حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله رواشناسی علم تحقیق در رفتار موجودات زنده

اختصاصی از حامی فایل مقاله رواشناسی علم تحقیق در رفتار موجودات زنده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 179

 

مقدمه :

رواشناسی علم تحقیق در رفتار موجودات زنده بویژه در تفکر، احساس و رفتار بشر است به همین دلیل از چندی پس روانشناسان علاقه شدیدی نسبت به مشکلات عملی که برای افراد بشر پیش می آید و راه حل هایی که می توان برای آنها پیشنهاد داد پیدا کرده اند.

منظور روانشنایی علاوه بر پیشرفت علمی و صنفی بهبود بخشیدن به زندگی انسان نیز هست این علاقه روز افزون روانشناسان به مسائل روزمره و عملی بشر موجب شده که دانش ما در افراد و بوی‍ژه کسانی که دچار مشکلات روانی هستند به طور قابل ملاحظه ای افزایش یابد. عدم سازش و وجود اختلالات رفتاری در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است در هر طبقه و صنفی و در هر گروه وجمعی اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه افراد اعم از کارگر، دانش پژوه، زارع، پزشک ومهندس، معلم، استاد دانشگاه و.. خطر ابتلا به ناراحتی های روانی از جمله استرس ( فشار روانی ) وجود دارد به عبارت دیگر، هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد.البته دانستن اینکه هر فردی ممکن است گرفتار ناراحتی و فشارهای روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا سلامت روانی تنها منحصر به تشریح عمل اختلالات رفتار نیست بلکه هدف اصلی آن پیشگیری از وقوع ناراحتی هاست. پیشگیری به معنای وسیع آن عبارت است از به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و طبیعی است به علاوة درمان اختلالا ت جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیمارهای شدید روانی. همچنین به موازات تغییر و تحولاتی که در جسم انسان صورت می گیرد روان او هم دستخوش تغییراتی می گردد در این مسیر « خود » که در مرکز ساختار روانی انسان قرار دارد و به عنوان منبع و مرجع و فعالیت های فکری، عاطفی و رفتاری انسان ایفای نقش می کند شکل می گیرد.

روان انسان از بخش های متفاوتی تشکیل شده که عبارتند از : توانائیهای حسی و حرکتی، شناختی، هوشی، عاطفی، احساسی که در رفتار های غریزی و فطری نشان داده می شود.

نوزاد ابتدا نسبت به خود و تواناییهای خود ویا موضوعات و اشیاء ، محیط، گرایش عاطفی مثبت یا منفی ندارد ولی بتدریج در نتیجه عوامل مختلف، سمت گیری عاطفی پیدا می کند و روی هر چیزی سرمایه گذاری عاطفی انجام می دهد.واکنش های محیطی و اطرافیان کودک در تصویری که او از خود پیدا می کند بسیار موثر هستند.واکنش های والدین، معلم، فامیل، دوست شخصیت های خانوادگی و اجتماعی در شکل گیری عاطفی « خودپنداره » نقش مهمی را ایفا می کند.

انسان در فرآیند جامعه پذیری می آموزد که خود را به عنوان موجودی مستقل و جدا از دیگران باز شناسد خودمداری هویت شخصی است که دیگران در برابر کنش و واکنش نشان می دهند.

نوزاد انسان در بدو تولد مفهومی از خود ندارد و آگاهی از هستی خویش را در فرآیند اجتماعی شدن می یابد. « خود » شامل تمام افکار، ادراکات و ارزشهایی است که « من » آن را تشکیل می دهد. ( بختیاری فر، ایران، شرف الدین ، هدی. مکرانی مونا 85-84 ).

