حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله رابطه اخلاق و تربیت

اختصاصی از حامی فایل دانلودمقاله رابطه اخلاق و تربیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 
رابطه اخلاق و تربیت چگونه است؟
پیش از ورود به بحث، لازم است مفهوم «اخلاق‏» و «تربیت‏» و نیز موضوع، روش و هدف «علوم تربیتى‏» و «علم اخلاق‏» را بررسى کنیم. از آنجا که این مفاهیم بر حسب بینشهاى مختلفى تعریف شده است و عدم تفکیک حدود و ثغور آنها، سؤالها و مشکلات متعددى را در فضاى علمى تعلیم و تربیت و اخلاق ایجاد کرده است، از سوى دیگر، برخى از مؤلفان در مقام تبیین رابطه اخلاق و تربیت، در پى خلط مفاهیم، به استنتاجهاى نادرستى رسیده‏اند، پس ایضاح و تبیین مفاهیم مى‏تواند برخى از این استنتاجهاى نادرست را نشان دهد و راه را بر خطاهاى احتمالى آتى ببندد. غالبا در این مقوله‏ها دو خطا رخ مى‏دهد; یکى از ناحیه عدم تفکیک و توضیح کامل واژه و مفاهیم، و دیگرى در تعیین جایگاه شایسته‏اى که از آن انتظار پاسخ داریم. در این مختصر مى‏کوشیم در هر دو قسمت توضیحاتى دهیم:
مفهوم تربیت
تربیت از ریشه ربو گرفته شده است، و از باب تفعیل است. در این ریشه، معناى زیادت و فزونى لحاظ شده است; بنابراین، واژه تربیت‏با توجه به ریشه آن، به معناى فراهم کردن زمینه فزونى پرورش است. معادل آن (Education) داراى دو ریشه است‏به این شرح: [Educare] که به معناى «تغذیه‏» یا خوراک دادن است و [Educere] که به معناى «بیرون کشیدن‏»، «رهنمون به‏» و «پروراندن‏» است. بدین ترتیب، ریشه دو واژه [Education] و «تربیت‏» معنایى کمابیش یکسان دارند.
از تاریخچه معانى این دو واژه و تطور مفهومى آنها که بگذریم، اکنون Education داراى چهار معناى عمده است. برخى از این معانى، در زبان فارسى کاربرد نداشته است، اما به تبع ترجمه کتابها، در زبان فارسى کاربردى پیدا کرده است و بار معناى تازه‏اى بر آن افزوده شده است.
این چهار معناى عمده عبارتند از:
1 - تربیت‏به معنى مؤسسه و نهاد آموزشى;
2 - تربیت‏به معناى محتوا و برنامه آموزشى;
3 - تربیت‏به معناى عمل و جریانى که در حیات انسانى به چشم مى‏خورد;
4- تربیت‏به معناى محصول و نتیجه تربیت.
تربیت‏به معناى سوم، فرایندى پیچیده دارد و داراى جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى دیگر به یکى از این جنبه‏هاى گوناگونى است. در واقع، معانى دیگر به یکى از این جنبه اشاره دارد. بدین سبب، این معناى تربیت‏بیشتر محل نقد و نظر بوده است. فلاسفه و متفکران زیادى در تاریخ اندیشه در این باره به طور صریح یا ضمنى اظهار نظر کرده‏اند; بویژه با ورود علوم تربیتى به دانشگاهها، اظهار نظرها درباره مفهوم تربیت رو به فزونى گذاشت. کتابهاى زیادى براى تدریس در دانشگاهها تدوین و تالیف گردید که عمدتا با بحث درباره «مفهوم تربیت‏» آغاز مى‏شود. شیوه معمول مؤلفان چنین است که تعریف صاحبنظران را درباره تربیت‏بیان کنند. آنگاه با نقد و بررسى آن، تعریفى که با بینشهاى از پیش ساخته و پرداخته مؤلف، هماهنگى دارد، مطرح و ابرام مى‏گردد. شیوه دیگرى که مؤلفان و عالمان، براى تفسیر تربیت در پیش گرفته‏اند این است که تربیت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گیرند این است که تربیت را مجموعه اعمالى در نظر مى‏گیرند و با نظر به عناصر موجود در آنها و انواع مناسبات و تعاملهاى بین عناصر، تلاش مى‏کنند آنها را تبیین کنند.
این رویکرد تا کنون موفق شده است که بعضى از مناسبات و روابط بین عناصر را - که گریزى از پذیرش آنها نیست - نشان دهد، و مهمترین مشخصه آن این است که محتواى هیچ مکتب خاصى را همراه ندارد.
بنابراین، مى‏توان تفاسیر مختلف درباره تربیت‏به دو دسته کلى تقسیم کنیم: دسته اول رویکردى است که جهان هستى را در قالب نظم مشخص ریخته و تربیت را هماهنگ با این نظام و قالب تفسیر مى‏کند. این رویکرد خود نیز به دو دیدگاه فرعى تقسیم مى‏شود: رویکردى که تربیت را با اسلوب فلسفى مطالعه مى‏کند و به طور طبیعى جنبه‏هاى خاصى از تربیت را (مانند هدف غایى) توضیح مى‏دهد. دوم رویکردى که تربیت را به روش تجربى مطالعه مى‏کند. این رویکرد، رشد ذهنى، جسمى، عاطفى و اجتماعى دانش‏آموز و نیز نهاد مدرسه، رابطه جامعه و مدرسه و مسائل از این دست را به گونه‏اى عینى‏تر و ملموستر وجهه همت‏خود قرار مى‏دهد و با توجه به آنها، تربیت را توصیف و تبیین مى‏کند.
دسته دوم، رویکردى است که سعى مى‏کند تربیت صرف را مطالعه مى‏کند. یعنى مطالعه واقعیتهاى متناظر با این مفهوم آنچنانکه هست، نه آنچنانکه داوریهاى ما ایجاب مى‏کند شاید بهترین تعریف از این نوع را «گاستون میالاره‏» به دست داده باشد. وى با تجزیه و تحلیل سه عنصر مربى، متربى و محیط تربیتى، و نیز مناسبات و تعاملهاى این سه عنصر با هم، تربیت را چنین تعریف مى‏کند: «امر تربیتى عملى است که روى یک فرد یا گروهى از افراد اعمال مى‏شود، یا عملى است که گروهى از افراد، آن را مى‏پذیرند...» او پس از این توصیف ساده، خصایص یک تربیت‏خوب را چنین بیان مى‏کند:
«1 - مجموعه منسجمى فرایندهایى از سوى معلم که از یک سو با اهداف تعیین شده و از سوى دیگر با قوانین زیست‏شناختى و روان شناختى روان - جامعه شناختى که بر عمل شاگر حکمفرماست‏برابرى کند و هماهنگ باشد;
3 - منظومه‏اى از «برگردان عمل‏» یا «عمل مؤثر در گذشته‏» (یعنى ارزیابى به وسیعترین معنا) که به وسیله آن بتوان مسیرها را پیوسته اصلاح کرد و معلم و شاگرد و فرایندهاى تربیتى را به نحوى بیش از پیش صریح، با یکدیگر منطبق ساخت و اهداف انتخاب شده و مجموع منظومه را مورد سؤال قرار داد.
پداگوژى (علم تعلیم و تربیت; (Pedagogy در قرن نوزدهم، با پیشرفت علوم انسانى در زمینه‏هاى روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، بعضى از عالمان تعلیم و تربیت درصدد برآمدند تا واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى را به شیوه علمى مطالعه کنند و براى بررسى مسائل تربیتى، طرحى نو ارائه کنند. از این رو، بین «تربیت‏» که به عمل اطلاق مى‏شود و «دانش تربیت‏» که به مطالعه آن مى‏پردازد فوق گذاشتند و سعى کردند شرایطى را که دانش تربیت را از عمل تربیت متمایز مى‏سازد، برشمارند و واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى را به شیوه تجربى مطالعه کنند. تاریخچه این کاوشها و کوششها خود بحث مفصلى مى‏طلبد. آنچه در اینجا مى‏توان گفت این است که دانش تربیتى تجربى، به عنوان رشته علمى منفردى با معضلات متعددى ثبوتا و اثباتا مواجه است. فعلا مراد ما از علوم تربیتى، علمى تجربى همسنگ و همطراز با دیگر رشته‏هاى علمى مانند روان‏شناسى و جامعه‏شناسى، نیست; بلکه غرض ما از علوم تربیتى، مجموعه بحثهاى رایجى است که متشکل از مباحث روان‏شناسى تربیتى، جامعه‏شناسى آموزش و پرورش، و حتى تاریخ آموزش و پرورش، تاریخ آراى تربیتى، فلسفه آموزش و پرورش و تفکر درباره آینده آموزش و پرورش است. به این معنا، علوم تربیتى از جنبه‏هاى مختلف قابل تقسیم است:
1 - علومى که رو به گذشته دارند. این علوم، روشهاى تربیتى، آراى تربیتى و نهاد تعلیم و تربیت را در آینه گذشته تحقیق و بررسى مى‏کند (علوم تاریخى).
2 - علومى که به بررسى پدیدهاى تربیتى «آنچنان که هست‏» مى‏پردازد. (علوم توصیفى)
3 - علومى که روشها و تکنیکهاى براى انتقال معلومات و تغییر نگرشها نشان مى‏دهد. (علوم تجویزى)
4 - علومى که به تفکر درباره آینده تربیت مى‏پردازد. در این دسته، مسائلى از این دست مورد بررسى قرار مى‏گیرند: تعیین غایات تربیتى داراى انسجام درونى و بیرونى، تجزیه و تحلیل مفاهیم، تعیین پیشفرضهاى عمل مربى، تحقیق درباره امکان تربیت، بیان اصول و مبانى تربیت، پیش‏بینى شرایط آینده با توجه به معارف کنونى و با توجه به تغییرات.
با توجه به آنچه بیان شد، موضوع علوم تربیتى، واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى یعنى معلم، شاگرد، محیط و تعاملهاى بین آنهاست و روش تحقیق در علوم تربیتى نیز، چند نوع پژوهش با شیوه‏هاى خاص هر یک مى‏باشد.
صاحبنظران و عالمان تربیت عموما اهداف زیر را براى علوم تربیتى بسر مى‏شمارند:
1 - تجزیه و تحلیل دقیق عامل «مربى‏»، «متربى‏»، «محیط‏» و کشف مناسبات و تعاملهاى آنها یا یکدیگر.
2 - کشف اصول و تعیین پیشفرضها و مبانى تعلیم و تربیت و نیز تعیین غایات تربیتى.
3 - ارائه الگوها و روشها براى هدایت و راهنمایى عمل به جریان امر تربیت.
حال با دقت در این اهداف مى‏توان گفت که، بالا بردن کیفى و کمى عمل مجریان و دست اندر کاران امر تربیت، هدف غایى علوم تربیتى است.
در باب اخلاق نیز ارائه تعاریف مشخصى از آنچه امروزه به نام اخلاق مطرح است ما را از دام بسیارى مغالطه‏ها مى‏رهاند.
اخلاق
«اخلاق‏» جمع «خلق‏» و «خلق‏» است و در لغت‏به معناى سجیه، سرشت و صفات باطنى آمده است. علماى اخلاق نیز تعریفى قریب به همین معناى لغوى از اخلاق کرده‏اند. در نظر آنان، «خلق‏» سجیه و سرشتى است که در نفس ملکه شده است و افعال بدون نیاز به فکر و تامل از او صادر مى‏شود.
امروزه راى غالب در تشخیص گزاره‏هاى اخلاقى، چنین بیان شده است: گزاره اخلاقى، گزاره‏اى است که مسندالیه آن، فعل ارادى اختیارى انسان، و مسند آن یکى از هفت مفهوم «خوب، بد، باید، نباید، ثواب، خطا و وظیفه‏» باشد. دانشهایى که گزاره‏هاى اخلاقى را مطالعه مى‏کنند. چهار دسته‏اند، که به سه دسته اول، علم اخلاق اطلاق مى‏شود:
1 - علم اخلاق توصیفى ;(Descripitive movality) علمى که گزاره‏هاى اخلاقى را درباره یک قوم و ملت، درباره یک مکتب اخلاقى و نظام خاص، درباره یک گروه و صنف و یا درباره یک فرد خاص توصیف مى‏کند و روشى آن تجربى - نقلى است. که بر اساس سنخ مدعاى تجربى بودن یا نقلى بودن، فرق دارد; مثلا بیان مى‏کند که ربا در اسلام حرام است، یا خودسوزى زن براى شوهر در نزد برخى از اقوام هند ممدوح است.
2 - علم اخلاق هنجارى ;(Normative morality) علیم که گزاره‏هاى اخلاقى را بدون انتساب به قومى یا فردى و یا مکتبى بیان مى‏کند; مثل «دروغ بد است‏» یا «احسان به زیر دست‏خوب است‏».
3- علم پداگوژى (Pedayog) یا علم تعلیم و تربیت; این دانش به ارائه روشها مى‏پردازد. فرض کنیم که در اخلاق هنجارى گفتیم که «دروغ بد است‏»; در این دانش بحث مى‏کنیم که چگونه فرد مبتلا به دروغگویى را معالجه کنیم (کاربرد واژه پداگوژى که به معناى علم تربیت اخلاقى و به معناى اعم از تربیت اخلاقى - که حتى تربیت‏بدنى را هم شامل مى‏شود - مربوط است‏به تاریخچه این واژه که در گذشته به معناى اول به کار رفته، ولى امروزه کاربرد اعم آن رایج و شایع است).
4 - فلسفه اخلاق ;(Analytic morality) این دانش پیشفرضها و مبادى تصورى و تصدیقى اخلاق هنجارى را مورد نقادى و بررسى قرار مى‏دهد و در واقع، پشتوانه‏اى نظرى براى گزاره‏هاى اخلاقى فراهم مى‏کند; براى مثال، بحث از ماهیت «خوب و بد»، «باید و نباید»، و مفاهیم دیگر که در علم اخلاق واضح و روشن تلقى مى‏شوند، بر عهده این رشته از اخلاق پرسشهاى عمده‏اى در علم اخلاق مطرح است و هدف علم اخلاق، پاسخ به چنین پرسشهایى است; مثلا آیا زیستن اخلاقى ممکن است؟ غایت زندگى اخلاقى چیست؟ کدام فعل، خوب و کدامیک بد است؟ آیا تغییرات اجتماعى،حکم اخلاقى را تغییر مى‏دهد؟ اگر برنامه‏اى براى سیر و سلوک لازم است، این برنامه کدام است؟
این گونه طرح بحث، بیشتر از سوى دانشمندان غربى صورت گرفته است و تفاوتهایى با مباحث اخلاقى عالمان مسلمان دارد. یکى از تفاوتهاى بارز، در ناحیه موضوع علم اخلاق است. موضوع اخلاق به نظر برخى از عالمان مسلمان، صفات نفسانى و به نظر برخى، صفات و افعال نفسانى است و نظرى مبنى بر اینکه افعال به تنهایى موضوع علم اخلاق است، نداریم. اما نظر رایج در فرهنگ غرب این است که موضوع علم اخلاق، افعال است نه صفات.
تفاوت دیگر، در نحوه تنظیم مباحث است، عالمان مسلمان عموما با اجمال گویى برخى مبادى تصورى و تصدیقى علم اخلاق را در آغاز کتابها، و بحث و روشها را در ضمن بیان مسائل مطرح کرده‏اند، و مسائل بسیارى را نیز با اعتقاد به بداهت آنها یا به سبب عدم مطرح بودن در آن زمان، در کتابها نیاورده‏اند.
نتیجه
1 - بین تریبت در مقام عمل، و دانش تربیت، فرق است. تربیت در مقام عمل امرى است که روى فرد یا گروهى از افراد اعمال مى‏شود یا فرد یا گروهى از افراد، آن را مى‏پذیرند; اما دانش تعلیم و تربیت‏یک رشته علمى است که واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى را تحقیق و بررسى مى‏کند و امروزه مشروعیت‏خود را در عرصه علوم به اثبات رسانده است.
وجود علایق خاص، ترتیب سؤالها و نحوه پاسخ دهى به پرسشها، چارچوب مفهومى خاصى را فراهم مى‏کند که آن را از دیگر علوم متمایز مى‏سازد.
تمایز بین تربیت در مقام عمل و دانش تربیت، ما را در تعیین جایگاه شایسته‏اى که از انتظار پاسخ داریم، کمک مى‏رساند. مثلا این پرسش که «تعلیم و تربیت هنر است‏یا فن و مهارت؟» مربوط به قلمرو تربیت در مقام عمل است نه دانش تربیت; یا این پرسش که «موضوع تربیت چیست؟» مربوط به هر دو قلمرو است و با مراجعه به هر قلمرو، پاسخى متفاوت دریافت مى‏کنیم. دانش تعلیم و تربیت داراى موضوع - به همان معناى مصطلح - است ولى موضوع تربیت در مقام عمل، به معناى امرى است که تربیت‏بر آن واقع مى‏شود.
2 - دانشهایى که گزاره‏هاى اخلاقى را تحقیق و بررسى مى‏کنند با دانش تربیت از ناحیه موضوع مسائل، اهداف و روشها تفاوت آشکار دارند. اما على رغم تمایز آشکار بین مباحث اخلاق و مباحث تعلیم و تربیت، کتابهایى با عنوان تعلیم و تربیت اسلامى براى تدریس در دانشگاهها تالیف مى‏شود که اکثر مباحث، صورت اخلاقى دارد. اگر این کتابها براى عموم مردم نوشته مى‏شد شاید چندان مشکلى ایجاد نمى‏کرد. اما تدوین و تالیف این کتابها براى مجامع علمى این سؤال را در ذهن خوانندگانى که قدرى با تعلیم و تربیت آشنایى دارند، ایجاد مى‏کند که آیا تعلیم و تربیت اسلامى همان اخلاق اسلامى است؟ آیا اسلام پاسخهایى براى پرسشهایى که در قلمرو تعلیم و تربیت مطرح است، در اختیار ما نمى‏نهد؟ بخصوص برخى از این پرسشها به قلمرو دین مربوط است. البته ما معترفیم که پژوهش در زمینه تعلیم و تربیت اسلامى چندان زیاد نیست ولى این کاستیها، مجوزى را براى طرح مباحث اخلاقى به جاى مباحث تعلیم و تربیت صادر نمى‏کند.
اینک برخى تفاوتها و داد و ستدهاى این دو رشته علمى مى‏پردازیم:
1 - رابطه اخلاق و تربیت; تربیت‏به معناى عمل و فرایندى که در زندگى انسانها جریان دارد، مفهومى است که بر همه اجزاى این فرایند (هدف، روش، موضوع، محتوا و محیط تربیتى) اطلاق مى‏شود. به علاوه، نسبت‏به همه ساحتهاى انسان (عاطفى، اجتماعى، ذهنى، بدنى و معنوى) شمول دارد. برخلاف اخلاق که مفهومى بسیط دارد و بر یک صفت نفسانى انسان دلالت دارد. با توجه به این تصویر وسیع گسترده از تربیت، مى‏توانیم به بعضى اظهارنظرهاى متفاوت در بیان رابطه اخلاق و تربیت مثل «اخلاق نتیجه تربیت است‏» و یا «اخلاق مترادف تربیت است‏» پاسخ دهیم. اگر اخلاق، با تربیت - به معناى عمل و فرایندى که در زندگى انسانها جریان دارد - مقایسه شود، اخلاق، نتیجه تربیت است، در صورتى که عمل تربیت متوجه جنبه اخلاقى انسان باشد; اما اگر اخلاق، با تربیت - مقایسه شود، تربیت و اخلاق مترادفند، در صورتى که نتیجه تربیت ناظر به یک صفت اخلاقى باشد، مثلا وقتى مى‏گوییم «فلان شخص، تربیت نشده است‏»، یعنى متصف به صفات اخلاقى نشده است. این معناى تربیت‏براى بعضى این توهم را ایجاد کرده است که «اخلاق‏» همان «تربیت‏» است.
2 - رابطه علم اخلاق و تربیت; علم اخلاق در قالب هنجارى آن، هدف غایى زندگى خوب را ترسیم مى‏کند; آنچه شایسته گفتار و کردار است‏به ما نشان مى‏دهد; تغییراتى را که در حکم اخلاقى در نتیجه تحولات اجتماعى پیدا مى‏شود بررسى مى‏کند. مجموعه این مسائل، مبنایى براى عمل درست فراهم مى‏کند. این مبنا بخشى از محتوا و برنامه‏اى است که مربى در عمل تربیت‏به آن نیاز دارد.
3 - در زمینه روشها، علم اخلاق چگونگى اتصاف به صفات خوب و زدودن صفات بد را به ما نشان مى‏دهد. اما علوم تربیتى شیوه‏هایى براى رشد و اصلاح همه ساحتهاى انسان از جمله ساحت معنوى ارائه مى‏کند. البته در برخى موارد که عالم تربیتى (مشاور و راهنما کار خویش را پایان یافته تلقى نمى‏کند; مثلا از منظر عالم تربیتى اگر فردى به اندازه‏اى که افراد معمولا دروغ مى‏گویند دروغ بگوید، از سلامتى روانى برخوردار است ولى از منظر عالم اخلاق، حتى یک دروغ هم نشانه مرض است و او در صدد معالجه بیمار خواهد بود. این مطلب ناشى از تلقى متفاوت آنها از رفتار بهنجار است. رفتار بهنجار از منظر عالم تربیتى مطابقت آن با هنجارهاى پذیرفته شده اجتماعى است ولى عالم اخلاق رفتار را در رابطه هدف نهایى ارزیابى مى‏کند (البته این مطلب با توجه به مکاتب اخلاقى به طرق مختلف تبیین مى‏شود).
4 - رابطه فلسفه اخلاق و تعلیم و تربیت; فلسفه اخلاق به پرسشهایى مانند «ارزشهایى ذهنى یا عینى، ثابتند یا متغیر; سلسله مراتب دارند یا نه؟» پاسخ مى‏گوید. این پاسخها در شیوه ارتباط معلم و شاگرد تعیین ارزشهایى مقبول و تصمیم گیریهاى تربیتى، نقش اساسى را ایفا مى‏کند; مثلا اگر مربى منکر سلسله مراتب ارزشها شد و بر این باور بود که هرگاه فعالیتى موجب برآورده شدن نیاز فورى شود، داراى ارزش است، او قطعا عمل تربیتى خود را بر این مبنا تنظیم مى‏کند.
پس، رابطه تعلیم و تربیت، علوم تربیتى و دانشهاى اخلاقى را مى‏توان به طور مختصر، اینگونه ترسیم کرد: اگر مربى و متربى را محور و موضوع بحث این دو رشته فرض کنیم، علوم تربیتى الگوها و روشهایى براى هدایت عمل مجریان امر تربیت ارائه مى‏کند و دانشهاى اخلاقى بخشى از برنامه و محتوایى را که مجریان به آن نیازمندند نشان مى‏دهد، در بیان رابطه علوم تربیتى و دانشهاى اخلاقى مى‏توان گفت که دانشهاى اخلاقى بویژه فلسفه اخلاق، به عنوان مبنا، براى انتخاب الگوها روشها نقش ایفا مى‏کند.
در پایان، یادآورى این نکته لازم است که، آنچه در بیان داد و ستدهاى اخلاق و تعلیم و تربیت آمده، در حد پاسخ به سؤال است و آنچه مى‏توان گفت، بسیار وسیعتر و عمیقتر است.
دین و تربیت
رابطه دین و حوزه‏هاى مختلف معرفت‏بشرى نظیراقتصاد، حقوق، روانشناسى، جامعه‏شناسى، اخلاق وبویژه سیاست از مباحث مهم و مطرح در مجامع علمى ومطبوعات کشور در دو دهه اخیر بوده است و براى‏خوانندگان تا حدودى شناخته شده است اگر چه به حدلازم نرسیده است.
آنچه تاکنون بطور جدى مورد توجه پژوهشگران‏واقع شده است رابطه دین و تربیت است. در مورد علت‏این امر به نکات زیر مى‏توان اشاره کرد:
نکته اول به چگونگى بیان قرآن و روایات در موردتربیت مربوط مى‏شود. قرآن با صراحت تمام رسالت‏خود را ارائه برنامه براى هدایت انسانها و رسالت‏پیامبر(ص) را تلاوت قرآن و تعلیم کتاب و تزکیه انسانهااعلام مى‏کند و لذا در نگاه اول جایى براى طرح این‏پرسش که آیا دین براى تربیت انسانها برنامه ارائه کرده‏است و این برنامه‏ها چه نیازهایى را در قلمرو تربیت‏برآورده مى‏سازد؟ باقى نمى‏گذارد.
نکته دوم. عدم انگیزه براى بحث از رابطه دین وتربیت در مقایسه با مباحثى از قبیل دین و سیاست و دین‏و اقتصاد است. مباحث‏سیاسى و اقتصادى بخاطر ویژگى‏خاص آنها و نیز ویژگى خاص جامعه کنونى ما مخاطبان‏زیادى را بخود جذب مى‏کند، و بنابراین طبیعى است‏صاحبان اندیشه که خود نیز حساسیتهایى در باب حاکمیت‏دارند بیشتر به این دست مسائل بپردازند.
نکته سوم به ماهیت دانش تربیت‏برمى‏گردد.پژوهشگران عمدة تجربى بودن دانشهایى مثل‏روانشناسى، اقتصاد و جامعه‏شناسى را مسلم مى‏انگارند وآنگاه رابطه دین با آنها را بررسى مى‏کنند، در حالى که‏چنین فرض مسلمى در مورد تجربى بودن دانش تربیت‏وجود ندارد و هنوز در مورد تجربى بودن تردید جدى‏وجود دارد.
به هرحال براى دست‏اندرکاران امر تربیت در کشوردر مقام تصمیم‏گیرى درباره مسائل تربیتى و اجراى‏برنامه‏هاى تربیتى همان پرسشهایى مطرح است که براى‏سیاستمداران و اقتصاددانان در مورد رابطه دین و سیاست‏و دین و اقتصاد. وقتى از اسلامى کردن دانشگاهها یاآموزش و پرورش و یا فرهنگ عمومى جامعه سخن به‏میان مى‏آید باید نظام تربیت اسلامى و چگونگى‏تاثیرگذارى آن بر برنامه‏ریزى تربیتى در سطح خرد وکلان، نظام مدیریتى و ساختار اجرایى مشخص شود تا درنتیجه سیاستگذاران و برنامه‏ریزان و مجریان بتوانندسیاستها و برنامه‏هاى مناسب با آن را طراحى و اجراء کنند.
در بررسى رابطه «دین و تربیت‏» یک مطلب مسلم‏است و آن این است که چگونه تربیت‏شدن و تربیت‏کردن بخشى از دین را تشکیل مى‏دهد. مدلول صریح‏بسیارى از آیات و روایات، چگونگى عمل پیامبر(ص)در برخورد با مردم و حتى کیفیت نزول قرآن که همراه باملاحظات تربیتى بوده است مطلب فوق را اثبات مى‏کند.آنچه مورد سؤال است و مى‏تواند موضوع پژوهش قرارگیرد این است که مقدار بیان شده در دین چه نسبتى بامجموعه نیازهاى موجود در قلمرو تربیت دارد، آیا دین‏همه نیازهاى موجود در قلمرو تربیت را بر آورده مى‏سازدیا بخشى را خود به عهده گرفته و بخشى را به عقل وتجربه بشرى واگذار کرده است؟ اگر چنین است که دین‏برآورده کردن بخشى از نیازها را به عهده گرفته است، این‏بخش چه ماهیتى دارد، چه سنخ نیازهاى تربیتى را برآورده مى‏سازد. قبل از ورود در اصل بحث و پاسخ به‏پرسشهاى مطرح شده توضیحى درباره مفهوم دین،تربیت و نیازهایى که در قلمرو تربیت وجود دارد راهگشاخواهد بود.
دین
منظور از دین در اینجا دین اسلام است نه مطلق دین و هرگونه معرفتى که منشا الهى و شهودى دارد. دین اسلام‏عبارت است از آنچه از جانب خداوند بوسیله حضرت‏محمد(ص) براى هدایت‏بشر فرستاده شده است ومجموعه قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) و ائمه علیهم‏السلام‏که به حکم حدیث ثقلین بخشى از دین بشمار مى‏آید.
تربیت
صاحب نظران در تعریف تربیت‏بسیار کوشیده‏اند وتاکنون صدها تعریف ارائه کرده‏اند، این تعاریف را ازیک دیدگاه مى‏توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته‏اى که‏صاحبنظران ابتدا به بررسى ریشه لغوى تربیت و تطورمفهومى آن پرداخته و آنگاه با توجه به بینش خاص خوددوباره ماهیت انسان و جهان و جامعه و معرفت مفهوم‏مورد نظر خویش را از تربیت نتیجه گرفته است. فلاسفه، روانشناسان و جامعه‏شناسانى که در صدد تعریف تربیت‏برآمده‏اند و نیز عمده عالمان و فیلسوفان تربیتى درتعریف تربیت همین طریق را پیموده‏اند.
دسته دوم تعاریفى است که صاحبنظران با نظر به‏واقعیت‏هاى متناظر با این مفهوم، به تجزیه و تحلیل عناصر دخیل در عمل تربیتى و انواع ارتباطى که عناصر با هم‏دارند پرداخته و آنگاه تعریف مورد نظر خویش را بدون ‏اینکه قالب بینش خاصى را گرفته باشد و در عین حال، باهر بینشى مى‏توان به آن محتوى داد ارائه کرده است. شایدبهترین تعریف از این دست را گاستون میالاره بدست داده‏است. «امر تربیتى، عملى است که روى یک فرد یاگروهى از افراد اعمال مى‏شود یا عملى است که فرد یاگروهى از افراد آن را مى‏پذیرند و حتى در جست و جوى‏آن هستند تا به تغییرى آنچنان عمیق منتهى شود که‏نیروهاى زنده جدیدى در افراد پدید آید و این افراد خودبه صورت عناصر فعال این عملى که روى آنان اعمال‏مى‏شود در آیند.»
رابطه دین و تربیت
اکنون باید مشخص کنیم که در اینجا دین را با کدام‏تعریف از تربیت مقایسه کنیم. از آنجا که غرض ما دراینجا بررسى رابطه دین با هر یک از اجزا و عناصر وروابط موجود در عمل تربیت‏به صورت مجزا و یا درقالب یک برنامه و یک نظام است. بنابراین به مقایسه دین‏با دسته اول از تعاریف که عموما تعریف به هدف تربیت‏است، نخواهیم پرداخت. در مورد دسته دوم که در اینجابه مقایسه رابطه دین به آن خواهم پرداخت، همانطور که‏اشاره شد بهترین تعریف را گاستون میالاره بدست داده‏است. با توجه به این تعریف، عناصر، اجزا و روابط زیردر تربیت قابل شمارش است. 1 - روش تربیتى و آن‏عملى است که مربى براى رسیدن به هدف تربیت انجام‏مى‏دهد. 2 - هدف تربیتى و آن تغییرى است که قرار است‏در متربى ایجاد شود. 3 - مربى: مربى کسى است که تلاش‏مى‏کند تغییر را در متربى ایجاد کند. 4 - متربى: متربى کسى‏است که عمل تربیت‏بر روى او اعمال مى‏شود.
علاوه بر چهار امر فوق که به طور صریح از تعریف‏بدست مى‏آید نیازمندیهاى دیگرى نظیر تعیین محتوى وبرنامه درسى و مراحل تربیت در ضمن عمل تربیتى پیش‏مى‏آید که در تعریف به آن اشاره نشده است.
قبل از ورود در اصل بحث و بررسى رابطه دین با هریک از اجزاء و عناصر ذخیل در عمل تربیتى به تفکیک ویا در قالب یک برنامه و نظام تربیتى اشاره‏اى به روشهاى‏تعیین عناصر فوق و ارائه آنها در قالب یک برنامه و نظام‏تربیتى و انواع برنامه و نظام تربیتى و نیز مفهوم برنامه‏نظامند تربیتى ضرورى بنظر مى‏رسد.
تعیین عناصر فوق و ارائه آن در قالب یک برنامه ونظام‏تربیتى‏در معارف‏تربیتى به دو روش انجام گرفته است.
1 - روش تحلیلى: منظور از روش تحلیلى این است که‏عالم و فیلسوف تربیتى با نظر به دیدگاههایش درباره‏ماهیت هستى، انسان، جامعه، معرفت و ارزشها (تحلیل‏محتواى مکتب) نیازهاى تربیتى را معین مى‏سازد. ازویژگیهاى برنامه تربیتى که به این صورت تدوین مى‏گردداین است که ناظر به زمان، مکان و جامعه خاصى نیست ولذا از نوعى کلیت هم برخوردار است. به عنوان نمونه‏مى‏توان از برنامه‏ها و نظریه‏هاى تربیتى که با استفاده ازتحلیل محتواى مکتب رئالیسم یا ایده‏الیسم یا پراگماتیسم‏بدست مى‏آید
2 - روش دوم این است که عالم تربیتى علاوه بر توجه‏به دیدگاههاى هستى شناسانه خود، به امکانات مادى ونیازها و شرایط عینى جامعه خود توجه مى‏کند و به طوردقیق و جزیى برنامه تربیتى را جهت رسیدن به اهداف‏ارائه مى‏کند.
عالم تربیتى در تدوین اینگونه برنامه‏ها، برنامه‏هاى‏آموزشى، نظام مدیریت و سلسله مراتب مشاغل ومسؤولیتها، ساختمان و تاسیسات فیزیکى، بودجه وروشهاى ارزشیابى را بر اساس سیاستها و اولویتهاى تعیین‏شده، معین مى‏سازد. برنامه‏ریزى و تعیین موارد یاد شده‏گاهى براى یک کشور یا چند کشور و گاهى براى سطح‏محدودتر مثل یک استان و شهرستان و حتى یک دبستان‏انجام مى‏گیرد. امروزه، همه کشورها داراى برنامه و نظام‏تربیتى به این معنا هستند و اصولا وقتى از چگونگى‏طراحى نظام‏هاى تربیتى بحث مى‏شود طراحى نظام به‏همین معنا مراد است.
برنامه‏ها و نظریه‏هاى تربیتى را علاوه بر تقسیم‏بندى‏فوق (یعنى تقسیم به برنامه‏هاى مختص به جامعه خاص وغیرمختص به جامعه خاص) مى‏توان به برنامه‏ها ونظریه‏هاى نظامند یا غیرنظامند تقسیم کرد. مقصود ازبرنامه‏هاى نظامند، برنامه‏هایى هستند که با توجه به هدف‏در نظر گرفته شده، شروط زیر را دارا هستند:
1 - همه اجزا و عناصر و انواع روابط بین اجزاء وعناصر مورد توجه قرار گرفته است.
2 - اجزا و عناصر از نوعى انسجام و هماهنگى‏برخوردارند. منظور از انسجام عدم تناقض و تعارض اجزابا هم است.
3 - مجموعه عناصر و مجموعه روابط عناصر با هم‏بوسیله نظریه‏اى توصیف و تبیین مى‏شود.
نظامهاى هنجارى که از آن جمله نظام تربیتى است‏علاوه بر شرایط فوق که شرایط عام نظامند و هر نظامى‏باید آن را دارا باشد، چهار شرط دیگر که دو شرط اول ازشروط مقوم نظام و دو شرط بعدى از شروط یک نظام‏هنجارى مطلوب است‏باید دارا باشد: شرط اول این است‏که در مقام عمل، وقتى مکلف بین انجام دو یا چند امرمتحیر مى‏ماند به او کمک مى‏کند تا وظیفه خود راتشخیص دهد. مثلا در یک نظام اخلاقى بیان مى‏شود که‏راستگویى خوب است و دروغگویى بد اما مکلف درمقام عمل در راستگویى بخاطر ویژگى خاصى مثل اینکه‏راستگویى منجر به قتل شود تردید مى‏کند. در اینجاوظیفه نظام اخلاقى است که معیارى را براى رفع تردیدبیان مى‏کند.
شرط دوم توان مقابله با مسائل مستحدثه است، یک‏نظام هنجارى علاوه بر بیان مسائلى که تاکنون پیش آمده‏باید راهکارهایى براى برخورد با وضعیتهاى جدید دردرون آن تعبیه شده باشد.
شرط سوم این است که اهداف و مطلوبهاى آن براى‏مخاطب محسوس و ملموس باشد.
شرط چهارم این است که نظام بتواند به وجهى ازوجوه رجحان خود را بر نظامهاى دیگر اثبات کند.
با نظر به مطالبى که در مورد برنامه‏ها و نظامهاى تربیتى‏گذشت، پرسشهاى تحقیق را به صورت واضحترى به‏شرح زیر مى‏توان مطرح کرد:
1 - آیا در دین مجموعه‏اى از اصول و روشهاى‏نظام‏مند که به روش تحلیلى بدست مى‏آید و در عین‏حال، اختصاص به جامعه خاصى ندارد ارائه کرده است؟به تعبیر دیگر، آیا دین مشتمل بر برنامه نظام‏مند جاودانه‏براى خودسازى و دیگرسازى در سطح جامعه و خانواده‏و آموزشگاه مى‏باشد؟
2 - آیا دین در باب تربیت‏برنامه نظام‏مند ناظر برمسائل و نیازهاى تربیتى جامعه خاصى ارائه کرده است؟اگر دین به علت جاودانگى، چنین برنامه‏اى را ارائه‏نمى‏دهد آیا مفهوم آن این است که چنین برنامه‏اى به‏صفت دینى متصف نمى‏شود؟ اساسا چه رابطه و نسبتى‏بین نظام تربیتى جاودانه دینى و برنامه نظام‏مند تربیتى‏مختص به جامعه خاص است؟ چگونه مى‏توان نظام‏تربیتى دینى را به پیکره یک برنامه تربیتى خاص تزریق‏کرد تا واجد صفت دینى شود.
3 - آیا دین تشکیلات ادارى و اجرائى نظام‏مندخاصى را براى اجراى برنامه‏هاى خود طراحى کرده‏است؟ اگر چنین نیست آیا دین براى اجراى برنامه‏هاى‏خود هر نوع تشکیلات اجرائى و ادارى را مى‏پذیرد یاتعدیلاتى را در آن بعمل مى‏آورد و ساختار اجرائى‏خاصى ایجاد مى‏کند.
دین و نظام تربیتى
همانطور که اشاره شد اثبات یا نفى ارائه نظام تربیتى‏بوسیله دین و پاسخ به پرسشهاى فوق بطور مستقل وتفصیلى مدنظر صاحبنظران نبوده و لذا استدلالى در تاییدیا رد آن نیز به طور مستقل ارائه نشده است.
آنچه بعنوان مقدمه و زمینه ورود در این مبحث‏مى‏توان از آن کمک گرفت مباحث و استدلالهایى است‏که در مورد حدود قلمرو دین و اثبات یا نفى نظام‏دهى‏بوسیله دین بطور عام یا در حوزه‏هاى خاص دیگرصورت گرفته است.
متفکران عموما بحث را با تعیین قلمرو دین به یکى ازدو روش درون‏دینى یا برون‏دینى یا هر دو شروع مى‏کنندو آنگاه با توجه به دیدگاه مورد تایید مشخص مى‏کنند که‏چه نیازهایى بوسیله دین برآورده مى‏شود و با چه مدلى‏مى‏توان آن را از دین استکشاف کرد.
ما نیز در اینجا با تعیین حدود قلمرو دین و تعیین نوع‏انتظار خویش از دین از دو منظر درون‏دینى و برون‏دینى‏به سؤالهاى مطرح شده در مورد رابطه دین و تربیت ونظام تربیتى پاسخ مى‏گوییم.
1- تعیین قلمرو دین به روش درون دینى: منظور ازروش درون دینى این است که وظایف دین را در ارتباطبا برآوردن نیازهاى تربیتى یا غیرتربیتى، با رجوع به آیات‏و روایاتى که در مقام بیان وظایف دینى هستند معلوم‏سازیم.
در این رابطه آیات و روایات فراوانى هست که‏مى‏توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد، دسته اول آیات وروایاتى است که قلمرو وسیعى را براى دین اثبات مى‏کنندو بر این مطلب که در قرآن چیزى فروگذار نشده و بیان هرچیزى در قرآن و سنت آمده دلالت دارند. مانند دو آیه‏«تبینا لکل شى‏ء » و تفصیل کل شى‏ء) که دلالت دارد براین که قرآن نسبت‏به هر چیزى حالت روشنگرى دارد وچیزى از مسائل فردى و اجتماعى و دانشهاى مختلف‏نیست مگر اینکه قرآن آنرا معلوم ساخته است.
البته روشنگرى قرآن نسبت‏به همه چیز به این‏صورت تبیین مى‏شود که بخشى در خود قرآن آمده وبخشى بوسیله پیامبر(ص) و ائمه علیهم‏السلام بیان شده‏است. این مطلب را مى‏توان از آیه «لتبین للناس ما نزل‏علیهم‏» که وظیفه پیامبر(ص) را بیان و روشن کردن قران‏مى‏داند و دو روایت زیر استفاده کرد «آیا هر چیزى درکتاب و سنت پیامبر(ص) وجود دارد یا چنین مى‏پندارند؟گفت پندار نیست هر چیزى در کتاب سنت پیامبر- صلى‏الله علیه و آله - وجود دارد » «من خبر از آسمان وزمین و گذشته و آینده دارم. آنچه را مى‏دانم از قرآن‏گرفته‏ام، زیرا قرآن است که مى‏گوید: تبینا لکل شى
دسته دوم آیات و روایاتى است که قران را کتاب‏هدایت معرفى مى‏کنند و هدف از نزول قران را معلوم‏مى‏سازند مانند آیات بقره / 2 و مائده 15 و 16.
علامه طباطبایى(ره) بعد از بیان اختلاف لغویین ومفسرین در مورد معناى هدایت مى‏گوید «هدایت‏به‏معناى نشان دادن غایت و راه رسیدن به غایت است نه‏ایصال الى المطلوب » بنابراین، وقتى گفته مى‏شود که قران‏مایه هدایت تقواپیشگان است‏یا قران انسان را به سوى نورو صراط مستقیم هدایت مى‏کند، مراد این است که قران‏هم غایات و هم روشهاى رسیدن به غایات را نشان‏مى‏دهد.
بین دسته اول که قرآن را بیانگر همه چیز و دسته دوم‏که قرآن را کتاب هدایت معرفى مى‏کند مى‏توان گفت درجمع دسته اول ناظر به کمیت مسائل بیان شده در قرآن ودسته دوم ناظر به محتواى کتاب است. مثل اینکه گفته شوداین کتاب درباره علم فیزیک است و بعد گفته شود که این‏کتاب، همه چیز را بیان کرده است، مفهوم این دو جمله‏این است که این کتاب درباره علم فیزیک جامع و کامل‏است. به تعبیر اصولیون دسته اول عام و دسته دوم خاص‏است و عمومیت کل در «تبینا لکل شى‏» محدود به مسائل‏مربوط به هدایت انسانها مى‏شود. بنابراین جمع بین دودسته آیات و روایات این است که بگوییم قرآن در قلمروهدایت انسانها همه چیز را بیان کرده است.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   77 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله رابطه اخلاق و تربیت

دانلود مقاله جهت‌یابی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله جهت‌یابی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

یافتن جهت‌های جغرافیایی را جهت‌یابی گویند. جهت‌یابی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. برای نمونه وقتی در کوهستان، جنگل، دشت یا بیابان گم شده باشید، با دانستن جهت‌های جغرافیایی، می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. یکی از استفاده‌های مسلمانان از جهت‌یابی، یافتن قبله برای نماز خواندن و ذبح حیوانات است. کوهنوردان، نظامیان، جنگل‌بانان و ... هم به دانستن روش‌های جهت‌یابی نیازمندند.
هرچند امروزه با وسایلی مانند قطب‌نما یا GPS می‌توان به راحتی و با دقت بسیار زیاد جهت جغرافیایی را مشخص کرد، در نبود ابزار، دانستن روش‌های دیگر جهت‌یابی مفید و کاراست
جهت‌های اصلی و فرعی
جهت‌های جغرافیایی، که شمال با رنگ قرمز مشخص شده
اگر رو به شمال بایستیم، سمت راست‌مان مشرق (شرق، باختر)، سمت چپ‌مان مغرب (غرب، خاور) و پشت سرمان جنوب است. این چهار جهت را جهت‌های اصلی می‌نامند. بین هر دو جهت اصلی یک جهت فرعی وجود دارد. مثلاً نیمساز جهت‌های شمال و شرق، جهت شمالِ شرقی (شمالِ شرق) را مشخص می‌کند.
با دانستن یکی از جهت‌ها، بقیه‌ی جهت‌ها را می‌توان به سادگی مشخص نمود. مثلاً اگر به سوی شمال ایستاده باشید، دست راست شما شرق، دست چپ شما غرب، و پشت سر شما جنوب است.
روش‌های جهت‌یابی
برخی روش‌های جهت‌یابی مخصوص روز، و برخی ویژه‌ی شب اند. برخی روش‌ها هم در همه‌ی مواقع کارا هستند. توجه شود که:
بسیاری از این روش‌ها کاملاً دقیق نیستند و صرفاً جهت‌های اصلی را به صورت تقریبی‌ مشخص می‌کنند. برای جهت‌های دقیق باید از قطب‌نما استفاده کرد، و میل مغناطیسی و انحراف مغناطیسی آن را هم در نظر داشت.
آن‌چه گفته می‌شود اکثراً مربوط به نیمکره شمالی است؛ به طور دقیق‌تر، بالای ۲۳٫۵ درجه (بالای مدار رأس‌السرطان). در نیم‌کره جنوبی در برخی روش‌ها ممکن است جهت شمال و جنوب برعکس آن‌چه گفته می‌شود باشد.
روش‌های جهت‌یابی در روز
جهت‌یابی با سمت خورشید
1- خورشید صبح تقریباً از سمت شرق طلوع می‌کند، و شب تقریباً در سمت غرب غروب می‌کند.
این مطلب فقط در اول بهار و پاییز صحیح است؛ یعنی‌ در اولین روز بهار و پاییز خورشید دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، ولی در زمان‌های دیگر، محل طلوع و غروب خورشید نسبت به مشرق و مغرب مقداری انحراف دارد. در تابستان طلوع و غروب خورشید شمالی‌تر از شرق و غرب است، و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب می‌باشد. در اول تابستان و زمستان، محل طلوع و غروب خورشید حداقل حدود ۲۳٫۵ درجه با محل دقیق شرق و غرب فاصله دارد، که این خطا به هیچ وجه قابل چشم پوشی‌ نیست. در واقع از آن‌جا که موقعیت دقیق خورشید با توجه به فصل و عرض جغرافیایی متغیر است، این روش نسبتاً غیردقیق است.
تنها جایی که خورشید همیشه دقیقاً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند، استواست.
2- در نیمکره‌ی شمالی زمین، در زمان ظهر شرعی خورشید همیشه دقیقاً در جهت جنوب است و سایه‌ی اجسام رو به شمال می‌افتد.
ظهر شرعی یا ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما، دقیقاً هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این زمان، سایه‌ی شاخص به حداقل خود در روز می‌رسد، و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد؛ همان زمان اذان ظهر.
برای دانستن زمان ظهر شرعی می‌توانید به روزنامه‌ها مراجعه کنید یا منتظر صدای اذان ظهر باشید. ظهر شرعی حدوداً نیمه بین طلوع آفتاب و غروب آفتاب است.

 

3- حرکت خورشید از شرق به غرب است؛ و این هم می‌تواند روشی برای یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.
جهت‌یابی با سایه‌ی چوب(شاخص)
شاخص، چوب یا میله‌ای نسبتاً صاف و راست است (مثلاً شاخه نسبتاً صافی از یک درخت به طول مثلاً یک متر) که به طور عمودی در زمینی مسطح و هموار و افقی(تراز و میزان) فرو شده است.
روش اول: نوک(انتهای) سایه‌ی شاخص روی زمین را [مثلاً با یک سنگ] علامت‌گذاری می‌کنیم. مدتی (مثلاً ده-بیست دقیقه بعد، یا بیشتر) صبر می‌کنیم تا نوک سایه چند سانتیمتر جابه‌جا شود. حال محل جدید سایه‌ی شاخص (که تغییر مکان داده است) را علامت‌گذاری می‌نماییم. حال اگر این دو نقطه را با خطی به هم وصل کنیم، جهت شرق-غرب را مشخص می‌کند. نقطه‌ی علامت‌گذاری اول سمت غرب، و نقطه‌ی دوم سمت شرق را نشان می‌دهد. یعنی اگر طوری بایستیم که پای چپ‌مان را روی نقطه‌ی اول و پای راستمان را روی نقطه‌ی دوم بگذاریم، روبروی‌مان شمال را نشان می‌دهد، و رو به خورشید (پشت سرمان) جنوب است.
از آن‌جا که جهت ظاهری حرکت خورشید در آسمان از شرق به غرب است، جهت حرکت سایه‌ی خورشید بر روی زمین از غرب به شرق خواهد بود. یعنی در نیم‌کره شمالی سایه‌ها ساعتگرد می‌چرخند.
هر چه از استوا دورتر بشویم، از دقت پاسخ در این روش کاسته می‌شود. یعنی در مناطق قطبی (عرض جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه) استفاده از آن توصیه نمی‌شود.
در شب‌های مهتابی هم از این روش می‌توان استفاده کرد: به جای خورشید از ماه استفاده کنید.
روش دوم(دقیق‌تر): محل سایه‌ی شاخص را زمانی پیش از ظهر علامت گذاری می‌کنیم. دایره‌ یا کمانی به مرکز محل شاخص و به شعاع محل علامت‌گذاری شده می‌کشیم. سایه به تدریج که به سمت شرق می‌رود کوتاه‌تر می‌شود، در ظهر به کوتاه‌ترین اندازه‌اش می‌رسد، و بعداز ظهر به تدریج بلندتر می‌گردد. هر گاه بعد از ظهر سایه‌ی شاخص از روی کمان گذشت (یعنی سایه‌ی شاخص هم‌اندازه‌ی پیش از ظهرش شد) آن‌جا را به عنوان نقطه‌ی دوم علامت‌گذاری می‌کنیم. مانند روش پیشین، این نقطه سمت شرق و نقطه‌ی پیشین سمت غرب را نشان می‌دهد.
در واقع هر دو نقطه سایه‌ی هم‌فاصله از شاخص، امتداد شرق-غرب را مشخص می‌کنند.
با این‌که روش پیشین نسبتاً دقیق است، این روش دقیق‌تر است؛ البته وقت بیشتری برای آن لازم است.
برای کشیدن کمان مثلاً طنابی(مانند بند کفش، نخ دندان) را انتخاب کنید. یک طرف طناب را به شاخص ببندید، و طرف دیگرش را به یک جسم تیز؛ به شکلی که وقتی طناب را می‌کشید دقیقاً به محل علامت‌گذاری شده برسد. نیم‌دایره‌ای روی زمین با جسم تیز رسم کنید.
وقتی سایه‌ی شاخص به حداقل اندازه‌ی خود می‌رسد(در ظهر شرعی)، این سایه سمت جنوب را نشان می‌دهد (بالای ۲۳٫۵ درجه).
جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار
ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه‌ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِزاویه‌ای که عقربه‌ی ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویه‌ی کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می‌دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه‌ی راه میان عقربه‌ی ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.
نکات
این که گفته شد عقربه‌ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه‌ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه‌ی عقربه‌ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه‌ی ساعت‌شمارش موازی با سایه‌ی چوب باشد.
دلیل این‌که زاویه بین عقربه‌ی ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می‌کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه‌ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.
این روش وقتی سمت صحیح را نشان می‌دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه‌ی ساعت‌شمار را [به جای 12] با 1 حساب کنید). همچنین در همه‌ی سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال، اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.
روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده‌ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می‌شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه‌ی آن دقیق‌تر خواهد بود.
اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.
توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.
اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربه‌ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.
حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی‌شود هم گاه سایه‌ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه‌ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.
روش‌های جهت‌یابی در شب
جهت‌یابی با ستاره‌ی قطبی
یافتن ستاره قطبی با دب اکبر
از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ قطبی در آسمان می‌چرخند، در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود.
برای یافتن ستاره‌ی قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:
به وسیله‌ی مجموعه ستارگان «دبّ اکبر»: صورت فلکی دبّ اکبر شامل هفت ستاره‌است که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند: چهار ستاره آن تشکیل یک ذوزنقه را می‌دهند، و سه ستاره‌ی دیگر مانند یک دنباله در ادامه ذوزنقه قرار گرفته‌اند. هر گاه دو ستاره‌ای که لبه‌ی بیرونی ملاقه را تشکیل می‌دهند (دو ستاره‌ی قاعده کوچک ذوزنقه؛ لبه‌ی پیاله‌ی ملاقه؛ محلی که آب از آن‌جا می‌ریزد) را [با خطی فرضی] به هم وصل کنیم، و پنج برابر فاصله میان دو ستاره، به سمت جلو ادامه دهیم، به ستاره قطبی می‌رسیم.
به وسیله‌ی مجموعه ستاره‌های «ذات‌الکرسی»: صورت فلکی ذات‌الکرسی شامل پنج ستاره است که به شکل W یا M قرار گرفته‌اند. هرگاه (مطابق شکل) ستاره‌ی وسط W (رأس زاویه‌ی وسطی) را حدود پنج برابرِِ «فاصله‌ی آن نسبت به ستاره‌های اطراف» به سوی جلو ادامه دهیم، به ستاره‌ی قطبی می‌رسیم.
نکات
صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستاره‌ی قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر، و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.
اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به‌خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.
هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال(عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملا نمی‌توان با ستاره‌ی قطبی شمال را پیدا کرد.
جهت‌یابی با هلال ماه
هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری)

 

اگر به دلیل وجود ابر یا درختان نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید.
ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد، و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود، و سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه‌ی دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.
اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه‌ی اول ماه قمری شکل p و در نیمه‌ی دوم شکل q خواهد داشت.
کره ماه در نیمه‌ی اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند، و در نیمه‌ی دوم پس از غروب، تا پایان ماه که پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.
پیدا کردن جنوب توسط ماه: اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره‌ی شمالی زمین] نشان می‌دهد.
این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راه‌نمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.
روش‌های دیگر جهت‌یابی در شب
حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.
خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.
ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.
کهکشان راه شیری توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.
روش‌های جهت‌یابی، قابل استفاده در روز و شب
جهت‌یابی با قبله
اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت های اصلی) را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (37-180) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.
قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:
قبله‌نما: دقیق‌ترین روش تعیین قبله، به‌وسیله‌ی قبله‌نماست، که آن هم با یک قطب‌نما انجام می‌گیرد؛ و اگر ما قطب‌نما داشته باشیم، با آن قطب را مشخص می‌کنیم!
محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.
قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.
دستشویی: از آن‌جا که قضای حاجت رو به قبله نباید باشد، معمولاً توالت‌ها را عمود بر قبله می‌سازند. این هم -در جایی که اصول اسلامی ساخت رعایت شده- می‌تواند کمک‌کار باشد.
جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز
اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.
با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن‌ربا -یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان-، یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه‌ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزنْ مغناطیسی یا قطبی می‌شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهنربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه‌ی کافی خاصیت آهنربایی پیدا می‌کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه‌ی ابریشمی باعث می‌شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.
حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید؛ یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می‌کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیمکره‌ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهنربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.
روش دیگر ساخت آهنربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهنربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می‌کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.
مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می‌شود.
به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می‌شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.
جهت‌یابی با نشانه‌های طبیعی
هرگونه‌ای از درختان برش‌ها و خصوصیات خاصّ خود را دارد. باد و آفتاب بر درختان تأثیر می‌گذارند و این سرنخی است برای محاسبه جهت شمال-جنوب.
این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها- برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.
بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره‌ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می‌کند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  19  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جهت‌یابی

دانلودمقاله کارآموزی شرکت فنی و ساختمانی

اختصاصی از حامی فایل دانلودمقاله کارآموزی شرکت فنی و ساختمانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


پیشگفتار :
نوشته حاضر ، گزارشی است از فعالیت های انجام شده اینجانب در شرکت فنی و ساختمانی میسان ، در طول دوره کاراموزی در این شرکت با اطلاعات و آموخته های گوناگونی مواجه شدم که در این گزارش سعی شده است بصورت مفصل به توزیع این آموخته ها پرداخته شود ، شرکت فنی و ساختمانی میسانی یک شرکت فعال در زمینه های مختلف برق صنعتی ، نیروگاهی ، ژنراتور ، رکتیفایر ، موتور جوش و ... میباشد که در حال حاضر در پروژه های بزرگی از قبیل پروژه عسلویه و پروژه خنداب در اراک مشغول فعالیت میباشد ، فعالیت در این شرکت از جهات مختلفی برای اینجانب مفید بود ، آشنایی با نحوه فعالیت یک شرکت بزرگ ، آشنایی با ویژگی های خاص برق نیروگاهی و بسیاری موارد دیگر .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل اول
معرفی شرکت فنی و ساختمانی میسان

 

 

 

 

 

 

 


معرفی :
شرکت ساختمانی و مهندسی میسان به عنوان پیمانکار رتبهٔ یک در رشته‌های ساختمان، تأسیسات، تجهیزات و صنعت و معدن، با رویکرد افزایش سطح کیفی و کمی فرآیندها و خدمات در جهت رضایت‌مندی مشتری، رعایت حقوق طرف‌های ذی‌نفع و اجرای الزامات قانونی و سایر الزامات مورد تعهد سازمان، بهبود مستمر عملکرد و حفظ و ارتقاء اعتبار سازمان، نظام مدیریت یکپارچه (‌IMS) را مبتنی بر الزامات و مشخصه‌های استاندارد ISO ‌9001:2008, OHSAS 18001:2007 و ISO 14001:2004 مستقر نموده و همواره ارزش‌های زیر را مد نظر قرار می‌دهد:
تأمین مستمر رضایت کارفرمایان (مشتریان).
ایجاد محیط ایمن و کنترل عوامل زیان آور محیط کار و پیشگیری از بروز مصدومیت و بیماری.
تعهد به جلوگیری از گسترش و به حداقل رساندن یا حذف آلایندگی زیست محیطی فعالیت‌ها و خدمات در جهت سازگاری با محیط زیست.
ایجاد اعتماد متقابل در ارتباط با تأمین کنندگان مصالح، تجهیزات و خدمات و توسعه همکاری.
بکارگیری نیروی انسانی آموزش دیده، توانمندسازی کارکنان و توسعه و ترویج فرهنگ کیفیت، زیست محیطی و ایمنی و بهداشت شغلی در سازمان.
بکارگیری بهینه منابع و مدیریت ضایعات.
کارکنان این شرکت توان خود را به منظور مشارکت متعهدانه، استفاده از فرصت‌های بهبود و تقویت کار گروهی در راستای نهادینه کردن فرهنگ پیشگیری به‌جای علاج و در اولویت قرار دادن خواست مشتری بکار می‌گیرند.
خط‌مشی یکپارچه شرکت ساختمانی و مهندسی میسان در کل سازمان ابلاغ شده و به جهت ارزیابی کفایت و تناسب با الزامات در مقاطع مختلف، بازبینی گردیده و توسط نمایندهٔ مدیریت در امور IMS از تحقق مفاد آن اطمینان حاصل می‌شود.

 

چارت سازمانی شرکت :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل دوم
حفاظت ژنراتور های سنکرون نیروگاهی

 

 

 

 

 


حفاظت ژنراتور های سنکرون نیروگاهی :
مقدمه :
ژنراتورهای سنکرون ماشینی است که برای تبدیل انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکیac به کار می رود.در ژنراتور سنکرون یک ولتاژ dc به رتور داده می شود تا میدان مغانطیسی رتور شکل بگیرد و سپس رتور به حرکت در می اید و در سیم پیچ های استاتور ولتاژ سه فاز القاء می کند.برای رساندن جریان dc به رتور مکانیزم خاصی مورد نظر است
1-رساندن توان از یک منبع خارجی به رتور توسط حلقه های لغزان و جاروبکها(در این حالت استهلاک زیاد است وبیشتر در ژنراتورهای کوچک کاربرد دارد)
2-رساندن توان از یک منبع خاص که مستقیما بر روی محور ژنراتور نصب شده است(در ژنراتورهای بزرگ)
ژنراتورهای سنکرون طبق تعریف سنکرون هستند.بدین معنا که فرکانس الکتریکی تولید شده با سرعت چرخش مکانیکی قفل می گردد.ولتاژ داخلی تولید شده داخلی در ژنراتور مستقیما با فوران و فرکانس متناسب است.
ژنراتورها به عنوان تولید کننده انرژی به صورت سنکرون با شبکه در حال بهره برداری بوده تحت تاثیر شبکه مصرف و تغییرات مداوم بار واقع می باشند بهره برداری مرتب و منظم ژنراتورها در هر لحظه به کیفیت بهره برداری شبکه بستگی داشته در صورت بروز هرگون اختلال در شبکه احتمال خارج گشتن ژنراتور از حالت سنکرون موجود می باشد.

 

 

 

روش اتصال ژنراتور به شبکه و تامین مصرف داخلی:
ژنراتورها مشابه سایر تجیهیزات برقی با کلید به شبکه سه فاز استفاده وصل می شود به منظور انتقال قدرت تولیدی به شبکه از ترانسفورماتور بالابر استفاده می شود این روش برای تمام ژنراتورهای که قرار است در شبکه های گسترده مورد استفاده قرارگیرند استفاده می شود و چون ولتاژ تولیدی ژنراتورها از ولتاژ انتقال کمتر می باشد باید از این ترانسفورماتور بالابر ولتاژ استفاده شود و اینکه چرا شبکه های برق ولتاژ را تحت ولتاژ بالا انتقال می دهند به دلیل صرفه اقتصادی.
بنابراین ژنراتورها با استفاده از یک کلید به شبکه وصل می شوند هنگامی که شبکه مصرف هم ولتاژ با خروجی ژنراتور باشد ژنراتور بدون ترانس و به صورت مستقیم مصرف کننده ها را تغذیه می کند کلید قبل از ترانس بالابر استفاده می شود و قبل از ترانس بالابر یک شین وجود دارد که از آن برای مصرف داخلی ژنراتور استفاده می شود به منظور راه اندازی نیروگاه به نیروی کمکی نیاز می باشد انرژی مورد نیاز برای راه اندازسیستم های خنک کننده و سیستم های روغن کاری مدار تحریک پمپ سوخت و ... به مصرف داخلی ژنراتور معروف می باشد
هنگامی که قدرت ژنراتور از حدود 100مگاوات تجاوز می نماید نصب کلید در خروجی ژنراتور با مشکلات زیادی همراه خواهد بود چون قطع وصل این کلید جریان زیادی را طلب می کند و برای قطع ووصل این جریان باید کنتاکت های بسیار بزرگی داشته باشیم که این کنتکت ها وزن زیادی خواهند داشت و عملا برای ژنراتور ها ی به این بزرگی استفاده از کلید بعد ازترانسفورماتور بالابر استفاده می شود.
مقدار انرژی مصرفی برای نیروگاه های حرارتی بستگی به مصرف سوخت 5-10% و در نیروگا ه های آبی به حدود کمتر از2% قدرت اسمی برای هر واحد بالغ می گردد
چون اتصالی در خروجی ژنراتورهای بزرگتر از 100 مگاوات خطرناک است به همین دلیل شین متصل بین ترانسفورماتور بالابر و ژنراتور داخل کانالهای بلوکی قرار می گیرد تا احتمال اتصالی فاز به فاز در آن کاهش یابد

 


مشخصات کلی مربوط به ژنراتورهای زیمنس و آنسالدو طی جدول ذیل آورده شده است :
وزن ژنراتور سرعت روتور فرکانس جریان نامی ولتاژنامی توان Type شرکت سازنده
Ton r.p.m Hz KA KV MVA
223 3000 50 7.331 15.76 200 TY 10546 آنسالدو
273.5 3000 50 7.405 15.75 202 TLRI 115.41 زیمنس

 

 

 

اتصالی های سه
فاز و فاز-فاز در ژنراتورها
اتصالی های فازدر سیم پیچی استاتور ،شامل عیوب دو فاز و سه فاز با هم،در ردیف خطرناک ترین نوع اتصالی ها محسوب می شود.بروز این اتصالی ها در سیم پیچ استاتور با برقراری حداکثر جریان عیب همراه بوده ،جریان عیب با مقدار قابل ملاحظه بالغ بر چند ده برابر جریان اسمی ژنراتور به صورت قوس در محل اتصالی صدمه و خسارات فراوان را به سیم پیچی ها و ایزولاسیون آنان وارد می سازد.بدین برقراری جریان اتصالی موجب سوختن سیم پیچی ها وایزولاسیون آنها می گردد.جریان عیب در محل اتصالی شامل جریان القاء شده در سیم پیچ های ژنراتور و جریان برقرار شده از شبکه خارج به داخل ژنراتور می باشد
در صورت باز بودن کلید خروجی ژنراتور در حالی که ژنراتور تحت ولتاژ واقع بوده جریان برقرار شده در آن صفر می باشد،بروز هر گونه اتصالی در سیم پیچی های استاتور جریان عیب را تحت تاثیر نیروی الکتروموتوری القاء شده در سیم پیچ ها برقرار می سازد.
نیروی الکتروموتوری محدود به نیروی الکتروموتوری القاء شده در بخشی از سیم پیچ استاتور از نقطه نول تا محل عیب می باشد.
مقدار جریان عیب متناسب با محل عیب در طول سیم پیچی می باشد.
در هردو حالت اهم از باز یا بسته بودن کلید خروجی،بروز عیب فاز-فاز یا سه فاز دذر سیم پیچی ها جریان عیب قابل ملاحظه ای ایجاد شده و باید جریان عیب سریعا قطع شود.
تابدین ترتیب میزان صدمات وارد شده به سیم پیچی ها به حداقل برسد.
اتصالی های فاز-فاز و سه فاز حداکثر جریان عیب را برقرار ساخته و در ردیف خطرناک ترین عیوب روی داده در ژنراتور می باشد
گذشته از اینکه جریان عیب باید به سرعت تشخیص داده شود و کلید قطع شود همچنین باید اقدامات لازم برای اطفاء حریق و خاموش کردن قوس های برقرار شده انجام شود.
بنابراین باید رله های حفاظتی به صورت لحظه ای و سریع عمل کنند و همچنین وظیفه
فرمان اطفاء قوس ها نیز بر دوش رله ها می باشد.
مناسب ترین نوع رله حفاظتی که این کار را انجام دهد رله دیفرانسیل می باشد.
رله از دو ترانسفورماتور نصب شده در طرف فاز و نول ژنراتور نصب شده و جریان های دو طرف را باهم مقایسه می کند و در هر لحظه این جریان ها با همدیگر مقایسه می شوند و درصورت بروز خطا تعادل به هم خورده و بستگی به مکانیزم رله فرمان قطع به کلید صادر میشود.

 

انتخاب طرح حفاظتی برای ژنراتور مستقیما به عوامل زیر وابسته است:
1. ظرفیت ژنراتور
2. سطح ولتاژ و نحوه اتصال ژنراتور به شبکه
3. وضعیت نقطه نوترال
موارد 1 و 2 در قسمتهای آینده و در بخش طرحهای حفاظتی آورده میشود. اما در مورد شماره 3 روشهای کلی زیر متداول است:
1. اتصال مستقیم نوترال به زمین
2. اتصال نقطه نوترال با امپدانس
3. نقطه نوترال ایزوله
روش اتصال نقطه نوترال با امپدانس برحسب میزان محدود سازی جریان عیب فاز به زمین به دو دسته اتصال نقطه نوترال با امپدانس بالا یا "High impedance earthing " و اتصال نقطه نوترال با امپدانس کم یا "Low impedance earthing " تقسیم میشوند. در روش "High impedance earthing " جریان عیب فاز به زمین به مقداری در حدود 5 تا 10 آمپر محدود میشود. در حالیکه در روش "Low impedance earthing " این جریان به مقداری در حدود 100 آمپر محدود خواهدشد.
وضعیت اتصال مستقیم نوترال به زمین در مواجهه با خطا روشن است . اما در این میان روش نقطه نوترال ایزوله نسبت به 2 روش دیگر مزایا و معایبی دارد که کاربردهای خاص خود را داراست که در صورت نیاز در جای خود به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت.
در طرحهای حفاظتی که ما به بحث پیرامون آن میپردازیم فرض بر آن است که نقطه نوترال با روش شماره 2 زمین شده است.

 

 

 

حفاظت مولفه منفی ژنراتور
اگر ژنراتور با بار نامتفاوتی مواجه شود، جریانهای بار نامتقارن را در ژنراتور میتوان به مولفه‌های مثبت، منفی و صفر تجزیه کرد. مجموعه مولفه‌های متعادل به شرح زیرند:

 

الف) مولفه‌های ترتیب مثبت:
شامل سه بردار با دامنه یکسان و اختلاف فاز 120 درجه و دارای همان چرخش فاز سیستم اصلی (به عنوان مثال توالی فاز مثبت abc) و مشابه جریان
بار متعادل ایجاد میدانی با سرعت سنکرون و در جهت دوران روتور می‌کند.

 

ب) مولفه‌های ترتیب منفی:
شامل سه بردار با دامنه‌های یکسان و اختلاف فاز 120 درجه و با چرخش‌های فازی مخالف با مولفه‌های ترتیب مثبت (به عنوان مثال توالی فاز منفی abc)
ایجاد میدانی با سرعت سنکرون ولی در جهت مخالف با دوران روتور کرده و لذا جریان‌هایی با دو برابر فرکانس سیستم را در روتور القاء می‌کند.

 


ج) مولفه‌های ترتیب صفر:
شامل سه بردار هم دامنه بدون اختلاف فاز بین یکدیگر، که این مولفه صفر جریان هیچگونه عکس‌العمل آرمیچری را ایجاد نمی‌کند.
خطاهای سیستم اغلب از نوع نامتقارن است و از آنجایی که این خطاها باعث عبور جریان نامتقارن در سیستم می‌شوند، روش مولفه‌های نامتقارن برای محاسبات جریان و ولتاژ نقاط
مختلف سیستم در خلال خطا، بسیار مفید است.
مولفه‌های صفر، مثبت و منفی جریان با معادلات زیر بیان می‌شوند:
عدد a نشانگر اپراتوری است که با اعمال آن به هر بردار با حفظ دامنه به اندازه 120 درجه در خلاف جهت عقربه‌های ساعت دوران کند این اپراتور عبارت است از عدد1 با زاویه 120 درجه که به صورت مختلط عبارت است از:
اگر این اپراتور دو بار متوالی به یک بردار اعمال شود آنرا به اندازه 240 درجه در خلاف جهت عقربه‌های ساعت گردش خواهد داد.
در انتهای بحث مقدمه به عوامل ایجاد جریان‌های نامتقارن در شبکه قدرت به شرح زیر، پرداخته می‌شود:
1- اتصال کوتاه نامتقارن (در خطوط انتقال طویل، دامنه جریان مولفه منفی در این حالت بیشترین مقدار است).
ژنراتور جهت تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز به صورت محلی و در مقیاس کوچکتر مورد استفاده قرار می گیرد.

 

ژنراتورها به دو صورت ، طراحی و ساخته می شوند:
دائم کار (Prime)
اضطراری (Emergency
در اماکنی که بدلیل دوری از خطوط سراسری برق یا بدلیل اقتصادی ،امکان استفاده از شبکه برق سراسری وجود نداشته باشد از ژنراتورهای دائم کار استفاده می شود.
از ژنراتورهای اضطراری هنگام قطع شبکه برق سراسری جهت تامین برق مورد نیاز تجهیزات و اماکنی که قطع برق ممکن است خسارت جانی و مالی ایجاد کند استفاده می شود.
در موارد یزر برای تامین مصارف اضطراری و ایمنی باید نیروی برق به کمک مولدهایی که معمولا نیروی محرک آنها موتورهای دیزل است در محل تولید شود:
ساختمانهای مسکونی بیش از 4 طبقه از کف زمنی و مجهز به آسانسور
ساختمانهای عمومی که نوع فعالیت آنها به نحوی است که قطع برق ممکن است خطر یا خسارت جبران ناپذیری را ایجاد کند.
بیمارستانها و مراکز بهداشتی با توجه به نوع فعالیت
سردخانه های بزرگ
مراکز صنعتی
هر نوع ساختمان دیگری به تشخیص مقامات ذیصلاح

 

نکته:
راه اندازی دیزل ممکن است بصورت دستی،خودکار ،با وقفه کوتاه یا بدون وقفه باشد.
مواردی که بایستی علاوه بر ملاحظات فنی جهت انتخاب ژنراتور رعایت گردد.
1- استقرار در نزدیکی بار
2- افت ولتاژ
3- شرایط راه اندازی
4-نحوه ایجاد ارتباط با سیستم نیروی اصلی
5- انخاب سرعت
6- افت توان مولد اولیه
7- تامین هوا برای مصرف مولد
8- خنک کردن
اتاق ژنراتور بایستی در محلی ساخته شود که از نظر لرزش،سر و صدا، و دود کنترل شده باشد و همچنین امکان حمل و نقل پیش بینی گردد.

 

مشخصات فنی دیزل ژنراتور نیروگاهی
دیزل بایستی قادر به کار در شرایط زیر باشد
1-اضافه بار
2-ارتفاع
3-درجه حرارت محیط
4-رطوبت نسبی
5-سرعت (حداکثر)

 

نکته:سیستم استارت دیزل ژنراتور بایستی از طریق باطری تامین شود.
مشخصات فنی تابلوی کنترل اتوماتیک دیزل ژنراتور
AUTOMATIC) TRANSFER SWITCH (ATS)
در صورت قطع برق شبکه مراحل زیر می بایستی بطور اتوماتیک انجام شود:

 

1 - کلید اتوماتیک شبکه باز شود.
2 - دیزل استارت شود و در صورتی که دیزل روشن نشود،عمل استارت سه بار با فاصله زمانی مناسب و قابل تنظیم تکرار و اگر دیزل روشن نشد،فرمان قطع استارت همراه با آلارم صادر گردد.
3 - پس از روشن شدن دیزل ژنراتور و تثبیت ولتاژ و فرکانس ژنراتور به مقدار نامی خود،کلید اتوماتیک ژنراتور وصل شده و تغذیه بار مصرفی توسط ژنراتور صورت گیرد.
4 - بس از وصل مجدد برق شبکه و گذشت زمان تثبیت،تغذیه بار بطور اتوماتیک از ژنراتور قطع و توسط شبکه تامین گردد.
5 - پس از قطع تغذیه بار مصرفی از ژنراتور،دیزل مدت معینی را بصورت بدون بار کار کرده تا خنک شود،سپس برای عملیات بعدی به حالت آماده کار باقی می ماند..
نظارت بر پارامترهای الکتریکی و مکانیکی دیزل ژنراتور
1 - نظارت و حفاظت دیزل در برابر کاهش فشار روغن
2 - نظارت و حفاظت دیزل در برابر افزایش درجه حرارت آب خنک کننده (High Temperature)
3 - نظارت و حفاظت دیزل در برابر دور غیر مجاز(OVER SPEED)
4 - نظارت بر اشکال در سیستم استارت دیزل
5 - نظارت بر ولتاژ و شارژ باطری
6 - نظارت و کنترل بر سطح سوخت موجود در داخل تانک روزانه (FUEL LOW LEVEL)
7 - نظارت بر ولتاژ سه فاز برق شبکه و حفاظت در مقابل(OVER & UNDER VOLTAGE)
8- نظارت و حفاظت ژنراتور در مقابل (OVER & UNDER VOLTAGE)
9- حفاظت ژنراتور در مقابل اضافه بار (OVER LOAD) و اتصال کوتاه(SHORT CIRCUIT) توسط کلید اتوماتیک.
10-حفاظت ژنراتور به کمک رله PTC در مقابل افزایش بیش از حد درجه حرارت سیم پیچها
11- حفاظت ژنراتور در مقابل تغییرات غیر مجاز فرکانس

 

ژنراتور می بایستی توسط رله های حفاظتی در برابر خطاهای زیر حفاظت شود:
1- جریان زیاد (OVER CURRENT)
2- نشت زمین (EARTH FAULT)
3- توان معکوس (REVERSE POWER)

 


مشخصه توان و گشتاور
ژنراتورهای سه فاز عمدتاً به سیستم های قدرت متصل هستند و بندرت به تنهائی بارهای خاص و محلی را تامین می کنند در صورتی که ژنراتورهای سنکرون به شبکه قدرت وصل هستند و مشترکاً بار مشترکین را تامین می کنند در این صورت می گویند ژنراتور به شبکه بینهایت وصل است . از اینجائیکه تعداد ژنراتورهای متصل به شبکه زیاد بوده و این ژنراتور ها نسبتاً بزرگ و حجیم است ، لذا ولتاژ و فرکانس شبکه ( ستین ) بینهایت به سختی قابل تغییر است و ثابت می باشد . معمولاً ژنراتورهای سنکرون به شبکه بینهایت با ولتاژ ثابتی متصل اند و تحت سرعت ثابت سنکرون چرخانده می شوند فرض می کنیم ولتاژ پایانه ماشین ( شبکه بینهایت ) فاز و مرجع باشد ، بنابراین با توجه به شکل 75 و در حالت بار پسفاز :

 

 

 





که S توان مختلط هر فاز و Ia* مزدوج جریان Ia است و داریم :

 




از رابطه فوق قسمت های حقیقی توان اکتیو P و قسمت های غیر حقیقی توان راکتیو Q را بازاء هر فاز است :

اگر باشد ، xs=Zs و می شود پس :
که ( ) توان سه فاز

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   79 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کارآموزی شرکت فنی و ساختمانی

دانلود مقاله بررسی رابطه بین افسردگی وایدز در بین جوانان دختر و پسر حدود 20 الی 22 ساله

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله بررسی رابطه بین افسردگی وایدز در بین جوانان دختر و پسر حدود 20 الی 22 ساله دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


چکیده
هدف از تحقیق حاضر مقایسه افسردگی در بین بیماران ایدزی و بیماران کلیوی محدوده ی سنی 20 الی 22 ساله شهرستان ابهر می باشد فرضیه عنوان شده در تحقیق حاضر این است که بین بیماران ایدزی و بیماران کلیوی از لحاظ افسردگی تفاوت معنی درای وجود دارد که جامعه آماری تحقیق عبارتند از جوانان دختر و پسر حدود سنی 20 الی 22 ساله که به مراکز درمانی و بیمارستانها مراجعه کرده اند آزمون افسردگی یک بر روی آنها اجرا گردیده و بعد از بدست آوذدن نمرات خام آزمودنیها از روش آماری t مستقل استفاده شده که نتایج تحقیق نشان می دهد که بین بیماران ایدزی و بیماران کلیوی تفاوت معنی داری وجود دارد به این صورت که بیماران ایدزی از بیماران کلیوی بیشتر در معرض افسردگی هستند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل اول
کلیات تحقیق

 

 

 

 

 


مقدمه :
در زندگی همه ما روزهایی وجود دارد که همه چیز را سیاه می بینیم ، هیچ چیز شادی ما را بر نمی انگیزد و هیچ امیدی به موفقیت نداریم . بد خلق و غمگین هستیم ، احساس تنهایی و خلاء ، نا امیدی و گنهکاری بر ما چیره می شود و اضطراب ما را فرا می گیرد همه ما با چنین حالتها و احساساتی که اغلب پس از شکست ها یا فقدانها و یا حتی بدون دلیلی آشکار بوجود می آیند ، کم و بیش آشنا هستیم و با آنها با موفقیت بیش و بدون دلیلی آشکار بوجود می آیند ، کم و بیش آشنا هستیم و با آنها با موفقیت بیش و کم ، مقابله می کنیم . اما آنچه موجب می شود تا چنین احساسایی به صورت اختلالهای روانی در آیند ، نوع و تعداد نشانه ها ، شدت و طول مدت و همین حدی است که به جریان بهنجار زندگی روزمره آسیب می رسانند ،در قلمرو زندگی بهنجار و زمینه تجربه آسیب شناختی ، این احساسها و شیوه دریافت آنها را با مفهوم افسردگی مرتبط ساخته اند . از زمانی که بقراط نخستین نظریه علت شناختی افسردگی را با عنوان عارضه سودا ارائه کرد . فرضیه های متعددی درباره مبنای افسردگی مطرح شده اند و کوششهای فراوانی برای درمانگری آن ، انجام گرفته اند که معادل اصطلاح سودا در زبان یونانی ، اصطلاح مالیخولیا است که امروزه نوع خاصی از افسردگی را مشخص می کند ، به رغم پایدار ماندن مفهوم مالیخولیا در خلال فزون ، همواره معانی مبهم و متفاوتی به آن نسبت داده شده است که با معنای کنونی مالیخولیا که عبارت است از اختلال عمیق خلقی و بر اساس غمگینی مرضی مشخص می شود ، متفاوت است گرچه غمگینی معادل افسردگی نیست اما بی تردید ، افسردگی شامل حالت غمگینی است که بر زندگی روزمره فعالیت ، ارزشیابی خود ، قضاوت و کنشهای ابتدایی مانند خواب و اشتها اثر می گذارد . غمگینی می تواند واکنشی نسبت به یک رویداد رنج آور باشد و هنگامی مرضی محسوب می شود که از لحاظ شدت و طول مدت با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد جنبه افراطی پیدا کند که علل و عواملی مانند بیماریها و یا حتی عوامل شناختی و مشکلات اقتصادی همه می تواند در شیوع افسردگی نقش داشته باشد که بیماری و پرومی ایدز که یک بیماری لاعلاج به حساب می آید و در قرن حاضر اکثر جهان و مردمانش به آن مبتلا هستند . ( دادستان – 1385 ) . می تواند باعث بیشتر شدن افسردگان در جهان و بخصوص ایران شود که می توان گفت که ایدز از خطرناک ترین آسیبهای اجتماعی به شمار می آید که نه تنها به سلامت انسانها صدمه وارد نموده بلکه چرخ صنعت و تولید کشاورزی را کند و حتی متوقف نموده در بسیاری از کشورهای آفریقایی امید به زندگی به شدت کاهش یافته و بیش از نیمی از همه ظرفیتهای تخت های بیمارستانی توسط مبتلایان به ایدز اشغال شده است . در برخی از کشورهای فقیر حتی تا 3/2 کل بودجه های بهداشت درمانی نیز توسط این بیماری از بین می رود و حتی نظام آموزش و پرورش نیز در بسیاری از کشورهای جهان سوم می توانند به عنوان عاملی جهت آگاهی دانش آموزان در جهت شناخت ایدز و درمان آن قدم بر دارند . ( مجله آموزش ایدز – چاپ دهم -1385 ) .
بیان مسئله :
به نظر می رسد که در پاره ای از موارد ، شرایط جسمانی به گونه های متفاوت ، در کناره گیری ، کاهش فعالیت و غمگینی ظاهری نقش دارند که به عنوان مثال عارضه های ایجاد کننده یک درد جسمانی و یا اختلالهای غذایی – مشکلات بیش – تولدی و پاره ای از بیماریهای عفونی و ویروسی که می توانیم نام ببریم در این قلمرو از یک سو می توان به مشاهدات " " بادوال " به نقل از هازه ، 1988 " در باره فراوانی حالت افسرده گونه در افراد نام برد که در این تحقیق گرفتاری به بیماری ایدز خود می تواند در افسردگی نقش داشته باشد که مبتلا شدن به ایدز و کناره گیری از افراد و طرد شدن از دیگران به عنوان مساله های عنوان شده در رابطه با این بیماری است که می تواند انزوا طلبی و احساس گناه در افراد خصوصاً جوانان را بالا ببرد و اینکه تا چه حدی می توان از پیشگیری ایدز جلوگیری کرد تا این عامل باعث افسردگی جوانان نشود و این مساله که تا چه حد یک مشکل هایی می تواند در عمیق کردن مشکل روحی گتمی مهم بردارد . ( صمدی – 1384 )
سوال مسئله : آیا افسردگی در بین افراد مبتلا به ایدز بیشتر از افراد غیر ایدزی است ؟
اهمیت و ضرورت تحقیق :
گستردهافسردگی مهاد مبین متداولترین و شدیدترین تجربه افسردگی است که باید از یک سو ضوابط نشان دهنده حالت خلقی افسرده حداقل در دو هفته تداوم یابد و از سوی دیگر ، نشانه های متعدد دیگری در قلمرو شناختی ( احساس بی ارزشی و ناتوانی در تصمیم گیری ) ، بدنی ( سردرد ، سوء هاضمه و . . . ) . در مواردی مانند هیجانی ، انگیزشی و جنسی همه اینها می تواند در افسردگی و همین طور عدم رعایت شئونات اخلاقی و روی آوری به اعتیاد و بسیاری از بیماریهای خونی که می تواند در بیماری ایدز نقش داشته باشد که تمام این موارد در افسردگی نقش بسزایی دارند و اگر به عنوان بیماری خاصی به نام ایدز در فرد حضور پیدا کند می تواند رغبت یا لذت در فرد مبتلا به ایدز را کاهش داده و به طوری که این فرد دیگر تمایل به زندگی نیست امید است . با تحقسقات انجام شده در این رابطه بتوانیم موارد مبتلا به ایدز را به مردمان شناسانده و همین طور به مردم نشان دهیم که در صورت ابتلا به ایدز نباید این افراد طرد شوند باید سعی کنیم که مبتلایان به ایدز زندگی معمولی خود را با رعایت قوانینی به خوبی سپری کنند نه اینکه زندگی را بر آنها تنگ کنیم که آنها دچار بیماری روانی افسردگی هم شوند و دست به کارهای خطرناکی زنند که ارائه این تحقیقات در مراکز خانوادگی و آموزشی می تواند نقش داشته باشد .
فرضیه تحقیق :
افسردگی در بین بیماران ایدزی بیشتر از بیماران کلیوی است .
واژه ها و مفاهیم :
افسردگی متغییرمستقل
ایدز متغییر وابسته
تعاریف عملیاتی واژه ها و مفاهیم :
افسردگی : افت گذرا یا دوام دار تنود عصبی – روانی که به صورت مولفه بدنی ( سردرد ها و خستگی پذیری ، بی اشتهایی ، بیخوابی ، یبوست ، کاهش فشارخون و جزء آن و یک مولفه روانی که ( احساس به پایان رسیدن نیرو ، کهتری ، ناتوانمندی ، غمگینی و جزء آن نمایان می شود و افسردگی یک حالت روانی ناخوش که با دلزدگی ، یاس و خستگی پذیری مشخص می شود در بیشتر مواقعه با اضطرابی کم و بیش شدید همراه است . ( پیررون 1973 ) – دادستان 1385 و در آخر افسردگی عبارتند از :
نمره ای است که آزمودنی از آزمون افسردگی یک بدست آورده است .
ایدز: ایدز یک بیماری ویروسی است . ویروسی است به نام نقص ایمنی انسان که سیستم دفاعی بدن را از بین برده و شخص را در برابر انواع بیماریهای دفاع ساخته و بالاخره فرد را در اثر عفونت یا سرطان از بین می برد که علائم آن تورم نمودن لنفاوی ، کاهش وزن - تب – سرفه – اسهال – تنگی نفس – تعریق - سرفه – خستگی شدید . و بالاخره عبارتند از نمره ای که آزمودنی از آزمون و پرسش نامه مربوط به ایدز بدست آورده است .
بیماریهایی دیگر منظور بیماران کلیوی است که از . . .
بیماران کلیوی عبارتند از بیمارانی که در ناحیه کلیه دچار ناراحتی هایی مانند عفونت کلیه – از کارافتادگی کلیه و همین طور دفع پروتئین و نارسایی و یا حتی دیالیز که در سوخت و ساز بدن تاثیر بسطایی داشته است و فرد جهت درمان باید هر چند وقت مورد آزمایش کلی قرار بگیرد و بالاخره عبارتند از نمره ای است که آزمودنی از آزمون افسردگی بدست آورده است .
اهداف تحقیق
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین افسردگی و ایدز در بین جوانان است و اینکه آیا گرفتاری به بیماری ایدز از هر راهی که ممکن است فرد را گرفتار کند می تواند در گوشه گیری و افسردگی و انزوا تاثیر مثبت داشته باشد و فرد را علاوه بر مشکل جهانی درگیر مشکلات روحی هم بکند یا نه فرد می تواند با تقویت روحیه خود از بیماری افسردگی فاصله بگیرد و زندگی تازه ای را برای خود رقم بزند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعریف ایدز و منشاء انتقال
منشاء جغرافیایی ویروس ایدز:
به نظر می رسد قسمتهایی از ویروس میمون، سالهای پیش همزمان و پیش از نخستینیان دنیای جدید یعنی در حدود 40 میلیون سال قبل، انسانها را آلوده کرده باشند. این نظریه «گالو» مبنی بر این که ویروس انسانی HILV از افریقا، جایی که هم انسان و هم میمون افریقایی آلوده اند، در طی تجارت برده به امریکا و به وسیله بازرگانان دریانورد پرتقالی به جزایر جنوب غربی ژاپن (ناحیه دیگری که ویروس در آنجا هم بومی است) برده شده است، مطابقت دارد، به این ترتیب می بینیم که منشاء جغرافیایی انسان و میمون، بسیار به هم نزدیک است.
ساختار ویروس ایدز:
ویروس ایدز یا لاو1 به شکل یک جسم کم وبیش کروی است که قطر آن 150 هزارم دسی میکرومتر می باشد.جدار این کره از پروتئین اختصاصی ویروس ساخته شده که قادر است به جدار لیپیدها متصل گشته و غشاء ویروس را بسازد. این پروتئین آنتی ژنتیک، به ویروس اختصاص دارد، یعنی در خون افراد آلوده می تواند به میزان فراوان آنتی کور ایجاد نماید. در داخل این محفظه کروی شکل، هسته ویروس و برنامه ژنتیک که بر روی زنجیره اسید ریبونوکلئیک حک شده است، قرار دارد. همچنین دارای غشایی است که چندین پروتئین که به طور فشرده در اطراف زنجیره اسید ریبو نوکلئیک یک یا چند مولکول آنزیم ترانس کریپتاز معکوس2 نیز وجود دارد.
ساختمان ژنومیک «لاو» حاوی یک سری ژن خطی3 است که به پروتئین های ویروس اختصاص دارند: 1- ژن گروه آنتی ژن (Goy) مختص پروتئین های نوکلئوکاپسیدی4 که با اسید ریبو نوکلئیک ویروس در تماس هستند.2- ژن پلی مراز5 مختص اسید دزوکسی نوکلئیک پلی مراز6 و اسید ریبونوکلئیک دپاندانت7. 3- ژن جدار8 که به پرونئین های غشاء اختصاص دارد و در سیتوپلاسم، گلیکو9 لیزه شده و دو نوع اصلی6p160 10و 6p120، همچنین دو جزء به نامهای 6p65 ، 6p41 را ایجاد می کند. 4- ژن(L.O.R) 1که در انتهای ژن قرار دارد.
تاکسونومی و ارتباط ویروس ایدز (لاو) با رتروویروس های انسانی:
همانطور که در صفحات پیش گفته شد، تکنیکهای نوین بیولوژی مولکولی، امکان توصیف و تعیین ساختمان شیمیایی و پدیده های ویروس را برای پژوهشگران فراهم آورده است، اما چگونگی و مکانیسم عکس العمل بیولوژیک ویروس لاو در برابر میزبان به علت نوع آنتی کور حاصل از این عکس العمل، حاکی از مقاومت ویروس است. بنابرای همین عمل سبب عدم امکان دخالت موثر در فعل و انفعالات می شود.
لازم به یادآوری است، هنگامی که یک عامل بیماری زا منجر به تشکیل آنتی کورهای خنثی کننده2 می گردد، اندکی بعد عامل مذکور مورد تهاجم این آنتی کور قرار می گیرد. پژوهشگران توجه خود را به این عکس العمل متمرکز می سازند، اما در مورد ویروس لاو، آنتی کورهای حاصل، از نوع غیر خنثی کننده3 می باشند. به عبارت دیگر این آنتی کورها نه تنها اثر قابل تظاهر ندارند، بلکه با ویروس متفق شده و سازش نیز ندارند و در حقیقت می توان گفت که نتیجه و جای پای حاصل از این عکس العمل مسئله ای را روشن نمی سازد، بنابراین باید نشانه های عکس العمل بیولوژیک ویروس و میزبان را تجسس نمود.
در حال حاضر، در میان ویروس های هم خانواده که به نام رتروویروس نامیده شده و ویروس «ایدز»4 نیز جزو این خانواده محسوب گردیده است، رتروویروس هایی مورد توجه قرار گرفته اند که برخی از حیوانات، بویژه گوسفند، گربه و مخصوصاَ میمون را مورد تهاجم قرار می دهند. بطوریکه «گریوه» (سرکوپیتیکوس ـ اتیوپس)5 نوع فراوان میمون در افریقای مرکزی، به یک ویروس شناخته شده و بومی در منطقه به نام STLV-III ، «ویروس لنف دست میمون از تیپ III»6حساس است.
این ویروس دارای برنامه ژنتیک مشابه با «لاو» می باشد و با وجود اینکه ویروس جداگانه ای است اما با توجه به تشابهات نزدیک و به ویژه میل وافر و علاقه مفرط آن به سلولهای لنفوسیت «T » بیش از سایر ویروس ها مورد توجه قرار گرفته است.
بطور کلی، با در نظر گرفتن کلیات و اطلاعات موجود کنونی و با توجه به تغییرات حاصل در درک مطالب که به سبب کوششهای پژوهشگران به وجود می آید، تاکسونومی و ارتباط این ویروس را با سایر ویروسها می توان چنین خلاصه نمود: ویروس ویسنا1، رتروویروسی است از زیر گروه ویروس های عامل آنسفالیت مزمن گوسفند. این ویروس به سبب شباهت سکانس2ها یا ترتیب قرار گیری و توالی نوکلوئیدها، مشابه بودن پلی مراز –معکوس، شکل عمومی تمایل به درگیر نمودن اعصاب3 به لاو نزدیک است.
II و HTLV-I از یک سو و HTLV-IIIاز یک سوی دیگر به علت فاصله دار بودن الفبای ژنومیک، وجود شباهت زیاد در منطقهGay- Pol و پروتئین های غشاء H.T.L.VI,II,III ، اپی تروپ4 های متعدد و مشابه را حفظ نموده اند.
ویروس لوسمی گاوی5 یا BLVدارای اپی تروپ های مشابهی است که در جدار HTLVIII وجود دارند، که با آنتی کوهای منو کلونال یکسان، قابل شناسایی می باشند.
- رتروویروس HTLV-Likc یاSTLV که اخیراَ شناسایی شده است، از نظر ساختمان و طرز عمل به STLV شباهت زیادی دارد.
- بالاخره رتروویروسTYPC III و STLV که به تازگی شناخته شده است، به سبب ایجاد بیماری طبیعی «ایدز میمون» کاملاَ مشابه «ایدز انسانی» است و از آن غیر قابل تشخیص می باشد. بنابراین امکان دارد که STLV و HTLV-III Likc یکی از اعقاب طبیعی HTLV-III باشند.
- در خاتمه لازم به یادآوری است که بنا بر گزارش هفتگی مورخ 25 ژوئیه 1986 کمیته بین المللی تاکسونومی ویروس (C.I.T.V) ، به جای کلیه عناوین نامگذاری شده از قبیل ویروس لنفادنوپاتی (لاو) یا ویروس لنفوتروپ سلولهای «T» انسانی تیپ III (HTLV-III) و یا عنوان مشترک LAV/HTLV-III ،عنوان HIV را که مخفف جمله ویروس ایمنودفیسیانس انسانی می باشد، پیشنهاد نموده و کارشناسان به این عنوان صحه گذاشتند.
خصوصیات رتروویروس ها:
رتروویروس ها نیز مانند همه ویروس های دیگر، با سلول هایی که به درون آنها نفوذ کرده و در آنها به سر می برند، مایل به هم زیستی هستند. البته ویروس ها در درون سلول زندگی انگلی دارند. این همزیستی در برخی جوندگان تحقق یافته است. به این ترتیب که دستگاه ژنیتکی ویروس، چنان در دستگاه ژنتیکی سلول میزبان ادغام و با آن یکی شده است که در طی تقسیم سلول، ویروس نیز تکثیر می یابد و از سلولی به سلول دیگر، ادامه حیات می دهد. این ویروس که درونزا نامیده می شود، جزئی از سلول است و برای میزبان دیگر بیماریزا است. رتروویروس های انسان و میمون، چنین نیستند. آنها ویروسهای برونزایی هستند که در واقع به طور خطی و افقی و از فرد آلوده به فرد سالم منتقل می شوند. ویروسهای برونزا به ویژه هنگامی که برای نخستین بار وارد بدن گونه ای جدید می شوند، ممکن است بسیار بیماریزا باند و بعدها مناسبات هر گونه همزیستی چه از جانب ویروس و چه از جانب میزبان، فراهم شود. رتروویروس ها به علت معکوس نمودن آنچه که ظاهراَ جریان طبیعی اطلاعات ژنتیکی است، به این نام خوانده می شوند.
حال برای اینکه چگونگی تاثیر ویروس ایدز را در انسان بشناسیم، باید سیستم ایمنی انسان را مورد بررسی قرار دهیم.
سیستم ایمنی:
زمانی که بدن مورد هجوم باکتری ها و ویروسها قرارمی گیرد از هر وسیله دفاعی استفاده می کند:
1- واکنش ایمنی بیگانه خواری
2- واکنش مصونیت مایعاتی یا تولید آنتی بادی
3- واکنش مصونیت سلولی
اولین خط دفاعی: یعنی واکنش ایمنی بیگانه خواری، در بر گیرنده گویچه هاس سفید خون (گرانولوسیت ها1 و ماکروفاژها2) است که دارای قدرت هضم اجسام بیگانه می باشند. این سلولها می توانند به طرف منطقه مورد حمله حرکت نموده و مواد و عوامل بیگانه را محاصره و از میان بردارند و نابود کنند.
در حقیقت شامل پلی مرفونوکلئرها3 ( ائوزینوفیل4، بازوفیل5 و نوتروفیل6) و مونو نوکلئر7ها یا همان ماکروفاژها که در خون به نام مونوسیت8 ها هستند می باشند.
دومین واکنش حفاظتی: واکنش مصونیت مایعاتی یا تولید آنتی کور (آنتی بادی) است که با سلول های لنفوسیت آغاز می شود، این سلول ها، توان تبدیل به سلولهای پلاسما را که سازنده دآنتی کورها هستند دارا می باشند. آنتی کورها، پروتئین های بسیار اختصاصی هستند که به داخل جریان خون وارد می شوند و از توانایی بی اثر ساختن و ناتوان سازی مهاجمین برخوردارند.
سومین مکانیزم: واکنش مصونیت سلولی است که آن هم شامل لنفوسیت هاست که علاوه بر توان تبدیل به سلول های پلاسما، می توانند به سلولهای مخصوصی به نام سلول های T 9کشنده تبدیل شوند که در این سلول ها خودشان قادرند میکروبها را مورد حمله قرار دهند.
مراحل واکنش سیستم ایمنی: 1.تشخیص10 2.تکثیر و تزاید11 3. عکس العمل12 4. تاثیرگذاری13
1- تشخیص: تشخیص به وسیله لنفوسیت ها انجام می شود که دائماَ در حرکت بین خون و غدد لنفاوی هستند و به محض برخورد با عامل بیگانه، خواص آنتی ژن آن را دریافت و به غدد لنفاوی می آورند. در این مرحله می گویند که ماکروفاژها به شناسایی آنتی ژن به وسیله لنفوسیت کمک می نماید.
2- تکثیر: لنفوسیت حاوی پیام آنتی ژن، روی دسته خاصی از لنفوسیت ها اثر گذاشته که موجب تکثیر این لنفوسیت ها به T یاB می شود.
3- مرحله عکس العمل: اول تولید آنتی کور یا مصونیت مایعاتی است که به وسیله لنفوسیتهایB و T انجام می شود که البته لنفوسیت حساس در بازگشت به غدد لنفاوی، نوعی از لنفوسیت ها به نام T یا کشنده را نیز فعال می کند که مستقیماَ به عامل بیماری زا حمله می نماید.
4- تاثیرگذاری: در نتیجه فعالیت آنتی کورها و لنفوسیتهای T ، باعث از بین رفتن کامل میکروب یا خنثی شدن آن می شود.

 

گویچه های سفید: گویچه های سفید (لکوسیت ها) به دو قسمت عمده تقسیم می شوند:
سلول های چند هسته ای (گرانولوسیت ها) و سلول های تک هسته ای (منونوکلئارها).
در خون طبیعی، 10- 5 هزار لک.سیت در هر میلیمتر مکعب خون وجود دارد. از این مقدار تقریباَ 60 درصد گرانولوسیت ها و 40 درصد منوکلئارها می باشند. لکوسیت ها با داشتن هسته، از اریتروسیت ها قابل تشخیص هستند، اندازه آنها بزرگتر بوده، تفاوت رنگ دارند.
گرانولوسیت ها: سلول های هسته داری هستند که از نظر اندازه، قطری 3-2 برابر اریتروسیت ها دارند. بنا به رنگی که در رنگ آمیزی به خود می گیرند، به سه گروه تقسیم می شوند: ائوزمیوفیل ها، رنگ قرمز روشن؛ بازوفیل ها، رنگ آبی تیره؛ ونوتروفیل ها، رنگ بنفش.
هسته گرانولوسیت رسیده، چند قسمتی است (معمولاَ 2 یا4 قسمت)، که به وسیله الیاف هسته ای باریکی به هم ارتباط پیدا می کنند. با این چنین ویژگی هسته ای، این سلول ها را پلی مرفونوکلئار (با هسته های چند شکلی) می نامند. گرانولوسیت ها نارس، هسته یک قسمتی دارد که باندسل1 گفته می شود.
لکوسیت های تک هسته ای: این لکوسیت ها، گویچه های سفیدی با یک هسته می باشند و شامل لنفوسیت ها1 و مونوسیت ها، حدود 5% تمام لکوسیت ها می باشند. لنفوسیت های رسیده، سلول های کوچکی با سیتوپلاسم کم هستند. این سلولها، اصولاَ در گره های لنفی و در بافتهای لنفی روده ها، طحال و غده تیموس و مغز استخوان تولید می شوند. مونوسیت ها، بزرگترین لکوسیت های خون می باشند. در مغز استخوان تولید شده و به بافت هیستوسیت2 وارد می شوند که شامل سلولهای کوپ فرکبد3، ماکروفاژهای شکمی4، ماکروفاژهای آلوئومی5 و سایر اجزاء سیستم رتیکولوآندوتلیال6 می باشند.
عمل لکوسیت ها: عمل لکوسیت ها، محافظت بدن در مقابل باکتری های مهاجم و سایر موجودات بیگانه می باشند. مهمترین عمل لکوسیت پلی مرفونوکلئارنوتروفیلی، هضم مواد بیگانه می باشد (فاگوسیتوز7) و نوتروفیل ها به محض ایجاد عفونت، به محل رفته و شروع به نابودسازی تازه وارد می نمایند،ولی عمر کوتاهی دارند.مونوسیت ها، دیرتر حمله را شروع می کنند، ولی عمرشان زیادتر است.عمل لنفوسیتها، کمک به نابودی عوامل بیگانه می باد. یک گروه از لنفوسیت ها (لنفوسیت ها-T)، مستقیماَ عوامل بیگانه را از بین می برند و یا آنها را با لنفوکنیازهای مختلف جابجا کرده و عمل فاگوسیتوز را نیرو می بخشند. گروه دیگر لنفوسیت ها (B-لنفوسیت ) آنتی کور تولید می کنند، و از این طریق عوامل بیگانه را نابود می سازند. عمل ائوزینوفیل ها و بازوفیل ها، ذخیره مواد حیاتی مثل هیستامین8، سرتونین9، و هپارین10 است. از طرفی قدرت دفاعی بدن را افزایش می دهند. افزایش تعداد ائوزینوفیل ها در موارد حساسیت، دلالت بر واکنش آنها در مقابل این حساسیت ها می باشد.
ایمن شناسی ایدز: آشنایی با چگونگی مقابله در دستگاه ایمنی بدن با ویروس ایدز (HIV) برای ساختن واکسن بر ضد آن اهمیت فراوانی دارد، زیرا این بیماری فعلاَ درمانی ندارد، و پیگیری تنها راه مبارزه با آن است. اقدامات متعددی در فایده واکسن های ویروس برای مهار کردن و حتی ریشه کن نمودن بیماریهای مربوط در دست است مانند واکسن آبله، هاری، فلج کودکان (پولیومیلیت) تب زرد و التهاب ویروسی کبد. حتی اکنون واکسن موثری برای پیشگیری از سرطان خون (لوسمی) گربه وجود دارد که ویروس آن شبیه ویروس مولد نشانگاننارسایی اکتسابی ایمنی انسان (HIV) است. پس چرا هنوز واکسن بر ضد ایدز نداریم؟ مسئله ساده نسیت و برای درک آن باید به چرخه زندگی1 و رفتار و اعمال زیستی ویروس از یک طرف و تنوع واکنشهای ایمنی که ویروس در بدن ایجاد می کند از طرف دیگر توجه داشت.
بیولوژی سلولی ایدز: آلودگی و عفونت توسط ویروس ایدز اشکال مختلفی را در بر می گیرد. در ابتدا ویروس به تعداد بی شماری همانند سازی انجام می دهد و ویروس های آزاد در مایع احاطه کننده اطراف مغز و طناب نخاعی در جریان خون ظاهرمی شوند. تب، راش، علائم شبیه به سرماخوردگی و گاهی اوقات شکایات نورولوژیک می توانند به هنگام اولین موج همانندسازی HIV ظاهر شوند.پس در طی چند هفته تعداد ویروس ها در جریان خون و مایع مغزی نخاعی کاهش می یابد و علائم اولیه ناپدید می شوند، اما هنوز ویروس حضور دارد. این ویروس نه تنها در لنفوسیت های T (هدف اصلی حمله به سیستم ایمنی) بلکه در سایر سلولهایی که در ایمنی بدن نقش دارند، در سلولهای سیستم عصبی ـ در ـ احشاء و احتمالاَ در بعضی از سلول های مغز استخوان نیز یافت می شوند. از 2 تا 10 سال بعد از شروع این دوره که بدون علایم سپری می شوند، همانند سازی (رپلیکاسیون2) ویروس مجدداَ آغاز شده و عفونت وارد مرحله آخر خود می شود.
در طی این دوره تداخلاتی بین HIV و سلول های میزبان صورت می گیرد. ویروس بستگی به نوع سلول میزبان و سطح فعالیت خود سلول رفتارهای متفاوتی را در پی می گیرد. در سلول های T می تواند به مدت نامحدودی مخفی مانده و علی رغم حضور در سلول، از سیستم دفاعی قربانی خود مخفی باقی بماند. زمانی که سلول های مشابهه تحریک می شوند. این ویروس می تواند آنها را توسط همانندسازی پاره کرده و از بین ببرد. ویروس در سایر سلولها نظیر سلول های ایمنی (دفاعی) بدن نظیر ماکروفاژها یا لنفوسیت ها به صورت مداوم ولی آهسته رشد می کند و در سلول ذخیره می شود اما احتمالاَ عمل خود را به تعویق می اندازد. چه چیزی باعث ایجاد این رفتارهای متفاوت و نابود کننده می شود؟ جواب این سوال در چرخه زندگی ویروس و در ساختار اطلاعات ژنتیکی است که آن را کنترل می کنند و تحقیق در این مورد از سال 1984 آغاز شده است.
با مطالعه بر چرخه زندگی ویروس مشخص شده کهHIV یک رتروویروس می باشد.رتروویروس ها به علت معکوس نمودن آنچه که ظاهراَ جریان طبیعی اطلاعات ژنتیکی است به این نام خوانده می شوند. ماده ژنتیکی در داخل سلول DNA می باشد که اطلاعات موجود در DNA با انتقال به RNA پیک(MRNA1) باعث شروع فرایند پروتئین سازی می شود.
ژنهای یک رتروویروس در RNA کدگذاری شده، قبل از اینکه اینها بتوانند اعمال اثر نموده و کار خود را شروع نمایند باید اطلاعاتشان به صورت DNA درآمده تا ژن های ویروس قادر شوند که ایفای نقش نموده و با انتقال به پروتئین ها، جریان معمولی خود را دنبال نمایند. چرخه از زمانی شروع می شود که قسمتی از HIV به دیواره خارجی سلول متصل شود.
پوشش ویروس از دو پروتئین قندی (گلیکوپروتئین) ساخته ده که وزن مولکولی آنها120000 و41000 دالتون2 است و با میکروسکوپ الکترونی به صورت برجستگیهایی کنار هم، مانند دانه ذرت دیده می شوند. این برجستگی ها به ویروس کمک می کند که به سلول هدف در بدن فرد به ویژه نوعی از گویچه های سفید خون به نام لنفوسیت بچسبد و آن را آلوده کند. بعضی از لنفوسیت ها در سطح خود مولکولی دارند به نام T یا CD که دارای گودی مناسب برای جای دادن برجستگی ویروس در خود است.لنفوسیت ها در ایمنی نقش مهمی دارند وبسیاری از نشانه های ایدز در اثر انهادم آنهاست.بعد از اتصال GP120 ویروس در داخل غشاء ویروس یک رشته RNA که وظیفه انتقال اطلاعات وراثتی و نقش ریبونوکلئیک3 پیامبر را به عهده دارد و بلافاصله بعد از ورود به داخل سلول تحت تاثیر اتصال به ریبوزوم4 ، آنزیم همانند سازی را تولید می کند و به وسیله این آنزیم همانندسازی کرده و رشته دیگری از RNA را تولید می کند. یک آنزیم مسئول معکوس نمودن اطلاعات ژنتیکی ویروس به DNA می باشد. این پلی مراز DNA در ابتدا یک رشته DNA را با کپی نمودن از روی RNA ویروس به وجود می آورد.
یک آنزیم تخصص یافته ریبونوکلئاز RNA مبدا را نابود می کند. پلی مراز نسخه دومی را از روی DNA به وجود می آورد.(پلی مراز و ریبونوکلئاز با هم ترانس کریپتاز معکوس کننده نامیده می شوند.) حال اطلاعات ژنتیکی ویروس به صورت یک رشته دوتایی DNA (به همان فرمی که سلول ژنهای خود را حمل میکند) به سمت هسته سلول مهاجرت می نماید. در اینجا یک آنزیم سوم ویروس به نام انتگراز1، ژنوم2 HIV را که حامل کلیه اطلاعات ژنتیکی ویروس می باشد به داخل DNA سلول میزبان پیوند می نماید. در نتیجه در هر زمان که سلول تقسیم می شود، DNA ویروس نیز تقسیم شده و این آلودگی به صورت مداوم تثبیت می شود. این فرایند ضمن تقسیمهای سلولی ادامه می یابد و در نتیجه دودمان سلولی جدیدی بوجود می آید که ویروس کمبود اکتسابی ایمنی انسان عنصر ژنتیکی ثابتDNA سلول های شخص آلوده می شود که این ترکیب را پروویروس3می نامند و این پروویروس همان سیر بالینی ایدز را دنبال می نماید که می تواند پس از سالها باعث بروز بیماری شود. با توجه به اینکه DNA در هسته است، در هنگام تحریک سلول حامل، به RNA ویروس همانند سازی شده و در سیتوپلاسم به پروتئین های پوششی که توسط ژنهای RNA ویروس که به شکل DNA در هسته است ساخته شده اند متصل می شود.
این تشکیلات در هنگام تماس با غشاء سیتوپلاسمی با هم مجتمع و به شکل جوانه ای در می آیند تا ویبرون4ها را بسازند، ویبرون های کامل دارای پوششیمدور و نوکلئوساید استوانه ای و خارج از مرکز هستند. این لاو تقریباَ کروی دارای قطری حدود 150 هزارم دسی میکرومتر می باشد. جدار این کره از پروتئین اختصاصی ویروس ساخته شده که قادر است به جدار لیپیدها متصل گشته و غشاء ویروس را بسازد. این غشاء دارای خاصیت آنتی ژنتیک است که می تواند تولید آنتی کور را در خون بر علیه خود تحریک کند.همان ط.وری که توضیح داده شده از ترکیب DNA حاصل از ویروس و DNA سلول میزبان پروویروس به وجود می آید. جنبه ناگوار HIVدر شخص ترکیب نهفته است؛ زیرا پروویروس می تواند مدت زیادی بی سر و صدا بماند بدون آنکه حضور خود را بروز دهد و علت طولانی بودن دوره سازی نیز همین است. هرگاه چنین سلولی بر اثر هجوم میکروب یا مولکول خارجی دیگری فعال شود، پیام ژنتیکی پروویروس به صورت مولکول های RNA از هسته سلول فعال شده بیرون می آیند و به تولید پروتئین های ویروس در درون سیتوپلاسم می پردازند. دستگاه ایمنی بدن در برابر مشکل پنهانی HIV بی تاثیر است و چون هدف ویروس خود دستگاه ایمنی است این ضعف بیش از پیش تشدید می شود.
در مرحله ابتدایی که ویروس وارد بدن می شود، واکنش شدید ایمنی بروز می کند و به نظر می رسد که دستگاه ایمنی، بیگانگی پروتئین و ویروس را تشخیص می دهد. شدت این پاسخ ایمنی اغلب باعث خستگی، تب و سایر نشانه های بیماری می شود. این نشانه ها شباهت زیادی به نشانه های بیماری مونو نوکلئوز1 عفونی دارند که به خوبی شناخته شده است. اما چگونه واکنش ایمنی با چنین شدتی بروز می کند؟
در شروع عفونت لنفوسیت های آلوده بیگانه که همراه منی2، ترشحات مبهل3، و خون شخص آلوده وارد بدن فرد سالم می شود، فعال می گردند و با شدت به تولید تعدادی ویروس در درون خون می پردازند.HIVکه به این ترتیب از لنفوسیت های آلوده آزاد می شود در برابر حمله دستگاه ایمنی بدن میزبان، پروتئین های ساختمانی خود را به کار می اندازد.یکی از تظاهرات واکنش ایمنی، تولید پروتئین های موسوم به آنتی کور است، که ویروس مهاجم را شناخته و به آن حمله می کند. آنتی کورهای اختصاصی ضد ویروس کمبود اکتسابی ایمنی از نوع گلوبین های ایمنیIgm، IgG ، IgA،IgE هستند. بررسی های دقیق میکروسکوپی نان داده که این آنتی کورها علیه پروتنئین های مغزینه ویروس هستند که در ابتدای کار ظاهر می وند و از پروتئین هایی به وزن مولکولی 24000 و 18000 دالتون تشکیل شده اند. آنتی کورهای علیه پوشش ویروس را کمی بعد می توان یافت.
تماس سطحی سلول ها و عبور ویروس: پوشش ویروس از دو پروتئین قندی (گلیکو پروتئین) ساخته شده که وزن مولکولی آن120000 و41000 دالتون است و با میکروسکوپ الکترونی به صورت برجستگی های کنار هم مانند دانه ذرت دیده می شوند. این برجستگی ها به ویروس کمک می کنند که به سلول هدف در بدن فرد، به ویژه نوعی از گویچه های سفید خون به نام لنفوسیت بچسبد و آن را آلوده سازند. بعضی از لنفوسیت ها در سطح خود مولکولی دارند به نام T یا CD که دارای گودی مناسب برای جای دادن برجستگی ویروس در خود می باشد. لنفوسیت ها در دستگاه ایمنی نقش عمده ای دارند وبسیاری از نشانه های ایدز حاصل انهدام آنهاست. وقتی آنتی کورهای ضد این گلیکو پروتئین ها (که مولکول خارجی هستند و آنتی ژن نام دارند) ترشح شد، به پوشش ویروس می چسبند . جلوی اتصال ویروس را به مولکول T سلول هدف می گیرند. در این مورد با حالت غیر منتظره ای روبرو هستیم زیرا فردی که در خون خود مقدار فراوانی آنتی کور خنثی کننده پوشش ویروس دارد، یعنی می تواند جلوی انتشار آن را در بدن خود بگیرد، برای دیگران نیز آلوده کننده است. یعنی در این مرحله شخص آلوده بی آنکه اثری از بیماری در او ظاهر شود می تواند آلودگی را به دیگران منتقل کند.
توجیه این حالت غیر منتظره، در تفاوت بین شرایط آزمایشگاهی و طبیعی است. در لوله آزمایش آنتی کور خنثی کننده جلوی اتصال آنتی ژن یعنی دانه های برجسته ویروس را به گودی T می گیرد، ولی در بدن شخص آلوده ویروس موجود در گردش خون عامل اصلی انتشار عفونت نیست بلکه سلول های آلوده در تماس نزدیک با سلول های و نیالوده، ویروس را از سطح خود به سطح باخته دیگر انتقال می دهند بدون آنکه ویروس وارد مایع بین سلولی شود. با میکروسکوپ الکترونی می توان لنفوسیت ها را که وظیفه تجسس را به عهده دارند و برای انجام این وظیفه مانند دانه های زیپ لباس با سلول های مورد تجسس در هم می شوند، مشاهده کرد. بدین گونه است که لنفوسیت های آلوده به ویروس جوانه زده، از درون خود را به لنفوسیت های پاک منتقل می سازند و آنتی کور نمی تواند در این دخالتی کند. کاری که از واکسن انتظار می رود، تحریک بدن به ساختمن آنتی کور است و اکنون روشن می شود که چرا هنوز واکسنی برای ایدز ساخته نشده، چون تاثیری نخواهد داشت. حال باید به سایر جنبه های دفاعی ایمنی پرداخت.
ایمنی سلولی:در برابر شکست آنتی کورهای خنثی کننده ویروس نارسایی ایمنی انسان، واکنش ایمنی با واسطه سلول یعنی دخالت مستقیم سلول هایی که نقش دفاعی دارد اهمیت فراوانی پیدا می کند. این جنبه ایمنی ضدویروس به عهده گروهی از گویچه های سفید است که در راس آنها لنفوسیت ها و ماکروفاژها (درشتخوارها) قرار دارد. لنفوسیت ها همه از سلولهای مبدا در مغز استخوان سرچشمه می گیرد. هنگام مهاجرت این سلول های مبدا به بافتهای لنفی (طحال، تیموس، و گره های لنفی) و پس از جریان ها و دخالت های بافتی بسیار پیچیده، لنفوسیت های حاصل به دو تیره بارز تقسیم می شود و این تقسیم بندی بر اساس وظیفه ای است که هر کدام عهده دارد. کار لنفوسیت های B تهیه مقدار فراوانی آنتی کور است و حال آنکه لنفوسیت های T فاقد این خاصیت هستند. (B وT حرف اول واژه های بورس و تیموس است). در سطح همه لنفوسیت های T مولکول های نشانگری وجود دارند که تمیز آنها را میسر می سازد. از میان لنفوسیت ها، لنفوسیت های Tو T در تکوین واکنش ایمنی نقش مثبت دارد. زیرا لنفوسیت های B ماکروفاژها را به کار وا می دارد به این دلیل این لنفوسیت ها را یاور نام داده اند که در سطح آنها مولکول T وجود دارد. گروه دیگری از لنفوسیت های T موسوم به T را سرکوبگر می نامند، زیرا جلوی کار لنفوسیت های B را می گیرند. شاخص این لنفوسیت ها نداشتن نشانگر دیگری به نام T یا CD است. (در نتیجه یاورهای آنتی کور سازی از کار می افتند) و سرکوبگرها به کار خود ادامه می دهند و آنتی کور سازی مختل می شود. پاره ای لنفوسیت ها T می توانند در برخورد مستقیم سلول ها را بکشند و آنها را لنفوسیت های قاتل یا سلول کش می نامند. بطور کلی عمر لنفوسیت های T از B طولانی تر است. (چندین ماه و حتی چندین سال) و 60 تا 80 درصد کل لنفوسیت های در گردش بزرگسالان سالم را تشکیل می دهند. ملاحظه می شود که لنفوسیت های T که ویروس نارسایی ایمنی، بیشتر آن را آلوده می کند لنفوسیت های کمکی هستند، این سلول ها پس از برخورد با آنتی ژن، چند ماده محلول در سرم به نام انترلوکین ترشح می کنند که باعث فعال شدن لنفوسیت های B و به طور کلی تسریع تکثیر لنفوسیت هایT وB می شوند. انترفرون گاما که توسط نفوسیت های Tترشح می وند تاثیر ضدویروس بسیار مشخص و خاصیت فعال کردن ماکروفاژها و پاره ای از لنفوسیت ها را دارد.
واکنش ایمنی ضد آنتی ژن، برای لنفوسیت های T را نیز به میان می آورد، این گروه بر خلاف لنفوسیت های EوIV که هر دو سطح خود مولکول T دارند و برجستگی ویروس به آن جفت می شود، به عفونت کمبود اکتسابی ایمنی مقاوم هستند یادآوری می شود که پاره ای لنفوسیت های T عمل سلول کشی اختصاصی نیز دارند. آزمایشات انجام شده نشان داده اند که لنفوسیت های T که علیهHIV تجهیز شده باشد می تواند سلولی را که توسط ویروس آلوده شده است بکشد، زیرا که این سلول در پوسته خود پروتئین آنتی ژن سلول هدف نیست بلکه بستگی دارد به ترکیبی از آن با آنتی ژن خودی یا HLA که تقریباَ در سطح تمام سلول های بدن وجود دارد و در هر فرد کاملاَ اختصاصی است، یعنی در واقع مانند شناسنامه هر فردی است و همان است که باعث گرفتن یا طرد بافتها یا عضله های پیوندی می شود. اما در ضمن همین خاصیت باعث می شود لنفوسیت های T سلول کش بتواند سلول هدف را تمیز دهد. به عبارت دیگر لنفوسیت های T سلول کش تنها وقتی علیه سلول آلوده وارد عمل می ود که در جزئی از میراث ژنتیکی با هم یکسان باشند اگر این شرایط موجود باشد فعالیت لنفوسیت های T منجر به انهدام کامل سلول های مولد ویروس نارسایی ایمنی انسان می گردد. سرانجام یادآور می ویم که پاره ای لنفوسیت های T در عین حال سرکوبگر نیز هستند. تجربه های متعدد نشان داده اند که این لنفوسیت ها مانع آنتی کور سازی لنفوسیت های B می شوند و نیز جلوی پاره ای از فعالیتهای لنفوسیت های B را می گیرند. گروه دکتر جی لوی1 در سانفرانسیسکو به تازگی نشان داده است که لنفوسیت های T برخی از آلودگان به ویروس نارسایی ایمنی، مانع تکثیر ویروس در لنفوسیت های T آلوده می شوند. این گروه عقیده دارد که شدت فعالیت سرکوبگرانه لنفوسیت های T در زمینه تولید ویروس نارسایی ایمنی از فردی به فرد دیگر متغیر است.
تفاوت بالینی ایدز در زنان، کودکان و مردان:
زمانی که آلودگی صورت گرفت، زنان مبتلا به ایدز یک الگوی متفاوت با مردان دارند. آنها با شدت و سرعت بیشتری بیمار می شوند . سریعتر می میرند. در یک مطالعه در نیویورک حداکثر متوسط زندگی پس از هجوم علایم برای مردان 5/2 سال و برای زنان کمتر از 2 سال است. حتی طریقه ظهور علائم یک بیماری ظاهر می شود در حالی که یک سوم از زنان علائم متعدد از عفونت های مختلف را نشان می دهند.
در دو سوم موارد ایدز در هر دو جنس اولین نشانه آلودگی با HIV، پنومونی پنوموسیتیک کارینی می باشد. گرفتاری سیستم اعصاب مرکزی و سارکوم کاپوسی در زنان شیوع کمتری دارد.
یک الگوی بالینی جدید به تازگی کشف شده: 25 تا 33% زنان مبتلا به ایدز در ابتدا دچار کاندیدیاز مزمن واژینال بوده اند که به سرعت به سمت ایدز پیشرفته می کند، چرا که این گونه زنان شدیداَ از لحاظ ایمنی ناتوان هستند. در مورد این تفاوتها بین زنان و مردان سه توضیح ارائه شده:
1- این تغییرات در الگوی ایدز وابستگی هورمونی دارد.
2- در زنان تشخیص بیماری دیرتر داده می شود.
3- درصد بالایی از زنان مبتلا به ایدز معتادین به مواد مخدر تزریقی (IV) می باشند. یعنی گروهی که بدترین پیش آگهی را دارد.
تصویر بالینی ایدز در کودکان بسیار متفاوت با بزرگسالان است، آلودگی بسیار سریعتر و شدیدتر است. تشخیص معمولاَ در 9 ماهگی داده می شود و بیشتر کودکان در 18 ماهگی می میرند. البته ندرتاَ بعضی از موارد گزارش شده اند که بچه ها به مدت 7 تا 9 سال هیچ علایمی را نشان نداده اند. در حال حاضر کودکان زیر سن 13 سال تنها 2% از کل موارد ایدز را تشکیل می دهند.هرچند که این بیماری اولین عامل مرگ و میر در بچه های زیر 4 سال در هرهای بخصوص و در گروه های در معرض خطر را تشکیل می دهد. در بیشترین موارد اولین نشانه های ایدز در بچه ها پتومونی پتوموسیستیک کارینی باازوفاژیت کاندیدیاز یا سیتومگالو ویروس می باشد. گرفتاری سیستم اعصاب مرکزی معمولآَ خیلی زود ظاهر می شود که باعث تغییرات شدید دژنراتیو می شود که با رشد طبیعی مخالفت و تضاد دارد. اگرچه آنورمالیهایی نظیر میکروسفالی در بچه های مبتلا به ایدز دیده شده ولی هنوز توافق کلی در این مورد وجود ندارد. مگر آنکه یک امبریوپاتی خاص HIV وجود داشته باشد. همچنین یک سندروم آنورمالیها شامل تغییر شکل جمجمه و صورت نیز شرح داده شد که هنوز به تائید نرسیده است.
نام کتاب : تدابیر پرستاری در بیماری ایدز
کارگروهی دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامائی دانشگاه علوم پزشکی ایران.
ناشر: شرکت سهامی انتشار
چاپ اول: تابستان 1370
ویروس نقش ایمنی انسانی:
از سالهای اول دهه 80 همه گیری (اپیدمی) جهانی عفونت HIV (عامل بیماری ایدز) وجود داشته است. در سالهای 81-1980، پزشگان در لوس آنجلس، نیویورک و سان فرانسیسکو، متوجه عفونت های فرصب طلب و شیوع بالای سارکوم کاپوزی در مردان همجنس باز شدند. بیمارانی که قبلاَ هیچ گونه مشکلی از لحاظ سلامتی نداشتند دچار انتخابی در ایمنی با واسطه سلولی (CMI) شدندکه همراه با کاهش تعدادT لنفوسیت های CD مثبت بود. در 1982، مراکز کنترل بیماری (CDC)، توضیحی در مورد بیماری ارائه داد که بطور اولیه بر مبنای تظاهرات بالینی ایدز بود. همزمان با کشف HIV در سال 1983و تشخیص اینکه، این ویروس موجب عفونت در همان گروه در معرض خطر ایدز می شود، طیف وسیع تری از بیماری های همراه با HIV، تعین شد. از این رو مرکز کنترل بیماری ها (CDC)، توضیح گسترده ای از ایدز در سال 1987 ارائه داد.
HIV عضوی از گروه لنتی ویروسها (Lentivirus)از خانواده رتروویریده است. ویروسهای این گروه، تا آخر در بدن میزبان باقی می مانند و بعد از تغییر سرمی (Seroconversion) یک دوره طوانی بدون عامت قبل از ظهور تظاهرات بالینی دارند.
رتروویروس ها، RNA ویروسهایی هستند که از طریق یک واسطه DNA که توسط آنزیم های ترانس کریپتاز معکوس ویروسی ساخته می شود، همانند سازی می کنند.
توضیح: آنزیم ترانس کریپتاز معکوس از RNA ژنوس، کپی DNA تهیه می کند، DNA پیش ویروس (Provirus) به صورت قالبی جهت RNA ویروس عمل می کند. (از کتاب میکروبیولوژی جاوتز)
بعد از ورود به سلول، HIVپوشش خود را از دست می دهد. سپس آنزیم ترانس کریپتاز معکوس از روی RNA ویروسی، DNA تک رشته ای را رونویسی می کند و سپس رونویس دیگری برای تولیدDNA دو رشته ای انجام می شود که اینDNA دو رشته ای به طور تصادفی در کروموزومهای سلول، در ج می شود.(Integration)
ژنوم ویروسی درج شده (Integrated) باقی می ماند و وضعیت فعالیت آن، چه سرکوب شود و چه فعال شود،(وقتی همانندسازی ویروسی اتفاق می افتد)، توسط پروتئینهای تنظیم کننده ویروسی، رهبری می شود. در طول همانندسازی ویروس، پروتئین های ساختمانی تولید می شوند، که دو تا از آنها به همراه آنتی بادی هایی که بر علیه آنها تولید می شود به صورت وسیعی در تشخیص عفونت های HIV-1 استفاده می شود. این دو شامل یک پروتئن هسته ای (Core) به نام P24 و یک گلیکوپروتئین پوشینه (envelope) به نام gp41 هستند.
HIV-2یک ویروس مشابه با HIV-1 و در عین حال، قابل افتراق با آن است این ویروس برای اولین بار در سال 1985 شرح داده شد و در سال 1986، از بیمارانی که در غرب آفریقا (منطقه اندمیک) مبتلا بودند، کشف شدHIV-2 نیز عامل بیماری ایدز می باشد و از نوع ایجاد شده توسط HIV-1 غیر قابل افتراق و تشخیص است.
پروتئین هسته ای(Core) P24مربوط بهHIV-2 با همین پروتئین از HIV-1 واکنش متقاطع نشان می دهد. اما گلیکو پروتئین پوشینه (gp36) و ویروس HIV-2 یک پروتئین اختصاصی (type-specific) است و این امکان را به آزمایشگاه ها می دهد تا بین دو نوع عفونت افتراق قائل شود.
HIV-0 در سال 1993 به عنوان یک واریانت (Variant) جدید انسانی شرح داده شد، از لحاظ میتوژنتیک به ویروس نقص ایمنی (Simian immunodeficiency virus) شامپانزد (Chimpanzee)، بیشترین شباهت را دارد.
در حال حاضر، به نظر می رسد که از لحاظ جغرافیایی، محدود به قسمتهای جنوبی کشور کامرون و نواحی اطراف آن باشد.جایی که 8-7 میلیون از جمعیت آلوده با HIV-1 به طور همزمان به HIV-0 نیز آلوده هستند.طبقه بندی عفونت های HIVو تشخیص آزمایشگاهی عفونت HIV، شامل چهار مرحله (فاز) است:
عفونت حاد که معمولاَ بدون علامت است اما در 50% از افراد می تواند ناخوشی شبیه Glandular Fever ایجاد کند. در این مرحله ویروس ووجود دارد و آنتی ژن P24 در خون قابل شناسایی است. (معمولاَ برای 1 یا 2 هفته)، اما آنتی بادی ها هنوز ظاهر نشده اند. پاسخ آنتی بادی ها نسبت به هر دو آنتی ژن P24 و gp41 ، بعد از این مرحله است.
یک دوره طولانی بدون علامت که چند ماه تا چندین سال متغیر است و در طول این دوره آنتی بادی هایی بر علیه gp41 و P24، هر دو باقی می مانند. ممکن است علائم اولیه اختلال عملکرد عص

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی رابطه بین افسردگی وایدز در بین جوانان دختر و پسر حدود 20 الی 22 ساله

پایان نامه رشته برق- الکترونیک

اختصاصی از حامی فایل پایان نامه رشته برق- الکترونیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه رشته برق- الکترونیک


پایان نامه رشته برق- الکترونیک

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات:216

 

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول مقدمه‌ای بر علم کنترل و مفاهیم منطقی
1-1- خود کارسازی (اتوماسیون) 2
کنترل اتوماتیک 3
ورودی ها 4
خروجی‌ها 5
بخش پردازشگر یا بلوک کنترل 5
1-2- سیستم‌های دیجیتال و آنالوگ 7
کنترل آنالوگ 8
کنترل دیجیتال 9
1-3- انواع فرآیندهای صنعتی 10
فرآیندهای پیوسته 10
فرآیندهای مرحله‌ای 11
تولید گام به گام 11
1-4- استراتژی کنترل 12
کنترل حلقه باز 12
کنترل پیش خور 13
کنترل حلقه بسته 14
1-5- کنترل کننده‌های پیوسته 15
1-6- سیستم‌های کنترل متداول 16
سیستم‌های رله‌ای 16
سیستم‌های الکترونیکی 18
حافظه 21
ریزپردازنده 24
1-7- کامپیوتر در کنترل 25
فصل 2 کنترل کننده‌های قابل برنامه‌ریزی (PLC)
2-1- مقدمه 27
2-2- نگاهی گذرا بر تاریخچه PLC 28
2-3- مقایسه PLC با سایر سیستم‌های کنترلی 31
2-4- سخت افزار PLC 33
واحد پردازش مرکزی (CPU) 34
حافظه 35
حجم حافظه 38
واحدهای ورودی و خروجی 39
واحدهای برنامه‌ریزی 43
2-5- انواع سیستم‌های PLC 44
PLC های کوچک 45
PLC های متوسط 46
PLC های بزرگ 47
فصل 3 مقدمه‌ای بر زبان برنامه‌نویسی S5
3-1- اشکال مختلف نمایش برنامه 52
روش نمایش نردبانی 52
روش نمایش فلوچارتی 53
روش نمایش عبارتی 54
3-2- سیکل زمانی اجرای برنامه 57
3-3- برنامه‌نویسی سازمان یافته 58
بلوک‌های برنامه (PB) 59
بلوک‌های ترتیبی (SB) 59
بلوک‌های تابع ساز (FB) 60
بلوک‌های اطلاعاتی (DB) 61
بلوک‌های سازماندهی (OB) 61
3-4- عملوند های مورد استفاده در زبان S5 62
3-5- دستور العمل‌های زبان S5 62
دستور العمل‌های اصلی 62
دستور العمل‌های تکمیلی 63
دستور العمل‌های سیستم 63
3-6- خواندن صفر 63
3-7- کنتاکت در حالت عادی باز 64
3-8- کنتاکت در حالت عادی بسته 64
3-9- کاربرد پرانتز ها در برنامه نویسی به روش STL 66
3-10- فلگ یا پرچم 68
3-11- بیت RLO 70
3-12- ست وری ست در فلگ‌ها و خروجی‌ها 70
3-13- دستور NOP 0 73
3-14- کانکتور 76
3-15- برنامه‌نویسی یک تشخیص دهندة لبه پالس 77
3-16- دستور پرش غیر شرطی 79
3-17- دستور پرش شرطی 79
3-18- دستور‌های بارگذاری و انتقال 80
دستور L 81
دستور T 82
3-19- موارد استفادة آکومولاتور 83
دستور جمع دو عدد 83
دستور تفریق 84
3-20- مقایسه کننده‌ها 84
3-21- شمارنده‌ها 88
3-22- تایمرها 92
تایمر پله‌ای (SP) 96
تایمر پله‌ای گسترده (SE) 97
تایمر با تأخیر روشن (SD) 98
تایمر با تأخیر خاموش (SF) 99
تایمر با تأخیر ماندگاری (SS) 100
دستورهای اعلام پایان برنامه 101
فصل 4 روش برنامه نویسی
4-1- روش برنامه‌نویسی 105
4-2- بلوک‌های اطلاعاتی (DB) 112
4-3- بلوک‌های تابع ساز (FB) 119
4-4- دستورات تکمیلی 125
دستور AW 125
دستور OW 126 دستور XOW 127
دستور CFW 127
دستور CSW 128
دستور SLW 128
دستور SRW 129
دستور I 129
دستور D 130
دستور ADD 130
دستور JZ 131
دستور JN 132
دستور JP 132
دستور JM 132
فصل پنجم شیوه‌های کنترل فرآیند
5-1- کنترل فرآیند 136
برنامه‌های ترکیبی 136
برنامه‌های ترتیبی 136
5-2- دستور DO 144
5-3- ارسال پیام‌های خطا بر روی صفحه نمایش 145
5-4- ساختار برنامه‌های ترتیبی 148
فصل ششم قابلیت های پیشرفته کنترل کننده‌های قابل برنامه‌ریزی
6-1- ماژول های ورودی/خروجی دیجیتال 170
6-2- ماژول‌های وظایف ویژه 170
محدودة وظایف ماژول‌ها 171
6-3- واحدهای ورودی/خروجی آنالوگ 172
تبدیل آنالوگ به دیجیتال 172
ورودی‌های A/D 173
برنامه‌ریزی ورودی های آنالوگ 173
نقاط توقف 174
کاربردهای آنالوگ به دیجیتال 175
6-4- ماژول‌های دیجیتالی به آنالوگ 175
نحوه عمل 176
کاربردها 176
اطلاعات مربوط به نقایص و وضعیت آنالوگ 177
6-5- ماژول‌های بهسازی سیگنال 177
6-6- توابع کنترل پیوسته 178
ماژول‌های PID 179
برنامه‌ریزی ماژول‌های PID 180
ماژول‌های کنترل – PID کاربردها 181
6-7- دیاگرام های گرافیکی و فرآیندنما 181
تأثیر بر روند اجرای فرآیند 183
برنامه‌ریزی نمودارهای فرآیند نمای پروسة 184
6-8- ورودی/خروجی راه در ارتباطات 185
فصل هفتم ارتباطات PLC و خود کارسازی
7-1- ارتباطات PLCها 188
استفاده‌های معمول از پورت‌ها یا در گاه‌های ارتباطی PLC 188
ارتباطات سریال – RS232 و شاخه‌های مشتق شده از آن 189
الزامات ارتباطات استاندارد 190
فواصل انتقال 191
حلقه جریان 20MA 192
RS 422 – RS423 193
7-2- کنترل جریان داده 193
پروتکل برای انتقال 194
7-3- داده‌های ارسال شده از طریق خطوط ارتباطی PLC 195
7-4- ارتباطات بین چند PLC 196
7-5- شبکه‌های محلی 197
PLC ها و شبکه ها 198
7-6- کنترل توزیع شده 198
محدوده نیازها 199
پیکر بندی های شبکه ها 199
دسترسی و کنترل کانال 200
پروتکل ها 200
7-7- استانداردهای شبکه – ISO،. IEEE، MAP 201
ISO – اتصال داخلی سیستم‌های باز 201
GMMAP نگاهی به مشخصات 202
مقایسه با اینترنت 203
اجرای استاندارد MAP 203
MAP در ارتباطات سطح کارخانه‌ای و سیستم های باز 204
کارایی MAP 204
شبکه‌های انحصاری PLC 205
ماژول‌های واسطه شبکه 205
شبکه‌های محلی تطبیق پذیر 206
فصل هشتم کاربرد PLC
8-1- کاربرد PLC ها در رباتیک 209
کاربرد PLC به عنوان یک کنترل کننده ربات 209
کنترل توالی محدود 210
انعطاف پذیری 210
کنترل‌های توالی و ترکیبی 210
فصل نهم انتخاب، نصب و راه‌اندازی سیستم‌های PLC
9-1- روند طراحی برای سیستم‌های PLC 213
9-2- انتخاب یک کنترل کننده قابل برنامه‌ریزی 213
الزامات ورودی/خروجی 214
حافظه و الزامات برنامه‌ریزی 215
9-3- نصب 216


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه رشته برق- الکترونیک