حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله نگاهى به پدیده پیرى در انسان

اختصاصی از حامی فایل دانلودمقاله نگاهى به پدیده پیرى در انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 



 


کودکى روزگار ویژه اى است. اگر تنها قادر بودیم عملکرد بدنمان را به همان شکل ده سالگى اش حفظ کنیم، مى توانستیم انتظار عمر متوسطى پنج هزار ساله داشته باشیم. اما افسوس که از یازده سالگى به بعد همه چیز در سرازیرى است.
مشکل اینجاست که بدن با افزایش عمر رو به زوال مى گذارد. در بیشتر دوران زندگى مان خطر مرگ به شکل نمایى افزایش مى یابد و هر هشت سال دوبرابر مى شود. بنابراین پرسش اصلى این است که چرا پیر مى شویم و درباره آن چه مى شود کرد؟
بسیارى از دانشمندان معتقدند که امروزه براى اولین بار در تاریخ بشر چنان شناخت کافى و سطح بالایى از ماهیت سالخوردگى انسان به دست آمده که مى توان به طور جدى برنامه ریزى شیوه هاى مقابله با آن را آغاز کرد. در واقع این دانشمندان از اندیشه اى ساده اما محکم شروع به کار کردند: بدن انسان، فراتر از موجودى کامل بودن، ماشینى است مستعد خرابى که طى فرایند تصادفى تکامل زیست شناختى شکل گرفته است. در این دیدگاه ما مى توانیم از طریق مهندسى ژنتیک، پزشکى پیشگیرانه، حیات بخش و ضد پیرى و نیز با تعمیر و تعویض قطعات فرسوده بدن، بیش از پیش اصلاح شویم. به زبان ساده یعنى سرعت پیر شدن ما شاید حتى تا مقدار ناچیزى کاهش خواهد یافت.
تلاش براى درک و کنترل سالخوردگى ما دو زیست شناس را به الهام گرفتن از منابع به ظاهر بعیدى به نام مهندسى قابلیت اعتماد کشاند. این رهیافت مهندسى به درک سالخوردگى براساس ایده ها، روش ها و مدل هاى گرفته شده از تئورى قابلیت اعتماد بنا شده است. این تئورى که در سال هاى پایانى دهه ۱۹۵۰ به منظور تشریح شکست و از کارافتادگى (سالخوردگى) تجهیزات الکترونیکى و الکتریکى پیچیده مطرح شد، طى چند دهه گذشته به طور چشم گیرى بهبود یافته است. این تئورى به محققان اجازه مى دهد تا چگونگى خرابى سیستمى را براساس معمارى خاص و سطح قابلیت اعتماد اجزاى اصلى اش در طول زمان پیش بینى کنند. گستره دید این تئورى به حدى عام است که مى تواند در درک سالخوردگى موجودات زنده نیز مورد استفاده قرار گیرد. ما در شیوه هاى افزایش عمر و مرگ خیلى با ماشین هایى که مى سازیم متفاوت نیستیم. در واقع این اختلاف نیز به حداقل مى رسد، اگر درباره خودمان به این شکل ناخوشایند بیندیشیم: ما بسان ماشین هایى ساخته شده از اجزاى مازادى هستیم که بسیارى از آنها درست از همان ابتدا معیوب اند.
رهیافت مهندسى قابلیت اعتماد به سالخوردگى انسان براى دانشمندان مشغول در زمینه هاى گوناگون این پدیده، زبان علمى مشترک و چارچوبى کلى فراهم مى کند و به آنها اجازه مى دهد تا موانع ایجادشده به دست متخصصان را از میان بردارند و یکدیگر را بهتر درک کنند. مهمتر از همه این رهیافت کمک مى کند تعریف شفاف ترى از سالخوردگى داشته باشیم. سالخوردگى (کهنگى) در تئورى قابلیت اعتماد از طریق خطر افزوده شکست تعریف مى شود. به عبارت دقیق تر چیزى در حال سالخوردگى است که فردا خطر فروپاشى اش بیشتر از امروز باشد. بنابر این براساس این تئورى اگر خطر شکست درگذر زمان افزایش نیابد هیچ سالخوردگى اى در کار نیست. ما با نگاهى دقیق به اطلاعات سالخوردگى انسان توانستیم شباهت قابل توجهى میان چگونگى افزایش سن و شکست (مرگ) موجودات زنده و دستگاه هاى الکترونیکى پیدا کنیم. در هر دو مورد نرخ شکست یک منحنى تقریباً شبیه وان حمام را دنبال مى کند. این منحنى شامل سه مرحله است، آغاز کار یا مرگ و میر کودکان، کار عادى و دوران سالخوردگى. مهندسان اغلب هر سه مرحله را در مورد محصولى منفرد ملاحظه نمى کنند. در واقع مرحله مرگ و میر کودکان در مورد دستگاه هاى الکترونیکى، ناکامى نسبتاً اجتناب ناپذیرى در ضمانت محصول است. از طرف دیگر بیشتر این دستگاه ها پیش از آغاز دوران سالخوردگى به حد کافى از کارافتاده مى شوند. اما با این حال به طور کلى هنوز همان منحنى وان حمام شکل نشان دهنده مسیر خرابى چیزها است.
در آغاز عمر یک ماشین یعنى مرحله آغاز کار، نرخ هاى شکست بسیار بالا هستند و سپس با افزایش سن کاهش مى یابند. در این دوره اجزاى معیوب خراب مى شوند. براى مثال خطر شکست یک میکروپروسسور جدید به خاطر نقص هاى موجود در سیلیکون یا ارتعاشات کوچک در فرایند تولید که منجر به از کار افتادن مدارهاى تحت فشار ابتدایى کار مى شوند، اغلب در آغاز بیشتر است. همین دوره آغاز کار در زندگى بیشتر موجودات زنده از جمله انسان نیز وجود دارد که در این مورد به آن مرگ و میر کودکان گفته مى شوند.
آن دسته از کامپیوترها و افرادى که مرحله ابتدایى را به سلامت مى گذرانند براى مدتى موسوم به دوره کار عادى به خوبى عمل مى کنند. این مرحله با نرخ هاى شکست پایین و تقریباً ثابت شناخته مى شود. این دوره که در مورد انسان بسیار کوتاه است از حدود پنج سالگى آغاز مى شود و تنها ۱۰تا ۱۵ سال ادامه مى یابد. سپس نوبت به مرحله سوم، دوران سالخوردگى مى رسد. افزایش بى امان نرخ هاى شکست در طول زمان نشانه بارز این مرحله است.
در بیشتر موجودات زنده از جمله خود ما این افزایش در نرخ هاى شکست، الگوى نمایى انفجارى را دنبال مى کند که توسط قانون مرگ و میر گمپرتز بیان مى شود. براساس این قانون که در سال ۱۸۲۵ توسط بنیامین گمپرتز (B.Gompertz)، کارشناس بریتانیایى بیمه، براى محاسبات بیمه عمر پیشنهاد شد، با افزایش سن افراد لگاریتم نرخ مرگ و میر به طور خطى افزایش مى یابد. دوره سالخوردگى در انسان به طور تقریبى از حدود بیست تا صد سالگى رخ مى دهد.
اما مرحله چهارمى نیز وجود دارد که ما و ماشین هاى ما در آن سهیم هستیم. این مرحله در زیست شناسى به دوره ثابت مرگ دیررس شناخته شده است. قانونى کاهش نرخ مرگ دیررس بیان مى کند که افزایش غایى نرخ هاى مرگ در سنین بالا متوقف مى شود و شرایطى پایدار به خود مى گیرد. این مرحله در انسان در سنین بالاى صد سال رخ مى دهد. درواقع اگر تا ۱۱۰ سالگى زنده بمانید شانس تان براى جشن تولد بعدى خیلى خوب نیست اما عجیب اینکه خیلى هم بدتر از وقتى نیست که ۱۰۲ ساله بودید. کوشش هاى بسیارى شده است تا مبانى زیست شناختى پشت این پدیده براساس تولید مثل و تکامل بیان شود. اما از آنجا که این پدیده منحصر به انسان نیست و در برخى از مصنوعات بشر مثل فولاد، رله هاى صنعتى و عایق حرارتى موتورها نیز یافت شده، به نظر مى رسد تئورى قابلیت اعتماد بتواند پاسخ بهترى ارائه دهد.
پى آمد بى درنگ مشاهده فوق این است که هیچ حد بالاى ثابتى براى طول عمر انسان وجود ندارد. در واقع هیچ عددى در کار نیست که در گستره زندگى رقم هاى ممکن را از ناممکن جدا کند. این نتیجه خلاف باور رایجى است که مى گوید انسان بیشینه عمر ثابتى دارد و محدودیتى زیست شناختى براى طول عمر وجود دارد