« من » آنچه که هستم و آنچه که می توانم انجام دهم را شامل می شود. این « خود » ادراک شده به نوبه خود هم بر ادرک فرد از جهان و هم بر رفتار او تأثیرمی گذارد. اندیشه مفهوم خود در اصل بر توانایی انسان به تفکر مبتنی است که معمولاٌ آنرا ویژگی خاص انسان می دانند. ( ستوده، 1381 )

گروهی از روان شناسان اجتماعی که خود را « تعامل گران نمادین » می نامند معتقدند که افراد بر اساس اینکه دیگران در مورد آنها چه نظری دارند یا با آنها چگونه رفتار می کنند در مورد خود اظهار نظر می کنند این عقیده در مورد خود « خود آیینه ای » نامیده شده است و براین مسئله تأکید می کند که مادر مورد خودمان انعکاسی آیینه وار از عقاید دیگران در مورد ماست. ( تجلی 1376 )

تصورات افراد از خود از حالات عینی به حالات انتزاعی و متمایز تغییر می کند،‌تغییرات وابسته به سن در فهم کودکان از دنیای اجتماعی نیز بر شکل گیری خود پنداره های آنان تأثیر

می گذارد.

یکی از مفاهیم به کار رفته در این پژوهش مفهوم خودپنداره است.مهمترین مفهوم در نظریه پدیدار شناختی درباره شخصیت مفهوم خویشتن است. خویشتن شامل تمام افکار، ادراکات و ارزشهایی است که من را تشکیل می دهد. من شامل آنچه هستم و آنچه که می توانم باشم و میتوانم انجام دهم می شود.

این خویشتن ادراک شده به نوبه خودم بر ادراک خود از جهان و هم بر رفتار اوتأثیر می گذارد. فردی که از یک خود پنداره ضعیف برخوردار است نظرگاه کاملاٌ متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت. خودپنداره لزوماً منعکس کننده واقعیت نیست بلکه ممکن است شخصی که بسیار موفق و قابل احترام است خود را کاملاً آدم شکست خورده ای بپندارد.از نظر راجرز در خود پنداره فرد دست به ارزیابی تجربه ها می زند، مردم میل دارند به نحوی رفتار کنند که با خود پنداره آنان همخوان و همساز باشد.تجربه ها و احساساتی که با خود پنداره شخص همسازی ندارد تهدید کننده است وممکن است به حیطه ی هوشیاری راه داده نشود این اساساً همان مفهوم واپس زنی از نظر فروید است. اما راجرز معتقد است که اینگونه واپس زنی نه لازم است و نه دائمی. جنبه هایی از تجارب که شخص باید آنها را به خاطر ناهمخوانی با خودپنداره اش انکار کند هر چه بیشتر باشد به همان نسبت شکاف بین خویشتن شخص وواقعیت ژرفتر می شود و اضطراب بالقوه اش افزایش می یابد، کسی که خودپنداره اش با عواطف و تجاربش همساز نیست باید از خود در مقابل واقعیت دفاع


دانلود با لینک مستقیم


مقاله رواشناسی علم تحقیق در رفتار موجودات زنده

دانلود مقاله و تحقیق درباره حضرت آدم

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله و تحقیق درباره حضرت آدم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 25

 

حضرت آدم

«واذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفته قالوا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک قال انی اعلم مالاتعلمون»

به یاد آر آنگاه که پرودگارت فرشتگان را فرمود من در زمین خلیفه خواهم گماشت، گفتند پرودگار آیا کسانی خواهی گماشت که زمین فساد کند و خون ها ریزند و حال آنکه ما خد تو را تسبیح وتقدیس می کنیم خداوند فرمود من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید.

بقره 30

خلقت آدم

پیش از خلقت آدم، زمین در قلمرو گروهی از جنیان قرار داشت. آنها در زمین به انواع فساد مشغول بودند تا جایی که فرشتگان در درگاه الهی لب به اعتراض گشودند. خداوند توسط فرشتگان آنها را از زمین خارج کرد و گروهی را نیز به راه راست هدایت فرمود.

سپس اراده وحکمت الهی اقتضا کرد که آدم و فرزندانش را بیافریند تا درزمین ساکن شوند و آن را آباد سازند. آنگاه به فرشتگان خبر داد: به زودی مخلوقی در زمین می آفرینم از جنس خاک؛ واو را جانشین خود و فرمانروای زمین خواهم کرد.

