
در این پروژه الگوریتم ژنتیک پیاده سازی شده است.
برنامه الگوریتم n وزیر با سی شارپ

در این پروژه الگوریتم ژنتیک پیاده سازی شده است.
یکی از طرق شناسائی ماهیت و مواضع سیاسی میرزا حسینعلی بهاء، موسس بهائیت، بررسی روابط و مناسباتش با رجال عصر خویش است .وضعیت فکری و سیاسی رجالی که با او در «پیوند» یا «ستیز زبوده اند ،نشان می دهد که بهاء در چه خطی سیر می کرده:خط دفاع از مصالح ایران یا خیانت به آن ؟خط ستیز با دشمنان استقلال ایران یا وابستگی به بیگانگان؟.
به عنوان نمونه ،مرحوم امیر کبیر با بهاء ، دشمن بلکه از سخت ترین دشمنان او و یارانش بود و متقابلا"میرزا آقا خان نوری (جانشین«انگلوفیل» امیر) از دوستان صمیمی بهاء بود و برای حفظ جان او تلاشها کرد .مقاله زیر ،روابط و مناسبات امیر و آقا خان با پیشوای بهائیت را (بر پایه اسناد و مدارک معتبر ) بررسی می کند :
نقش بی بدیل امیر در سرکوب بابیت
از نا بختیاری ها و بد شا نسی های بابیان و بها ئیان ،آن است که تاریخ،اعدام باب و سرکوب قیام پیروانش در دوران قاجار را عمدتا به پای شخصیتی می نویسد که تحلیلگران تاریخ (اعم از ایرانی و خارجی)نوعا" وی را شخصیتی وطنخواه، اصلاح طلب و ضد استعمار می شناسند: شادروان امیر کبیر !
مهدی بامداد ،یکی از اقدامات امیر کبیر در زمان صدارت را، در کنار«اصلاح امور مالیاتی –ارتش-تنظیم بودجه و تعدیل جمع و خروج مملکتی » ، «قلع و قمع فتنه» تجزیه طلبانه «حسن خان سالار در خراسان» ، «برافراشتن بیرق ایران در ممالک خارجه »، «تاسیس دار الفنون » و « ایجاد روزنامه وقایع اتفاقیه »،«فرو نشاندن انقلاب بابیان» می داند و با اشاره به «شورش ها و انقلاب خونین » پیروان باب در ابتدای سلطنت ناصر الدین شاه در کشور می نویسد "«اگر عرضه ، کفایت ،درایت ، لیاقت و مدیریت ... امیر کبیر در امور نبود غائله و دامنه شورش ها به این زودی ها خاموش نمی شد و در این صورت حتمی بود وضع دولت و ملت ایران دگرگون می گردید». دکتر ابوالحسیننوایی نیز نقش امیر در سر کوبی بابیه را بسیار تعیین کنند می داند : «میر زا تقی خان ... با قتل باب در تبریز و سرکوب کردن فتنه زنجان و نی ریز ، بساط باب در ایران را وازگون ساخت و نگذاشت که ریشه فساد بیش از این در این سر زمین جایگیر گردد».
نقش بی مانند امیر کبیر در سرکوب شورش بابیان ،مورد تأیید و تصریح مورخان بابی و بهائی نیز هست نورالدین چهاردهی،پزوهنده تاریخ باب و بهاء ، «از بزرگان ازلیها و بهائیان شنیده است که باب و افراد حروف حی[=یاران برجسته باب ] همگی درصد تغییر رزیم قاجار بودهو به جای آن، تمامی قوای خود را مصروف بر پا شدن حکومت بیان [کرده] بودند و اگر ... امیر کبیر نبود مسلما" به مقصود خود می رسیدند ».عبدالحمید اشراق خاوری (نویسنده و مبلغ مشهور بهائی) می نویسد :امیر«در مدت سه سال صدرات خود با تمام قوی کوشید تا... امر باب را از روی زمین محو و نابود سازد .برای نیل به این مقصود »فرمان «به قتل این سید باب» داد «ولی عاقبت جز خسران ثمری از رفتار نا هنجار خویش نگرفت».وی سپس به اقدام قاتع امیر در سالهای نخست صدارت به سرکوب آشور بابیان در نقاط مختلف کشور اشاره می کند که به گفته او:«سبب شد مردم در هر شهر و بلد اقتداد به وزیر شریر نموده به اذیت و آزار اهل ایمان » بپردازند. سنخ این مطلب را در آثار دیگر مورخان شاخص بهائی (محمد علی فیضی و فضل الله مازندرانی ) و حتی عباس افندی (پیشئای بهائیت)نیز مشاهده می کنیم . به قول ویلیام هاچر دوگلاس مارتین.مورخان بهائی معاصر می نویسد :«میرزا تقی خان صدر اعظم ایران... مقتدرترین دشمن امر بدیع[=بهائیت]شمرده می شود ».
