حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله عیوب روحی و روانی انسان

اختصاصی از حامی فایل دانلودمقاله عیوب روحی و روانی انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

\
موضوع بحث، انسان کامل و عیوب روحی و روانی انسان از دیدگاه اسلام است. انسان کامل یعنی انسان نمونه، انسان اعلی یا انسان والا. انسان مانند بسیاری از چیزهای دیگر، کامل و غیر کامل دارد و بلکه معیوب و سالم دارد وا سالم هم دو قسمت است: انسان سالم کامل و انسان سالم غیر کامل. شناختن انسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه اسلام، از آن نظر برای ما مسلمین واجب است که حکم مدل والگو و حکم سرمشق را دارد. یعنی اگر بخواهیم یک مسلمان کامل باشیم چون اسلام می خواهد انسان کامل بسازد- و تحت تربیت و تعلیم اسلامی به کمال انسانی خود برسیم، باید بدانیم که انسان کامل چگونه است، چهره انسان کامل- چهره روحی و معنوی اش- چگونه چهره ای است، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمائی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، تا بتوانیم خود و جامعه خود را آنگونه بسازیم. اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم، قطعا نمی توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان ولو کامل نسبی – از نظر اسلام- باشیم.

 

راههای شناخت انسان کامل از نظر اسلام
شناخت انسان کامل از نظر اسلام دو راه دارد: یک راه این است که ببنیم قران – در درجه اول- و سنت – در درجه دوم- انسان کامل را – اگر چه در قرآن و سنت تعبیر انسان کامل نیست و تعبیر مسلمان کامل و مومن کامل است – چگونه توصیف کرده اند. ولی به هر حال معلوم است که مسلمان کامل، یعنی انسانی که در اسلام به کمال رسیده است، و مومن کامل یعنی انسانی که در پرتو ایمان به کمال رسیده است. باید ببینیم قرآن یا سنت، انسان کامل را با چه مشخصاتی بیان کرده اند و چه خطوطی برای سیمای انسان کامل کشیه اند. از قضا در این زمینه، چه در قرآن و چه در سنت یانات زیادی آمده است.
راه دوم شناخت انسان کامل، از راه بیانها نیست که ببینیم در قرآن و سنت چه آمده است، بلکه از این راه است که افرادی عینی را بشناسیم که مطمئن هستیم آنها آنچنان که اسلام و قرآن می خواهد، ساخته شده اند و وجود عینی انسانهای کامل اسلامی هستند، چون انسان کامل اسلامی فقط یک انسان ایده آلی و خیالی و ذهنی نیست که هیچوقت در خارج وجود پیدا نکرده باشد، انسان کامل، هم در حد اعلا و هم در درجات پایینتر در خارج وجود پیدا کرده است.
خود پیغمبر اکرم نمونه انسان کامل اسلام است. علی (ع) نمونه دیگری از انسان کامل اسلام است. شناخت علی شناخت انسان کامل اسلام است. اما شناخت علی، نه شناخت شناسنامه ای علی. گاهی انسان علی را شناسنامه ای می شناسد. نامش علی، پسر ابوطالب پسر عبدالمطلب، مادرش فاطمه دختر اسدبن عبدالعزی، شوهر فاطمه، پدر حسن و حسین، در ان سال متولد شد، فلان سال از دنیا رفت، چنان جنگهائی کرد، اینها شناختهای شناسنامه ای است. شناخت علی نیست، شناخت انسان کامل نیست، شناخت علی یعنی شناخت شخصیت علی نه شخص علی. در هر حدی که شخصیت جامع علی را بشناسیم، انسان کامل اسلام را شناخته ایم و در هر حدی که انسان کامل را عملا – نه اسما و لفظا- امام و پیشوای خود قرار دهیم، راه او را برویم، تابع و پیرو او باشیم و کوشش کنیم که خود را بر طبق این نمونه بسازیم، شیعه این اسنان کامل هستیم. شیعه یعنی کسی که علی را مشایعت کند، یعنی انسان با حب و علاقه فقط شیعه نمی شود پس با چه چیز شیعه می شود؟ با مشایعت، مشایعت یعنی همراهی. وقتی کسی می رود، شما پشت سر و همراه او می روید، این را مشایعت می گویند. شیعه عل مشایعت کننده علمی علی.
پس دو راه شناخت انسان کامل و همچنین فائده بحث از آن را دانستیم. بنابر این مسئله انسان کامل یک بحث فلسفی و علمی نیست که اثر علمی داشته باشد. اگر انسان کامل اسلام را از راه بیان قرآن و سنت و از راه شناخت پرورده های کامل قرآن نشناسیم، نمی توانیم راهی را که اسلام معین کرده برویم ویک مسلمان واقعی و درست باشیم و همچنین جامعه ما نمی تواند یک جامعه اسلامی باشد. پس ضرورت دارد انسان کامل و عالی و متعالی اسلام را بشناسیم.

 

فرق کامل وتمام
اینجا یک سوال مطرح است که اصلا معنی «کامل» چیست؟ انسان کامل یعنی چه؟
در زبان عربی دو کلمه نزدیک به یکدیگر –نه عین یکدیگر- داریم و ضد این دو کلمه یک کلمه است، یعنی آن کلمه گاهی در ضد این به کار می رود و گاهی در ضد آن. در فارسی حتی خود آن دو کلمه را هم نداریم، یعنی به جای آن دو کلمه فقط یک کلمه داریم. آن دو کلمه عربی یکی کمال است و دیگری تمام. گاهی در عربی کامل گفته می شود و گاهی تام و در مقابل هر دو ناقص گفته می شود. چناننکه در فارسی اینچنین می گوییم. این کامل است و آن ناقص. این تام است تمام است و آن دیگری ناقص.
کمال را در جهت عمودی بیان می کنند و تمام را در جهت افقی. وقتی شی در جهت افقی به نهایت وحد آخر خود برسد، می گوییم تما شد، و زمانی که شی در جهت عمودی می گویند کمال. اگر می گویند: عقل فلان کس کامل شده است یعنی قبلا هم عقل داشته اما عقلش یک درجه بالاتر آمده است، علم فلان کس کامل شده است یعنی قبلا هم علم داشت واز آن استفاده می کرد ولی علمش یک درجه کمالی را پیموده است. پس یک انسان تمام داریم که در مقابل انسانی است که از نظر افقی ناتمام است، یعنی اصلا نیمه انسان است کسر انسان است مثلا ثلث یا دو ثلث انسان است و به هر حال انسان تمام نیست وانسان دیگری هم داریم که انسان تمام هست ولی انسان تمام می تواند کامل باشد، کاملتر باشد و از آن هم کاملتر باشد، تا به آن حد نهایی نهایی که حد اعلای انسان است برسد.

 

تعبیر «انسان کامل»
تعبیر انسان کامل در ادبیان اسلامی تا قرن هفتم هجری وجود نداشته است. امروز در اروپا هم این تعبیر خیلی زیاد مطرح است ولی برای اولین بار در دنیای اسلام این تعبیر در مورد انسان به کار برده شده است. اولین کسی که در مورد انسان تعبیر انسان کامل را مطرح کرد عارف معروف محی الدین عربی اندلسی طائی است. محی الدین عربی پدر عرفان اسلامی است.
دیگران هم انسان کامر را – هر کسی از دید خود – به شکلی بیان کرده اند. ما می خواهیم ببینیم که انسان کامل از دید قرآن چگونه انسانی است. ابتدا از انسان تمام و انسان ناقص شروع می کنیم.