باور این بر فرشتگان سخت بود که خداوند مخلوقی جز آنان بیافریند.

پس گفتند: پروردگارا خلیفه ای می آوری که در زمین به فساد بپردازد، در حالیکه ما همواره به ستایش تو مشغولیم.

خداوند پاسخی به فرشتگان داد که قلبشان آرام گرفت. خطاب رسید:

«من می دانم آنچه را شما نمی دانید؛ و در جانشین نمودن آدم، حکمتی می بینم که شما از درک آن عاجزید»

هنگامی که خداوند اداره کرد به خلق آدم بپردازد، به جبریل فرمان داد به زمین فرود آید ومشتی خاک آورد. اگر زمنی از او امان خواست امانش دهد.جبرئیل به زمین آمد خواست خاک بردارد، زمین به سخن آمد:

به خدا سوگند که از من خاکی برندار، چرا که از آن مخلوقی ساخته می شود و در پی انجام گناهی، دوزخ نصیبش می گردد و من طاقت عذاب ندارم.

جبرئیل بازگشت و فرمود:

خداوندا، مرا به تو سوگند داد.

پس از آن خداوند میکائل و سپس اسرافیل را مامور به انجام این فرمان کرد. آن دو نیز بازگشتند. آنگاه خداوند به عزرائیل فرمان داد، به زمین فرود آی و مشتی خاک از همه جای زمین بیاور. عزرائیل به زمین آمد. خواست مشتی خاک بردارد که زمین از او نیز امان خواست.

عزرائیل گفت :

اطاعت از فرمان خدا بر من واجب است.سپس از همه جای زمین مشتی خاک برداشت.

خداوند خطاب به او فرمود:

حال که سبب آفریدن این خلق به دست تو است، بدان که مرگ وی و فرزندانش نیز به وسیله توانجام می شود.

عزرائیل گفت:

خداوندا، آنها از من اندوهگین می شوند.

خداوند فرمود:

غم مخور، وسیله ای برای مرگشان مهیا می کنم تا آنها چنین پندارند که مرگشان به آن علت


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله و تحقیق درباره حضرت آدم

دانلود مقاله و تحقیق درباره حقوق بشر و اسلام

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله و تحقیق درباره حقوق بشر و اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 54

 

چکیده

اصل «عدم مداخله» و اصل «منع توسل به زور» از جمله اصول کلى حاکم بر روابط بین المللى است که کلیت آن، هم در نظام حقوقى اسلام و هم در نظام حقوق بین الملل معاصر پذیرفته شده است. البته در هر دو نظام حقوقى، موارد متعددى به عنوان استثنا بر این دو قاعده لحاظ شده است. یکى از مواردى که به عنوان توجیه استفاده از زور و مداخله، مطرح شده است، مداخله نظامى اعم از حمله مسلحانه یا اعزام گروه هاى مسلّح یا کمک تسلیحاتى و نظامى به کشورى علیه کشور دیگر، به منظور حفظ و دفاع از حقوق انسانى است. اصولاً در تفکر اسلامى و حقوق بین الملل معاصر، اهم حقوق انسانى کدام است؟ و آیا هر گاه دولتى حقوق اساسى بشر را در قلمرو حاکمیت خود نقض کند، سایر دولت ها یا سازمان هاى بین المللى، «حق» یا «وظیفه» مداخله و توسل به زور علیه آن کشور را دارند، یا آن که این امر، عملى نامشروع مى باشد؟ هدف این نوشتار، مقایسه اجمالى «حمایت از حقوق بشر» در نظام حقوق بین الملل اسلام و حقوق بین الملل معاصر مى باشد.