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نگاهى به پدیده پیرى در انسان

پایان نامه انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز

اختصاصی از حامی فایل پایان نامه انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز


پایان نامه انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز

 

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 80 صفحه می باشد.

 

فهرست
فصل اول
مقدمه
بیان کلی مسئله
هدف- ضرورت تحقیق
فصل دوم
مقدمه
انسان کامل در سیر تاریخ
ریشه گرایش به انسان کامل
نگاهی به ویژگیهای انسان کامل
انسان کامل از دیدگاه مولوی
عظمت انسان
انسان میان دو بینهایت
ارزیابی خود
موانع رشد و کمال
راه و روشهای نیل به کمال
انسان از دیدگاه مولوی
ویژگی های انسان کامل
حواس جسمانی و حس نهانی انسان
آدم شناسی از هر علم و فنی دشوارتر است
حل مشکل
خودشناسی، کلید رمز غیرشناسی است
آدمی دید است، باقی گوشت و پوست
نتیجة اخلاقی
راه لذت و الم از درون است نه از بیرون
دفع توهم و جواب شبهة احتمالی
حس و اندیشه انسانی اسیر عقل، و عقل اسیر روح است
درمان دردهای درونی بشر
فصل سوم
انسان با کنش کامل
زندگی راجرز
نگرش راجرز به شخصیت
انگیزش شخصیت سالم: فعلیت بخشیدن
خود و تحقق خود
ویژگیهای افراد کامل
۱٫ آگاهی از تمام تجربیات
۲٫ تازگی درک در مورد تمام تجربیات
۳٫ اعتماد کردن به رفتار و احساسهای خویش
۴٫ آزادی انتخاب بدون بازداریها
۵٫ خلاقیت و خودانگیختگی
۶٫ نیاز مستمر به رشد
اظهار نظر شخصی
عملکرد کامل فرد
توجه بی قید و شرط
شرایط با ارزش بودن
اصول کلی نظریه راجرز
نظر راجرز در مورد انسان
همسانی و همخوانی خویشتن
تحقیق در همسان و همخوانی خویشتن
نیاز به توجه مثبت
دیدگاه یک درمانگر از زندگی خوب
انسان کارآمد
یک مشاهدة منفی
یک مشاهدة مثبت
ویژگیهای فرایند
بازبودن فرایند نسبت به تجربه
افزایش زندگی هستی گرایانه
یک اعتماد فزاینده نسبت به ارگانیسم
فرایند کارآمدی کاملتر
پاره ای پیامدها
چشم انداز نو در بارة آزادی در برابر جبر علمی
آفرینندگی به عنوان یک عنصر زندگی خوب
پایة اطمینان بخش طبیعت انسان
پرباری عظیم زندگی
فرایند آفرینندگی
انگیزش برای آفرینندگی
شرایط درونی آفرینندگی سازنده
فصل چهارم
مقدمه
بحث و نتیجه گیری
نظریة مولوی
نظریة راجرز
محدودیتها
پیشنهادات
فهرست منابع

 

مقدمه

به انسان از دو دیدگاه می توان نگریست. یکی از این دیدگاه که «انسان چیست؟» یعنی چه صفات و انگیزه هایی در وجود انسان نهفته است. یا انسان دارای چه کششها و غرایز و فطریاتی است؟ به بیان دیگر انسان عینی و خارجی که در حال حرکت و تکاپوست دارای چه نوع طبیعت و سرشتی می باشد؟ آیا انسان دارای طبیعت وجودی مثبت است یا منفی؟ آیا انسان خوش طینت است یا بدطینت؟ آیا انسان موجودی است که ذاتاً فاسد است یا آنکه ذاتاً فرشته خوست یا اصلاً هیچکدام این دو نیست، بلکه هم گرایش به نیکی ها و خوبی ها دارد و هم گرایش به بدی ها و زشتی ها. از دیدگاه دوم این مسئله مطرح است که «انسان چه باید بشود؟» یعنی «انسان ایده آل» و «انسان کامل» کیست؟ به بیان دیگر انسان چه هدفی را باید در حیات خود در نظر بگیرد تا با سیر به سوی آن، به کمال وجودی خویش نایل شود؟ از همین دیدگاه دوم است که راه ها و روشهای نیل به کمال مطلق نیز مطرح می شود. یعنی اینکه انسان از چه مسیرهائی باید طی طریق کند تا به مقام کمال دسترسی پیدا کند و شایسته عنوان انسان کامل شود. بحث از دیدگاه اول یعنی شناسائی ابعاد وجودی انسان، در قلمرو روان شناسی است و وظیفة روان شناسان است که به کاوش در اعماق وجود انسان پرداخته تا شایستگیهای آدمی را آشکار سازند. اما دیدگاه دوم یعنی بحث از بایستگی ها و نه بایستگی های انسان مربوط به «اخلاق» است. یعنی وظیفه اخلاق است که بایدها و نبایدهائی را که موجب تعالی و کمال انسان می شود مشخص نماید. این دو بعد را متفکران و اندیشمندان و مکاتب مختلف، هر یک به گونه ای مطرح ساخته اند و در دورانهای گذشته که قلمرو کاوش های علوم از یکدیگر متمایز نگردیده بود، متفکران این دو بعد را با یکدیگر مطرح می ساختند. در مکاتب و آئینهای قدیم به کمتر آئین و یا مکتبی برمی خوریم که بطور سیستماتیک میان این دو بعد فرقی قایل شده باشد. آن مکاتب هم سخن از «هستی» های انسان به میان می آوردند و هم از «بایستی» ها، بدون آنکه مرزی میان این دو قایل شوند. نکتة جالب در مورد انسان شناسی متفکران دوران گذشته این است که آنها انسان را دقیق تر از روان شناسان حرفه ای قرون اخیر مطرح می ساختند و حتی در میان برخی از نویسندگان معاصر نیز کسانی چون «ویکتورهوگو» و «داستایوسکی» انسان را دقیق تر از روان شناسانی چون «فروید» مطرح کرده اند و این اشتباه بزرگی است که ما گمان کنیم که روان شناسی جدید در شناسائی انسان موفق تر از مکاتب دوران گذشته بوده است. البته این سخن بدان معنا نیست که بخواهیم کشفیات عمیق و دقیق برخی از روان شناسان صاحب نظر چون «پروفسور یونگ» را نادیده بگیریم. بلکه منظور اینست که در شناسائی ابعاد وجودی انسان آیینها و مکاتب دوران گذشته می تواند کمک بسیار ارزنده ای به ما بکند و در واقع بسیاری از اصول ثابته انسانی را ما می توانیم با مطالعة عمیق آن مکاتب به دست بیاوریم. اصول ثابته ای که متأسفانه روان شناسان حرفه ای بر اثر بازیگریهای خود از آنها غافل مانده اند. از همین جاست که می گوئیم برای معرفی «انسان ایده آل» و اینکه چگونه می توان خود را به سرمنزل مقصود کشاند لازم است که «طبیعت انسانی» درست مطرح شود. یعنی در ابتدا باید انسان را درست بشناسیم و از امکانات و استعدادهای وجودی او آگاه شویم و تا سرحد امکان اصول ثابته انسانی را بدست آوریم و سپس بر اساس آن استعدادها و توانائیها، هدفی را برای انسان در نظر بگیریم تا وی با حرکت به سوی آن هدف، شایسته مقام شامخ «انسان کامل» شود. (نصری- عبدا… ۱۳۷۱).