 

عیبهای جسمی و روانی
آیا انسان سالم و انسان معیوب هم داریم؟ سلامت و عیب گاهی مربوط به تن انسان است. شکی نیست که بعضی انسانها از نظر جسمی سالمند و بعضی معیوب و مریض. مثلا نقص عضوی دارند: نابینا، کر و یا افلیج هستند وامثال اینها. ولی اینها مربوط به شخص انسان است. هیچ توجه دارید که اگر انسانی کور باشد کر باشد افلیج باشد، بد شکل باشد کوتاه قد باشد، شما اینها را برای او از نظر فضیلت و شخصیت وانسانیت، نقصی نمی شمارید.
مثلا «ابوالعلاءمعری» و «طه حسین» کور بوده اند، آیا این کوری که نقصی درجسم و شخص این افراد بود به عنوان یک نقص در شخصیت این افراد شمرده می شود؟ نه، اینچنین نیست. این مطلب دلیل بر این است که انسان دو چیز دارد: شخصی دارد و شخصیتی تنی دارد و روحی. جسمی دارد و روانی. حساب وران از حساب جسم جدا است. این کسانی که خیال می کنند روان انسان، صددرصد تابعی از جسم اوست اشتباهشان همین جاست. اساسا آیا روان انسان می تواند بیمار باشد، در حالیکه جسم او سالم است، این خودش یک مسئله ای است. بنابر این نظر کسانی که منکر اصالت روح هستند وتمام خواص روحی را اثر مستقیم و بلاواسطه سلسله اعصاب انسان می دانند، اساسا روان، حکمی ندارند، همهچیز تابع جسم است. از نظر ایشان اگر روان بیمار باشد، حتما جسم بیمار شده که روان بیمار است و بیماری روانی همان بیماری جسمی است.
مثل کسی که دارای عقده روانی «تکبر» است. امروز ثابت شده است که تکبر واقعا بیمار است. واقعا اختلال روحی و روانی است، ولی آیا می شود یک دارو برای تکبر در داروخانه پیدا کرد؟ آیا می شود انسان یک قرص بخورد و تکبرش از بین برود و تبدیل به یک انسان متواضع شود؟ آیا می شود به یک انسان قسی القلب وجلاد مثل شمر بن ذی الجوشن یک آمپول بزنند و یا یک قرص به او بدهند تا تبدیل به یک انسان عطوف، مهربان و با شفقت ورحمت شود؟ نه، معالجه برای او هست ولی معالجه او راه دیگری دارد.
حتی گاهی بیماری جسمی از راه روانی معالجه می شود، همچنانکه گاهی بیماری روانی از راه جسم معالجه می شود. مثلا یک بیماری واقعا جسمی است ولی با یک سلسله تلقینها و تقویتهای روحی- که اینهم خودش داستانی دارد و یک مساله عجیبی است- جز دلایل قاطع بر این است که واقعا انسان، موجودی است مرکب از تن و روان، و روان انسان از تن استقلال دارد ویک تابع مطلق از تن نیست، همچنانکه تن تابع مطلق از روان نیست این دو در یکدیگر اثر دارند.
ما در صحبت از انسان کامل مقصودمان عیب و سلامت مربوط به جسم نیست، نمی خواهیم بحث پزشکی کنیم که انسانی صددرصد سالم است که اگر برود چکاپ کند، معلوم می شود همه جهازات بدنش سالم است، این بحث به ما مربوط نیست، ما اساسا به بدن کاری نداریم.
پس واقعا ممکن است انسان از نظر روانی بیمار ومعیوب باشد، همچانکه ممکن است از این نظر سالم باشد. قرآن این اصل را پذیرفته است، می فرماید: فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا در دل و روحشان بیماری است. نمی فرماید مثلا چشمشان بیمار است. قلبی که قرآن می گوید غیر از قلب پزشکی ای است که لازم است به طبیبی قلب مراجعه کنیم. قلب در قرآن یعنی همان روح و روان انسان.
یکی از برنامه های قرآن، ساختن انسان سالم است و ماقبل از آنکه بخواهیم توقع این را داشته باشیم که انسان کامل باشیم یا به انسان کامل نزدیک باشیم، باید خود را از این نظر که اساسا «انسان سالم» یا «انسان معیوب» هستیم به خوبی بشناسیم.

 

آفات روح انسان
به طور اجمال ریشه های اصلی آنچه که روح انسان را آفت زده می کند برایتان عرض می کنیم. از نظر روانشناسی، محرومیتها منشا بیماریهای روانی می شود یعنی منشا بسیاری از عقده های روانی و بیماریهای روانی انسان، احساس مغبونیتها و محرومیتهاست.
این کینه چیست که وقتی انسان احساس می کند نسبت به کسی حقد و کینه دارد، دلش می خواهد از او انتقام بگیرد و تا او را به خاک و خون نکشد نمی تواند آرام گیرد؟ این حس انتقامجویی در انسان چیست؟
آدم حسود وقتی خیر و نعمتی را در دیگران می بیند، همه آرزویش این است که از او سلب نعمت شود درباره خودش فکر نمی کند. انسان سالم غبطه دارد نه حسد. او همیشه درباره خود فکر می کند که جلو بیفتد. اگر یک انسان همیشه در فکر این باشد که خودش جلو بیفتد، سالم است این دلیل بر عیب نیست اما اگر کسی همیشه در این اندیشه است که دیگری عقب بیفتد بیمار است، مریض است. حتی شما می بینید که گاهی آدمهای حسود به مرحله ای می رسند که حاضرند به خودشان صد درجه صدمه بزنند بلکه به دیگری پنجاه درجه صدمه وارد شود.
اولین برنامه قرآن تعهذیب نفس است تزکیه نفس است پاکیزه کردن روان از بیماریها عقده ها، تاریکیها، ناراحتیها، انحرافها و بلکه از مسخ شدنهاست.

 

انسان مسخ شده
مسئله مسخ شدن خیلی مهم است. مسخ یعنی چه؟ شنیده اید که می گویند در میان امم سالفه مردمی بودند که در اثر اینکه مرتکب گناهان زیاد شدند، مورد نفرین پیغمبر زمان خود واقع و مسخ شدند. یعنی به یک حیوان تبدیل شدند. مثلا به میمون، گرگ، خرس و یا حیوانات دیگر. این را «مسخ» می گویند. حال این مسخ به چه صورت است؟ آیا انسانها مسخ شدند، یعنی واقعا حیوان شدند؟ توضیحش را عرض می کنم: این مطلب مسلم است و آن این است که انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود – تبدیل به یک حیوان نشود- به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممکن است مسخ شود و بلکه تبدیل به نوعی حیوان شود که در عالم حیوانی به آن بدی و کثافت وجود نداشت باشد.
قرآن از «بل هم اضل» سخن می گوید: یعنی از مردمی که از چهار پا هم پست تر هستند. مرگ می شود انسان واقعا از نظر روحی تبدیل به یک حیوان شود؟ بله، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست. اگر خصائص اخلاقی و روانی یک انسان خصائص اخلاقی یک درنده بود، خصائص و اخلاقی یک بهیمه بود، او واقعا مسخ شده است یعنی روحش حقیقتا مسخ و تبدیل به یک حیوان شده است. جسم خوک با روح آن تناسب دارد و انسان ممکن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوک باشد. اگر انسانی اینگونه باشد از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و چشم حقیقت بین و در ملکوت، واقعا یک خوک است و غیر از این چیزی نیست. پس انسان معیوب، گاهی به مرحله انسان مسخ شده می رسد. مااینها را کمتر می شنویم و شاید بعضی خیال کنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان بیاید، ولی حقیقت است.
انسانی که مانند یک بهیمه و چهارپا جز خوردن و خوابیدن و جز عمل جنسی فکر دیگری ندارد و فقط در فکر این است که بخورد و بخوابد و لذت جنسی ببرد، اصلا روحش یک چهارپاست و غیر از این چیزی نست. واقعا باطن چنین انسانی مسخ شده است، فطرتش مسخ شده است، یعنی خصلتهای انسانی و انسانیت، به کلی از او گرفته شده است و به جای آنها خودش برای خودش خصلتهای حیوانی و خصلتهای بهیمه ای و درندگی کسب کرده است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   17 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله عیوب روحی و روانی انسان

مقاله نفس و عزت نفس انسان

اختصاصی از حامی فایل مقاله نفس و عزت نفس انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله نفس و عزت نفس انسان


مقاله نفس و عزت نفس انسان

دکتر علی اکبر نفیسی دررابطه با معنی لغوی نفس می گوید:

نفس به معنی : جان وروان و روح / شخص وذات وحقیقت وخرد هرکسی وخود هر چیزی وهستی وعین چیزی .

نفس الامر     : حقیقت کار

نفس اماره     :روحی که شخص را به لذایذ شهوانی وچیزهای بد و مذموم امر می کند .

نفس قدسیه : ذات پاک

نفس مطمئنه: روحی که متصف به صفات حمیده باشد .

