حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره بتن خود تراکم SCC 8 ص

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره بتن خود تراکم SCC 8 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

بتن خود تراکم SCC

بتن خود تراکم ، شامل بازه گسترده ای از طرح های اختلاط می باشد که خواص بتن تازه و سخت شده لازم برای کاربری های خاص دارا می باشند . اگرچه مقاومت هم چنان معیار اصلی موفقیت این بتن می باشند اما ویژگی های بتن تازه آن ، بسیار گسترده تر از بتن معمولی و متراکم شده توسط لرزاننده ها می باشد . این خواص مطلوب باید در زمان ، محل و بتن ریزی حفظ شوند . بتن خود تراکم در مواردی که شبکه بندی آرماتور ها فشرده است ، گزینه ای مطلوب می باشد . هم چنین عدم نیاز به لرزاننده ، آلودگی صوتی محیط را به نحو قابل ملاحظه ای کاهش می دهد . علی رغم ویژگی های مطلوب ، طرح اختلاط و اجرای این نوع بتن به عوامل متعددی از قبیل دانه بندی مصالح سنگی ، نوع مواد افزودنی و همچنین فیلرهای مورد استفاده بستگی دارد . در نظر گرفتن هر یک از معیارهای فوق ، کیفیت بتن سخت شده و کار پذیری بتن تازه را تحت تاثیر قرار میدهد .

زمان هزینه و کیفیت سه عامل مهم در اجرا می باشد که تاثیر مهمی در صنعت ساخت دارند . هر گونه پیشرفت و یا توسعه ای که باعث بهبود این سه عامل گردد ، همواره مورد علاقه مهندسان عمران خواهد بود . هرگاه این پیشرفت ها در صنعت ساخت و ساز تاثیر گذار باشد باید تحقیقات کافی بر روی فواید و مضرات آنها انجام گرفته و اقدامات لازم برای اجرایی ساختن آنها در صنعت ساخت و ساز صورت پذیرد . بتن خود تراکم با توجه به خصوصیات ویژه خود یکی از این توسعه هاست که میتواند تاثیر قابل توجهی بر صنعت ساخت داشته باشد .

برای سالیان متمادی دست یابی به بتنی با قابلیت خودترازی ( خود تراکمی ) بدون افت در مقاومت ، روانی و یا جداشدگی ، آرزوی مهندسین در کشورهای مختلف بوده است در اوایل قرن بیستم به دلیل خشک بودن مخلوط بتنی ، تراکم بتن تنها از طریق اعمال ضربه های سنگین در مقاطع وسیع و در دسترس ممکن بود . با شیوع استفاده از بتن های مسلح و آشکار شدن مشکلات اجرایی کاربرد مخلوطهای خشک ، گرایش به استفاده از مخلوطهای مرطوب تر گسترش یافت اما شناسایی تاثیر نسبت آب به سیمان در دهه 1920 نشان داد که افزایش این نسبت می تواند موجب افت در مقاومت بتن گردد . در سالهای بعد ، توجه به مسئله دوام بتن همچنین تاثیر مخرب افزایش نسبت آب به سیمان را به نفوذ پذیری و کاهش دوام بتن آشکار ساخت . این همه باعث گردید تا توجه ویژه ای بر خواص کارایی و رئولوژی بتن و نیز روشهای تراکم ، با هدف بهبود خواص مقاومت و دوام آن صورت گیرد . این تحقیقات در نهایت منجر به معرفی بتن خود متراکم در ژاپن گردید . بتنی با قابلیت جریان زیاد که می تواند تنها تحت تاثیر نیروی ثقل و بدون نیاز به انجام هرگونه فرآیند دیگری تمامی زوایای قالب را پر کرده و آرماتور ها دربرگیرد، بدون آنکه جداشدگی یا آب انداختن ایجاد گردد . بررسی رئولوژی و کارایی ، تاثیر بالایی بر تعیین خواص بتن خود تراکم را نشان می دهد ؛ لذا بر اساس روابط مایع لزج نیوتنی ، پارامترهای موثر در تعریف رفتار جریان بتن خود تراکم را معرفی می کند و آزمایش جی – رینگ آزمایش ساده و مناسبی برای اندازه گیری مقاومت بتن در مقابل جداشدگی سنگدانه ها است و چنانچه مقدار آب و خصوصا" فوق روان کننده از یک حد معینی افزایش یابد مقاومت جداشدگی بتن کاهش می یابد و از آزمایش دو نقطه ایی میتوان بدست آورد که ثابت های رئولوژی میتوانند خواص رئولوژی ، خصوصا" توانمندی بتن از نظر حرکت پذیری و پرشدگی را بخوبی تعیین نماید .