بنابراین برای آشنائی با «انسان کامل» از دیدگاه هر مکتب و آئین و اندیشمندی لازم است که در آغاز بررسی کنیم که آن مکتب و آیین چه تفسیری از انسان به دست می دهد؟ یعنی انسان را چگونه توجیه و تبیین می کند؟ چرا که اگر مکتبی نتواند انسان را بطور دقیق مطرح نماید بناگزیر در ارائه الگوی انسانی ناموفق خواهد بود. (نصری- عبدا…- ۱۳۷۱)

انسان کامل در سیر تاریخ

در سیر تاریخ همواره افراد بزرگ و انسانهای کامل مورد احترام بوده و افراد انسانی از آنها به نیکی یاد می کرده اند. گوئی گرایش به بزرگی و عظمت در ذات آدمی نهفته است، چرا که حتی کسانی هم که در پستی ها و رذالتها به سر می برند، در لحظاتی که به خود می آیند از انسانهای بزرگ باشکوه و جلال خاصی یاد می کنند. توجه به انسان کامل- انسانی که الگو و معیاری برای افراد انسانی است- سابقه ای بس دیرینه دارد. در سیر تاریخ، آدمی همیشه به دنبال انسان کامل بوده است و در همین جستجو بوده که گاه موجودات ماوراءالطبیعی و رب النوعها و گاه قهرمانان افسانه ای و اساطیری و زمانی هم شخصیتهای برجستة تاریخ را به عنوان انسان کامل برای خود مطرح کرده است. به هر یک از فرهنگها، سیستم های فکری و فلسفی، آیینها، مذهبها و مکتبها و ادیان که بنگریم رد پایی از انسان کامل را می بابیم. هم «بودا» و «کنفوسیوس» سخن از انسان کامل به میان آورده اند و هم «عیسی» (ع) و «محمد» (ص). هم «زردشت» از انسان متعالی به نیکی یاد می کند و هم «افلاطون» و «ارسطو». هم «نیچه» و «مارکس» به شناخت انسان برتر پرداخته اند و هم «متصوفه و عرفا». (نصری- عبدا…- ۱۳۷۱).

هر یک از اینان از دیدگاه خود یعنی جهان بینی حاکم بر اندیشه شان، انسانی را به عنوان انسان نمونه و برتر معرفی کرده اند. یکی کوشیده تا انسان کامل را از بعد ماده و مادیات مطرح سازد و دیگری در بینهایتها و معنویات. یکی از انسان متخلق به فضایل اخلاقی نام برده و دیگری از انسان عالم و حکیم. یکی بر قلب و دل تکیه کرده است و دیگری بر عقل و اندیشه. یکی کوشیده تا اصالت را به فردیت انسا بدهد و انسان کامل را انسانی بداند که فردیت وی به شکوفائی رسیده است ودیگری اصالت را از آن بعد اجتماعی انسان دانسته و انسان ایده آل خود را انسانی دانسته که توجه به غیر دارد نه خود.