نفس ناطقه   :روحی که فهم وادراک معانی کند[1]

 

 

 

 

 

 

نفس : اصطلاح فلسفی : نفس جوهری است که ذاتا مستقل ودر فعل نیاز به ماده دارد ومتعلق به اجساد واجسام است وبالاخره جوهری است غیر مائت ودر تصرف وتدبیر نیاز به جوهر روحانی دیگر دارد که روحانیت آن از نفس کمتر است وآن واسطه روح حیوانی است که آنهم واسطه دارد که قلب است ،درماهیت وحقیقت نفس،اقوالی است برحسب مکاتب مختلف فلسفی وعرفانی وکلامی از جمله: 1ـ اجزاء صغاراست که کری الشکل است 2ـ نار 3ـ هواء   4ـ ارض     5ـ ماء   6ـجسم بخاری   7ـ عدد     8ـ امر مرکب از عناصر9ـ حرارت غریزی   10ـ برودت 11ـدم 12ـ مزاج   13ـ نسبت حاصله از عناصر

صدرالدین گوید : خداوند موجودات رابه ترتیب از اشرف به احسن آفریده است وعنایت او ایجابکند که همواره با موجودات فیض بخشد وفیض او دائم است اول امری که از آثار حیات درموجودات ظاهر شد ،حیات تغذیه ونشوو نما است وبعد حیات حس وحرکت است وبعد حیات علم وتمیز است وهریک ازاین سه مرتبه را صورت کمال است که به واسطه آن صورت آثار حیات مخصوصی به آن فیضان می کند ،آن صورت رانفس می گویندوسه مرتبه دارد :

1ـ نفس نباتی   2ـ نفس حیوانی   3ـ نفس انسانی

وحدجامع آن (فهی اذن کمال للجسم ) است وبالاخره هر جسمی را آثار خاصی است ودرهریک مبداء خاصی است که منشاء آن آثاراست وآن مبادی قوتی هستند تعلق به اجسام وخود اجسام نباشند وآن نفس است وکلمه نفس نام برای آن قوت است وبدین ترتیب صدرالدین نفس راجسمانیه الحدوث می داند ولکن ماده آن که همان افاضات علویه بر مراد سفلیه باشد از ناحیه بالا وعلویات ودر نتیجه فیوضات الهی است ومعنی کینونت سابقه نفس بربدن همین است نه آنکه نفوس ناطقه انسانی ابتداء کنیونت مجرد باشد چنانکه دیگران می گویند نفس انسان را به نشإت است اول نشات صور حسی طبیعیه ومظهر آن حواس خمس ظاهر ه است که دنیا هم گویند.

نشات دوم اشباح وصور غائیه از حواس است .مظهر آن حواس باطنه است که عالم غیب وآخرت هم گویند.

نشات سوم عقلیه است که دار مقربین ودارعقل ومعقول است ومظهر آن قوت عاقله است . نفس در نشات اول خالی از علم تصوریه وتصدیقیه است واولین علم اواست بذات خود ودرابتداء جنینی ودرمرحله طفولیت بدرجه حیوانی میرسدوبعدازکمال وبلوغ بدرجه انسانی وکمال خود می رسد واین هنوز اولین نشات ناطقه است .

بعداز مرتبت عقل هیولانی ـ که فاقد تمام صور وتصورات است به مرحله بالملکه می رسد که بعضی از صور را دریافته واین مرحله اولین علم بذات خوداست وبعد از طی مراحل کمال به مرتبت فعلیت وعقل بالفعل میرسد وبعداز آن بمرتبت عقل بالمستفاد که مرتبت کمال ممکن اواست می رسد . خلاصه کلام آنکه صدرالدین نفس را به تقسیم اولیه به سه قسمت کرده است. 1ـ نفس نباتی ( وهی کمال اول لجسم طبیعی آلی من جهة ما یتولد و یربو ویتغذی )      

2ـ نفس حیوانی ( وهی کمال اول لجسم طبیعی آلی من جهة ما یدرک الجزئیات ویتحرک بالاراده)            

3ـ نفس انسانی (وهی کمال اول لجسم طبیعی آلی من جهة ما یدرک الامور الکلیه ویفعل الفاعیل الکائنه بالاختیار الفکری والاستنباط بالرأی )[2]

رازی می گوید: افلاطون معتقد بودکه درانسان سه نفس است یکی را نفس ناطقه والهیه دیگری را نفس غضبیه

وحیرانیه وسه دیگر را نفس نباتیه ونامیه وشهوانیه نامند.[3]

خواجه طوسی گوید : قوای نفس سه است یکی قوت نفس ناطقه که آنرا نفس ملکی خوانند دیگر را قوت غضبی که آنرا نفس حسی خوانند و سه دیگر قوت شهوانی که آنرا نفس بهیمی خوانند.[4]

شیخ الرئیس نیز در تعریف نفس گوید : (کمال اول لجسم طبیعی آلی ) درنبات باضافه (من جهة ما یتولد ویربو ویتغذی ) ودر نفس حیوانی ( من جهة ما ید رک الجزئیات ویتحرک بالاراده)[5]

شیخ اشراق نفس را جسمانیه الحدوث وروحانیه البقاءمی داند.

ناصر خسرو گوید: نفس جوهری است بسیط وروحانی وزنده بذات ودانا است بقوت وفاعل بطبع واو صورتی است از صورتها عقل فعال [6]

پاره ای از ترکیبات نفس درمعنی فلسفی وعرفانی

نفس اعلی : نفس اعلی که آنرا اسرافیل نام است وکار وی روح دمیدن است وروان دادن دراجسام

نفس اماره : مراد نفوسی پست اند که تابع هواء وهوسی بوده وبرحسب دستورات مهلکه انسان را وادار به کارهای زشت می کند وبالاخره روح انسانی را به اعتبار غلبه حیوانیت نفس اماره گویند( ان النفس لاماره بالسوء)[7]

نفس الامر : کلمه نفس الامر یعنی حد ذات هر شی ء وبعضی گفته اند مراد مرتبه عقل فعال است وعقل اول ونفس کلیه را نیز نفس الامر نامند وعالم امر یعنی عالمی که روح وحقیقت عالم اجسام است نفس الامر گویند .[8]

نفس بهیمی: مراد قوت شهوانی ونفس شهوانی است .[9]

نفس رحمانی: صدرالدین گوید : همان طور که نفس انسانی موجب پیدایش اصوات والفاظ مختلف به اشکال وهیآت خاص بوده ومنشإ آن همان 28 حرف اصلی است موجودات عالم با خواص واطوار وانحاء مختلف خود از عالم غیب الغیوب به واسطه فیض حق به اطوار واشکال وهیات مختلف درآمده است وبنابراین مراد از نفس رحمانی فیض وجودی حق تعالی است که تمام ممکنات مراتب یقینات فیض اند وجواهر عالیه عبارت از حروف عالیه اند که بلا واسطه صادراز نفس رحمانی اند که آنها کلمات الله التامات هم گویند . عرفا مرتبه تفضیل اسماء وصفات الهی را نفس رحمانی نامند.[10]

نفس زکیه : مراد نفوس اولیاءالله است .

نفس سبعی: مراد قوت غضبیه است.[11]

نفس سماوی: مرادنفس فلکی است .[12]

نفس عاقله : مراد نفس ناطقه است ونفس عاقله رادراشخاص مردم دوقوت است یکی نظری نامش عقل نظری است که بدان اشخاص دانا وآگه باشند ودیگر قوت عملی ،نام وى عقل عملی است که اشخاص مردم بدین قوت کارهای عقلی کنند از صنایع گونه گونه .[13]

نفس غاذیه: مراد قوت تغذیه وبالاخره نفس نباتی است .[14]

نفس قدسی : نفس رادرمرتبه ملکه استحضار جمیع آنچه برای آن ممکن است بدرجه یقین نفس قدسی می گویند وآن آخرین مرتبت کمال حدس است . نفوس انبیاء واولیاء ونوابغ روزگار که قبل از آموختن تمام اشیاء وحقایق را به قوه حدس در می یابند نفوس قدسیه می نامند.[15]

اما نفس قدسی نفس پیغمبران بزرگ بودکه به حدس پیوندند عالم فرشتگان بی معلم وکتاب معقولات بداند.[16]

نفس کلی : نفس مدبر عرش را نفس کلیه گویند .[17]

نفس لوامه: این اصطلاح مذهبی است که عرفا وفلاسفه اسلام به کاردارند . نفس انسان رادر مقام تلالوء نور قلب از غیب برای اظهار کمال آن وادراک قوت عاقله به وخامت عاقبت وفساد اخوال آن نفس لوامه گویند از جهت لوم وسرزنش بر افعال خودو این مرتبت مقدمه برای ظهور مرتبت قلب است که هر گاه نور قلبی ظاهر شود وغالب شود وسلطنت آن بر قوای حیوانیه آشکار گردد یعنی تسلط پیداکند ونفس مطمئن شود نفس مطمئنه گویند.[18]

نفس مطمئنه : نفس ناطقه رابه عبارات مختلف اماره ولوامه ومطمئنه گویند وبه اعتبارآنکه متجلی به فضائل وخالی از رذائ ل بوده وبا مقتضیات شهوات اندر معارضه افتد مطمئنه گویند . نفس مطمئنه تارک هوای نفسانی ولذات فانیه دنیا است وراضیه ومرضیه است به آنچه خدا خواهد که فرمود
( یاایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ).[19]

نفس ملکی : نفوس فرشتگان واهل عصمت راکه از هواهای نفسانی وسواس شیطانی در امان اند گویند ونفوس اولیاء الله راکه مرتبه علم وعمل به کمال ممکن خود رسیده اند نفوس ملکیه ونفوس مطمئنه نامند.