بتن خود تراکم نخست در سال 1986 توسط H.okamura در ژاپن پیشنهاد گردید و در سال 1988 این نوع بتن در کارگاه ساخته شد و نتایج قابل قبولی را از نظر خواص فیزیکی و مکانیکی بتن ارائه داد . مقالات متعددی در ارتباط با توسعه بتن خودتراکم در دنیا ارائه شد امروزه بتن خود تراکم همزمان با کشور ژاپن در مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی کشورهای اروپایی ، کانادا و امریکا تحت عنوان self – consolidating concrete موضوع بحث بررسی و اجرای سازه های بتنی است . در ایران نیز استفاده از بتن خود تراکم از چند سال قبل آغاز شده و مزایای آن بهره گرفته شده است برای مثال می توان از مصرف بتن خود تراکم در تونل رسالت در تهران نام برد .

مبانی طراحی مخلوط بتن خود تراکم

سیال و پایدار بودن از مبانی طراحی مخلوط scc هست ، اما غیر از این خصوصیات ، عامل اقتصادی نیز باید در طراحی در نظر گرفت . چالش مهم در طراحی مخلوط scc ، معادل بودن مشخصات مورد نیاز با مشخصات واقعی است مواد مورد نیاز برای ساخت scc به شرح زیر است :

1 – سیمان : نوع و مقدار سیمان براساس خواص و دوام مورد نیاز تعیین می گردد . معمولا" مقدار سیمان بین 350 – 450 kg/m3 است .

2 – سنگدانه درشت : تمام سنگدانه های درشت که برای بتن معمولی استفاده می شود ، قابل مصرفدر scc است . اندازه حداکثر معمولا" بین 16 – 20 میلیمتر است. به طور کلی مقدار سنگدانه درشت در scc کمتر از بتن معمولی است زیرا سنگدانه درشت انرژی زیادی مصرف می کند که باعث کاهش جاری شدن بتن می شود و در هنگام عبور از موانع مانند آرماتور سبب مسدود شدن بتن میگردد .

3 – سنگدانه ریز : تمام سنگدانه های ریز که برای بتن معمولی استفاده میشود برای scc نیز مناسب است هر دو نوع ماسه شامل شکسته و گرد گوشه قابل استفاده میباشد هرچه مقدار ماسه در مخلوط بیشتر باشد ، مقاومت برشی مخلوط بیشتر است.

4 – مواد افزودنی معدنی : انواع مواد افزودنی معدنی یا پوزولان را میتوان در scc مصرف کرد این مواد برای بهبود خواص بتن تازه و یا بتن سخت شده و دوام مورد استفاده قرار میگیرد . از جمله این موارد میتوان میکروسیلیس ، سرباره و روباره را نام برد.

5 – فوق کاهنده آب : فوق کاهنده آب یا فوق روان کننده ها از مواد بسیار مهم برای ساخت scc محسوب میشوند .

6 – مواد اصلاح کننده ویسکوزیته : مواد اصلاح کننده ویسکوزیته برای افزایش مقاومت جداشدگی در scc مصرف میشود .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره بتن خود تراکم SCC 8 ص

تحقیق درباره بهائیت

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره بهائیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 58

 

موضوع تحقیق:

وهابیت

استاد مربوطه: سرکار خانم غیوران

نام و نام خانوادگی: زهرا السادات موذنی

شماره دانشجویی:8111611122

مقدمه

از آغاز پیدایش اسلام دو گروه از پیشرفت سریع این آیین آسمانی جلوگیری کرده اند ،نخست دوستان غافل و دیگر دشمنان عاقل . دشمنانی که در میدان جنگ نتوانستند بار سنگین نبرد را تحمل نمایند ،به لباس دوستی در آمدند و بیش از دشمن جنگی برپیکر اجتماع متحد اسلامی ضربه زدند.

ابوسفیانٍ جنگجو که با نیروی عظیم جانی و مالی در نبردهای پیاپی از نیروهای اندک مسلمانان شکست خورد ،خود و پیروانش با تظاهر به اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان به انکار وحی و پیامبری پرداختند و همراه با یهودیان شکست خورده نقش خویش را اجرا کردند و کودتای اسفبار تاریخ اسلامی را به وجود آوردند و خشت اول بنا را کج نهادند تا کار به انقلاب عمومی مسلمین و قتل عثمان منجر گردید.

معاویه ،همجوار مسیحیان شکست خورده ،جویای نام ونشان و با حالت انتقامی شدید از بنی هاشم به دنبال فرصت می گشت .تلاقی دو هدف :اتحاد نا مقدس معاویه و سیاست روم کار را به آنجا کشانید که کشیش ،هانری لامانس بسیار از معاویه تعریف و تمجید کند و بگوید :جا دارد که مسیحیان مجسمه های زرین معاویه را در میدانهای اروپا نصب کنند.