در میان تما دیدگاهها و جهان بینی ها و نگرش های گاه متضاد، به قدر مشترکی می توان دست یافت و آن اینکه هر یک بر این عقیده اند که انسان کامل با انسان معمولی فرقهای بسیار دارد و همة افراد انسانی باید بکوشند تا خود را به آن نقطه ایده آل برسانند. از همی جاست که چنین وجودی را نادر می دانند و گاه در انتظار او لحظه شماری می کنند، گاه بر این باورند که انسان کامل یکبار در گذشته پا به عرصة هستی نهاده و گاه بر این عقیده اند که باید به امید ظهور او به انتظار نشست.

از انسان کامل به نامهای گوناگون یاد کرده اند. بودا او را «ارهات» می نامد و کنفوسیوس «کیون تسو». آیینهای یوگا و بهاکتی نیز از او با ع نوان «انسان آزاده» نام می برند افلاطون او را «فیلسوف» می خواند و ارسطو «انسانی بزرگوار» و از همه بالاتر آنکه قرآن وی را «خلیفه الله» می خواند. (نصری- عبدا…- ۱۳۷۱)

ریشه گرایش به انسان کامل

گفتیم که آدمی در طول تاریخ همواره در جستجوی انسان کامل بوده است و سراغ او را از آیینها، مذهبها، و مکتبها می گرفته است، حال می خواهیم ببینیم که ریشة این جستجو چه بوده است یعنی چرا آدمی به چنین جستجوئی دست می زده است؟

پاسخ این است که اولاً میل به کمال که در درون ذات آدمی نهفته است و انسان را به سوی کمال می کشاند او را به جستجوی انسان برین کشانده است تا در وجود او کمال خویش را ملاحظه کند. ثانیاً دوری از نقص و حقارت و پرهیز از ضعف و زبونی که به گفتة بعضی از روان شناسان چو «آلفرد آولر» از نیازهای اساسی آدمی است، انسان را بر آن داشته تا در جستجوی وجود کاملی که خالی از نقصها و ضعفهاست برآید. همین میل به کمال و پرهیز از ضعف و نقص آدمی را برآن داشته تا در جستجوی الگو برآید، الگویی برای رفتار و کردار و حتی اندیشة خویش.

                        دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر      کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

                        گفتند که یافت می نشو، گشته ایم ما          گفت: آنکه یافت می نشود، آنم آرزوست

انسان روزگار ما نیز که بر اثر خودباختگی و ماشین زدگی اصالت خود را از دست داده و تک بعدی و تک ساختی شده، همچنان در جستجوی اناسن کامل است.اگر به گرایشهای جوانان به قهرمانان فکری و علمی و حتی ورزشی بنگریم در می یابیم که گروهی فیلسوفان و دانشمندان را الگوی خود قرار داده و گروهی نیز قهرمانان ورزشی و مشاهیر هنری را و جمعی از فرط فقدان فرهنگ و شناخت صحیح، رفتار ستارگان کاذب سینما و تئاتر را معیار رفتار و کردار خود قرار داده اند. (نصری- عبدا… ۱۳۷۱)

نگاهی به ویژگیهای انسان کامل

همة آنهایی که از انسان کامل سخن گفته اند، او را به مجموعه ای از صفات و ویژگیهایاد کرده اند، بطوری که صرف نظر از دو سه تن متفکر نما، همه او را به صفات و کمالات انسانی و فضایل اخلاقی متصف دانسته اند. اینک ما به برخی از آن صفات و خصلتهایی که در میان عموم مکاتب و آیینها در بارة انسان کامل مشترک است اشاره می کنیم.

انسان کامل، انسانی است که از دیگران برتر است و والاتر، انسانی که در جانها نفوذ می کند و در دلها و قلبها رسوخ.

انسان کامل، انسانی است که با دیگران است، اما اندیشه و افکارش با همگان فرق می کند. دیگران در فکر خوداند و اسیر خویشتن خویش، اما او در فکر دیگران است و سرنوشت آنها.

انسان کامل، انسانی نیست که تنها دانش بیاندوزد، بدون آنکه مثمر ثمر واقع شود، بلکه او فردی است که با اعمال و رفتار خود راهبر دیگران است.

انسان کامل، انسانی است که همة استعدادها و خصلتهای وجودی خود را به فعلیت رسانده وشخصیت خویش را در جهت هدف اعلای حیات شکوفا ساخته است.

انسان کامل، انسانی است که از «خود طبیعی» گذشته و با انتخابهای خویش به «خود ایده آل» رسیده است.