 

 

 

 

 

 

این مقاله به صورت  ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 42صفحه  آماده پرینت می باشد

چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد

مقالات را با ورژن  office2010  به بالا بازکنید .

 

 

 


 




دانلود با لینک مستقیم


مقاله نفس و عزت نفس انسان

تحقیق در مورد انسان و روح

اختصاصی از حامی فایل تحقیق در مورد انسان و روح دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد انسان و روح


تحقیق در مورد انسان و روح

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:25

 

 

 

 

 

خواص و حالات روح در ظاهر و باطن انسان

١ - سوال : تفاوت خواص باطنی یا معنوی انسان با دیگر حیوانات چیست ؟

جواب :  حیا و خجالت دو عامل خاص انسانست که در حالات معین و اماکن خاصه به پیش آمدهای دوست دارترین خود از حیا نمی بیند و می پرهیزد، که در این مختصر، حقیقت این کیفیت به خوبی نشاید قابل فهم باشد.

٢ - سوال : انسان کیست ؟

جواب : انسان موجودی که دارای صفاییت ظاهری و باطنی عالی است و از جمله خجالت و حیا نیز یکی از خواص معنوی عالی انسان بوده و در حال اقدام به کدام کار ممنوع از قوانین مدنی یا شرعی یا فامیلی، هرگاه تحت غرایز جنسی و نفس قرار گیرد و کسیکه بر امتناع آن قانون وارد باشد، بروی رسد و او را ببیند از خجالت، بدون مخالفت، خود را باطناً به نا آرامی شدید مواجه می بیند.

٣ - سوا ل : انسان کیست ؟

جواب : انسان موجودی که اگر از نگاه نفس یا روح تکامل کرده باشد باطناً بیست تا سی تا صد یا بالاتر مثل خود بزرگتر معلوم می شود (اما به دیدهء نیکان بشر، فرشتگان و شیاطین) – مولانا بلخی گوید: تن ز جان و جان ز تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

٤ - سوال : انسان کیست ؟

جواب : یگانه موجودی که قسمتی از دید و وادیدهای نظری و معنوی خود را در خواب عیناً به کیف و شان کامل می بیند بعداً همه و یا پارهء از آن را پس از بیداری در بین موجوات روی زمین بازگو کرده می تواند، چرا و این چه کیفیت است که رخ میدهد چرا غور نمی نماید؟ آری! ثابت کنندهء حقیقت ماهیت روح نامکمل شده بشریت باشد.

٥ - سوال : اساساً انسان داری چه نیروی نامرئی است ؟

جواب : انسان موجودی است بین دو دستگاه نشراتی خیر و شر، که بی اراده و با اراده همواره مشغول خود و ماحول خویش است، تا کدامین غالب آید و وی را بدانسو کشد.

٦ - سوال : پس به چه صورت انسان به مقام اعلی رسیده و به چه کوایف پست می شود؟

جواب : هرگاه به پیروی از نفس، به حضیض ذلت و انتهای دنائت گراید، ظاهراً انسان اما باطناً حیوان درنده، بسیار نیرنگ باز و دغل پیشه است که به استفاده از مقام انسانیت بهره کشی های سوء می نماید، زیرا قوای روحانیش به مرتبهء روح حیوانی رسیده باشد. اما اینقدر تفاوت دارد که به همچو اشخاص بازهم با همین حالت، بازگشت به سوی خدا جل جلاله میسر است که اگر بکوشد دارای مقام و یا رتبهء کامل حقیقت انسانی گردد و نیز برعکس تا زمانیکه روح او مستشعر مقام جان نشود و نفسش به مطمئنه مبدل نگردد احتمال فیصد (٢٥ تا ٣٠) لغزش او ممکن باشد.

٧ - سوال : انسان کیست ؟

جواب : انسان موجودی که کلانی باطنی او را اکثراً نه او بیند و نه دیگران، خواه از نگاه نفس باشد  یا از صفائیت روح، اما کلانی ظاهری او را به کدام تصرفی که یافت از قبیل علم، ثروت یا قدرت یا شهرت های صادق و کاذب که بی بقاست، هر کس دیده تواند.

٨ - سوال : دیگر از صفات معنوی عالی انسانی چیست ؟

جواب : اکثراً در حال حمله به دفاع قوای بالمثل، مانند دیگر حیوانات بنابر عقل سلیم پاسخ نمی دهد و می سنجد مگر که قدرت جانب بر او از کدام نگاه فزونی داشته و حیاتش به خطر باشد در صورتیکه خود را در مقابلش لاشی و بی قدرت بیند اینجاست که به الحاح یا وسیلهء دیگر دفاع معنوی پرداخته بدین ترتیب رقت قلب او را به خود متوجه می سازد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد انسان و روح

تحقیق در مورد خانواده در زندگی انسان

اختصاصی از حامی فایل تحقیق در مورد خانواده در زندگی انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد خانواده در زندگی انسان


تحقیق در مورد خانواده در زندگی انسان

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه16

 

فهرست مطالب

فهرست                                                                                                      صفحه اخلاق خانواده .................................................................... 1 رابطه فرزند با پدر و مادر ........................................................ 1 رابطه زن و شوهر  ................................................................. 3 خانواده در دنیای امروز .......................................................... 8 نابسامانی های موجود در رابطه با خانواده ..................................... 9 ضرورت امروزی توجه به خانواده ............................................... 10 اسلام و خانواده  ................................................................. 11 منبع .............................................................................. 13                 اخلاق خانواده

مطلوبیت زندگى اجتماعى و پیوند دادن زندگى فرد با فرد یا افراد دیگر، از آن رو است‏که نیازهاى مادى و معنوى افراد در زندگى‏هاى دست جمعى (اجتماعى) بهتر تأمین مى‏شود .در همین رابطه باید گفت اصیل‏ترین نیازهاى آدمى در ظرف خانواده تأمین مى‏گردد، زیرا در محیط خانواده است که نیاز تکوینى فرزند به پدر و مادر و نیاز مستقیم زن و شوهر به یکدیگر و نیازهاى عاطفى اعضاى خانواده به یکدیگر، پاسخ‏هاى خود را مى‏گیرند.

رابطه فرزند با پدر و مادر

مهم‏ترین رابطه میان انسانى با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر براى فرزند انجام مى‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمى‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏اى نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتارى عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعى، عدل کارایى ندارد.

قرآن کریم در آیات فراوانى فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش مى‏کند و تعبیرهاى خاصى در این باره به کار مى‏برد که حاکى از اهمیت فوق العاده مسأله است.در آیه 36 از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرک نورزیدن به الله، بى‏درنگ مى‏فرماید: «و به پدر و مادر احسان کنید» . (1)

در آیه 23 از سوره اسراء تعبیر و قضى ربک الا تعبد الا ایاه و بالوالدین احسانا؛ «و پروردگار تو مقرر ساخت که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خویش احسان کنید» .قضا در این جا به معناى تکلیف حتمى و مؤکد است.بالاترین تکلیف انسان عبادت خداوند است و پس از آن احسان به پدر و مادر قرار دارد.در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: «ما به انسان سفارش کردیم که نسبت به پدر و مادر خویش به خوبى رفتار کند» .و از آن جا که این سفارش ممکن است موجب این توهم شود که فرزند باید به طور کامل تسلیم پدر و مادر باشد، مى‏فرماید : «اما اگر آنان کوشش کردند تو را به کفر بکشانند دیگر اطاعت نکن» . (2) تقارن این دو مطلب بیانگر آن است که انسان چه اندازه باید در برابر پدر و مادر خویش خاضع و تسلیم باشد.نفس این‏استثنا حاکى از گستره لزوم اطاعت و سرسپارى و فروتنى در برابر والدین است.در سوره لقمان پس از بیان همین مطلب که «اگر تو را وادارند تا درباره چیزى که تو را به آن دانشى نیست به من شرک ورزى، از آنان فرمان مبر» سفارش مى‏کند در عین حال که ایشان مشرک‏اند و تو را به شرک فرا مى‏خوانند، باید در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کنى و رفتارت نسبت به آنان نیکو باشد. (3) از دیگر تعابیر شگفت قرآن در این باره آن است که مى‏فرماید: ان اشکر لى و لوالدیک؛ (4) «[به انسان سفارش کردیم‏] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش» .در هیچ جاى دیگر از قرآن این تعبیر وجود ندارد که خداوند شکرگزارى خود را مقارن با دیگرى قرار داده باشد و این حاکى از اهمیت بسیار و سرشار احسان به پدر و مادر و رعایت حقوق ایشان است.