آری معاویه و فرزندش دو جاسوس زبردست برای غرب بودند و از منویات دشمن و راهنماییهای سرجون مسیحی به خوبی در جهت انهدام کاخ با عظمت اسلام بهره می گرفتند .نه تنها در صدر اسلام بلکه در همه اعصار و نیز قرون اخیر این دشمنان دوست نما ،به اجرای نقشه های شوم خویش در کشورهای اسلامی مشغول بوده اند.

از این گروه در قرنهای اخیر افراد زیر را می توان نام برد:

مستر همفر ،سر ادواردگری ،سر سید احمد خان ،سر ملکم خان ،سر عباس افندی،کینیاز دالگورکی،و غلام احمد قادیانی که ماموریتهای هر کدام پیامد هایی برای ملتهای اسلامی داشته است و آثار ویرانگر آنها هنوز گریبانگر جوامع ماست.

برای مثال کینیاز دالگورکی نطفه حرامی به نام بابیت را به وجود آورد که با انشعابهای مختلف با نامهای ازلی ،بهایی ،بیانی ،مرآتی و غیره در دامن انگلستان پرورش یافت .امپریالیسم آمریکا نیزاز این مولود چند پدر بهره برداری می کند .برای روشن شدن ارتباط سه جانبه این حزب بیگانه پرست به کتابهای خودشان مراجعه می کنیم:

در مورد ارتباط آنان با روسیه،شوقی -نوه عباس افندی –در قرن بدیع می گوید :«در زرگنده میرزا مجید شوهر همشیره مبارک که در خدمت سفید روس پرنس دالگورکی سمت منشی گری داشت آن حضرت (بهاءا...) را ملاقات و ایشان را به منزل خویش – که به منزل سفید متصل بود –رهبری و دعوت نمود... سفید روس از تسلیم حضرت بهاءا... امتناع ورزید .» و در رساله ایام تسعه می گوید :«سفیر روس به صدر اعظم ایران نوشت :باید حضرت بهاءا... را از طرف من پذیرایی کنی و در حفظ این امانت کوشش نمایی ،و اگر آسیبی به بهاءا... برسد شخص تو مسؤل سفارت روس خواهی بود.»

در مورد وابستگی به انگلستان در کتاب خطابات در انگلستان می گوید :«آمدن من به اینجا سبب الفت بین ایران و انگلستان است .نتیجه به درجه ای می رسد که به زودی افرادی از ایران جان خود را برای انگلستان فدا می کنند... .»

و در اظهار علاقه به آمریکا ،در کتاب خطابات می گوید :«از برای تجارت و منفعت آمریکا مملکتی بهتر از ایران نه؛چه ایران تمام ثروتش زیر خاک پنهان است .امیدوارم که آمریکا سبب شود که آن ثروت آشکار گردد.»

این گوشه ای از وابستگی مسلک ساختگی بابیگری و بهاییگری به سیاستهای خارجی است که به روشنی در کتابهای خودشان نیز آمده است .به همین طریق می توان به چگونگی پیدایش فرقه های دیگر در قلب کشورهای اسلامی پی برد .از جمله غوغاهایی که وهابیها به وجود آوردند .انتشار و گسترش مذهب وهابیت با جنگ و خونریزی و غارت و تجاوز به مال و ناموس مسلمانان همراه بوده است .پیشوایان این مذهب اختراعی و جدید التأ سیس برای اینکه بتوانند در میان سایر مذاهب جایی برای آیین نوپای خود باز نمایند و سایر مذاهب کهن را از صحنه خارج کنند، به بهانه های واهی ،عقاید سایر مسلمانان را باطل دانستند و به آنان نسبت کفر و شرک دادند.

وهابیان در آغاز تعدادی از دانشمندان خود را به مکه و مدینه فرستادند تا با علمای بزرگ اسلامی که در آن دو شهر حضور داشتند ،بحث کنند و عقاید خود را بیان نمایند ،دانشمندان مکه و مدینه چون سخنان این گروه را شنیدند و در مورد آن بررسی کردند،به کفر آنان حکم نمودند و از آن پس از ورود وهابیان به مکه برای انجام فریضه حج جلو گیری کردند.

با برقراری پیوند شوم میان محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود و انجام جنگها و خونریزیهای فراوان ، قدرت آل سعود بر شبه جزیره عربستان تثبیت شد و مذهب وهابیت در این کشور رسمیت یافت .کشف مخازن زیر زمینی نفت و استخراج و فروش آن ، پشتوانه اقتصادی مناسبی برای تحکیم قدرت آل سعود و نفوذ و گسترش وهابیت فراهم ساخت ،به طوری که امروزه این مذهب باطل ،گذشته از عربستان ،پاکستان و افغانستان ،در کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق و نیز کشورهای آفریقایی و حتی در بخشهای شرقی و جنوبی ایران در حال گسترش است . گروههای فتنه گر و فاسد سپاه صحابه و طالبان که برای چندمین بار آتش جنگ خانمان سوز وبنیان برانداز را در کشور اسلامی افغانستان شعله ور ساختند و باعث شدند چهره ای نا پسند و غیر عقلانی از اسلام در معرض دیدگان جهانیان قرار گیرد ،نیز مولود وهابیت عربستان و پاکستان است.