امیر کبیر ،حسینعلی بهاء را نیز در 1267به کربلا تبعید کرد و دایی و سرپرست باب (حاجی سید علی تاجر شیرازی) را نیز در توطئه ترورامیر با بابیان همدست بود دستگیر و.به علت عدم اظهار توبه، به مجازات رساند.
بر این سیاهه باید نام قره العدین را نیز افزود.قره العیناز پیشگامان بابیت در زمان ناصرالدین شاه بود که عملیات کشف حجاب و رفتن وی با چهره ای بزک شده و عریان به میان مردان بابی و همخوابیش با سران بابیه(که در تاریخ از آن با عنوان رسوائی بدشت یاد می شود) "ثبت تاریخ است و حتی مورخین بابی و بهائی نیز بدان اشاره دارند. به قول کسروی خروج قره العین «از خانه شوهر و همراهیش با مردان و آن داستان بدشت که خود بهائیان پوشیده نداشته اند .دستاویز دشمنان بیشتر گردیده تا دستاویز دوستان این است در کتاب ها دیده می شود که خواهر عبدالبهاء که بهائیان او را همپای فاطمه زهرای شیعیان می شمارند در نامه خود به بهائیان تهران چنین نوشته: قره العین یک دفعه بی حکمتی کرد و هنوز از کله مردم نمی توانیم به در اوریم ».نورالدین چهاردهی «از افراد ثقه ازلیها »شنیده است که«طاهره درزمان زندانی بودن خود تقاضای ملاقات با ناصرالدین شاه نمود و شاه مایل به ازدواج با او بود.درباریان [بخوانید:امیر کبیر] از ملاقات طاهره بیمناک شده و وهم داشتندکه.... زیبایی او موجب شود که شاه مفتونش گردد.لذا مرگ او را جلو آوردند» بابیان درصدد ترور امیر کبیر نیز بر آمدند، که البته با هوشیاری و درایت وی. دستگیر و به جزای عمل خود رسیدند.جالب این است که ،حواریون و یاران با وفای امیر نیز نظیر آیت الله حاج شیخ عبد الحسین تهرانی(وصی امیر )، میرزا هاشم طباطبائی (منشی مخصوص امیر )، سردار مکری (داماد امیر) ، مؤتمن الملک انصاری(کاتب سر امیر) سخت با بابیه و بهائیه مخالف بودند و در قلع و قمع ریشه های آن در ایران و عراق اهتمام شایان داشتند.(ایام" در این باره در مقاله«یاران امیر...»بحث شده است).
بی جهت نیست که با عزل و قتل امیر کبیر ،راه برای تاخت و تاز مجدد بابیان باز شد و میدان را تا آنجا برای پیش برد اهداف خود فراهم دیدند که تا مرز ترور(نافرجام) شاه نیز پیش رفتند.
عباس امانت(مورخ بهائی تبار معاصر) می نویسند :«بابیان ،پس ازشکست های فجیع در مبارزات قلعه طبرسی و درشهر های نیریزو زنجان ،متعاقبا" اعدام باب در شعبان 1266در تبریز،سخت روحیه ﻯ خود را باخته بودند.