در جایى دیگر، قرآن کریم سفارش مى‏کند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگى و ناشکیبایى نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شده‏اید: «اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکى پروراندند» . (5)

رابطه زن و شوهر


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد خانواده در زندگی انسان

دانلود مقاله ترجمه شده ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله ترجمه شده ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله ترجمه شده ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی، الگوهای حرکت، و هماهنگی آنها
گوتمبرگ گوئرا-فیلهو

در این مقاله ما مراحل مورد نیاز برای ساخت پاراکسیکون (فهرست ساختاربندی شده ای از اعمال انسان) را از طریق یادگیری سیستم های گرامر برای اعمال انسان معرفی میکنیم. کشف زبان فعالیت انسان نیازمند یادگیری دستور اعمال انسان است که نیاز به ساختار ایت پاراکسیکون دارد. در فرآیند درک ساختارشناسی فرض می شود که یک نمایش نمادین غیر قراردادی از حرکت انسان موجود است. بنابراین برای تحلیل ساختارشناسی یک عمل خاص، نمایش نمادینی برای حرکت هر محرک همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل به ما داده می شود. ما بعنوان یک مدل رسمی، سیستم گرامر همزمان موازی را پیشنهاد می کنیم که هر مؤلفه گرامر با یک محرک مطابقت دارد. ما الگوریتم یادگیری موازی را برای تحریک این سیستم گرامر معرفی میکنیم. معرفی ما شامل یک سری اتصالات است که در واقع مسئول اجرای هدفی برای فعالیت، حرکت انجام شده توسط هر محرک شرکت کننده، و قوانین همزمان سازی برای مدلسازی هماهنگی بین این محرک ها است. ما راهکار استنباط خود را با داده های ترکیبی و داده های واقعی حرکت انسان ارزیابی کردیم. این الگوریتم موفق می شود که سیستم گرامر صحیح را تحریک کند، حتی زمانیکه ورودی شامل نویز است. بنابراین راهکار ما از هر دو جنبه نمایشی و یادگیری موفق بود، و ممکن است بعنوان ابزاری برای تجزیه حرکت، الگوهای یادگیری و برای ایجاد اعمال عمل کند.
کلمات کلیدی: نمایش حرکت شبه انسان، چارچوب زبانشناسی، یادگیری از طریق تقلید.