انسان کامل، انسانی است که از زندان تن گریخته و روح خویش را در عرصه گاه هستی از امامی قیود و بندها آزاد نموده است. چنین انسانی اگر چه یک تن است، اما عظمت او منشاء اثر هزاران تن را دارد. او راه گشاست و می کوشد تا باری از دوش دیگران بردارد، نه آنکه باری بر دوش ها نهد.

انسان کامل، الگوست، او انسانی است که نه تنها در حیات خویش که حتی پس از مرگ نیز به عنوان الگو برای انسانها مطرح می باشد.

انسان کامل، از  آنچنان عظمتی برخوردار است که هیچگاه در حیطه ای از زمان و مکان قرار نمی گیرد و همواره شهرة عام و خاص است. (نصری- عبدا… – ۱۳۷۱)

با توجه به مطالب فوق و مقدماتی که از مد نظر گذشت، در این قسمت به بیان دو نظریة اصلی پیرامون موضوع تحقیق می پردازیم. به این ترتیب که ابتدا نظریة دانشمند ایرانی (مولوی) مطرح و در ادامه فصل بعد را به نظریة کارل راجرز اختصاص خواهیم داد.

انسان کامل از دیدگاه مولوی

از دیدگاه مولانا انسان موجودی است دو بعدی، که یک بعد آن جسم است و بعد دیگر آن روح. و هر یک از این دو نیز سیری مخصوص به خود دارد. جنبه جسمانی انسان از حیوان است و حیوان نیز از نبات و نبات نیز از جماد. بابراین جسم انسانی از جماد شروع شده تا به انسان رسیده است.

                                    آمده اول به اقلیم جماد                و ز جمادی در نباتی اوفتاد

                                    سالها اندر نباتی عمر کرد             وز جمادی یاد ناورد از نبرد

                                    و زنباتی چون به حیوانی فتاد        نامدش حال نباتی هیچ یاد

                                    باز از حیوان سوی انسانیش           می کشد آن خالقی که دانیش

                                    همچنین اقلیم تا اقلیم دقت                        باشد اکنون عاقل و دانا و زفت

اما بعد روحی انسان نیز داستانی مخصوص به خود دارد، چرا که اصل آن از عالم لاهوت است. و برای مدتی محدود به عالم ناسوت گام نهاده و در تخته بند تن اسیر شده است. مرغ جان انسان که به قفس تن گرفتار آمده همواره رو به سوی اصل خود دارد و از جدائی از نیستان خویش همواره شکوه ها دارد و شکایتها.

                                    بشنو از نی چون حکایت می کند  از جدائیها شکایت می کند

                                    از نیستان تا مرا ببریده اند              از نفیرم مرد و زن نالیده اند

                                    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق  تا بگویم سوز درد از اشتیاق

مولانا در سیمانگاری خود از انسان همان ابعاد وجودی را برای انسان در نظر می گیرد که قرآن کریم برای او در نظر گرفته است. از باب مثال اگر قرآن انسان را دارای وجدان می داند و می گوید:

«فلا اقسم با النفس اللوامه» (قسم به نفس سرزنشگر)

مولانا هم می گوید:

                        این صدا در کوه دلها بانگ کیست                        که پر است از بانگ این که گه تهی است

                        هر کجا هست آن حکیم است اوستاد        بانگ او زین کوه دل خالی مباد

همچنین اگر قرآن در بحث از امانتداری انسان می گوید:

«انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها فاشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا»

مولانا عین مطلب خود را به زبان شعر چنین بیان می کند:

                        خود زبیم این دم بی انتها                          بازخوان فابین این یحملنها

                        ورنه خود اشفقن منها چون بدی                گرنه از بیمش دل که خون شدی

«دل» نیز در اندیشة مولانا جایگاه ویژه ای دارد. مولانا با استناد به حدیث:

«لایسعنی ارضی و لاسمائی و یسعنی قلب عبدی المؤمن.»

دل را جایگاه تجلی خدا می داند و می گوید:

                        گفت پیغمبر که حق فرموده است              می نگنجم هیچ در بالا و پست

                        در زمین و آسمان و عرش نیز                   می نگنجم این یقین دان ای عزیز

                        در دل مؤمن نگنجم ای عجب                   گر مرا جوئی از آن دلها طلب

دل مسجد درون انسانها است و هر انسانی باید تا لحظة مرگ مراقب باشد که آنرا مخروبه نسازد:

                        پس خراب مسجد ما بی گمان                              نبود الا بعد مرگ ما بدان

                        مسجد است این دل که جسمش ساجداست                        یار بد خروب هر جا مسجد است

مولوی با استناد به حدیث:

«استفت قلبک و ان اتفاک المفتون.» (نظر صحیح را از قلبت سؤال کن، اگر چه اهل نظر خلاف آن نظر دهند.)