 

اشتراک نظر و سابقه تاریخى حمایت از حقوق بشر

یکى از اصول کلى سیاست خارجى دولت اسلامى، مبارزه با ظلم و استعمار و خفقان و دیکتاتورى و حمایت از امت اسلامى و دفاع از همه مظلومان و مستضعفان جهان در مقابل متجاوزان و ستمگران و طاغوت ها مى باشد، و این امر، یکى از اهداف جنگ هاى مشروع در نظام حقوقى اسلام و از مصادیق «جهاد فى سبیل اللّه» مى باشد; چه این که بدون تردید از نمونه هاى بارز ظلم و تجاوز، تعدّى به حقوق اساسى و آزادى بشر است و

همان طورکه درمقدمه اعلامیه اسلامى حقوق بشرمصوّب1990میلادى دراجلاسوزراى امور خارجه کشورهاى عضو سازمان کنفرانس اسلامى در قاهره([1]) آمده است: «حقوق اساسى و آزادى هاى عمومى در اسلام، جزئى از دین مسلمین است.»([2])

    قرآن مجید در آیات متعددى به حمایت از حقوق بشر اهتمام ورزیده است که به چند مورد آن اشاره مى کنیم:

    1. «أُذن للّذین یقاتلون بأنّهم ظُلِموا و أنّ اللّه على نصرهم لقدیر الّذین أُخرجوا من دیارهم بغیر حقّ الاّ أن یقولوا ربّنا اللّه ولولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامعوبیعَ و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم اللّه کثیراً...»(حج:39و 40) این آیه، علت إذن در جهاد را«مظلومیت»و مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از کاشانه و آواره ساختن مؤمنان ازوطن خودازسوى ستمگران مى داند.

    2. «ولمن انتصر بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل، انّما السّبیل على الّذین یظلمون النّاس و یبغون فى الارض بغیر حقٍّ...» (شورى: 41 و 42); کسانى که بعد از آن که مورد ظلم قرار گرفتند، یارى بطلبند، ایرادى بر آنان نیست، ایراد و مجازات بر کسانى است که به مردم ستم مى کنند و در زمین به ناحق ظلم روا مى دارند...([3])

    3. «و مالکم لا تقاتلون فى سبیل اللّه و المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان الّذین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیّاً و اجعل لنا من لدنک نصیراً» (نساء: 75); چرا در راه خدا و براى رهایى مردان و زنان و کودکانى که (به دست ستمگران تضعیف شده اند) پیکار نمى کنید؟! همان افراد (ستمدیده اى) که مى گویند: پروردگارا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده و از جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما. در سنّت نبوى(صلى الله علیه وآله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز سفارش زیادى به این امر شده است; چه این که «در اسلام، مسؤولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه اى همگانى است که باید همه یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.»([4]) چنانکه دستور نورانى امیرالمؤمنین على بن ابى طالب(علیه السلام)مبنى بر این که «همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید»([5]) بیانگرتعالى اصول حقوقى اسلام و حقانیت این نظام حقوقى مى باشد. در روایتى از پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «هر کس فریاد استغاثه هر مظلومى (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یارى مى طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست.([6]) و در روایت دیگر فرمودند: «یارى نمودن ضعیفان، بهترین و با فضیلت ترین صدقه هاست.»([7]) بر اساس برخى روایات دیگر، مسلمانان باید به حل معضلات و گره گشایى یکدیگر اهتمام داشته و در این راستا تلاش نمایند و گرنه از زمره مسلمان واقعى خارج هستند.([8])

    در صحیح بخارى نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمودند: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمى کنند و در مقابل


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله و تحقیق درباره حقوق بشر و اسلام

دانلود مقاله و تحقیق درباره خط خطی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله و تحقیق درباره خط خطی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 28

 

مقدمه

مجموعه شعری که بدان می نگرید، در بر دارنده اشعار و نثرهای دو شاعر جوان است.

یکی از ویژگی های مهم، مشخص و ممتاز شعر، وزن آن است که بدون آن هیچ کلامی جواز ورود به قلمرو شعر را ندارد و سخن غیر موزون، نثر است که قلمرو عقیده های مختلف در این مجموعه حد و مرز یافته و به خوبی به چشم می خورد.

