاریخ علم کمبریج، به گوشه‌هایی از ریشه‌های شرقی دانش یونانیان اشاره کرده است:فیثاغورث نزدیک سال 560 پیش از میلاد در جزیره‌ی ساموس(در 50 کیلومتری میلتوس) به دنیا آمد. او به یک جنبش نوزایی مذهبی پیوست که پیروان آن باور داشتند روح می‌تواند از تن بیرون رود و به بدن انسان دیگری وارد شود و این باور به احتمال زیاد ریشه‌ی شرقی دارد. فیثاغورث در


دانلود با لینک مستقیم


زندگی نامه فیثاغورث

تحقیق درمومرد فیثاغورث 15 ص

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درمومرد فیثاغورث 15 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

فیثاغورث حوالی سال 570 ق.م در ساموس زندگی خویش را آغازید.محضر اساتیدی چون طالس و آناکسیمندروس را درک نمود.او مردی دنیا دیده بود و چندین سال در سفر،بخصوص در مصر و بابل بود.در نهایت به کروتون رفت و در آنجا به تدریس پرداخت و انجمن عظیم تاریخی خود را به راه انداخت.بسیاری وی را پیشوا و پدر فلسفه الهی خوانده اند.چرا مکتب فیثاغورث را بررسی می کنیم؟    فیثاغورثیان قائل به حصول معرفت علمی از طریق درون نگری (Introspection) بودند و به این امر بیش از مشاهده باور داشتند به همین جهت نیز به ریاضیات و غور در ذهن خویش علاقه مند بودند.این اندیشه و دیگر اندیشه های فیثاغورثیان که راجع به آنها سخن خواهیم گفت نزدیک به 2000 سال مستقیم و غیر مستقیم بر علم و حتی بیش از این مدت بر فلسفه تاثیر گذاشت . و اگر بگوییم تا این تفکرات را در نیابیم سیر تفکر اروپا را درک نخواهیم کرد ، سخنی به گزاف نگفته ایم.مکتب فیثاغورث چیست؟انجمن فیثاغورثی، انجمنی زاهدانه و رازورانه بود و مقرراتی سخت داشت.زنان ومردان تحت شرایطی یکسان به عضویت انجمن پذیرفته می شدند.تجّرد امری اجباری نبود.سخت ترین بند مقررات این بود که هیچ یک از اعضا نسبت به آنچه کشف می کرد حقی نداشت.دانش ملک مشترک همه اعضا بود و افتخار پیشرفت دانش تنها به انجمن تعلق می گرفت و کسی از آنچه در انجمن می گذشت با جمع و اجماع سخن نمی گفت. آنها دست یافتن عوام الناس به رازهای پنهان علم و فلسفه را شایسته نمی دانستند و به همین خاطر هر چقدر اعتبار و نفوذ این انجمن فزونی می یافت محبوبیت خود را نزد مردم وعوام از دست می داد. مکتب فیثاغورث دنیای علم را تحت تاثیر خود قرار داد.و تاثیر فلسفه و اندیشه های فیثاغورسیان در اندیشه های بزرگان فلسفه کاملاً مشهود است.آرمان شهر افلاطون و بحث مُثل وی که تا به امروز تاریخ اندیشه ذهن نظام مند افلاطون را می ستاید،همه از مکتب فیثاغورث بر پا خواسته است.فیثاغورسیان بسیار علاقه مند به در دست گرفتن قدرت سیاسی بودند امّا نه دولت های وقت و نه عوام این امر را بر نمی تافتند.باری به هر جهت این گروه پیش از آنکه توفیق های سیاسی یابند از هم پاشیدند و به عنوان انجمن علمی محض و مطلق دوباره در تارنتوم به فعالیت های علمی خود ادامه دادند و به انجمن علمی گسترده تری که مرکز آن آتن بود تبدیل شدند.مختصری از اصول مذهبی و اعتقادی فیثاغورسیان:ما دقیقاً نمی دانیم کدام اعمال مختص شخص خود فیثاغورث بوده است و کدام نبوده فلذا آنچه در اینجا بیان می کنیم تحت عنون کلّی مذهب یا مکتب فیثاغورسی است.1) بارزترین اندیشه این گروه که در عمل خود نیز بدان پایبند بودند،اندیشه ی جامعه ای است که بر بنیاد مالکیت اشتراکی،برابری جنسی و انظباط سخت،که عامل نگهدارنده جمهوری است استوار است.(این عقیده از طریق افلاطون به آیندگان منتقل شد.)2) زندگی فکری سعادتمندتر از زندگی عملی است و پیشه های عملی برازنده ی نخبگان نیست.                              جز به خردمند مفرما عمل       گرچه عمل کار خردمد نیست                                                                                               «سعدی»3) مهمترین اندیشه ی آنان واقعی تر انگاشتن عالم معقول از دنیای محسوس است.(این اندیشه با افلاطون به اوج کمال رسید.)در نظر و نگاه فیثاغورسیان دنیای محسوس ناقص است و آفرینش دنیای ناقص در شان خداوند نیست.سپس نتیجه گرفتند که کژی و کاستی متضمن بی حقیقتی است و عالم حس ، تصویری معکوس از حقیقت است . آنها در تحصیل و کسب حقیقت به جهان های مثالی (Ideal Worlds) یا در درون ذهن خود روی آوردند.          

 

گزاره هایی که در سطر نخست آمده محصول شهود است نه مشاهده ی علمی و گزاره های بعدی قضایای منتج از استنباط است.از عواقب زیانبار این نگرش،بی توجهی به مشاهده بود.در سرتاسر این دیاگرام نشانی از دانش تجربی دیده نمی شود . بدین ترتیب هر چه بدست می آید علوم محض و جزمی (Dogmatism) است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 21:33  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

معرفی اندیشمندان یونان(طالس)

1)طالس:  طالس یکی از حکمای سبعه یا هفتگانه ی یونان است.حکمای سبعه هفت حکیمی می باشند که پیش از سقراط می زیستند و عبارتند از:بیاس(Bias)،پیتاکوس(Pittacus)،کلیبول(Cleobule)،خیلون(Chilon)،میزون(Myson)،سولون(Solon)،طالس.  طالس مابین  640-540  قبل از میلاد می زیست . اخترشناس،فیلسوف،ریاضیدان و مرد تجارت و بازرگانی بود.او در هندسه نوآور بود.برهان و اثبات هندسی از کارهای مهم اوست.طالس واجد ذهنی برجسته تر نسبت به بابلی ها و مصری ها بود و سوالاتی را مطرح می نمود که فقط از طریق خرد محض می توان به آنها پاسخ داد.برهان(Proof) چیست؟برهان عبارت است از بیان اینکه یک قضیه (Proposition) یا نتیجه ی(Conclusion) قضیه،تابع یک یا چند فرضیه یا مقدمات (Premises) است.توجه داشته باشید که اعتبار نتیجه از اعتبار مقدمه ها بیشتر نیست زیرا احتمال خطا در استنتاج وجود دارد و البته درستی قضیه به درستی مقدمات وابسته است.ارزش مقدمات به دو صورت قابل احتساب است:1) آنها را مسلم یا بدیهی فرض کنیم.2) خود آن مقدمات از راه مقدمات دیگر به اثبات رسیده باشد.اگر این امر آنقدر ادامه یابد تا ما به قضایای اثبات نشده ای برسیم که مبنای استنتاج قرار گیرند.قضایای اولیه (Primitive Propositions) نامیده می شوند.ماهیت قضایای اولیه چیست؟  قضایای اولیه قضایایی هستند آنچنان بدیهی که هیچ کس در بداهتشان تردید نمی کند.البته در اینجا دو سوال مطرح می شود:1) بدیهی است؟2) آیا بداهت تضمیتی برای راستی هم هست؟که البته پاسخ قطعی برای این سوالات وجود ندارد.فعلاً همین که مقدمات قضایا را ساده تر یا بدیهیتر از نتیجه هایش فرض کنیم،کافی است.تالس موفق شد از مقدماتی که پذیرفتن آنها ساده تر از نتایجشان بود،چند قضیه ی کلی استنتاج کند.او با این عمل خود گام بلندی به پیش برداشت.اقدامات تالس به طور خلاصه:1) ابداع روش استنتاجی که در تاریخ ریاضیات به طور اخصّ و در تاریخ تفکر به طور اعّم جایگاه بلندی دارد.2) تعیین ارتفاع هرم از طریق مقایسه ی اندازه ی سایه هرم با سایه یک تکه چوب.3) متناسب دانستن اضلاع مثلثهای متساوی الزاویه.4)طرح این سوال عظیم تقریباً بی پاسخ که "آیا قضایای غیر بدیهی را از قضایای بدیهی می توان استنتاج نمود؟"

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:34  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

سخنی از ابن سینا

زنهار،زنهار که زیرکی تو و بیزاری جستن تو از عامیان،آن دانی،که هر چیزی را منکر شوی،زیرا آن سبکساری است و عجز است و حماقت در دروغ داشتن چیزی که حال آن تو را پیدا نشده است.کمتر از حماقت نیست،به راست داشتن چیزی که پیش تو نیست و درستی آن ظاهر نیست.بلکه بر تو واجب است که:دست در ریسمان توقف زنی!!«بَل عَلیکَ الاعتِصام بحَبل التَوَقف»                                                     اشارات و تنبیهات «حسین بن سینا»                                                            ترجمه عبدالسلام فارسی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:26  توسط علی جعفری  |  آرشیو نظرات

 

یونانیان ( علم در یونان)

تاریخچه مختصری از وضع یونان:یونانیان در ساحل غربی آسیای کوچک و در بیشتر جزیره های دریای اژه سکونت گزیده بودند.با مراجعه به اشعار هومر می توان به روحیه مردم یونان پی برد.آنها مردمی ماجراجو با ذهنی خیال پرداز و روحیه ای سرشار از کنجکاوی و شور زندگی بودند.دنیای آنها سرشار از اسطوره ها بود و انتهای هر پاسخ آنها به خدایی یا خدایانی ختم می شد.بنابراین علم به مفهوم امروزی وجود نداشت.هر پدیده ی طبیعی به نظر آنان سایه ی زمینی یا بازتابی از هستی ماورایی بود،خاک،آب،باد و آتش (عناصر اربعه)،جنگل ها و زمین آکنده از جنیان و پریان بود و تمام اجرام آسمانی قابل روئیت جاندار بودند.خدایان موجوداتی همانند بشر امّا بزرگتر و با طول عمری غیر قابل شمارش که تقریباً هستی ابدی نامیده می شدند داشتند امّا آن خدایان نیز می مردند و عیب هایی نظیر بَشر داشتند و بَشر در برابر آنان یا باید می ستیزید و یا باید نظر لطف و محبت آنها را جلب می نمود.عالم منظر زیبایی داشت و در این عالم می بایست به سیاحت پرداخت،پریان دریایی (Sirens)و یا عفریت جادو که می توانست مردم را به خوک تبدیل کند و عفریت های یک چشم(Cyclopes)موجوداتی بودند که در دام آنها افتادن نهایت خطر به حساب می آمد.در قرن ششم قبل از میلاد یونانیان بهه لحاظ سیاسی متحد نبودند.فقط چند دولت شهر مستقل وجود داشت.آتن،کورینتوس(Corinthus)،اِسپارت،میلتوس(Miletus) و ساموس (Samos) این دولت شهرها بودند.عدم اتحاد این دولت شهرها یونان را محل تاخت و تاز پادشاهان ایرانی از 546  تا 499 قبل از میلاد و ده سال پس از آن نمود.حاصل این مبارزات قدرت روز افزون آتن و اتحاد چند دولت شهر با هم گشت.بدین ترتیب آتن تا سده ی چهارم  ق.م  و حمله مقدونیان(اسکندر) مستقل و نیرومند بود.پیدایش علم یونان:ایونیا(Ionia)محلی است که علم یونان در آنجا آغاز می شود.مردم یونیایی این منطقه بازرگان بودند و در تجارت با مردم مصر،فنیقیه و بابلی ها از فکر و اندیشه و علم آنها تحت تاثیر قرار گرفتند.علومی که در یونان قابلیت طرح دارد عبارتند از:  1- ریاضیاتی کم نظیر  2- اخترشناسی که به نسبت اخترشناسی بابلی ها (که در واقع شامل کوششهایی در تبیین حرکتهای ظاهری پیچیده ی اختران است) بسیار اندک بود.مسائل اخترشناسی که در این دوره مطرح شد آنقدر معضل آفرین بود که برای آنها تا زمان کپلر راه حل رضایت بخشی پیدا نشد.بعضی از آنها می گفتند که زمین باید بدون اتکا به جایی در فضای خالی معلق باشد . طالس گفت: زمین بر اقیانوسی شناور است و آناکسیمنس (Anaximenes) گفت:زمین به سان برگ پهنی در فضا شناور است.  3- فیزیک(یعنی طبیعت شناسی آنها) به خواصی چون جرم،شکل،وزن و حرکت که میان همه مواد مشترک است می پرداخت.فیزیک بیشتر نظری بود و به عبارت بهتر فیزیک کاربردی قابلیت طرح نداشت.فیزیک آنان ترکیبی از حدس و گمانهای تفننی فیلسوفانه بود و البته متاثر از نگرش سیاسی و یا اخلاقی آنها به جهان بود.بحث های مطرح شده در این بخش تماماً تخیلی و فاقد ارزش علمی بود.و البته تخیلی منظم هم نه.  4- فلسفه- در فلسفه، متافیزیک (Methaphysic) آنها جدایِ از فیزیک آنها نبود و فیزیک آنها را نیز متاثر می نمود.آنها در برابر تظاهرات گوناگون  و تغییراتی که بروز می نمود،در برابر حرکت وسکون و در برابر مرگ وحیات به دنبال یک اصل می گشنتند که بتواند تغییر و هویت را تبیین کند.این اصل اولیه که مادة المواد یا اساس مواد یا آرخه (Arche)نامیده می شد.کُنه اصول فلسفی و فیزیکی دانشمندان را تشکیل می داد . مثلاً هِراکلیت (Heraclitus) مادة المواد را آتش و طالس آن را آب می پنداشت .  5- زیست شناسی و پزشکی در بردارنده اقدامات دقیق و اصولی بود . بقراط (Hippocrates) و ارسطو (Aristotle) از ممتازترین پزشکان و برجسته ترین طبیعی دانان بودند.بحث امکان تطور را نیز نخستین بار آناکسیمنس مطرح نمود.

روش علمی یونانان: 1- اهمیت مشاهده و آزمایش در این مردم کم بود.2- از راه قیاس به جهان خارج معرفت حاصل می کردند و قیاس بر پایه ی اصولی کلی بود و آن اصول کلی از احساس آنان  از وجود نظم در جهان ناشی مسشد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمومرد فیثاغورث 15 ص