دل را ملاک حق و باطل می داند.

                        پس پیغمبر گفت استفت القلوب                            گرچه مفتی شان بگوید صد خطوب

                                                                                                                        (نصری- عبدا…- ۱۳۷۱)

عظمت انسان

به اعتقاد مولانا آدمی جوهر وجودی عالم است و هر آنچه غیر اوست فرع بر وجود وی می باشد.

                        جوهر ا ست انسان و چرخ او را عرض                   جمله فرع و سایه اندر او عرض

                        بحر علمی در نمی پنهان شده                               در دوگزتن عالمی پنهان شده

از نظر مولانا انسان موجودی با ارزش و با عظمت است. در میان موجودات جهان آفرینش موجودی یگانه و فرد است. هر آنچه در عالم ملک و ملکوت وجود دارد در نهاد انسان موجود است.

                        در سه گز قالب که دادش وانمود                          آنچه در الواح و در ارواح بود

                        الحذر ای مؤمنان کان در شماست                         در شما بس عالم بی انتهاست

عظمت انسان تا آنجاست که موجودات جهان آفرینش هر انازه هم که بزرگ باشند در مقابل انسان ناچیز و مسخر بشوند:

                        لب ببند وغور دریائی نگر                                     بحر را حق کرد محکوم بشر

انسان عالم اکبر است:

                        پس به صورت عالم صغری توئی                          پس به معنی عالم کبری توئی

                        ظاهر آن شاخ اصل میوه است                               باطناً بهر ثمر شد شاخ هست

                        گر نبودی میل و امید ثمر                                     کی نشاندی باغبان هر سو شجر

ارزش و عظمت انسان از آنجا ناشی می شود که هدف و غایت خلقت است. همة موجودات آفریده شده اند تا انسان به کمال برسد.

                        خود جهان آن یک کس و باقیان                          جمله اتباع و طفیلند ای فلان

در جهان آفرینش هیچ موجودی با انسان قابل مقایسه نیست.

                        هفت دریا اندر او یک قطره ای                             جمله هستیها ز موجش چکره ای

                        جمله پاکیها از آن دریا برند                                 قطره هایش یک به یک میناگرند

مجموعه استعدادها و کمالاتی ک در درون انسان است موجب بروز آثار بسیار از انسان می شود:

                        گرچه فرد است او اثر دارد هزار                            آن یکی را نام باشد بی شمار


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز

دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید

اختصاصی از حامی فایل دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید


دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع  اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید

دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع  اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید

 

 

بحران انرژی در جهان پایدار

در اواخر دهه ی 60 میلادی اولین نشانه های  نارضایتی از شیوه های زندگی مدرن آشکار شد، این موج نارضایتی سلسله ای از وقایع بود که با کشفیات و نظریه های نو در حوزه ی علوم جدید در جهت غلبه بر مشکلات بشری و استاندارد کردن زندگی انسان که طی سالیان دراز بوجود آمده بود در تضاد قرار گرفت.

به این ترتیب رفته رفته جو خوشبینانه ی دوران شکوفایی بعد از جنگ جهانی دوم، به جو بی اعتمادی ، بدبینی و یاس تبدیل شد و در همین سالها جنبش های اجتماعی و سازمانهای سیاسی با موضوعاتی مثل حقوق زنان ، برابری نزادی ، محیط زیست و سایر موضوعات در جهان ماشینی شده ی صنعتی شکل گرفت .

کم کم و با بوجود اومدن مشکلات زیاد در  دهه های بعد از جنگ  ، موج انتقادات نسبت به اصول و قواعد شهرسازی مدرن گسترش یافت و تکنولوژی الزاماً نمی توانست وسیله ای برای بالا بردن همه جانبه ی کیفیت زندگی انسانها شد.

در نهایت آگاهی واقعی نسبت به تاثیر کلیدی محیط زیست بر کیفیت زندگی انسان، درک ارزش حقیقی زندگی و اهمیت حفظ و نگهداری ان ، و همچنین لزوم رعایت حقوق  زیست محیطی در سالهای نیمه ی اول دهه ی 70 شکل گرفت و بتدریج مورد توجه سازمان ها و موسسات بین المللی از جمله سازمان ملل متحد قرارذ گرفت ، با افزایش حساسیت عمومی نسبت به مسئله ، گروه هایی برای حمایت از محیط زیست در جهان بوجود اومد که از مهمترین آنها میتوان به گروه صلح سبز اشاره کرد.