در این تحقیق پیدایش وهابیت و چگونگی گسترش این مسلک ،درگیریها و ویرانگریها ی وهابیان و نیز رد باورهای آنان مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مروری بر شرح حال محمدبن عبدالوهاب

او محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان تمیمی ،در شهر عیینه از شهرهای منطقه نجد دیده به جهان گشود. فقه را بر اساس مذهب احمدبن حنبل فرا گرفت .از کودکی سخنانی می گفت که به گوش مسلمانان آشنا نبود .به مکه و بعد مدینه سفر کرد .و از سال 1143 ه .ق آراء خود را بطور


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره بهائیت

تحقیق درباره ارسطو و فن شعر

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره ارسطو و فن شعر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 26

 

ارسطو و فن شعر

ص 3و4و5

میراث شگرف پرمایه ای که از تعالیم ارسطو، دانای یونان ، درتاریخ اندیشه باقی مانده است در عین آنکه درعصر ما هنوز لامحاله به عنوان یک پدیده تاریخی و انسانی درخور توجه است خود آن نیز، از یک سو در طی تاریخ پابه پای نهضتها و مکتبهای فکری و فلسفی عرضه تغییر و اصلاح شده است و از سوی دیگرسرمایه ای از اندخته فلسفی دنیای قبل از وی را – درتأثیرهایی که تدریجا از آنها پذیرفته است و درنقدهایی که بهمناسبت طرح مسایل از آنها عرضه کرده است – به دنیای بعد از وی انتقال داده است و البته، با چنین حالی، جای شگفتی نیست اگر میراث فلسفی او مثل شبح یک سنت بردوش قرنها سایه افکند و سرگذشت فکر و فلسفه اوتا حدی با سراسرداستان فرکو فلسفه انسانی مشتبه شود. در واقع از همین روست که ارسطو مثل یک قهرمان برگ افسانه ها، در طی قرنها دراز و در بین اقوام گونه گون، از دیرباز موضوع قصه ها و معروض ستایشها و نکوهشها شده است . درواقع درباره احوال او روایات موجود خالی ازگزاف وافسانه بسیار نیست امااز مجموع آنها می توان تصویری از زندگی و اندیشه او طرح کرد. به موجب انی روایات، و تا حدی که از غور در جزئیات آنها بر می آید، ارسطو به احتمال قوی در نخستین سال المپیاد نودو نهم به دنیا آمد – در سال 384ق م . استاگیرا زادگاه او که امروز ظاهراً شهر استاورو در جای انست یک کوچنشین یونانی در ولایت تراکیه ودر مجاورت کوه آتوس بود که چون یونانیان کالسیس آنجا را آباد کرده بودند تمام نواحی اطراف به نام آنها کالسیدیس خوانده می شد. اهالی استاگیرا و سایر نواحی کالسیدیس البته یونانی بودند و فرهنگ وآداب یونانی هم در بین آنها غلبه داشت. معهذا بعضی محققان مثل برنایز و فون هومبولت به سبب همین نکته که نشأت ارسطو در خارج از خطه اصلی یونان باستان بود، پنداشته اند که وی را باید نیمه یونانی خواند اما گروت و برخی پژوهندگان دیگر به درستی خاطرنشان کرده اند که خانواده های یونانی در این کوچ نشینی ها زبان و آداب قومی خود را حفظ می کرده اند و آنها را نمی توان نیمه یونانی خواند . در واقع اگر د ر رفتار و گفتار ارسطو گه گاه نیز چیزی غیر یونانی هست آن را باید به ویژگی های شخصی و تأثیر محیط زندگی خصوصی او مربوط شمرد. باری ، پدرش نیقوماخس طبیب و رفیق آمونتاس پارشاه مقدونیه و جد اسکندر بود، و شاید همین نکته ، و اینکه احتمالا ارسطو در دوره کودکی در دربار امونتاس با شاهزاده فیلیگوس آشنایی یافته بود، از اسبابی شده باشد که بعدها، فیلیپوس وی را جهت تربیت و سرپرستی پسرش اسکندر انتخاب کرده باشد. درانی باره البته سند موثقی در دست نیست اما آنچه ازمجموع مآخذ و قراین بر می آید این احتمال برا ممکن جلوه می دهد. البته بعید به نظر می آید که ارسطو از تعلیم پدر تأثر مهم و بلاواسطه ای یافته باشد چرا که وقتی پدرش وفات یافت وی طفلی خردسال لیکن علاقه ارسطو به طبیعت و شوق به مسایل مربوط به زیست شناسی و نظایر آن در وی ممکن است تأثیر مع الواسطه و ناخود آگاه حرفه پدری باشد. در حقیقت آنگونه که از روایات کهنه بر می آید خانواده نیقوماخس مثل بسیاری از خاندانهای معروف پزشکان یونانی در آن ایام، نسب خودرا به اسقلبیوس می رانیدند و به هرحال حرفه طبابت در خانواده نیقوماخس موروثی بود. خود او نیز ظاهراً در جراحی مهارت داشت ، جالینوس اختراع وترکیب دارویی را به او نسبت می دهد و خود ارسطو هم در کتاب حیوان اشارتی به یک تألیف او دارد . در هر حال میراث حرفه ای و سابقه احوال خانواده لامحاله انی اندازه در ذهن کودک تأثیر داشته است که اورا به شیوه مشاهده مستقیم در احوال کائنات طبیعت و اسرار زندگی جانوران برانگیخته باشد و ارسطو این علاقه را در تمام کارهای علمی خویش نشان داده است. بدون شک اگر ارسطو، آنگونه که در روایات کهن هست ارث هنگفتی را که در طفلی از پدر دریافت تباه کرده و ناچار یک چند تن به حرفه سربازی و داروفروشی در داده باشد، باز میراث عمده ای را که قبل از ولادت خویش از علایق ذوقی و فکری پدر دریافت توانست به ثمر برساند و ازآن تعلیم بزرگ فلسفی بسازد که حتی با میراث فکری استادش افلاطون معارضه کند و احیانا آن را از حیثیت و اعبتار بیندازد. معهذا روایتی هم که می گوید وی ثروت پدر را برباد داد، و قبل از آنکه در آتن به حوزه افلاطون را ه پیدا کند یک چند به سربازی و دارو فروشی و مشاغل دیگر دست زد ممکن است به کلی بی اساس باشد چرا که از آثار خود او چیزی که تبحر او را در این مسایل و مشاغل نشان دهد برنمی آید . در هر صورت قبل از ورود به حوزه آکادمی افلاطون ، که مقارن 17 سالگی اوبود، از احوال او چیز درستی به طور قطع معلوم نیست. آنگونه که از فحوای پاره ای روایات بر می آید، هنپگام ورود وی به آتن افلاطون در سیسیل بود و ارسطو جوان در آنجا یک چند از محضر استادان دیگر استفاده کرد. وقتی افلاطون به آتن بازگشت (ح 360 ق م) ارسطو به محضر وی راه جست و تا پایان عمر افلاطون (347 ق م ) دیگر هرگز از محضر وی جدا نشد. بدینگونه بخش عمده ای از دوران 20 سال اقامت او در آتن (347-367 ق م) در محضر افلاطون گذشت و از بعضی مآخذ چنان بر می آید که تمام این 20 سال را در حوزه افلاطون به سر آورد. د رحوزه آکادمی این شاگرد نورسیده ، چنان فهم و استعدادی از خود نشان داد که استاد او را عقل و اهل مطالعه ، خواند و بدین گونه تفوق نیروی ادراک او و همچنین اهمیت علاقه ای را که او در امر مطالعه داشت ستود.