1- مقدمه
حرکت انسان یک پدیده طبیعی است وقتی که انسان از تعدادی از محرک های مستقل برای حرکت دادن بدن خود استفاده میکند. این محرک ها با قسمت های مختلف بند مرتبط هستند که توسط مفصل ها به یک ساختار واحد متصل هستند: اسکلت. هر مفصل گردان مطابق با زوایای مفصل، درجه آزادی خاصی دارد. محرک هایی که بدن انسان را کنترل می کنند به این شکل معمولاً بصورت زوایای مفصلی نشان داده میشوند.
محرک ها اگرچه مستقل هستند اما در اعمال خود با هم همکاری میکنند تا بتوانند هدف مشترک خاصی را با هم انجام دهند. دست، ساعد و بازو با هم همکاری میکنند تا بتوانند به یک محل معین برسند. برای هر عمل مختلف (بعنوان مثال پیاده روی، دویدن، پرت کردن، لگد زدن، گرفتن) یک سری محرک های خاصی وجود دار که برای انجام این عمل خاص تعیین شده اند. این سری از محرک های تعیین کننده در اینجا محرک های ضروری نامگذاری می گردند.
در حال حاضر در مقالات مدلسازی حرکت انسان، یک سری محرک های ضروری مورد نیاز در یک عمل خاص معمولاً از یک سری ثابت تشکیل شده است. بعبارت دیگر، سری محرک های ضروری مورد استفاده برای انجام هر عملی، برای همه اعمال در فهرست واژگان حرکتی یکسان است. بطور کلی، سری محرک های ضروری یا کل بدن را نشان میدهند و یا یک زاویه مفصلی واحد را نشان میدهند. یک راهکار برای کل بدن همیشه کل بدن را بعنوان یک سری از محرک های ضروری برای هر عملی در نظر می گیرد. این فرضیه رفتار مستقل محرک ها را در فعالیت های مختلف نادیده می گیرد. از طرف دیگر، راهکاری که هر زاویه مفصلی را بصورت جداگانه در نظر می گیرد، به هماهنگی بین آنها برای رسیدن به یک هدف مشترک توجه نمی کند.
در این مقاله ما راهکاری را پیشنهاد میکنیم که هر عمل مختلف با سری محرک های ضروری خاص خود همراه است. این راهکار بطور واضح تغییرپذیری سری محرک ها را مطابق با یک عمل مدلسازی میکند. این مسئله با توجه به انسداد و میدان دید برای محدودیت ها در فرآیند مشاهده، قوی تر است. اگر یک فاعل عملی را انجام دهد که بعضی از محرک های ضروری آن هنوز قابل رویت هستند، پس یک سیستم نظارت قادر خواهد بود که این عمل را فقط با تصویر قسمت های غیر انسدادی بدن تشخیص دهد که نمایش عمل بر مبنای محرک های ضروری است نه بر مبنای کل بدن.
استراتژی های مختلف از واکنش های موازی و همزمان در بین محرک ها نقش مهمی را در حرکت انسان بازی میکند. بنابراین نمایش یک حرکت برای یک فعالیت خاص انسان باید شامل این موارد باشد: سری محرک های ضروری مورد نیاز در یک فعالیت، الگوهای حرکتی همراه با هر محرک مشارکت کننده، و هماهنگی آنها بر حسب قوانین همزمان سازی در بین این محرک ها. این نمایش یک واژک حرکتی همراه با یک عمل واحد است. در محتوای اعمال انسان، ساختارشناسی به معنای مطالعه و نمایش واژک های حرکتی است. یک ساختارمهم، سری واژک های موجود برای یک فهرست واژگان کامل از اعمال است. این ساختار برای یادگیری یک الفبای حرکتی برای فهرست واژگان ضروری است، تا الگوهای مشترکی در اعمال مختلف یافته شود و راه هایی برای ترکیب واژک های واحد در یک عمل پیچیده تر، کشف گردد. در اینجا ما مراحل مورد نیاز برای ساخت یک پراکیسکون را معرفی میکنیم، که ساختاری از لغت نامه اعمال انسان از طریق یادگیری سیستم های گرامری برای اعمال انسان است. بنابراین پراکیسکون یک لغت نامه حرکت است که از تعدادی از اعمال مانند پیاده روی، رسین و گرفتن تشکیل شده است. این پراکیسکون برای یادگیری دستور و نحو حرکت ضروری است، که قوانینی است که برای ترکیب واژک های حرکتی در یک جمله حرکتی وجود دارد. برای مثال، دستور یا نحو مربوط به الحاق اعمالی مانند یک انتقال توالی از پیاده رفتن به دویدن است. البته در ساخت یک پراکیسکون فرض می شود که یک سیستم حرکتی برای کشف موارد اولیه حرکت و مرتبط ساختن آنها با نمادها وجود دارد.
ما فرض میکنیم که یک نمایش نمادین غیر قراردادی از حرکت انسان برای فرآیند استنباط ساختارشناسی موجود است. بنابراین برای تحلیل ساختارشناسی یک عمل خاص، ما نمایش نمادین را برای حرکت هر محرک همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل داریم. این نمایش نمادین از فرآیند حرکت شناسی ناشی می گردد. سیگنال های حرکتی بدست آمده از یک سیستم حرکت، مطابق با سرعت و شتاب زوایای مفصل به بخش های متوالی تقسیم بندی می شود. این بخش ها به رشته ای از نمادها منتقل می گردند که در اینجا آنها را kineteme می نامیم. در حقیقت، همزمان سازی با طبقه بندی بخش های حرکت برابر است بطوریکه هر طبقه شامل گونه هایی از یک حرکت اولیه یکسان باشد.
نمایش نمادین برای سیگنال حرکتی از یک عمل واحد یک عمل نگار نام دارد. یک عمل نگار از یک سری از n توالی از نماد برای هر محرک i در سری n محرک تشکیل شده است. نمادها در رشته های یک عمل نگار با حرکت های اولیه معرفی شده در حرکت همراه هستند زمانیکه یک عمل خاص انجام داده میشود. اگرچه ورودی مربوط به یک عمل خاص است که چندین بار انجام شده است، ما هرگونه عمل کلی را مدلسازی میکنیم که فقط محدود به یک حرکت تکرارشونده یا دوره ای نیستند. کارایی تکرار شونده یک عمل یکسان فقط برای اهداف یادگیری مورد نیاز است. وقتی که نمایش ها بیان می گردند، ممکن است از آنها برای ایجاد و تحلیل هرگونه عمل استفاده شود. بنابراین همه نتایج در این مقاله، اعمال کلی را مد نظر قرار می دهند که محدود به هیچ گونه دامنه عمل، عمل تکرار شونده یا عمل دوره ای نیستند.
با داشتن یک عمل نگار، مسئله بررسی شده در این مقاله اینست که سری I از محرک های ضروری مسئول برای هدف خاص انجام شونده با این فعالیت برای یادگیری الگوهای حرکتی برای همه محرک ها در I و همزمان سازی در بین این محرک ها را شناسایی کنیم. یک پراکیسکون توسط حل این مسئله برای همه اعمال در لغت نامه بزرگی از افعال همراه با حرکت انسانی معنادار و قابل مشاهده ساخته شده است. ما این مسئله را بصورت یک استنباط گرامری از یک سیستم گرامری مطرح میکنیم که فعالیت انسان را مدلسازی میکند. ما یک سیستم گرامر همزمان موازی را بعنوان یک مدل رسمی پیشنهاد میکنیم که هر مؤلفه گرامری با یک محرک مطابقت دارد. یک الگوریتم یادگیری موازی جدید را برای تحریک این سیستم گرامر معرفی میکنیم. الگوریتم ما دانش در مورد تعداد مؤلفه ها یا مؤلفه های زبان از سیستم گرامر ایجاد شده را تصور نمی کند. ورودی یک جریان نمادین واخد در هر محرک بدون هیچ علامت یا توضیح است. ما راهکار استنباط خود را با داده های ساختگی و داده های عمل واقعی انسان ارزیابی کردیم. ما عمل نگارهای ساختگی را با زمینه حقیقت ایجاد کردیم و روش خود را با سطوح افزایشی از نویز آزمایش کردیم. این الگوریتم با سطح نویز تا 7 درصد، 100 درصد موفقیت داشت.
این مقاله به نمایش اعمال انسان بعنوان واژک هایی می پردازد که بخشی از یک ساختار قدرتمند هستند: زبانی برای عمل انسان. وابستگی این مقاله در جدید بودن مسئله، در ابتکار راهکار ما و تأثیر بر روی زمینه هایی باقی می ماند که ترکیب و تحلیل حرکت انسان را بررسی میکند. برای مثال در رباتیک شبه انسان مدل های حرکتی مناسبی، دانش با دامنه کاملی از راه حل ها را برای مسائل دینامیک غیرخطی پیچیده مربوط به هماهنگی حرکت نشان میدهد. نمایش حرکت ها این مسئله را بخوبی ساختاربندی میکند که البته برای برنامه ریزی مسیر کنترل حرکت در ربات های شبه انسان مناسب است. زبان فعالیت انسان نمایشی است که شامل ساختارشناسی برای یک پراکیسکون کلی است. این نمایش به تعمیم دهی برنامه ریزی و کنترل فعالیت های حرکتی در هنگام استفاده از یک لغت نامه کلی از اعمال انسان کمک خواهد کرد.
ادامه این مقاله بدیت شرح است: در بخش 2 در مورد مطالعات مربوط به نمایش عمل انسان، استنباط گرامری، و سیستم های گرامری بحث میکنیم. در بخش 3 ساختارشناسی را بعنوان یک فرآیند استنباط گرامری معرفی میکنیم. در بخش 4 ساختارهای متداول تسهیم شده توسط اعمال مختلف را شناسایی میکنیم. در بخش 5 نیز نتیجه گیری ها را معرفی میکنیم.
2- مطالعات مربوطه
مطالعه بحث شده در این مقاله بر مبنای تحقیق انجام شده در سه زمینه اصلی است: نمایش عمل انسان، استنباط گرامری، و سیستم های گرامری. ما از رسمی سازی سیستم های گرامر استفاده میکنیم و یک الگوریتم یادگیری موازی را برای استقراء فعالیت انسان معرفی میکنیم. ما به این شیوه در این بخش خلاصه ای از سیستم های گرامر را با بررسی بعضی از مطالعات مربوطه معرفی میکنیم. این بررسی برای تعیین مدل سیستم گرامر جدید ما در این زمینه مهم است.
2.1 نمایش فعالیت انسان
استوارت و برادلی توالی های درون یابی را بین جفت هایی از حالت بدن با استفاده از تحقیق A در یک سری از نمودارهای انتقال ساخته شده از حرکت انسان پیدا کردیم. این نمودارها پیشرفت های یم مفصل واحد را در جسم نشان میدهند.
مدلهای مارکو هیدن (HMM) بطور گسترده برای توصیف توالی حرکات استفاده می شوند. آلون و همکارانش ترکیبی متناهی از HMM ها را با استفاده از یک فرمول به حداکثر رسانی پیش بینی برآورد کردند. در این روش، هر HMM با دسته ای بخش های حرکتی مطابقت دارد. بخش های حرکت مطابق با همان حرکت باید برای دسته یکسانی تعیین گردند. البته روش ترکیب متناهی تا اندازه ای هر بخش حرکت را برای همه دسته ها تعیین میکند. براند و هرزمان HMM را با سبک چند بعدی مورد استفاده برای تغییر پارامترهای آن گسترش دادند. آنها الگوهای حرکتی را از یک سری از توالی های حرکتی یاد گرفتند. HMM ها ضرورتاً اتوماسیون حالت متناهی احتمالی هستند. از این لحاظ، گرامر تصادفی با محتوای آزاد (SCFG) یک مدل تعیمیم یافته است که بعضی از محدودیت های ساختاری را کاهش میدهد. ایوانو و بابیک از SCFG منفردی برای تجزیه فعالیت ها و روابط متقابل بین عاملان مختلف استفاده کردند.