 

معماری پایدار(Sustainable architecture)

 

 

معماری سبز (Green Architecture)

 

رویکردهای بوم شناختی از نگرش بوم شناختی شهری ( اکوتوپیایی ) ناشی شده اند:

1- نادیده گرفتن موضوعات دیگر و اصول بوم شناختی را به عنوان معیار

2- ایجاد آشتی و تعامل بین تکنولوژی و اکولوژی (اکوتک)

معماری پایدار:

معماری که ، در پی سازگاری و هماهنگی کامل  با محیط زیست و حفظ  آن برای آیندگان می باشد، واین یکی از نیازهای اساسی بشر در جهان صنعتی کنونیست.

معماری پایدار در فرهنگ های کهن بشری ریشه داشته و در زندگی سنتی در قالب احترام به طبیعت جلوه گر شده، ولی مفهوم پایداری هنوز نسبتا جدید است و درک معانی و فرهنگ چگونگی استفاده از آن همچنان در حال شکل گیری است.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پروژه انسان طبیعت معماری با موضوع اکوتک (تلفیق معماری وطبیعت)49 اسلاید

تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر قرآن

اختصاصی از حامی فایل تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر قرآن


تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر  قرآن

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:38

 

 

 

 

 

انفعال ها در قرآن :

غلبه بر انفعال ها :

انگیزه های رفتار در قرآن :

مقدمه :

تفکر از دیدگاه قرآن :

مراحل تفکر در حل مشکلات :

خطاهای تفکر :

یادگیری  در قرآن :

منابع دانش :

شخصیت در قرآن :

 

 

مقدمه :

انسان تنها موجودی است که از دو بعد مادی و غیر مادی شکل گرفته است این موجود یگانه چنان که قرآن کریم به آن اشاره می فرماید رشد خود را از خاک شروع کرده و مراحل مختلف تکامل را پشت سر گذاشته تا آن جا که روح خدایی در درون وی شکوفا شده و همراه وی وهمگام با هم به حرکت در آمده و با طی مراحل گوناگون صفات و ویژگی های همچون عقل ، عشق و عواطف انسانی را از خود به مرحله ی ظهور و شکوفایی رسانده است .

آنچه همیشه ذهن انسان را متوجه کرده و در طول تاریخ او را به تلاش و تفکر واداشته است معرفت نفس یا خودشناسی است انسان درپی شناختن خود گاه به راه درست و گاه به نادرست گام نهاده است .

قرآن کریم به منظور دستیابی به خودشناسی و رشد شخصیت و ارتقای نفس انسان به مدارج کمال انسانی ، مناسبترین و بهترین راهی را که بتواند زمینه ی خوشبختی دنیا و آخرت او را فراهم کند به وی نشان داده است در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که فطرت موجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف و بیماری و همچنین راههای تهذیب و تربیت و معالجه ی روان انسان را به طور جامع نشان داده است ما می توانیم که کمک حقایقی که در قرآن درباره ی انسان و صفات و حالات گوناگون روانی او آمده است بخوبی شخصیت انسانی خویش را رشد دهیم و همچنین انگیزه های اصلی محرک رفتار انسان و عواملی را که در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانی انگیزه بسزایی دارند بشناسیم زیرا قرآن سخن آفریدگار انسان است و بدیهی است که آفریدگار به طبیعت و اسرار آفرینش مخلوق خود داناتر است (الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر ) آیا آن خدایی که خلق را آفرید عالم ( به اسرار آنها ) نیست و به حال آنکه به باطن ( و ظاهر همه ی ) امور عالم آگاه است سوره ی ملک آیه 14

انگیزه های رفتار در قرآن :

انگیزه ها نیروهای محرکی هستند که در موجود زنده خالقی از نشاط و فعالیت بر می انگیزند و رفتارش را آشکار می سازند  و او را در سوی هدف یا هدف های مشخص راهنمایی می کنند . انگیزه ها وظایف ضروریت و مهمی برای موجود زنده انجام می دهند در واقع این انگیزه ها هستند که انسان را به برآمدن نیازهای اساسی و ضروری زندگی و آدمی آن وامی دارند و نیز او را به انجام بسیاری از کارهای مهم دیگر در هماهنگ کردن انسان با محیط زندگی مفید هستند بر می انگیزند روان شناسان جدید انگیزه ها را به دو بخش اصلی تقسیم می کنند و آنها عبارتند از :

  • انگیزه های فیزیولوژیک : این انگیزه ها ، در نیازهای فیزیولوژیک یک جسم و عوارضی که در بافت های بدن مانند کمبود مواد لازم برای بدن را به هم خوردن تعادل آن به وجود می آیند مربوط می شود این    انگیزه ها رفتار فرد را در جهت اهدافی که نیازهای فیزیولوژیک بدنش را بر آورده کنند راهنمایی می کنند و یا نقص و کمبودی رتا که گاهی در بافت های بدن به وجود می آید جبران می کنند و آن را از توازن به حالت گذشته بر می گردانند .

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر قرآن