ص 9و10

با قبول دعوت یک همدرس و آشنای سابق ، هرمیاس، که در قسمتی از ولایت میزیه آسیای صغیر برای خود فرمانروایی کوچکی تحت حمایت هخامنشی ها به وجود آورده بود، همراه یک دوست و همدرس دیگر خویش به مام اکسنوکراتس را ه آسیا را پیش گرفت. در آسوس واقع در دامنه کو ایدا که هرمیاس جبار آتارنئوس از چند ی پیش به همراه چند تن از افلاطونیان سابق یک آکادمی تازه به وجود آورده بود و افلاطون هم در اواخر عمر برای این شاگردان سابق خویش رساله ای نوشته بود و آنها را هدایت و تشویق هم کرده بود، ارسطو فرصتی برای تدریس و تحقیق یافت. هرمیاس هم در درس وی شرکت کرد و تئوفراسطس نیز که بعدها خلیفه ارسطو گشت


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره ارسطو و فن شعر

تحقیق درباره تاریخ ولادت

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره تاریخ ولادت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

تاریخ ولادت ( سال ،‌ ماه ، روز )

در نزد مورخان شیعه و اهل سنت مشهور است که ولادت آن بزرگوار در سال چهارم هجری و در مدینه ی منوره بوده است چنانچه در تاریخ زندگانی رسول خدا (ص) نگاشته ایم ، و این قول را عموم اهل حدیث و تاریخ نیز نقل و انتخاب کرده اند ، از جمله علامه مجلسی ، شیخ مفید ، علی بن عیسی ادبلی ، ابوالفرج ، ابن شهر آشوب ، ابن اثیر جزری و ابن حجر عسقلانی .

در مقابل مورخان دیگری ولادت آن حضرت را سال سوم هجری ذکر کرده اند که از جمله ی علمای شیعه ، مرحوم کلینی (ره) و از دانشمندان اهل سنت واقدی و جمعی دیگرند. در مورد ماه و روز ولادت آن بزرگوار نیز شهود آن است که ولادت آن حضرت در پنجم ماه شعبان بوده ، و این قولی است که عموم اهل حدیث و مورخانی که در بالا نامشان را ذکر کردیم اختیار کرده اند . اقوال دیگری نیز مانند سوم شعبان و آخر ربیع الاول و سیزدهم ماه رمضان نقل شده است . که این دو قول اخیر مشهور نیست . و اما قول سوم شعبان نیز از نظر اهل تاریخ ضعیف تر از قول اول است . ولی مجلسی (ره) در بحارالانوار می گوید : «الا شهر فی ولادته صلوات الله علیه انه وله الثلاث خلون من شعبان . . . » یعنی : مشهورتر در ولادت آن حضرت سوم شعبان است . دلیلی کهبرای آن ذکر کرده است روایت شیخ در مصباح و توقیعی است که از ناحیه مقدسه برای ابوالقاسم بن علاء همدان ،‌ وکیل حضرت عسکری (ع) صادر گردیده بود . البته این روایت به تنهایی نمی تواند دلیلی بر مشهورتر این قول باشد ولی از آنجا که مرحوم مجلسی حریت فن حدیث و احاطری ایشان بر احادیث بیش از ما بوده گفتار ایشان در این باره مقبول است . و الله اعلم . . .

خوابی که ام الفضل دید :

ابن حجر و دیگران روایت کرده اند که ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب ،‌ عموی رسول خدا (ص) ،‌که نامش لبابه بوده است خوابی دید که موجب نگرانی و اضطراب خاطر او گردید و برای تعبیر آن به نزد رسول خدا آمد و خواب خود را اینگونه بیان کرد «رایت ان عضو امن اعضایک فی بیتی» یعنی : در خواب دیدم عضوی از اعضای بدن شما در خانه ی من قرار گرفته است ؛ رسول خدا (ص) خواب او را چنین تعبیر فرمود : «تله فاطمه غلاما و تر ضعینه بلین قثم» یعنی فاطمه پسری به دنیا می آورد و تو او را به شیر «قثم» (کی از فرزندان عباس و لبابه) شیر خواهی داد . و طولی نکشید که فاطمه (س) حسین (ع) را به دنیا آورد و لبابه او را به نزد خود برد .

ماجرای ولادت و نام گذاری :

در روایتی که برخی از آنها در داستان ولادت سبط اکبر رسول خدا (ص) امام حسن مجتبی (ع) دکر شده و مرحوم صوق و دیگران آن ها را نقل کرده اند ، آمده است که چوم حسین (ع) به دنیا آمد و او را به نزد رسول خدا (ص) بردند تا نامی برای او بگذارند رسول خدا (ص) فرمودند : «من در نامگذاری این فرزند بر خدای عز و جل سبقت نمی گیرم . سپس جبرئیل نازل شد . عرض کرد : » یا محمد القی الا علی یقرتک السلام و یقول لک علی منک کهارون من موسی ، سم ابنک هذا باسم ابن هارون» یعنی : منزلت و مقام علی در نزد تو همانند مقام و منزلت هارون نسبت به موسی است ؛‌ از این رو نام فرزند او را به نام فرزند هارون نامگذاری کن . رسول خدا از جبرئیل پرسید : نام فرزند هارون چه بوده ؟ جبرئیل عرض کرد که : «نام او شبیر بود» . رسول خدا (ص) فرمود : «زبان من عربی است» . جبرئیل عرض کرد : «نام او را حسین بگذار» و رسول خدا این نام را برای فرزندش انتخاب فرمود .

رسول خدا (ص) از آینده ی غم انگیز و شهادت نوزاد خبر می دهد :