ولی پس از سقوط دولت امیر کبیر مجال یافتند تجدید سازمان یابند و بخش هایی از شبکه خود را باز سازی کنند ».سلیمان خان تبریزی (از عناصر اولیه و مهم بابیه که در جریان ترور نا فرجام ناصر الدین شاه دستگیر و به مجازات رسیدند)پس از عزل و تبعید امیر به کاشان د رنامه ای به سید جواد کربلایی (از وفحول بابیان ) نوشت:
«امیر نظام بحمد الله تمام شد، معزول ابدی گردید. الان در باغ فین کاشان محبوس است. میرزا آقا خان اعتماد الدوله وزیر و صدر اعظم گردید.ان شاءالله امورات بهتر نظم خواهد گرفت. البته جناب ایشان[حسین علی نوری] باید خیلی زود تشریف فرما شود که وجود مبارک ایشان مثمرثمر است »
باید گفت نه تنها با اخراج امیر از صحنه، میدان برای تنفس مجدد بابیان باز شد، اصولا" جانشین امیر ، میرزا آقا خان نوری (که«تحت الحمایه» انگلیسی ها بود) از دوستان صمیمی حسینعلی بهاء بود و از بهاء که توسط امیر کبیر به عراق تبعید شده بود رسما" دعوت کرد که به تهران برگردد و پس از باز گشت نیز او را توسط برادرش مورد پذیرائی گرم قرار داد و حتی پس از ترور نا فرجام شاه ،و بگیر وبگیر افراد ،در مقام مخفی کردن بهاء،(که متهم به همدستی با تروریست ها بود) بر آمد، که البته بهاء با احساس خطر شدید ،پیشنهاد میرزا آقا خان را نپذیرفت و خود را به خانه شوهر خواهرش میرزا مجید آهی (منشی سفارت روسیه) رساند و صفیر روسیه (پرنس دالگوروکی) نیز بهاء را تحت حمایت آشکار و پیگیر خویش قرار داد.
(ایام: شرح مطالب در مقاله «حسینعلی بهاء ؛پیوند دیر پا با روسیه» آمده است ).
امیر کبیر ،آماج کینه بهائیان
مرحوم امیر ،سرکوب قاطع فتنه بابیان و اعدام باب و تبعید بهاء،همراه با انجام برخی اصلاحات سباسی –اجتماعب در کشور در چند سال نخست سلطنت ناصرالدین شاه ،برای همیشه راه را برپیشرفت این گروه در تاریخ ایران سد کرد .این نقش بی بدیل ،چنان که دیدیم ،از چشم بابیان و بهائیان مخفی نمانده و اورا آماج کینه توزی و فحاشی آنان ساخته است .
به قول نور الدین چهاردهی :«بابیها وبهائیان سرسخت دشمن آشتی ناپذیرند ومیرزا تقی خان امیر کبیر وناصر الدین شاه را لعن فرستند و این دو تن را مانند یزید و شمر می نگرند».سخن دکتر فریدون آدمیت نیز مؤید اظهارات چهاردهی است :«امیر شورش بابیهرا بر انداخت .به قول شیل [وزیر مختار انگلیس در ایران در کزارش به پالمرستون وزیر خارجه لندن ،مورخ 14 مارس 1851]پس از قائله [بابیان در ]زنجان پیروان باب جرئت نکردند که صلح و امنیت عمومی را بر هم بزنند .اما بیکار ننشستند و پنهانی فعالیت داشتند ؛تا زمانی که اختلالی ایجاد نمی کردند ،کسی را با انان چندان کاری نبود ،البته کینه امیر را در دل داشتند ،کینه ای که در نوشته های همکیشان آنان ،و بهائی و بهائی زادگان در ایران و امریکا هنوز منعکس است .بابیان توطئه کشتن شاه و امیر و امام جمعه تهران را چیدند ، ولی امیر پرده از روی آن بر داشت» و ان توطئه را در نطفه خفه کرد ،که شرح آن در «المتنبئین»نوشته علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه آمده است .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 16 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحه:111
تاثیر معاشرت در تحلیلهاى منطقى
3- تاثیر تربیتخانوادگى و وراثت در اخلاق
رابطه اخلاق و تربیتخانوادگى در احادیث اسلامى
رابطه <علم» و <اخلاق» در احادیث اسلامى
5- تاثیر فرهنگ جامعه در پرورش فضائل و رذائل
رابطه آداب و سنن با اخلاق در روایات اسلامى
چگونگى تاثیر <عمل» در <اخلاق» در روایات اسلامى
رابطه تغذیه و اخلاق در روایات اسلامى
اضافه بر آنچه تاکنون براى پیشرفتبرنامه تهذیب اخلاق گفتهایم، امور دیگرى وجود دارد که تاثیر بسزائى در مبارزه با رذائل اخلاقى و تقویت اصول فضائل در وجود آدمى دارد که از جمله امور زیر را مىتوان برشمرد:
بىشک وضع محیط اجتماعى زندگى انسان اثر فوقالعادهاى در روحیات و اعمال او دارد چرا که انسان بسیارى از صفات خود را از محیط کسب مىکند. محیطهاى پاک غالبا افراد پاک پرورش مىدهد و محیطهاى آلوده غالبا افراد آلوده.