سیدن بلاد و همکارانش یک مدل خطی بعدی پایین را از حرکت انسان ساختند. آنها از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) برای کاهش بعدیت سری زمان های زوایای مفصل استفاده کردند. داده های حرکت در یک درخت باینری با استفاده از ضرایب دارای واریانس بزرگتر در سطوح بالاتری از درخت ساختاربندی شد. جنکیزن و ماتاریک از کاهش بعدیت برای استخراج موارد اولیه با توسعه الگوریتم ایزومپ استفاده کردند. آنها تجزیه مقدار مشخصه را بر روی یک ماتریس شباهت بعنوان فاصله ژئودسیک بین هر جفت از داده ها انجام دادند.
وانگ و همکارانش تقسیم بندی را معرفی کردند که از حداقل محلی سرعت و حداکثر محلی تغییر در مسیر استفاده می کرد. یک لغتنامه کوچک از توالی نمادین از طریق راهکار اکتساب زبان استنباط شد. این لغتنامه برای جریان/رشته یک حرکت منفرد و در نتیجه برای تحریک مورد نیاز برای یادگیری متوالی ایجاد شد.
مورشن و همکارانش چارچوبی برای کشف الگوهای حکرتی از EMG و سنجش های حرکتی معرفی شده بعنوان سری زمان های چند متغیری معرفی کردند. سری زمان جنبشی الگوهای اولیه را با دسته بندی دستی با نقشه های خود-سازماندهی برآینده و بدون هیچ اطلاعات زمانی کاهش داد. همان موارد اولیه متوالی در فواصل مطابق با حالت های نمادین ظاهر شدند. آنها فرض کردند که همه محرک ها بطور برابر در حرکت شرکت دارند. با اینکه آنها همه جنبه های حرکت را بطور همزمان مد نظر قرار دادند تا فواصل انطباق را پیدا کنند، با اینحال راهکار ما بصورت اتوماتیک محرک های مربوطه در حرکت را شناسایی می کند و محرک ها را بصورت مستقل در نظر می گیرد. بعلاوه، آنها در راهکار خود رخدادهای الگوی کشف شده پراکنده بودند و آنها نمی توانستند از آنها برای بازسازی حرکت استفاده کنند.
در دانش کنونی ما، هیچ راهکاری برای مدلسازی حرکات انسان سری محرک های موجود در یک عمل را یاد نمی گیرد. معمولاً آنها سری ثابتی از محرک ها را در نظر می گیرند درحالیکه روش ما سریمحرک مناسبی را برای هر عمل ایجاد میکند.
2.2 استنباط گرامری
استنباط گرامری مربوط به تحریک نحو یک زبان از یک سری جملات نامگذاری شده می باشد. استنباط گرامری یک سری قوانین برای ایجاد و تشخیص رشته های معتبر را در یادگیری تشکیل میدهد، که به آن زبان تعلق دارند. گرامر هدف معمولاً بصورت گرامری مدلسازی می گردد که به مرتبه بندی چامسکی از گرامرهای رسمی تعلق دارد. مقالات زیادی در مورد روشهای یادگیری گرامرهای منظم، گرامرهایی با محتوای آزاد، و گونه های تصادفی وجود دارد.
گرامرهای منظم و گرامرهای دارای محتوای آزاد را نمی توان فقط از مثالهای مثبت ایجاد کرد. البته چندین تکنیک اکتشافی تقریب زنی گرامر هدف را یاد گرفتند. الگوریتم SNPR عناصر همنشینی و عناصر نمونه ای را از عناصر حداقل یاد گرفت که موارد اولیه ادراکی هستند. هر عنصر با قانونی در گرامر یادگرفته شده مطابقت دارد. یادگیری نیازمند الحاق متداول ترین جفت از عناصر مجاور بود.
استنباط به شکل الگوریتمی بود که یک ساختار مرتبه ای را از توالی از نمادهای مجزا استنباط می کرد. استنباط یک گرامر را نشان میداد که هر توالی تکرار شونده یک قانون را افزایش میداد و توسط یک نماد غیر پایانی جایگزین می شد. این الگوریتم گرامر را با دو خصوصیت محدود می کرد: یکتا بودن و خاص بودن نمودار و مطلوبیت قانون.
2.3 سیستم های گرامری
گونه هایی از مدلهای کلاسیک در تئوری زبان رسمی برای تعیین غیر جبرگرایی در دستگاه های محاسباتی با ایده هایی مانند توزیع، موازی سازی، همزمانی و ارتباط مورد استفاده قرار گرفت. یک سیستم گرامر از چندین گرامر تشکیل شده است که با هم کار میکنند تا یک حالت نمادین مشترک را ایجاد کنند که توسط یک سری متناهی از رشته ها نشان داده می شود. مؤلفه های سیستم، حالت را از طریق بازنویسی و ارتباط تغییر می دهد.
ما از سیستم های گرامری بعنوان یک مدل رسمی برای یادگیری ساختار مورفولوژی اعمال انسان استفاده می کنیم. مهمترین مدلهای سیستم های گرامر با هم همکاری می کردند و گرامرهای موازی با هم بودند. سیستم های گرامر توزیعی هماهنگ (CDGS) مؤلفه هایی داشت که بصورت متوالی کار می کردند .فقط یک مؤلفه در هر زمان فعال بود. بنابراین در بازنویسی یک شکل توالی معمول مطابق با یک پروتکل همکاری معین، هر بار یک مؤلفه فعال بود. کولونی ها شکل ساده شده ای از CDGS بودند که مؤلفه های آن گرامرهای منظمی بودند که زبان های متناهی را ایجاد می کردند. ساشیک و اشیبنار یک اتوماسیون جبری خاموش شدن عصبی را با دستیابی متوالی به یک سری از توالی های مثبت و منفی در بعضی از زبان ها آموزش دادند. مدل NPDA نیازمند اطلاعات اولیه در مورد اندازه پیش بینی شده گرامر استنباط شده بود، چون توپولوژی NPDA در حین آموزش تغییر پیدا نمی کرد. آنها یک کولونی را از NPDA آموزش دیده با الگوریتم اکتشافی پس از دسته بندی مرتبه ای در فضای حالت های عصبی استخراج کردند.
یک سیستم گرامر ارتباط موازی (PCGS) از چندین مؤلفه گرامر تشکیل شده بود که بصورت همزمان به شیوه همزمان کار میکردند. گرامرهای مؤلفه ای شکل های متوالی خود را بصورت موازی بازنویسی می کردند. آنها توسط تبادل شکل های متوالی جاری خود در بین همدیگر ارتباط ایجاد می کردند. در یک حالت بازگشتی، مؤلفه ها پس از فرستادن راه حل های جزئی خود به بقیه، به اصلی بدیهی خود ریست می شدند و محاسبات جدیدی را آغاز می کردند. زبان ایجاد شده توسط سیستم زبان ایجاد شده توسط یک مؤلفه متمایز شده از سیستم با هدف کمک به دیگران بود.
این فرضیه که ارتباط یک مرحله منفرد دارد و مؤلفه ها محاسبات را ادامه دادند بدون اینکه منتظر پایان ارتباط باشند، و فرضیه منطقی نیست. فرناو در مورد گونه ای از PCGS با انتقال پایانی و مؤلفه های خطی راست بحث کرد. در این مدل، چون ارتباط تنها محدود به انتقال رشته های ورودی بود. بنابراین از لحاظ تعریفی مؤلفه های جستجو شده فقط رشته های پایانی را بعنوان شکل های متوالی داشت. یک الگوریتم استنباط برای این مدل پیشنهاد شد که از اطلاعات ساختاری اضافی در مورد ارتباط استفاده می کرد و زبان های مؤلفه ای بصورت جداگانه با توجه مخصوص به مؤلفه اصلی یاد گرفته شدند.
3- مورفو-کینتولوژی
ساختارشناسی در مورد ساختار کلمات و اجزای تشکیل دهنده است و اینکه این قسمت ها چطور با هم ترکیب می گردند. در محتوای زبان فعالیت انسان، ساختارشناسی نیازمند ساختار هر عمل و سازمان یک پراکیسکون بر حسب بخش های فرعی معمول است. ساختارشناسی ما از تعیین ساختارشناسی هر عمل در یک پراکیسکون، و سپس سافتن سازمان پراکیسکون تشکیل شده است.
ما عمل انسانی واژک را بعنوان یک سری از محرک های ضروری مستلزم در عمل، الگوهای حرکتی مطابق بر حسب جنبش شناسی، و همزمان سازی در بین این محرک ها تعریف می کنیم. واژک ها قسمت های ضروری از اعمال انسان هستند. چون الگوهای حرکتی مشتق گرفته توالی های جنبش شناسی هستند، استنابط واژک ها مورفو-کینتولوژی نام دارد. هدف این بخش از ساختارشناسی انتخاب زیرمجموعه ای از اعمال است که کل عمل را فقط در محرک های ضروری وارد می سازد.
محرک های ضروری محرک هایی هستند که واقعاً مسئول اجرای نتیجه مورد نظر در عمل هستند. آنها با قدرت محدود می گردند و در نتیجه، فقط این محرک های معنادار دارای الگوهای حرکتی سازگاری در عملکردهای مختلف یک عمل یکسان هستند. برای یادگیری ساختارشناسی یک عمل انسانی، یک عمل نگار همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل بعنوان ورودی بیان می گردد.
با داشتن عمل نگاری مانند A بعنوان ورودی، ما می خواهیم که بصورت اتوماتیک واژک یک عمل مطابق را یاد بگیریم. اصولاً واژک از یک سری I تشکیل شده است که نشاندهنده محرک های ضروری برای عمل بود؛ برای هر ، رشته فرعی مطابق با الگوی حرکتی که محرک i در حین عمل انجام میدهد؛ و یک سری از چندتایی های مطابق با قوانین همگام شده بین kineteme ها در رشته های مختلف. چون ورودی ما یک سری از رشته های همزمان است، ما این مسئله را بعنوان یک استنباط گرامری از سیستم گرامر معرفی میکنیم که فعالیت انسان را مدلسازی می کند بطوریکه هر گرامر مؤلفه ای از سیستم گرامر با یک محرک مطابقت داشته باشد.
3.1 سیستم گرامر همزمان موازی
در حرکت انسان، ما فقط به کار همزمان گرامرهای مؤلفه ای توجه داریم. ویژگی ارتباط غیرضروری است چون در هماهنگی حرکت بصورت ضمنی است. ما یک سیستم گرامر جدید را پیشنهاد میکنیم که رشته های ایجاد شده توسط مؤلفه ها از طریق مراحل ارتباط با هم تسهیم نمی گردند. مدل رسمی پینشهاد شده در اینجا بر مبنای یک PCGS با قانون همزمان سازی و بدون نمادهای جستجو است. همزمان سازی در بین قوانین در مؤلفه های مختلف در یک چندتایی بصورت همزمان انجام می شود. ما تعاریف مربوط به مدل PCGS اتخاذی خود را در زیر تعیین میکنیم. ما فرض میکنیم که خواننده با اساس تئوری زبان رسمی آشنا است. برای اطلاعات بیشتر در مورد تئوری زبان رسمی، به کتاب Hopcroft and Ullman مراجعه کنید.
پیکربندی n-چندتایی از مستقیماً بدست می آید ، که ، اگر ما اشتقاق مستقیمی از در هر گرامر داشته باشیم که پایانی نباشد یا وقتی که . هر مؤلفه از یکی از قوانین بازنویسی خود بجز انتقال n-چندتایی از M استفاده میکند، یعنی اینکه توسط قانون اگر و . زبان ایجاد شده توسط بصورت زیر خواهد بود