در روایت اهل سنت نیز نظیر روایتی که از اسماء دختر عمیس و دیگران روایت شده و در آن ها آمده است که اسماء می گوید : «من حسین را به نزد رسول خدا بردم و در دامان آن حضرت نهادم و رسول خدا (ص) گریست . من عرض کردم : «پدرو مادرم به قربانت سبب گریه ی شما چیست ؟» حضرت فرمود : «به راستی که این پسر مرا گروه ستمکاری از امت من خواهند کشت که خدای تعالی شفاعت مرا به آن ها نرساند . اسماء گوید : رسول خدا (ص) به دنبال این سخن فرمود : «ای اسماء این خبر را به فاطمه مده که تازه زاست و شنیدن این خبر غم انگیز برای او در این حالت مناسب نیست» . نشیر این روایت در کتاب های حدیث شیعه با تفصیل بیشتری از آن حضرت نقل شده که از آن جمله روایت امالی شیخ است که به سنه خود از اسماء داستان ولادت حسین (ع) را نقل کرده است و در باره حسین (ع) می گوید : چون نوزاد را به نزد آن حضرت بردم رسول خدا (ص) فرمود : «ای فرزند تو را در آینده سرگذشتی است . خدایا کشنده ی او را لعنت کن ( و از رحمت خود دور فرما ) و این خبر را به فاطمه مده» . اسماء می گوید که من نوزاد را بردم و در روز هفتم رسول خدا (ص) به نزد من آمد و فرمود :«فرزندم را بیاور» من آن نوزاد را نزد رسول خدا (ص) آوردم و آن حضرت برای او عقیقه کرد، سرش را تراشید و هم وزن آن از نقره صدقه داد . آنگاه او را در دامان خود گذارد و گفت : «ای اباعبدالله بر من ناگوار و دشوار است» . این سخن را گفت و گریست . من عرض کردم : پدر و مادرم به قربانت ، هم امروز و هم روز نخست چنین کرده ،‌ داستان چیست ؟ رسول خدا (ص) در پاسخ فرمود : «می گریم ، برای فرزندم که او را گروهی ستمکار و کافر از بنی امیه می کشند ، خدایشان لعنت کند و شفاعت مرا در روز قیامت به ایشان نرساند . قاتل او مردی است که (حرمت) دین را بشکند و خدای بزرگ را کافر شود» . و به دنبال آن فرمود : «خدایا من از تو درباره دو فرزند خود درخواست می کنم آنچه را ابراهیم درباره فرزندانش درخواست نمود ، خدایا این دو را دوست دار و دوست دار هر کس که ایشان را دوست دارد ، و لعنت کن هر کس که ایشان را دشمن دارد ، به اندازه پری آسمان و زمین» .

داستان فرشته ای که از برکت این مولود بزرگوار مورد لطف الهی قرار گرفت :

در روایت شیعه و اهل سنت با اختلاف بسیار و اجمال و تفصیل زیاد ،‌ داستانی از هبوط جیرئیل به همراه صفوفی از فرشتگان برای تهنیت به رسول خدا (ص) در مراسم ولادت امام حسین (ع) نقل شده که ما یکی از آن روایات را که مختصرتر از دیگران است برای شما بازگو گرده و در پایان به روایت دیگر اشاره می کنیم .

شیخ صدوق (ره) در کتاب امالی به سنه ش از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود : «هنگامی که حسین بن علی (ع)‌ به دنیا آمد خدای عز و جل حبرئیل را مامور کرد تا با هزار فرشته برای تبریک و تهنیت به رسول خدا (ص) بر زمین فرود آید». جبرئیل نیز طبق ماموریت الهی بر زمین هبوط کرد وبه جزیره ای رسیدکه فرشته ای به نام «فطرس» در آن به سر می برد که از حاملان عرش بود و بر اثر کندی در انجام فرمان الهی پر و بالش شکسته و در آن جزیره سقوط کرده بود و هفتصد سال در آنجا به عبادت خدای تعالی مشغول بود . در این وقت فرشته ی


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره تاریخ ولادت

تحقیق درباره ارسطو

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره ارسطو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 229

 

ارسطو و پیروانش

ارسطو مانند دموکریت و افلاطون در ضدیت که با کشف (اتحاد) میان عین و ذهن زمینه سفسطه را از بین ببرد. او سفسطه را معلول می داند و به جنگ علت می رود . او سعی می کند اشتباهات سخنوران ورزیده و آن خطا به گران را که حق را ناحق و ناحق را حق (حقیقت را غیر حقیقت و غیر حقیقت را حقیقت می کردند) روش نماید و میداند که اگر در این راه موفق شود سفسطه گری که مهبول و معلول جریان فوق بود خودبه خود از بین میرود. ارسطو منطق خاص و معروف خود را وضع میکند و میان سخن مستدل یا سخن غیر مستدل و ناصحیح محدود و مرزهای تعیین می کند. البته ارسطو بیان معتقدند که منطق شان علاوه بر کشف اشتباهات اینان بیش ازهر بینش و مکتب دیگر در رد سفسطه موفق بوده اند و بهتر و مفید تر عمل کرده اند.