درست است که انسان مىتواند در محیط ناپاک، پاک زندگى کند و بعکس در محیطهاى پاک سیر ناپاکى را طى کند و به تعبیر دیگر، شرایط محیط علت تامه در خوبى و بدى افراد نیست ولى تاثیر آن را به عنوان یک عامل مهم زمینه ساز نمىتوان انکار کرد.
ممکن است کسانى قائل به جبر محیط باشند - همانگونه که هستند - ولى ما هر چند جبر را در تمام اشکالش نفى مىکنیم اما تاثیر قوى عوامل زمینه ساز را هرگز انکار نخواهیم کرد.
با این اشاره کوتاه به قرآن باز مىگردیم و آیاتى را که درباره تاثیر محیط در شخصیت انسان به دلالت مطابقى یا به اصطلاح التزامى سخن مىگوید، مورد بحث قرار مىدهیم:
1- والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذى خبث لایخرج الانکدا کذلک نصرف الآیات لقوم یشکرون (سوره اعراب، آیه58)
2- وجاوزنا ببنى اسرائیل البحر فاتوا على قوم یعکفون على اصنام لهم قالوا یا موسى اجعل لنا الها کما لهم آلهة قال انکم قوم تجهلون (سوره اعراف، آیه138)
3- وقال نوح رب لاتذر على الارض من الکافرین دیارا - انک ان تذرهم یضلوا عبادک ولایلدوا الافاجرا کفارا (سوره نوح، آیات26 و27)
4- یا عبادى الذین آمنوا ان ارضى واسعة فایاى فاعبدون (سوره عنکبوت، آیه56)
5- ان الذین توفیهم الملائکة ظالمى انفسهم قالوا فیهم کنتم قالوا کنا مستضعفین فى الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک ماویهم جهنم وساءت مصیرا (سوره نساء، آیه97)
ترجمه:
1- سرزمین پاکیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگار مىروید; اما سرزمینهاى بد طینت (و شوره زار) جز گیاه ناچیز و بىارزش از آن نمىروید; این گونه آیات (خود) را براى آنها که شکر گزارند، بیان مىکنیم.
2- و بنىاسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسیدند که اطراف بتهایشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند (در این هنگام بنىاسرائیل) به موسى گفتند: <تو هم براى ما معبودى قرار ده همانگونه که آنها معبودان (و خدایانى) دارند!» گفت: <شما جمعیتى جاهل و نادان هستید!»
3- نوح گفت: <پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روى زمین باقى مگذار! چرا که اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مىکنند و جز نسلى فاجر و کافر به وجود نمىآوردند!»
4- اى بندگان من که ایمان آوردهاید! زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید (و در برابر فشارهاى دشمنان تسلیم نشوید!)
5- کسانى که فرشتگان (قبض ارواح) روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: <شما در چه حالى بودید؟(و چرا با این که مسلمان بودید، در صف کفار جاى داشتید؟!)» گفتند: <ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها [ فرشتگان] گفتند: <مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذرى نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدى دارند.
تفسیر و جمعبندى
در نخستین آیه تاثیر محیط در اعمال و افعال انسان به صورت لطیفى بیان شده است.
توضیح این که: مفسران بزرگ در تفسیر این آیه بیانات گوناگونى دارند.