یک PCGS با مؤلفه است، که N یک سری از غیرپایانی ها و T الفبای پایانی است؛ گرامرهای چامسکی با سری متناهی از قوانین تولید در و نماد آغاز هستند؛ و M زیرمجموعه ای از است، که یک نماد اضافی است.


شکل 1 یک واژک عمل انسان

مثال ساده ای PCGS با چهار مؤلفه بصورت زیر می باشد

یک مثال اشتقاق در به این صورت است


درخت های پراکنده مطابق نشاندهنده ساختار این سری از رشته ها در شکل 2 نشان داده شده است.


شکل 2 درخت های پراکنده برای یک سیستم گرامر همزمان موازی

یک PCGS از یک سری CFG های مرتبط با قوانین همزمان سازی تشکیل شده است. این گرامر یک سیستم با سری A از رشته های همزمان متفاوت را مدلسازی میکند: عمل نگار. هر رشته در عمل نگار با زبانی مطابقت دارد که برای گرامر مؤلفه ای استنباط خواهد شد که محرک را مدلسازی می کند. هر نماد در یک رشته با یک جفت همراه است، که تعداد نمادهای بخش در رشته ، زمان آغاز ، و طول زمان بخش مطابق با است. توجه داشته باشید که
3.2 یادگیری موازی
اجرای یک عمل انسانی مستلزم انجام بعضی از هدف ها است و بنابراین نیازمند پایداری در یک رشته منفرد و هماهنگی بین رشته ها مختلف می باشد. یادگیری گرامر متوالی و یادگیری گرامر موازی در اینجا با هم ترکیب می گردند تا ساختارشناسی یک عمل انسانی را استنباط کنند.
ما یادگیری مواری را برای استنباط همزمان یک سیستم گرامری بعنوان ساختاری از همه رشته های در عمل نگار A پیشنهاد کردیم. الگوریتم یادگیری موازی ما در شکل 3 نشان داده شده است. فرکانس نمودار در رشته مطابق با هر زاویه مفصل بصورت مستقل محاسبه می گردد. تابع ماتریس را پیدا میکند، که هر عنصر تعداد رخدادهای نمودار در رشته است. یک قانون جدید برای نمودار مطابق با عنصر با حداکثر فرکانس جاری در ماتریس df ایجاد شده است. غیرپایانی مطابق با قانون جدید در سری قوانین وارد می گردد. راهکار هر رخداد از نمودار در رشته را با غیرپایانی جایگزین می سازد. یک غیرپایانی جدید با فاصله مطابق با اتحاد فواصل زمانی هر دو نماد و در نمودار همراه است. در یادگیری موازی، نمادهای متعلق به یک نمودار با یک غیرپایانی جدید جایگزین می گردد، فقط در صورتی که قانون جدید با قوانین دیگر در مؤلفه های CFG مختلف از سیستم گرامر همزمان سازی گردد.


شکل 3 الگوریتم یادگیری موازی

هر غیرپایانی جدید برای قوانین همزمان جدید با غیرپایانی های موجود در CFG های رشته های دیگر بررسی می گردد، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است. همزمان سازی بین غیرپایانی ها در CFG های مختلف نیازمند هر رخداد از این غیرپایانی ها است تا فواصل زمانی متقاطعی در رشته های مختلف ایجاد شده توسط دیدگاه CFG آنها داشته باشد. همزمان سازی مربوط به دو غیرپایانی در CFG های مختلف ایجاد می گردد اگر یک نقشه برداری یک به یک از رخدادها در رشته های همراه با آنها وجود داشته باشد. بعلاوه، هر دو رخداد نشان داده شده مطابق با دوره های زمانی متقاطع نشان داده می شود. تابع این جستجو را برای همزمان سازی انجام میدهد و رابطه R را ایجاد میکند، که هر جفت در این رابطه نشاندهنده دو قانون همزمان در گرامرهای مؤلفه ای مختلف است. چندتایی های همزمان در زیرمجموعه M از سیستم گرامر از R بازیابی می گردند.


شکل 4 دو CFG مرتبط شده با قوانین همزمان سازی PCGS

شکل 5 محدودیت های موجود برای قوانین همزمان سازی را نشان میدهد. ما دو غیرپایانی را در CFG های مختلف بعنوان مستطیل هایی با دو رنگ مختلف نشان دادیم. این غیرپایانی ها در ردیف های مختلف نشان داده می شوند به طوری که هر مستطیل با یک رخداد از غیرپایانی ها مطابقت داشته باشد. موقعیت افقی و طول هر رخداد فاصله زمانی ترتیبی را نشان میدهد.
ما استثنائی از الگوریتم موازی خود را در زیر نشان میدهیم. برای دو تکرار، ما سری رشته های ، سری قوانین تولید و رابطه R با قوانین همزمان سازی را نشان میدهیم. رشته ها در سری ورودی A از مثال قبلی از PCGS با یک رشته ساختگی اضافی گرفته می شود: . رشته های اولیه در سری ورودی به شرح زیر هستند:


شکل 5 محدودیت های قوانین همزمان سازی

خط های تیره فقط برای نمایش بصری دوره زمانی همراه با هر نماد در A استفاده شده اند. غیرپایانی ها فقط با تعداد شاخص های خود نشان داده می شوند. در این مثال، نمودار کلی در بصورت 44 است و در نتیجه قانون جدید در معرفی می گردد.


در عمل، همزمان سازی برای شناسایی برای غیرپایانی های سطح پایین مشکل است. این غیرپایانی ها فرکانس بالایی دارند و دارای رخدادهای اتمی ساختگی هستند. البته غیرپایانی های سطح بالا قوی تر هستند و همزمان سازی برای آنها شناسایی می گردد. برای غلبه بر این مشکل، الگوریتم باید با بررسی مجدد برای همزمان سازی اتخاذ گردد. وقتی که همزمان سازی برای غلبه بر این مشکل، الگوریتم باید با بررسی مجدد برای همزمان سازی اتخاذ گردد. وقتی که همزمان سازی برای یک جفت از غیرپایانی های A و B انجام شد، نسل های آنها در درخت های گرامر ترتیبی و بررسی مجدد برای قوانین همزمان سازی می باشد. این بار ما فقط نمونه های غیرپایانی های نسل آنها را در نظر می گیریم که با A و B همزمان هستند.
علاوه بر تعیین روابط بین CFG ها، قوانین همزمان سازی در شناسایی حداکثر سطح تعمیم یک عمل استفاده می گردند. همچنین، سری رشته های مرتبط شده با قوانین همزمان سازی با مؤلفه های گرامر واقعی مطابقت دارد. ایده مبنا اینست که غیرپایانی ها بدون همزمان سازی های همراه را حذف کنیم و گرامرهای منتج مؤلفه های واقعی PCGS یاد گرفته شده هستند. گرامر همراه با رشته در بالا با سه قانون غیر همزمان به پایان می رسد، که بدرستی آنرا بعنوان رشته ساختگی شناسایی می کند که به سیستم گرامر استنباط شده تعلق ندارد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   24 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ترجمه شده ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی