حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

رفتارگرایی

اختصاصی از حامی فایل رفتارگرایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

رفتارگرایی

رفتارگرایی(Behavioralism) از اوائل قرن بیستم به همت دانشمندانی چون آرتور بنتلی، فرانک کنت و هربرت تینگستن پایهگذاری شد و پس از جنگ دوم جهانی، محققینی مانند هارولد لاسول، مرتون، دیوید ایستون و تالکوت پارسونز به تعمیق و گسترش آن کمک شایانی نمودند.[1]

رابرت دال رفتارگرایی را چنین تعریف میکند: کوشش برای تجربیکردن زندگی سیاسی به کمک ابزارها و روشهای قابل سنجش که قابلیت تبدیل به احکام  کلی و فرضیههای جدید در علوم تجربی را دارد. هر قدر نفعطلبی و بیشینه کردن فایده در جایی غلبه داشته باشد، قضیهی عمل جمعی هم بههمان اندازه اهمیت و صدق خواهد یافت.

این مکتب در طول قرن بیستم در بین متفکران آمریکایی سیطره داشت، و بر مطالعهی عینی و رابطهی محیط با رفتار تحت کنترل تاکید میکرد. رفتارگرایی، روانشناسی ذهنی را کنار میگذارد، و در تجربهگرایی و عینیگرایی کلاسیک ریشه دارد. بهشکل کلی، رفتارگرایی مکتبی است که رفتار انسان را در فهم پدیدههای انسانی محور قرار میدهد؛ و در دو حوزهی علمی و فلسفی کاربرد دارد. در بعد علمی، واتسون تحلیل روانشناسانهی خود را بر رفتار قابل آزمایش انسانها مبتنی کرد. ویتگنشتاین، بهعنوان رفتارگرای فلسفی، معتقد است ملاک کاربرد اصطلاحات نمیتواند امری ذهنی، بلکه باید بینالاذهانی باشد.[2]

 

مراحل تکوین رفتارگرایی

این مکتب مراحل زیر را پشت سر گذاشته است:

1- رفتارگرایی کلاسیک: از 1900-1925(واتسون)

2- رفتارگرایی جدید: دههی 20-40 (کلارک هال)

3- نظریهی فرضی – استقرایی هال: دههی 40و 50

4- تاکید بر شیوههای شرطی و کنترلی در روانشناسی: دههی 60-70

5- رفتارگرایی شناختی، از 1975 به بعد که به نظریههای یادگیری توجه نمود.[3]

 

 

پیشفرضهای رفتارگرایی

1- استفاده از متغیر مستقل و وابسته بهجای علت و معلول

2- استفاده از دستاوردهای علوم طبیعی در علوم انسانی

3- امکان شناخت رفتار افراد بهوسیله روشهای علمی

4- محتمل و تصادفی بودن وقایع[4]

 

اصول رفتارگرایی

اصول رفتارگرایی که تا حدودی با اصول اثباتگرایی اشتراک دارد، عبارت است از:

1- جایگزینی فلسفهی علم بهجای متافیزیک

2- نفی تاریخگرایی و تحولگرایی

3- جایگزینی نسبیت بهجای تعین، و مانگین بهجای عقلانیت

4- عطف توجه از نهاد و ساختار به رفتار فردی

5- فرضیات تجربی بهجای فرضیههای اشراقی و تعمیمی

6- تکیه بر رفتار فرد بهجای تاکید بر نقش ساختارها[5]

7- محدود نشدن به استقرا(برخلاف اثباتگرایان اولیه)

8- اهمیت مقام داوری نسبت به مقام گردآوری

9- استفاده از ریاضیات و آمار و تحقیقات میدانی

10- دوری از ارزشگذاری

11- تکیهی بر نمونهگیری و اندازهگیری، بهدلیل وجود امکان و تصادف

12- نظم و هماهنگی بین نظریه و تحقیق و ابزار، کار علمی خالص است.[6]

 

هدف رفتارگرایی

رفتارگرایی سعی دارد بین دانش سیاسی و اقدام سیاسی پیوند ایجاد نماید. این مکتب در سیاست، اثباتگرا و ضد متافیزیک است؛ و مرهون شکاکیت هیوم و عملگرایی ویلیام جیمز و دیویی میباشد. از آنجا که رفتارگرایی بر اثباتگرایی تکیه میزند، روش علمی آن دقیق و آزمونپذیر، تکرارپذیر و مبتنی بر تفکیک دانش از ارزش میباشد. هدف دیگر آن کاربرد فنون و روشهای آماری دقیق در تحلیل دادههای سیاسی است.[7]

 

کاربرد در علوم اجتماعی

علوم اجتماعی بهشکل کلی از رفتارگرایی تاثیر پذیرفت. پارادایم رفتارگرایی سایهی خود را برای مدتی طولانی بر سر کلیهی رشتههای موجود در علوم اجتماعی افکند. آثار این تاثیر را میتوان در کمیشدن و غیر متافیزیکیشدن علوم، توجه به رفتار بهعنوان واحد تحلیل و دنیویشدن تحلیلها و دوری از غایتگرایی جستجو نمود. کاربرد نظریهی تصمیمگیری در اقتصاد آن است که اولا منابع در اختیار خود را به حداکثر برسانیم، و ثانیا منابع خود را در مقابل کالاهای دیگر بخشها در بازار مبادلاتی با حداکثر قیمت ممکن به فروش برسانیم. بر این مبنا هر سیاستگذار در اخذ تصمیمات خود باید به دو عامل منابع سیاسی موجود و مبادلات سیاسی توجه نماید.[8]

رفتارگرایی اجتماعی، نگرشی است که در چارچوب رفتارگرایی روانشناختی به تجزیه و تحلیل نظامهای اجتماعی میپردازد. مستقیما به رابطهی بین رفتار و محیط توجه دارد و حالات واسطهای مفروض ذهن را نادیده میگیرد، همچنین بر این اندیشه استوار است که هر رفتار از پیامد رفتار قبلی شکل میگیرد و نیز میتوان با کنترل و دستکاری محیط، واکنشها را کنترل نمود و تغییر داد. در واقع همان شرطی کردن عامل است.[9]

 

کاربرد در علوم سیاسی

به قول اپتر، اولینبار مفهوم رفتارگرایی در سیاست توسط گراهام والاس از اعضای کمیتهی اجرایی فابین بهکار گرفته شد. او بهجای متغیرهای اقتصادی در سیاست به تاثیر جامعهی مدرن در شخصیت و ایستارها و تاثیر تمرکزهای شهری بر تنشهای عصبی فردی و جمعی شهروندان توجه دارد. مهمترین متفکران رفتارگرا از مکتب شیکاگو عبارتند از: هارولد لاسول، چارلز مریام و هارولد گاسنل. مریام به کنشهای گروهی و لاسول به روانشناسی اجتماعی تمایل داشت. دو شاخهی رفتارگرایی تفسیری و تجویزی. فروید در دستهی اول، و فرهنگگرایانی همچون برتران بدیع در دستهی دوم قرار میگیرند.[10]

در سیاستهای داخلی و خارجی همواره بازیگرانی وجود دارند که عاقلانه میاندیشند؛ و براساس اصول عقلانی تصمیم میگیرند. کمی و دقیق کردن تصمیمات به رهبران و بازیگران سیاسی کمک میکند تا تصمیمات بهینهای اخذ کنند.

 

رفتارگرایی و روابط بینالملل

علل پیدایش آن در روابط بینالملل

رفتارگرایی در روابط بینالملل بهصورت یک حرکت اعتراضآمیز به سنتگرایی و در تکامل دقیقتر شدن علوم انسانی ظهور نمود.

یکی از بنیانیترین نکاتی که آنها مطرح میکردند این بود که سنتگرایی  شناخت قابل اتکایی بهدست نمیدهد. هر محققی نظرات خود را بر پایهی قضاوت ذهنی و بدون توجه و حساسیت به سند و مدرک و استناد عرضه مینماید و مجموع این مطالعات قابل انباشت نیستند. دلیل اصلی این ضعف در سنتگرایی متکی نبودن آن به روشهای ثابت و علمی است. بنابراین تقابل اصلی میان روش و روش شناخت است. از بنیانگذاران رفتارگرایی  در روابط بینالملل میتوان به "جیمز روزنا" اشاره کرد.[11]

ویژگیهای رفتارگرایی در روابط بینالملل

1- کشف الگوهای رفتاری و عملی، رفتارهای مشابه و قواعد مستمر کنشی و واکنشی

2- ویژگی دیگر بحث مقایسه و قابلیت مقایسهای پدیدههای روابط بینالملل است. بهواسطه این روش، توجه به پرورش چارچوبهای تحلیلی معطوف گشت. بدین صورت که پدیدههای مشابه مورد مقایسه قرار بگیرند و وجوه اشتراک و افتراق آنها مورد بررسی قرار بگیرد تا اگر رویدادی با ویژگیهای مشابه در آینده بهوجود آمد بتوان به درسهای گذشته بازگشت و در مورد رویداد مشابه احتمالاتی را بیان نمود.


دانلود با لینک مستقیم


رفتارگرایی

زنان پیامبر اسلام (ص) 12 ص

اختصاصی از حامی فایل زنان پیامبر اسلام (ص) 12 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 13

 

ومقدمه

زن انسانی است شریک زندگی مرد و هر دو چون کشتی و کشتی بان هستند که با همکاری یکدیگر کشتی را به ساحل نجات برسانند. اسلام برای زن ارج و حق و قوانین معتدلی مقرر فرموده تا زندگی مشترک در سلیقه های مختلف و نیروهای متضاد درونی و خواسته ها و تمایلات نفسانی و اصطکاک منافع و مضار با اعتدال مطلوب پایان یابد آن خالقی که بشر را آفرید و زن را به آرامش و آسایش خاطر مرد و کارخانه تولید مثل و انسان سازی خلق کرد خداوند است که بر طبق استعداد و ظرفیت و خواسته های غریزی و طبیعی برای مرد و زن محدودیت های تشریعی و تمایلات قائل شد تا با آزادی مطلق موفقیت های خود را از دست ندهند.