بعضى گفتهاند منظور این است که آب زلال و حى همچون قطرات باران بر سرزمین دلها فرو مىریزد; دلهاى پاک آن را مىپذیرد و گلهاى زیباى معرفت و میوههاى لذتبخش تقوا و طاعت از آن مىروید در حالى که دلهاى ناپاک و آلوده واکنش مناسبى نشان نمىدهند; پس اگر مىبینیم عکسالعمل همه در برابر دعوت پیامبر و تعلیمات اسلام یکسان نیست، این به خاطر نقص در فاعلیت فاعل، نمىباشد بلکه اشکال در قابلیت قابل است. (1)
دیگر این که، هدف از بیان این مثال این است که همیشه نیکیها و خوبیها را از محل مناسبش طلب کنید چرا که تلاش و کوشش در محلهاى نامناسب چیزى جز هدر دادن نیروها محسوب نمىشود. (2)
احتمال سومى که در تفسیر این آیه وجود دارد و مىتواند براى بحث ما مورد استفاده قرار گیرد این است که: در این مثال انسانها به گیاهان تشبیه شدهاند و محیط زندگى آنها به زمینهاى شور و شیرین; در یک محیط آلوده، پرورش انسانهاى پاک مشکل است هر چند تعلیمات قوى و مؤثر باشد، همانگونه که قطرات حیاتبخش باران هرگز در شوره زار سنبل نمىرویاند. به همین دلیل، براى تهذیب نفوس و تحکیم اخلاق صالح باید به اصلاح محیط اهمیت فراوان داد.
البته تفسیرهاى سه گانه بالا هیچ گونه منافات با هم ندارد; ممکن است تمثیل فوق ناظر به همه این تفسیرها باشد.
آرى! محیط اجتماعى آلوده، دشمن فضائل اخلاقى است; در حالى که محیطهاى پاک بهترین و مناسبترین فرصت را براى تهذیب نفوس دارد.
در حدیث معروفى از پیغمبر اکرم مىخوانیم که روزى یاران خود را مخاطب ساخته و فرمود: <ایاکم وخضراء الدمن، قیل یارسول الله ومن خضراء الدمن قال صلى الله علیه و آله: المرئة الحسناء فى منبت السوء; از گیاهان (زیبایى که) بر مزبلهها مىروید بپرهیزید! عرض کردند اى رسولخدا! گیاهان زیبایى که بر مزبلهها مىروید اشاره به چه کسى است; فرمود: زن زیبایى که در خانواده (و محیط) بد پرورش یافته!» (3)
این تشبیه بسیار گویا مىتواند اشاره به تاثیر محیط خوب و بد در شخصیت انسان باشد و یا اشاره به مساله وراثتبه عنوان یک وسیله زمینهساز و یا هر دو.
در آیهدوم سخن از قوم بنىاسرائیل است که سالها تحت تعلیمات روحانى و معنوى موسى علیه السلام در زمینه توحید و سایر اصول دین قرار داشتند و معجزات مهم الهى را همچون شکافته شدن دریا و نجات از چنگال فرعونیان، بطور خارقالعاده با چشم خود دیدند; اما همین که در مسیر خود به سوى شام و سرزمینهاى مقدس، با گروهى بتپرستبرخورد کردند، چنان تحت تاثیر این محیط ناسالم قرار گرفتند که صدا زدند: <یا موسى اجعل لنا الها کما لهم آلهة; اى موسى براى ما بتى قرار بده همانگونه که آنها داراى معبودان و بتها هستند! »
موسى از این سخن بسیار متعجب و خشمگین شد و گفت: <به یقین شما جمعیتى جاهل و نادان هستید! (قال انکم قوم تجهلون)
سپس بخشى از مفاسد بتپرستى را براى آنها شرح داد.
و عجب آن که بنىاسرائیل بعد از توضیحات صریح موسى علیه السلام نیز اثر منفى آن محیط مسموم در آنها باقى بود، بطورى که سامرى توانست از غیبت چند روزه موسى علیه السلام استفاده کند و بت طلائى خود را بسازد و اکثریت آن گروه نادان را به دنبال خود بکشاند و از توحید به شرک و بتپرستى ببرد.
این موضوع بخوبى نشان مىدهد که محیطهاى ناسالم تا چه حد مىتواند در مسائل اخلاقى و حتى عقیدتى اثر بگذارد; شک نیست که بنىاسرائیل پیش از مشاهده این گروه بتپرست، زمینه فکرى مساعدى در اثر زندگى مداوم در میان مصریان بتپرست، براى این موضوع داشتند ولى مشاهده آن صحنه تازه به منزله جرقهاى بود که زمینههاى قبلى را فعال کرد; و به هر حال، همه اینها دلیل بر تاثیر محیط در افکار و عقائد انسان است.
در سومین آیه که از زبان حضرت نوح به هنگام نفرین بر قوم بتپرست مىباشد، شاهد و گواه دیگرى بر تاثیر محیط در اخلاق و عقائد انسان است.
نوح، نفرین خود را درباره نابودى آن قوم کافر با این جمله تکمیل کرد، و در واقع نفرین خود را مستدل کرد; عرض کرد: <خداوندا اگر آنها را زنده بگذارى، بندگانت را گمراه و جز نسلى فاجر و کافر به وجود نمىآید! (انک ان تذرهم یضلوا عبادک ولایلدوا الا فاجرا کفارا)
هم نسل امروز آنها کافر و منحرف است و هم نسلهاى آینده که در این محیط پرورش مىیابد، آلوده مىشوند.
در چهارمین و پنجمین آیه، سخن از لزوم هجرت از محیطهاى آلوده است; در چهارمین آیه خداوند بندگان با ایمان خود را مخاطب ساخته و مىگوید: <زمین من گسترده است تنها مرا بپرستید (تسلیم فشار دشمن نشوید و در محیط آلوده نمانید) (یا عبادى الذین آمنوا ان ارضى واسعة فایاى فاعبدون)
و در پنجمین آیه، به کسانى که ایمان آوردهاند و هجرت نکردهاند هشدار مىدهد و مىگوید عذر آنها در پیشگاه خداوند پذیرفته نیست; مضمون آیه چنین است: <کسانى که فرشتگان قبض ارواح، روح آنها را گرفتند در حالى که به خود ستم کرده بودند; به آنها گفتند شما در چه حالى بودید (و چرا با اینکه مسلمان بودید در صف کفار جاى داشتید) آنها در پاسخ گفتند ما در زمین خود تحت فشار بودیم فرشتگان گفتند مگر سرزمین خداوند پهناور نبود چرا هجرت نکردید آنها (عذرى نداشتند و به عذاب الهى گرفتار شدند) جایگاهشان جهنم و سرانجام بدى دارند (ان الذین توفیهم الملائکة ظالمى انفسهم قالوا فیهم کنتم قالوا کنا مستضعفین فى الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک ماویهم جهنم وساءت مصیرا)
اصولا مساله هجرت که از اساسىترین مسائل در اسلام است تا آنجا که تاریخ اسلام بر پایه آن بنیاد شده، فلسفههائى دارد که یکى از مهمترین آنها فرار از محیط آلوده و نجات از تاثیرات سوء آن است.
هجرت، بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند، مخصوص آغاز اسلام نبوده بلکه در هر عصر و زمانى جارى است که اگر مسلمانان در محیطهاى آلوده به شرک و کفر و فساد باشند و عقائد یا اخلاق آنها به خطر بیفتد، باید از آنجا مهاجرت کنند. در حدیثى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله مىخوانیم: <من فربدینه من ارض الى ارض وان کان شبرا من الارض استوجب الجنة وکان رفیق محمد صلى الله علیه و آله وابراهیم علیه السلام ; کسى که براى حفظ آئین خود از سرزمینى به سرزمین دیگر - اگر چه به اندازه یک وجب فاصله داشته باشد - مهاجرت کند، مستحق بهشت مىگردد و همنشین محمد صلى الله علیه و آله و ابراهیم علیه السلام (دو پیامبر بزرگ مهاجر) خواهدبود! (4)
تکیه بر مقدار شبر (مقدار یک وجب) دلیل بر اهمیت فوقالعاده این مساله است که به هر مقدار و در هر عصر و زمان مهاجرت انجام گیرد، هماهنگى با پیامبراسلام صلى الله علیه و آله و ابراهیم علیه السلام حاصل خواهد شد.
کوتاه سخن این که، در هر عصر و زمان، محیط در ساختن شخصیت و اخلاق انسانها مؤثر بوده است و پاکى و یا ناپاکى محیط، عامل تعیین کنندهاى محسوب مىشود; هر چند مساله، جنبه جبرى ندارد. بنابراین، براى پاکسازى اخلاق و پرورش ملکات فاضله، یکى از مهمترین امورى که باید مورد توجه قرار گیرد، مساله پاکسازى محیط است.
و اگر محیط به قدرى آلوده باشد که نتوان آن را پاک کرد، باید از چنین محیطى مهاجرت نمود.
آیا هنگامى که حیات مادى انسان در یک محیط به خاطر آلودگى به خطر بیفتد، از آن جا هجرت نمىکند؟ پس چرا هنگامى که حیات معنوى و اخلاقى او که از حیات مادى ارزشمندتر استبه خطر افتد، به عذر این که این جا زادگاه من است، تن به انواع آلودگیهاى خود و خانواده و فرزندانش بدهد و مهاجرت نکند!
بر تمام علماى اخلاق لازم است که براى پرورش فضائل اخلاقى برنامههاى مؤثرى براى پاکسازى محیط بیندیشند; چرا که بدون آن، کوششهاى فردى و موضعى کم اثر خواهد بود.
موضوع دیگرى که تاثیر عمیق آن به تجربه ثابتشده و همه علماى اخلاق و تعلیم و تربیت اتفاق نظر دارند، مساله معاشرت و دوستى است. غالبا دوستان و معاشران ناباب و آلوده سبب آلودگى افراد پاک شدهاند; عکس آن نیز صادق است، زیرا بسیارى از افراد پاک و قوىالاراده توانستهاند بعضى از معاشران ناباب را به پاکى و تقوا دعوت کنند. با این اشاره به قرآن باز مىگردیم و اشاراتى را که قرآن به این مساله دارد با هم مىشنویم:
1- ومن یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین - وانهم لیصدونهم عن السبیل ویحسبون انهم مهتدون - حتى اذا جاءنا قال یالیتبینى وبینک بعد المشرقین فبئس القرین. (5)
2- قال قائل منهم انى کان لى قرین - یقول اءنک لمن المصدقین - اءذامتنا وکنا ترابا وعظاما اءنالمدینون - قال هل انتم مطلعون - فاطلع فراه فى سواء الجحیم - قال تالله ان کدت لتردین - ولولا نعمة ربى لکنت من المحضرین. (6)
3- ویوم یع-ض الظالم على یدیه ی-قول یال-یتنى ات-خذت مع الرسول سبیلا - یا ویلتى لیتنى لم اتخذ فلانا خلیلا - لقد اضلنى عن الذکر بعد اذجآءنى وکان الشیطان للانسان خذولا. (7)
ترجمه:
1- و هر کس از یاد خدا روى گردان شود شیطان را به سراغ او مىفرستیم پس همواره قرین اوست - و آنها [ شیاطین] این گروه را از یاد خدا باز مىدارند در حالى که گمان مىکنند هدایتیافتگان حقیقى آنها هستند! - تا زمانى که (در قیامت) نزد ما حاضر شود مىگوید: اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود; چه بد همنشینى بودى!
2- کسى از آنها مىگوید: <من همنشینى داشتم - که پیوسته مىگفت آیا (به راستى) تو این سخن را باور کردهاى - که وقتى ما مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم، (بار دیگر) زنده مىشویم و جزا داده خواهیم شد؟! - (سپس) مىگوید آیا شما مىتوانید از او خبرى بگیرید؟ - اینجاست که نگاهى مىکند، ناگهان او را در میان دوزخ مىبیند - مىگوید: به خدا سوگند نزدیک بود مرا (نیز) به هلاکتبکشانى! - و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز از احضار شدگان (در دوزخ) بودم!
3- و (به خاطر آور) روزى را که ستمکار دستخود را (از شدت حسرت) به دندان مىگزد و مىگوید: <اى کاش با رسول (خدا) راهى برگزیده بودم! - اى واى بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوستخود انتخاب نکرده بودم! - او مرا از یاد آورى (حق) گمراه ساختبعد از آن که (یاد حق) به سراغ من آمده بود!» و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است!
تفسیر و جمعبندى
نخستین آیات که در بالا آمد گرچه درباره همنشینى شیطان با غافلان از یاد خداست، ولى تاثیر همنشین بد در اخلاقیات و در سرنوشت هر انسانى روشن مىسازد.
نخست مىفرماید: <هر کس از یاد خدا روى گردان شود شیطان را بر او مسلط مىسازیم که همواره قرین و همنشین او باشد! (ومن یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین) (8)
سپس نقش این قرین سوء (همنشین بد) را چنین بیان مىکند که آنها، یعنى شیاطین، راه هدایت و حرکتبه سوى خداوند را به روى آنها مىبندد و آنها را از رسیدن به این هدف مقدس باز مىدارد و غمانگیزتر، این که در عین گمراهى گمان مىکنند که هدایتیافتهاند! (وانهم لیصدونهم عن السبیل ویحسبون انهم مهتدون)!
سپس به نتیجه آن پرداخته و مىگوید: روز قیامت که همه در محضر الهى حاضر مىشوند و پردهها کنار مىرود و حقایق فاش مىشود، این انسان گمراه خطاب به دوست اغواگر شیطانش کرده، مىگوید اى کاش فاصله میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، چه همنشین بدى هستى! (حتى اذا جاءنا قال یال-یتب-ینى وبین-ک بع-دالمشرقین فبئس القرین)
از این تعبیرات بخوبى استفاده مىشود که همنشین بد مىتواند انسان را بکلى از راه خدا منحرف سازد; پایههاى اخلاق را بر روى او ویران کند و واقعیتها را چنان دگرگون نشان دهد که انسان در عین گمراهى خود را در زمره هدایتیافتگان ببیند; و به یقین در چنین حالى امکان هدایت و بازگشتبه صراط مستقیم غیر ممکن است; و زمانى بیدار مىشود و به هوش مىآید که راه برگشتبکلى بسته شده; حتى از تعبیر آیه استفاده مىشود که این همنشینان بد در آن زندگى ابدى نیز با او هستند و چه دردآور است که انسان کسى را که مایه بدبختى او شده همیشه در برابر خود ببیند و به او گفته شود بیهوده آرزوى جدا شدن از او را مکن شما با هم سرنوشت مشترکى دارید! (ولن ینفعکم الیوم اذ ظلمتم انکم فىالعذاب مشترکون). (9)

طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی
مناسب چاپ برروی بنر وکارت ویزیت
سایز : 120*300
رزولوشن : 300

فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحه:77
چکیده
...........................................
مقدمه
...........................................
بخش اول
تاریخچه، تعاریف و اصطلاحات
...........................................
تاریخچه بورس در جهان
...........................................
تاریخچهی بازار اوراق بهادار ایران
...........................................
تعاریف و اصطلاحات
...........................................
بخش دوم
مبانی بورس
...........................................
چرخه خرید سهام
...........................................
درخواست فروش
...........................................
ساعت انجام معامله
...........................................
نحوه انجام معامله
...........................................
ورود سفارش به سامانه معاملاتی
...........................................
سازوکار معاملات
...........................................
تسویه و پایاپای
...........................................
روشهای تحلیل گری قیمت سهام
...........................................
بخش سوم
...........................................
بورس الکترونیک
...........................................
مبادلات الکترونیک در بازار های مالی
...........................................
نگاهی به ساختار بازار های الکترونیک
...........................................
گسترش شبکه های ارتباطی الکترونیک
...........................................
سیستم های الکترونیک در سایر بازارها
...........................................
آیا بازار های الکترونیک اجتناب ناپذیرند
...........................................
نحوهء عملکرد بورس الکترونیک
...........................................
مشکلات سرمایهگذاری آنلاین
...........................................
جوانب حقوقی خرید و فروش الکترونیک سهام
...........................................
بخش چهارم
...........................................
مقایسه،راهکارها و نتیجه گیری
...........................................
نقش فنآوری اطلاعات در بازار سرمایه ایران
...........................................
گیری فن آوری اطلاعات در بورس های جهان
...........................................
بازار بورس ایران از سنتی تا الکترونیکی
...........................................
راهکارهای توسعه فناوری اطلاعات در بورس ایران
...........................................
نتیجهگیری و پینشهادات
...........................................
منابع و مآخذ
...........................................
چکیده
هدف این مقاله بهبود درک مفاهیم فناوری، داد و ستد سنتی و الکترونیکی سهام در بازار بورس ایران می باشد. این مقاله، تاثیر فناوری اطلاعات در توسعه بازار سرمایه را مورد بررسی قرار می دهد. بکار گیری صحیح این فناوری موجب توسعه فرایند دادوستد الکترونیک سهام خواهد بود. بدون شک فرهنگ سازی و درک مفاهیم تکنولوژی اطلاعات و بکار گیری آن در زمینه فوق الذکر موجبات افزایش کارایی بازار بورس را فراهم می آورد.