گردآوری این مجموعه کوششی است تا این میراث عظیم را حفظ کند. نظام جمهوری اسلامی ایران برای ادبیات فارسی این گنج با ارزش، جایگاه ارزشمند و رفیعی را در نظر گرفته و ما تازه رستگان شعر، این اصل را حفظ می کنیم و این مهم را ارج می نهیم.

امید است که این مجموعه، به قدر توان خود، در خاطر شما دلپذیر افتد و با پیشگامی شاعران بزرگی همچون حافظ و سعدی و پذیرش طبع جامعه و حمایت نودوستان شعر، که تنها ضامن بقای شعر است، در روزگاران دراز به یادگار بماند.

معادله

در کوچه پس کوچه های مبهم دلم آنجا که در دنیای مجازی ام دنبال حقیقت بودم دنبال واژه واژه برای وصف عشق می گشتم تو را دیدم تو را که خود عاشق تر از من بودی من که خود را در عشق از همه برتر می دانستم.

تو هر روز به آنجا می آمدی برای تجدید میثاق و عهدت با او.هر گاه از آنجا می گذشتم و نگاه عاشقانه او را به تو میدیدم که چه عاشقانه برای هم می گریید واژه واژه های عشق را می یافتم.

لحظه ها برای سبقت گرفتن از پی هم تمام هستی خود را به کار گرفتند. شما سنبل عشق من شدید اما تا در جستجوی حل تک معادله ی عشقم گشتم تا آن را با تو حل کنم خودم را تنها دیدم.

آن شب زیر کورسوی عشق بازی ستارگان خودم را تنها دیدم...!!!

ای کاش...

ای کاش آسمان حرف کویر را می فهمید اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد. کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای گفتنش نیازی به شهامت نبود. کاش دلها آنقدر خالص بود که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد. کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود.

کاش بهار آنقدر مهربان بود که باد...

کاش بهار آنقدر مهربان بود که باد عطرش را با خود به همراه می آورد تا با یادش بی اختیار مست می شدم .کاش دلها آنقدر یکرنگ بود تا هرگز چشم کسی بارانی نمی شد مگر برای شادی. کاش قاصدکها زبان داشتند تا حرف دل عشاق را به همه می رساندند بلکه اجابت می شد قنوتی...

کاش افسانه ها حقیقت داشتند اما افسوس و حسرت که اگر اینگونه بود دیگر افسانه نبود. کاش دلها آنقدر صبر داشتند تا برای سبک کردن بار سنگینش محتاج به دل بی وفایان نمی شد. کاش مردم آنقدر وفادار بودند تا برای گفتن و بیان واژه واژه های عشق احتیاجی به شهامت نبود. کاش حرمت شکنان می فهمیدند چقدر برای عشاق سخت است شنیدن واژه عشق بدون وضوی عاشقان؟!! کاش ضمایم پرونده عشق همگان پر از داستانهای شیرین وفرهاد، لیلی و مجنون ... بود.

وکاش پرونده عشق کسی بسته نمی شد. ای کاش هیچ گاه برای ریختن قطرات مقدس اشک در دل عشاق ترسی وجود نداشت. ای کاش هیچ کس پشیمان نمی شد تا بدون چاره بماند.

ای کاش سه گروه از مردم وجود نداشتند:

حرمت شکنان، بی وفایان و عشاق

اگر عشاق نبودند بی وفایان حرمت شکنی نمی کردند.

و ای کاش...!!!...

لحظه ای که هرگز نخواهد رسید...!!!

زیر چتر طلایی خورشید آن جا که اسب خورشید از کنار هر طلوع در کوچه های آسمان می دوید من بر پشت اسب آفتاب می پریدم و با هم تا غروب خورشید می تاختیم و با طلوع هر ستاره می فهمیدیم امروز هم دیروز شد.

یک روز که خورشید دوباره چتر محبتش را بر زندگیم گسترانده بود و من با چشمان زلال اسب سپیدم سخن می گفتم و با هم شانه به شانه با صدای آواز باد با پیچکی از صدای زمزمه ی جویبارها در کوچه هایی آبی تر از احساس عبور می کردیم جایی که می شد عطر علف را قاب کرد فهمیدم یک کبوتر بر روی بام دلم بی خبر لانه کرده. آن کبوتر آنقدر زیبا بود و آن قدر عاشقانه لانه می ساخت که دلم نیامد او را از بام خانه ی دلم برانم .

روزها از پی هم می گذشتند دلبستگی و انس من به آن کبوتر آنقدر فراوان شده بود تا حدی که حتی خودم را هم فراموش کردم تمام وجودم را فرا گرفته بود. بخاطر محافظت از آشیانه و وجود آن کبوتر حاضر به هر کاری بودم. گذشت از جان کمترین کاری بود که می توانستم در حقش انجام دهم.

به حرمت آیین نیایش عاشقان مثل باران آسمان چشمم قطره قطره با جوهر خاکستری رنگ دلم را برایش سرودم.

گر چه از دل تنگی دلم به تنگ آمده بود اما در قصه هایم فقط امید بود.

شاید زمان خواب زلال ماهی ها از نگاهم ستاره می با رید و با بارش هر ستاره یا کلام لبخند کبوتر گرمی وصالی دوباره در رخسارم نقش می بست.

مجموعه ای از عشق ، در هر ورقش پیدا بود. حرفی از حرفهای وصال با یک دنیا از پاکی چشمان بی همتایش برایش سرودم. تا عاشقانه به او هدیه کنم.

اما در جواب پس از انتظاری کهنه گفت: " فراموشی بهترین واژه برای جداییست "

لانه آن کبوتر از بام دلم فرو ریخت و من با چشمانی پر از ستاره به افق به پرواز بی مهر آن کبوتر چشم دوخته بودم وانتظار می کشیدم؛ بازگشت " لحظه ای که هرگز نخواهد رسید..../ "


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله و تحقیق درباره خط خطی

دانلود مقاله و تحقیق درباره دا نش حضرت علی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله و تحقیق درباره دا نش حضرت علی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 48

 

دا نش حضرت علی علیه السلام

پس از درگذشت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم گروههایى از دانشمندان یهود ونصارا براى تضعیف روحیه‏مسلمانان به مرکز اسلام روى مى‏آوردند وسؤالاتى رامطرح مى‏کردند. از جمله، گروهى از احبار یهود وارد مدینه شدند وبه خلیفه اول گفتند:در تورات چنین مى‏خوانیم که جانشینان پیامبران، دانشمندترین امت آنها هستند. اکنون که شما خلیفه پیامبر خود هستید پاسخ دهید که خدا در کجاست.آیا در آسمانهاست‏یا در زمین؟

ابوبکر پاسخى گفت که آن گروه را قانع نساخت; او براى خدا مکانى در عرش قائل شد که با انتقاد دانشمند یهودى روبرو گردید وگفت:در این صورت باید زمین خالى از خدا باشد!

در این لحظه حساس بود که على علیه السلام به داد اسلام رسید وآبروى جامعه اسلامى را صیانت کرد. امام با منطق استوار خود چنین پاسخ گفت:

«ان الله این الاین فلا این له ; جل ان یحویه مکان فهو فی کل مکان بغیر مماسة و لامجاورة.یحیط علما بما فیها و لا یخلو شی‏ء من تدبیره » (1)

مکانها را خداوند آفرید واو بالاتر از آن است که مکانها بتوانند اورا فرا گیرند. او در همه جا هست، ولى هرگز با موجودى تماس ومجاورتى ندارد. او بر همه چیز احاطه علمى دارد وچیزى از قلمرو تدبیر او بیرون نیست.

حضرت على علیه السلام در این پاسخ، به روشنترین برهان، بر پیراستگى خدا از محاط بودن در مکان، استدلال کرد ودانشمند یهودى را آنچنان غرق تعجب فرمود که وى بى اختیار به حقانیت گفتار على علیه السلام وشایستگى او براى مقام خلافت اعتراف کرد.

امام علیه السلام در عبارت نخست‏خود (مکانها را خداوند آفرید...) از برهان توحید استفاده کرد وبه حکم اینکه در جهان قدیم بالذاتى جز خدا نیست وغیر از او هرچه هست مخلوق اوست، هر نوع مکانى را براى خدا نفى کرد. زیرا اگر خدا مکان داشته باشد باید از نخست‏با وجود او همراه باشد، در صورتى که هرجه در جهان هست مخلوق اوست واز جمله تمام مکانها واز این رو، چیزى نمى‏تواند با ذات او همراه باشد. به عبارت روشنتر، اگر براى خدا مکانى فرض شود، این مکان باید مانند ذات خدا قدیم باشد ویا مخلوق او شمرده شود. فرض اول با برهان توحید واینکه در عرصه هستى قدیمى جز خدا نیست‏سازگار نیست وفرض دوم، به حکم اینکه مکانى فرضى مخلوق خداست، گواه بر این است که او نیازى به مکان ندارد، زیرا خداوند بود واین مکان وجود نداشت وسپس آن را آفرید.

حضرت على علیه السلام در عبارت دوم کلام خود (او در همه جا هست‏بدون اینکه با چیزى مماس ومجاور باشد) بر یکى از صفات خدا تکیه کرد وآن این است که او وجود نامتناهى است ولازمه نامتناهى بودن این است که در همه جا باشد وبر همه چیز احاطه علمى داشته باشد، وبه حکم اینکه جسم نیست تماس سطحى با موجودى ندارد ودر مجاورت چیزى قرار نمى‏گیرد.

آیا این عبارات کوتاه وپر مغز گواه بر علم گسترده حضرت على -علیه السلام وبهره گیرى او از علم الهى نیست؟

البته این تنها مورد نبوده است که امام علیه السلام در برابر احبار و دانشمندان یهود در باره صفات خدا سخن گفته، بلکه در عهد دو خلیفه دیگر ودر دوران خلافت‏خویش نیز بارها با آنان سخن گفته است.

ابونعیم اصفهانى صورت مذاکره امام علیه السلام را با چهل تن از احبار یهود نقل کرده است که شرح سخنان آن حضرت در این مناظره نیاز به تالیف رساله اى مستقل دارد ودر این مختصر نمى‏گنجد. (2)

شیوه بحث امام على علیه السلام با افراد بستگى به میزان معلومات وآگاهى آنان داشت. گاهى به دقیقترین برهان تکیه مى‏کرد واحیانا با تشبیه وتمثیلى مطلب را روشن مى‏ساخت.

پاسخ قانع کننده به دانشمند مسیحى

سلمان مى‏گوید:

پس از درگذشت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، گروهى از مسیحیان به سرپرستى یک اسقف وارد مدینه شدند ودر حضور خلیفه سؤالاتى مطرح کردند.خلیفه آنان را به حضور على علیه السلام فرستاد. یکى از سؤالات آنان از امام این بود که خدا کجاست. امام آتشى برافروخت وسپس پرسید: روى این آتش کجاست؟دانشمند مسیحى گفت: همه اطراف آن، روى آن محسوب است وآتش هرگز پشت ورو ندارد. امام فرمود: اگر براى آتشى که مصنوع خداست طرف خاصى نیست، خالق آن، که هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت ورو داشته باشد; مشرق ومغرب از آن خداست وبه هر طرف رو کنى آن طرف وجه وروى خداست وچیزى بر او مخفى واز او پنهان نیست. (3)

امام علیه السلام نه تنها در مسائل فکرى وعقیدتى، اسلام ومسلمانان ودر نتیجه خلیفه را کمک مى‏کرد، بلکه گاهى نیز که خلیفه در تفسیر مفردات وواژه‏هاى


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله و تحقیق درباره دا نش حضرت علی