اسلام نظر به این دقایق لطیف داشته که به زن و مرد توصیه و تاکید فرمود باید در محدوده عفاف در حرکت باشند و نسبت به هم طبق تعلیمات عالیه قرآن عمل کنید. اگر مرد یک لحظه از حال زن غفلت نماید ویا زن یک لحظه در وظیفه و کار شوهرداری و بچه داری سهل انگاری کندحیات فردی و اجتماعی آنهابه خطر می افتد.

اسلام روابط نامشروع جنسی را حرام و در صورت ثبوت و شهود زنا معلق به هشتاد تازیانه و برجرم سنگباران است نموده تا عفت عمومی زن در جامعه محفوظ بماند و زن مسلمان مطلقا مورد تهمت قرار نگیرد.

عده زنان پیامبر اسلام (ص):

در تعداد زنان پیامبر اختلاف است. برخی 11 تن دانسته اند:

ام حبیبه رمله 2- ام سلمه هنه 3- جویریه 4- حفصه

5- خدیجه 6- زینت بنت حجش 7- زینت هلالیه 8- سوده

9- صفیه 10- عایشه 11- میمونه

با همه اینها زفاف شده و نه تن ایشان از خدیجه و زینب هلالیه در حین وفات آن حضرت زنده بودند.

برخی تعداد ازدواج را 12 نفر نوشته اند و ریحانه بنت یزید را که از قبیله بنی نضیر است و از اسراء بوده و بدان حضرت اختصاص یافته و پس از آن ادا کردن تزویج فرمود.

بعضی شماره ازدواج را 15 نفر دانسته و جمعی 18 نفر نوشته اند. طبری در اعلام الوری 21 زن گفته که ام شریک، اسماء، سینا، عالیه، عمره، فاطمه، قتلیه، لیلی و ملیکه را افزوده و زنی که بدون نام پدرش شکایت به پیغمبر نمود که شوهرش به علت کسالت طلاق داده در حالی که اصلاً مریض نشده است. پیغمبر او را هم گرفت.

ولی آن چه مسلم است با 11 زن شرط زفاف به عمل آورده و بقیه موهبه النفس بوده یا مواصلت نشده است.

علامه مجلسی 22زن برای پیغمبر نقل نموده است که با 12 نفر زفاف نموده و با 10 نفر دیگر زفاف نشده است و در حین وفات فقط 9 نفر زنده بوده اند.

سی زن:

علامه برهان الدین حلبی در سیره الحبیبه می نویسد:

پیغمبر سی زن خطبه کرد که برخی خود را عرضه داشتند و تقاضای همسری نمودند. بعضی خود را به پیغمبر خدا هبه کردند و برخی را که کنیز بودند آزاد ساخته و به مناسبت قومیت با قبایل بزرگ و خویشاوندی که جلب محبت نماید تا اسلام آورند و بعضی را به امر خدای بزرگ سبب پیشرفت اسلام و خواهش خاندان آنها در حباله نکاح آورد.

از این 30 زن با 13 زن همبسته شدند و بقیه افتخار خویشاوندی و نسبت او را حفظ می کردند و افتخار داشتند و در حقیقت تمام این زنها در ده سال مدینه بود و با آن گرفتاریهای شگفت انگیز که در 84 جنگ داشتند بنابراین این جنبه شهوت و هوسرانی نبود بلکه از نظر مصالح اجتماعی و دینی و پیشرفت اسلام به امر خدا این زنان را خطبه و نکاح می کرده است.

برخی زنان پیامبر را 15 برخی 18 بعضی 21 نفر را نوشته اند تا 22 نفر هم ذکر شده که با 13 زن همبستر شد که آنها عبارتند از:

خدیجه، 2- ام سلیمه، 3- میمونه، 4- زینت بنت حجش، 5- ماریه قبطیه، 6- عایشه، 7- حفصه، 8- ام حبیبه، 9- سوده، 10- جویریه، 11- صفیه، 12- ام شریک، 13- زینت بنت خزیمیه بوده اند و بقیه خدمتگذار موهوبی بوده اند.

رسول خدا پس از رحلت 9 زن در خانه داشت:

عایشه، 2- حفصه، 3- ام سلمه، 4- سوده، 5- زینب، 6- میمونه، 7- ام حبیبه، 8- صفیه، 9- جویریه که نکاحیه بوده اند.

ام شریک و ماریه پس از پیغمبر زنده بودند.

زنانی که قبل از رحلت دور شدند:

عالیه، 2- قتلیه، 3- فاطمه دختر ضحاک، 4- شیشاً،5- اسماء بنت شراجیل، 6- ملیکه لبثیه، 7- عمره بنت یزید، 8- لیلی بنت حطیم.

امهات المؤمنین:

لقبی که پیغمبر به زبان عربی به زنان خود داد برای 11 نفر بود:

خدیجه، 2- عایشه، 3- حفصه دختر عمر، 4- ام حبیبه، 5- ام سلمه، 6- سوده بنت زمعه، 7- زینت بنت حجش، 8- زینب الهلالیه، 9- میمونه، 10- جویریه، 11- صفیه.

6نفر از قریش 4نفر از عرب و یک نفر از اسرائیلیه.

در حین رحلت پیغمبر 9 نفر زن باقی مانده بودند و دو نفر، زینب و خدیجه از دنیا رفته بودند.

حدیجه بنت خویلد را در مکه عقد بست در 25 سالگی خود در چهل سالگی خدیجه.

عایشه بنت ابی بکر پس از خدیجه در مکه عقد بست و سال اول هجرت در مدینه زفاف نمود.

سوده بنت زمعه را پس از خدیجه در مکه عقد بست و قبل از عایشه زفاف کرد و او از بنی بخار بود.

ام سلمه بنت ابی امیه در مدینه در شوال سال 4 تزویج کرد، نامش رمله یا هند بنت ابی امیه بود و در 84 سالگی وفات نمود.

حفصه بنت عمر را در ماه مبارک رمضان سال 3 تزویج کرد.

ام حبیبه بنت ابی سفیان سال 7 عقد بست.


دانلود با لینک مستقیم


زنان پیامبر اسلام (ص) 12 ص

روانشناسی هوش

اختصاصی از حامی فایل روانشناسی هوش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

روانشناسی - هوش چیست ؟

 

هوش چیست؟ هوش همان استعداد است؟ قوۀ ابتکار است؟ دانایى است؟ قدرت یادگیرى است؟ حافظۀ‌ قوى براى از بر کردن شمارۀ تلفن و شعر است؟ توانایىِ برآمدن از پس مشکلات است؟براى تعریف هوش چند نوع برخورد به این مفهوم در برابر داریم. دو برخورد متداول‏تر، رهیافت روان‏سنجى ( psychometric approach)، رهیافت پردازش اطلاعات (data-processing approach) و رهیافت رشد (cognitive developmental approach) است. شیوۀ برخورد اول را فرانسیس گالتون انگلیسى و دیدگاه رشد را ژان پیاژه سویسى بنیاد نهاد.رهیافت روان‌سنجى‏فرانسیس گالتون انگلیسى در کتاب خود، نبوغ ارثى (1869) این نظر را مطرح کرد که تواناییهاى ذهنى انسان قابل اندازه‏گیرى است. بر اساس این نظریه، بینه و سیمون آزمونى براى اندازه‏گیرى هوش طرّاحى کردند. آزمون آنها بر تعریف زیر استوار است:در مفهوم هوش، استعداد فکرىِ بنیادینى وجود دارد. این استعداد فکرى، توان داورى است و مى‏توان آن را 'حس خوب‏`، 'حس عملى‏`، 'قریحه‏` و 'استعداد فکرىِ فرد براى تطبیق با محیط` نامید. بنابراین، خوب داورى‏کردن، خوب درک‏کردن و خوب استدلال‏کردن فعالیتهاى اساسى هوش‏اند (بینه و سیمون، 1905 (

آزمون سیمون و بینه مجموعه‏اى از مسائل است که از کودک انتظار مى‏رود بدون استفاده از یادگیرى‏هاى قبلى یا حافظه طوطى‏وار، و با یارى‏گرفتن از نیروى داورى و استدلال خویش، از پس حل آنها بر آید، گرچه در این باره که آیا مى‏توان از کودک، یا هر فردى، انتظار داشت که مستقل از پیشینه اطلاعاتى خویش به پرسشهایى پاسخ صحیح بدهد جاى پرسش و تأمل است.درهرحال، بینه دریافت که نسبت سن عقلى کودک به سن حقیقى‏اش تقریباً در تمام مراحل رشد او ثابت است. براى مثال، کودکى که در چهار سالگى سن عقلىِ او دو سال است، به احتمال زیاد در هشت سالگى سن عقلى او چهار سال نشان مى‏دهد، یعنى سن عقلى این کودک در برابر سن عقلى ِ کودک 'بهنجار` همواره نسبت یک به دو خواهد بود.نسبت تقریباً ثابت بین سن حقیقى (یا تقویمى) و سن عقلى را ضریب هوشى، بهره هوشى یا هوش‏بهر( Intelligence Quotient, IQ) مى‏نامند. این آزمون و معادله منتج از آن‏ مبناى همه ارزیابیها و سنجشهاى مهارتهاى ذهنى قرار گرفت.براى پیداکردن ضریب هوشى، سن عقلىِ فرد را بر سن حقیقى یا تقویمى ِ او تقسیم مى‏کنیم: دو تقسیم بر چهار مساوى ½ یا 5/0 خواهد بود. با ضرب کردن این عدد در 100، عدد 50 به دست مى‏آید که بهرۀ هوشى یا ضریب هوشىِ کودکِ مورد بحث است.

در مثالى دیگر، اگر سن عقلىِ یک فرد بیست‏ساله در حد 15 سال باشد، معادله چنین خواهد بود: 15 تقسیم بر 20، که عدد 5/7 تقسیم بر 10 یا 75/0 را به‏دست مى‏دهد. با ضرب کردن این عدد در 100 به رقم 75 مى‏رسیم که بهرۀ هوشى چنین فردى است. بر این قرار، ضریب هوشى ِ فردى که سن عقلى‏اش 12 و سن حقیقى‏اش نیز 12 سال باشد، یک‏یکم یا 100 است. فردى که سن حقیقى‏اش 18 اما سن عقلى او 22 سال باشد داراى ضریب هوشىِ‏ 22 تقسیم بر 18 باشد داراى بهره هوشىِ 22/1 (و با ضرب شدن در عدد صد) معادل 122 خواهد بود.دقت کنیم که وقتى مى‏گویند کسى در سن 40 سالگى از ضریب هوشىِ 160 برخوردار است، یعنى 160 40x تقسیم بر 100 مساوى است با 64؛ و سن عقلىِ چنین فرد نیکبختى در حد فردى 64 ساله خواهد بود. حالا پرسش این است که مگر، در تجربه و در عالم واقع، هر فرد 64 ساله‏اى تقریباً دو برابر فردى 40 ساله از توانایى یادگیرى و مهارت ذهنىِ برخوردار است؟ پاسخ این است که نظریۀ سنجش هوش و تکنیکهاى تخمین ضریب عددى براى هوش، مربوط به دورۀ رشد کودک است.منحنى توزیع هوش‏در بررسیهاى آمارى و تحقیقات تجربى، مى‏توان دید که افراد به دو دسته پرهوش و کم‏هوش تقسیم نمى‏شوند. توزیع هوش نیز، همانند قد یا وزن افراد، روى منحنى مشهور به منحنىِ طبیعی (normal curve) قرار دارد؛ به‏ این ترتیب که اکثریت افراد در وسط منحنى و شمارى کمتر در دو سمت آنند. اکثریت واقع در وسط منحنى طبیعى را 'عادى‏` و افراد واقع در دو طرف آن را کمتر برخوردار و بیشتر برخوردار مى‏نامند.در منحنى توزیع هوش، افراد داراى ضریب هوشىِ بین 90 تا 110 را عادى و داراى هوش متوسط، کمتر از آن را، به‏ترتیب، کـُند، کم‏هوش یا عقب‏مانده، و بیش از 110 را پرهوش، سرآمد یا نابغه مى‏خوانند. شمار افرادى که در دو بالِ منحنى قرار مى‏گیرند کمتر از افراد 'عادى‏` است. حدود 64 درصد افراد هر جامعه‏اى هوش متوسط دارند و تنها 2 درصد افراد را مى‏توان فوق‏العاده پرهوش، و 2 درصد را بسیار کم‏هوش دانست. بنابراین، خوشبختانه، در هیچ جامعه‏اى اکثریت افراد مجبور به رقابت با جماعت کثیرى از نوابغ یا گرفتار خیلِ کودنها نیستند.تعاریف هوش‏چندین راه براى تعریف هوش وجود دارد. سه نظر متداول:هوش عبارت است از توانایى یادگیرى. هوش عبارت است از توانایى فرد در تطبیق با محیط خود. هوش عبارت است ازتوانایىِ تفکر انتزاعى (براونینگ، 1990). این سه تعریف مغایر یکدیگر نیستند. تعریف اول تأکید بر تعلیم و تربیت دارد. تعریف دوم بر شیوه مواجهه افراد با موقعیتهاى جدید تأکید مى‏کند، و تعریف سوم ناظر بر توانایى افراد در زمینه استدلال کلامى و ریاضى است. به این ترتیب، این سه توانایى با یکدیگر وجوه مشترکى دارند.در زمینه هوش دو نظر کلى وجود دارد:نظریه هوش کلى

نظریه چند عاملى. بر پایه نظریه هوش کلى، تواناییهاى ذهنى انسان داراى یک عامل مشترک است که اسپیرمن آن را عامل g (حرف اول general) معرفى مى‏کند. در نظریه چند عاملى، چند عامل مجزا یا مهارتهایى اساسى وجود دارد که هر فعالیتى با یک یا چند عامل از آنها درگیر است. براى مثال، ترستون بر این باور است که هوش از شش عامل تشکیل یافته:عامل عددى: مهارت انجام عملیات ریاضى با صحّت و سرعت.


دانلود با لینک مستقیم


روانشناسی هوش

مقاله زبان شناسی و گفتگو (بعضی جملات انگلیسی و فارسی)

اختصاصی از حامی فایل مقاله زبان شناسی و گفتگو (بعضی جملات انگلیسی و فارسی) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله زبان شناسی و گفتگو (بعضی جملات انگلیسی و فارسی)


مقاله زبان شناسی و گفتگو (بعضی جملات انگلیسی و فارسی)

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 فرمت فایل:powerpoint (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  تعداد اسلاید:74

ساختار گفتار و اولویت

اصطلاح اثر متقابل (فعل و انفعال) در واقع می‌توانست شامل تعداد زیادی از زد و خوردهای کاملاً متفاوت اجتماعی شود.

برای مثال یک معلم که در کلاس در حال صحبت کردن با دانش آموزان است نوعی از اثر متقابل را نشان می‌دهد. مثالهای دیگر شامل پزشکی است که در یک کلینیک، بیماری صحبت می‌کند یا افرادی که در مذاکرات یک دادگاه شرکت می‌کنند. افرادی که در جلسه کمیته یا هیئت شرکت دارند یا افرادی که در اداره پست در حال خرید تمبر هستند و هزاران تجربه مختلفی که مردم دارند در آن یک تبادل گفتار میان افراد وجود دارد. احتمال می‌رود نوع مذاکره بر اساس موقعیتهای مختلف تعامل متفاوت باشد. به هر حال ساختار و مذاکره یعنی الگوی بنیادی من می‌گویم ... تو می‌گویی ... من می‌گویم ... تو می‌گویی از آن نوع تعامل بنیادی که ما در ابتدا آن را بدست می‌آوریم و اغلب مورد استفاده قرار می‌دهیم ناشی می‌شود. این، ساختار مذاکره و گفت و گو است. ساختار گفت و گو چیزی است که ما با آن در طول بیشتر مذاکره آشنا هستیم. اکنون زمان آن رسیده که به این ساختار به عنوان یک منظر حساس و دشوار کاربرد آشنای دقیق تر بنگریم.


کاربردهای صنعتی و ارجاعی:

مهم است که دریابیم ، تمام عبارات ارجاعی، ارجاع فیزیکی مشخصی ندارند. عبارات اسمی نامعین، می‌تواند برای شناخت شیء حاضر از لحاظ فیزیکی در [2a]، بکار ببریم. اما می‌توانند برای توضیح اشیایی که فرض می‌کند وجد دارد اما ناشناخته است بکار رفته،  همانند [2a] ، یا اشیایی ، که تاکنون شناختیم، وجود ندارند. [2c].

 

[2]      a. There's a man waiting for you.

(مردی هست که منتظر شماست)

 

  1. He wants to marry a woman with lots of money .

می‌خواد بازنی که پول زیادی داره ازدواج کنه.

 

  1. We'd love to find a ninefoot-tall basketball player.

مایلیم که بازیکن بسکتبال با قد 9 فوت بیابیم.

 

عبارت در [2b] ، 'a woman with lots of money' ،می‌تواند موجودی را طراحی کند که برای گوینده و تنها براساس ویژگیهای توصیفی ، شناخته شده است.

 

لغت 'a' می‌تواند با 'any' در این مورد، جایگزین شود.

این امر ، گاهی کاربرد صنعتی نامیده شده، یعنی «هرکس هرچیزی که با توصیف متناسب است، این مطلب، از کاربرد ارجاعی متمایز است، بدین شکل که من واقعاً شخصی را در ذهن داشته و بجای استفاده از نام او یا توصیفات دیگر ، عبارت را در [2b] انتخاب می‌کنم. شاید چون اینطور تصور می‌شود که شما بیشتر تمایل دارید بشنوید که این زن پول زیادی دارد تا این که نام این زن را بکار ببریم.

تمایز مشابه را می‌توان در عبارات اسمی معین دید. در طی یک گزارش خبری از یک مرگ مرموز ، گزارشگر می‌تواند جمله [3] را بگوید بدون این که مطمئن باشد ، آیا شخصی که مورد ارجاع عبارت معین 'the killer' بوده وجود دارد یا نه. این امر یک کاربرد صنعتی است (یعنی «کسی که قتل را انجام داده» ) براساس فرض گوینده که مورد ارجاع باید وجود داشته باشد.

[3] There was no sign of the killer.

(هیچ اثری از قاتل نبود)

با این حال اگر شخص خاصی را بعنوان قاتل شناسایی کرده و او را تایک ساختمان تعقیب نموده، اما او فرار کند، بیان جمله در [3] درباره شخصی که یک کاربرد ارجاعی است، براساس دانش گوینده از اینستکه مورد ارجاع وجود دارد.

نکته این تمایز اینستکه خود عبارات را نمی‌توان بعنوان دارنده ارجاع تلقی کرد( اغلب در برداشت‌های معنایی فرض می‌شوند) ، اما به کارکرد ارجاعی در متن  توسط گوینده یا نویسنده، داده شده یا داده نمی شوند، اغلب ، گویندگان مارا ترغیب می‌کنند که از طریق  کاربردهای صنعتی ، فرض کنیم آنچه آنها درباره‌اش صحبت می‌کنند، حتی وقتی شیء یا فرد مورد شرح وجود ندارد، مثلاً در [2c] ، ما آن را می‌شناسیم.

دیگر اعضای مشهور آن گروه پَری دندان  و پاپانوئل هستند.

اسامی و ارجاع‌ها:

گونه ارجاعی که اینجا نشان داده شده، نوعی است که براساس مشارکت «قصد برای شناخت» و «شناخت قصد» در کاربوده است . این فرآیندف نه تنها مستلزم کار بین یک گوینده و شنونده است ، به نظر می‌رسد که کار براساس قواعد بین تمام اعضای جامعه که زبان وفرهنگ مشترکی هم دارند را می‌طلبد.

به این معنا، که قاعده‌ای هست که عبارات ارجاعی معین، برای شناخت اشیاء معین یابراساس منظم، بکار برده ‌ می‌شود. تجربه روزانه ما از عملکرد موفق این قواعد، می‌توانند این فرض را ایجاد کندکه عبارات ارجاعی می‌توانند ،اشیاء خیلی خاص را طراحی کنند. این فرض به این تفکر منجر شده که یک اسم یا اسم خاص مانند «شکسپیر» می‌تواند تنها برای شناخت یک شخص خاص بکار رود و عبارت شامل اسم عامل مانند «ساندویچ پنیر» می‌تواند تنها برای شناخت یک شیء خاص بکار رود. این تفکر ، اشتباه است. دیدگاه کاربردی درست ارجاع به ما امکان می‌دهد که ببینیم ، چطور یک شخص را می‌توان از طریق عبارت «ساندویچ پنیر» و یک شیء را از طریق اسم «شکسپیر» شناخت. برای مثال ، عجیب نیست، که یک دانش آموز سؤال دیگری در [4a] بپرسد و جواب در [4b] دریافت کند.

[4]   a.Can I borrow your skakespeare?

(می تونم شکسپیرتون را قرض بگیرم؟)    

  1. Yeah, it's over ther on the table .

(بله، آنجا بالای هنر است)د

 

وقتی تنها، یک متن ، خلق می‌شود، ارجاع مورد نظر و ارجاع استنباطی ، یک شخص نیست . اما شاید یک کتاب باشد( به ضمیر it' توجه شود) .


دانلود با لینک مستقیم


مقاله زبان شناسی و گفتگو (بعضی جملات انگلیسی و فارسی)

روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام 4 ص

اختصاصی از حامی فایل روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام 4 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام (‏ECG‏)

در سال های اخیر توجه زیادی به تولید مصنوعی سیگنال های الکتروکاردیوگرام(‏‎ (ECG‎به کمک مدل های ریاضی معطوف شده است . یکی از کاربردهای مدل های دینامیکی که سیگنال های ‏ECG‏ مصنوعی تولید می کند، ارزیابی آسان دستگاه های پردازش سیگنال تشخیصی ‏‎  ECGاست.

همچنین باید مدل از توانایی لازم برای تولید سیگنال های ‏ECG‏ طبیعی و غیر طبیعی برخوردار باشد.اختلاف پتانسیل ثبت شده بین دو الکترود که روی سطح پوست قرارداده شده اند، به الکتروکاردیوگرام ‏‎(ECG)‎‏ سطحی معروف است . دی پلاریزاسیون/ ری پلاریزاسیون های دهلیزی و بطنی متوالی که در هر دوره قلبی اتفاق می افتد قله و دره هایی در یک سیکل منفرد سیگنال ‏ECG‏ طبیعی ایجاد می کند . این قله ها و دره ها با حروف ‏T,S,R,Q,P‏ نام گذاری می شوند.‏تنوع ضربان - ضربان در ‏RR‏ داخلی ، تنوع درمحدوده مقیاس زمانی از ثانیه تا روز است بعضی از این تغییرات به خوبی قابل درک هستند و برگرفته از :‏

/

 شکل 1- اتصال سیستم عصبی به قلب

‏1- حمله قلبی بین مکانیزم کنترل متفاوت فیزیولوژی از قبیل آریتمی سینوس تنفسی ‏‎(RSA)  ‎‏ و موج های مایراست. 2- میزان فعالیت فیزیکی و ذهنی3- ریتم ‏circadian‏ 4- اثرات مراحل مختلف خوابانتشار ضربان قلب از گره سینوسی - دهلیزی به دهلیزها و سپس به دسته دهلیزی بطنی هیس و سرانجام به بطن ها همراه با تغییرات پتانسیل الکتریکی است که می توان آن را در فاصله ای دورتر از قلب ثبت کرد. منحنی تغییرات الکتریکی قلب را الکتروکاردیوگرام یا به اختصار ‏ECG‏ می نامند .‏سیستم اعصاب مرکزی ‏‎(ANS) ‎‏ مسئول تنظیم کوتاه مدت فشار خون  است . ‏ANS، قسمتی  ‏از سیستم اعصاب مرکزی ‏‎(CNS) ‎‏ است. ‏ANS‏ از دو زیر سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک استفاده می کند. سیستم سمپاتیک در شرایط استرس فعال می شود تا نرخ ضربان قلب را بالا ببرد . سیستم سمپاتیک می تواند نرخ ضربان قلب را تا 180 ضربان دردقیقه ‏‎(bpm)‎‏ بالا ببرد ‏‎.‎فیبر های عصبی سمپاتیک تمام قلب از جمله گره سینوسی - دهلیزی ، گره دهلیزی - بطنی ، مسیر های هدایتی و عضلات دهلیزی و بطنی را تحت تاثیر قرار می دهد‏‎.‎‏ با افزایش فعالیت سمپاتیک نرخ ضربان قلب و نیروی انقباضی افزایش می یابد. به علاوه میزان هدایت قلب افزایش و مدت انقباض آن کاهش می یابد. در مقابل ، سیستم پاراسمپاتیک در زمان استراحت فعال می شود و می تواند نرخ ضربان قلب را تا ‏bpm‏ 60 پایین بیاورد. سیستم پاراسمپاتیک مسیر های هدایت دهلیزی - بطنی و عضلات دهلیزی‎ ‎را تحت تأثیر قرار  می دهد‏‎.

‎روش های مختلفی برای تولید سیگنال وجود دارد که می توان به دو بخش عمده خطی و غیر خطی تقسیم کرد.

/

شکل2- مسیر حرکت نمونه تولید شده توسط مدل ‏Mc sharry

چند نمونه از روش های غیر خطی به صورت ذیل است:

روش ‏MC sharry‏ ، شبکه عصبی، ‏IPFM‏ ، مدل دینامیکی، مدل ‏zeeman، مدل ترکیبی ‏GCM‏ و از روش های خطی نیز می توان به روش های پارامتری مانند مدل های ‏AR,ARMA,‎‏ نام برد.‏مدل ‏McSharry‏  یک سیکل جدی در فضای سه بعدی ‏‎(x,Y,Z)‎‏ ایجاد می کند به طوری که هر حرکت کامل روی آن متناظر با یک سیکل قلبی در نظر گرفته می شود. تصویر مسیر حرکت روی صفحه ‏x-y‏ یک دایره است. تصویر این حرکت روی محور ‏z‏ ، سیگنال ‏ECG‏ را فراهم می کند.‏‎ ‎در مدلIPFM‏ از ورودی انتگرال گرفته می شود تا هنگامی که  حاصل انتگرال به سطح آستانه ای برابر ‏TH‏ برسد، در این زمان پالسی به عنوان ضربان قلب می شود. سطح آستانه ‏Th‏ را می توان با یک توزیع تصادفی گوسی انتخاب کرد. ورودی انتگراتور مجموع دو سیگنال است . یکی ‏m(t)‎‏ که بیانگر فعالیت اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است و دیگری ‏‏ که به‏‎ ‎عنوان یک ورودی داخلی برای گره ‏SA‏ در نظر گرفته می شود. هنگامی که ‏m(t)‎‏ برابر صفر باشد ، پالس های تولید شده دارای فرکانس متناسب با ‏‏ خواهد بود. البته باید توجه کرد که  باید همواره مثبت باشد. بلوک دیاگرام مدل ارائه شده برای تولید ‏HRV‏ توسط ‏IPFM‏ به صورت روبه رواست.در مدل غیر خطی از مبنای شبکه های عصبی برای تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام همراه با شبکه عصبی با توابع شعاعی ‏‎(RBF) ‎‏ در یک مدل دینامیکی غیر خطی که بر پایه مدل دینامیکی ‏Mc Sharry ‎‏ و همکاران بنا شده است استفاده شده که ، روش مناسبی برای تولید مصنوعی سیگنال های الکتروکاردیوگرام است.‏

/

شکل3-  بلوک دیاگرام مدل ‏IPFM

درروش مدل ‏zeeman‏  یک مدل جبرانی برای تولید سیگنال ‏ECG‏ مصنوعی مطرح شده است .  این مدل اثر آریتمی سینوسی تنفسی ، موج های مایر از همه مهم تر مولفه فرکانس پایین در طیف توان ‏HRV‏ را دخالت داده است . در مدل ، اثرات فعالیت های سمپاتیک و پاراسمپاتیک در مولفه های ‏LF , HF , VLF‏ در طیف توان ‏HRV‏ شامل می شود .  درروش تولید سیگنال ‏ECG‏ با استفاده از مدل ترکیبی گوسین ‏‎(GCM)‎‏ برای تولید الکترو کاردیو گرام ‏‎(ECG)‎‏ مولد سیگنال ویژگی های مورفولوژی ‏ECG‏ را در اطراف نقاط اکسترمم بیان می کند. دو روش برای تعداد شناسه های گوسین وجود دارد:1 روش  دستی : اپراتور تعداد گوسین ها را در این مدل پیشنهاد می کند .2 روش اتوماتیک : تعداد گوسین ها به طور اتوماتیک شناسایی شده و بر پایه خطای نهایی مطلوب است. در تولید ‏ECG‏ با استفاده از روش ‏GCM‏ باید تطبیقی بین صحت و زمان اجرا شدن وجود داشته باشد. نتایج تطبیق در این روش به تعداد گوسین ها بستگی دارد.‏HRV‏  به عنوان یکی از مهم ترین راه ها برای در نظر گرفتن سیستم قلبی - عروقی و کنترل آن است. ‏HRV‏ به ضربان - ضربان نرخ قلب به عنوان استخراج از ضربان های پیوسته زمان داخلی ، ‏RR‏ داخلی و حدود مقدار میانگین ‏‎ (HR - RR)‎است.‏طبقه بندی سری زمانی یکی از مسائلی است که کاربرد وسیعی در زمینه های متنوع دارد و اخیراً مورد توجه بسیاری از محققان بوده است. تحقیق های اخیر برروی طبقه بندی داده های استخراجی از مدل های ‏ARMA‏ با استفاده از الگوریتم های ‏K-means‏ و ‏K-medoids‏ با فاصله اقلیدسی بین پارامترهای تخمینی مدل، تمرکز شده است. در این تحقیقات ثابت شده که طبقه بندی به وسیله دیتای برش خورده، مزایای زیر را به دنبال خواهد داشت:

/

شکل4- بلوک دیاگرام مدل ارائه شده برای تولید ‏HRV‏ توسط ‏IPF


دانلود با لینک مستقیم


روش های تولید سیگنال الکتروکاردیوگرام 4 ص