فلسفه ارسطو بنابر اصل اعلام شده اش که می گوید (ذهن خلاق) است وکلیات را می آفریند در مساله مورد بحث مابه (تعاطی) و (دیاکتیک) معتقد است. این بینش معتقد است که ذهن هیچ آدمی در بدو تولد دارای آگاهی نیست و هیچ چیزی با خود به همراه نمی آورد (برخلاف اصل مثل و تذکار افلاطون ) پس از ذهن خلاق ولی دست خالی نیازمند جهان بیرون (عینی) است. ذهن ادراکات جزئی را از بیرون میگیرد و با استفاده از آنها صورتهای کلی را در خودش می سازد. آنگاه بوسیله همان صورتهای ساخته شده و روابط سازمان یافته میان آنها در مورد عین وجهان خارج به داوری و اصدار احکام می پردازد. پس دانش بشری محصول فعالیت مشترک و فعل و انفعال عین و ذهن است . اتخاذ مسئله (مشارکت) همان طور که گفته شد به آن شرح در مکتب ارسطو تبیین میشود اما مساله (اتحاد) ی که دموکریت و افلاطون در پی آن بودند تا بوسیله آن میان ذهن و خارج یک وحدت عینی برقرار کنند و زمینه را از دست سسفطیان بگیرند در فلسفه ارسطو کنار گذاشته شده بود و همان طور که گفته شد به عوض آن از منطق استفاده شده است . جالب این است نوافلاطونیان نیز تحت تاثیر ارسطو میان مساله (مثل) را از سریر والایی که افلاطون به خاطر معرفی (اتحاد) در آن جایگاه بلند نشانده بود پایین کشیدند و چون به منطق و می ارسطو نیز نقدهایی داشتند، مساله (اتحاد) را با (وحدت وجود) حل کردند که در حالی ارسطو میان اشکال را عمیقتر کردند و استدلال را به خلجانات عشق فروختند.

اما در آینده خواهیم دید که یکی از خلفهای پلوتن لجوجانه در صدد تبیین استدلالی برای اتحاد درآمده است. به هر حال فلسفه ارسطویی خود را نیازمند طرح مساله اتحاد نمی دید تا اینکه ملاصدرا در این اواخر (اتحاد) را با معنای دیگر و در مسیر دیگر و برای اهداف دیگر تحت عنوان (اتحاد عاقل و معقول) بازسازی کرد که شرحش ر اخواهیم دید.

باز هم جالب این است که ملاصدرا نیز متقابلا تحت تاثیر نوافلاطونیان مساله اتحاد را زنده کرده است زیرا پس از قرنها سخن آن خلف پلوتن به او رسید. سخنی که نه نوافلاطونیان می پذیرفتند و نه ارسطوئیان ولی صدرا آن را پرورانید. و یا لکتیک سه جانبه مشائیان مشارکت و تعالی را در میان عین وذهن (دوجانبه) نمی دانند. آنان روح انسانی را ناظر فعال در فعالیت ذهنی می دانند و بدین ترتیب به یک دیالکتیک سه جانبه معتقدند.

دیگر آن حالت دیالکتیک دو جانبه که منظور دست اندرکاران (جامعه شناسی شناخته است، مورد نظر ارسطوئیان نیست و اساسا دیالکتیک بدین شکل شکل مرا در جامعه شناسی شناخت) در هیچ کدام از فلسفه ها تا زمان هگل مطرح نبوده است چنین چیزی در فلسفه کلاسیک یونان بیشتر در محور ارتباط ذهن با جهان طبیعت (اعم از همه موجودات و آن) عنوان و بحث می گردید نه در محور رابطه ذهن با چیزی به نام (جامعه) لیکن همین مبنای صرفا فلسفی در بیان مسائل اجتماعی و جامعه نیز بدون اینکه صورت قواعد اعلام شده دانسته باشد جریان می یافت و نقش خود را مثلا در (علم الاجتماع) (به قول خودشان) یا (حکمت عملی اجتماعی) ایفا می کرد.

ارسطو : الف – ذهن ابتدا وجود ندارد (در این اصل با مکتب ما هم عقیده است) ب- ذهن را تنها در تقابل با عین مطرح میکند نه در تقابل با عین از یک طرف و در تقابل با خود از طرف دیگر ج- انسان یا خود را دو کانونه نمی دانند و خود در مکتب ارسطو تنها یک کانون دارد (غریزه) و اگر ارسطو نحنی از فطرت به میان می آورد لفظ مردانی است با غریزه ، نه چیز جدا از غریزه د- او (خود) را همان (روح) می داند اما مکتب ما (خود) را (مشارکت روح غریزی و روح فطری را میداند پس ناگفته پیداست که بینش مورد نظر به دو (روح) معتقد است. ه- ارسطو به چگونگی پیدایش این روح که می گوید (مجرد) است و به تبیین آفرینش یا منشاء آن نمی پردازد و موضوع را با مسامحه و لغزیدن برگزار می کند.

البته بعدا خلاء موجود در مکتب ارسطو را ملاصدرا با طرح (حرکت جوهری) پر می کند و می گوید روح با حرکت جوهری از مواد بدن نشات می یابد. ولی


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره ارسطو