حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره منطق و فلسفه

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره منطق و فلسفه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 37

 

علم منطق

علم منطق :

یکى از علومى که از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذیرش عمومى یافت , و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دینى جزء علوم دینى قرار گرفت , علم منطق است .

علم منطق از متون یونانى ترجمه شد , واضح و مدون این علم ارسطاطالیس یونانى است.این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت , اضافاتى بر آن شد و به سر حد کمال رسید . بزرگترین منطقهاى ارسطویى که در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفاى بو على سینا است , منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است.

تعریف منطق :

منطق < قانون صحیح فکر کردن > است . یعنى قواعد و قوانین منطقى به منزله یک مقیاس و معیار و آلت سنجش است که هر گاه بخواهیم درباره برخى از موضوعات علمى یا فلسفى تفکر و استدلال کنیم باید استدلال خود را این مقیاسعا و معیارها بسنجیم و ارزیابى کنیم که بطور غلط نتیجه گیرى نکنیم , منطق براى یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده مى کند نظیر شاقول یا طراز است که بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى کند و مىسنجد که آیا دیئارى که بالا برده است عمودى است یا نه ؟ و یا آیا سطحی که چیده است افقى است یا نه؟

فائده منطق :

از تهریفى که برای منطق ذکر کردیم فایده منطق نیز روشن مى شود معلوم شئ فایده منطق جلوگیرى ذهن است از خطاى در تفکر ؛ تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یکدیگر براى بدست آوردن معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم . در حقیقت تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوى یک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبدیل آن به معلوم.

ذهن آنکاه که فکر مىکند و می خواهد از ترکیب و مزدوج کردن معلومات خویش مجهولى را تبدیل به معلوم کند , باید به آن معلومات شکل نظم و صورت خاص بدهد . یعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند که شکل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان مى کند .

خطاى ذهن :

ذهن آنگاه که تفکر مى کند و امورى را براى امرى دیگر قرار میدهد ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد. منشاء خطا یکى از دو امر ذیل ممکن است باشد :

آن مقدماتى که آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد . یعنى مقدماتى که مصالح استدلال ما را تشکیل مىدهد فاسد باشد.

نظم و شکل و صورتى که به مقدمات داده شده غلط باشد یعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است ولى شکل استدلال ما غلط است.

خطا سنجى منطق ارسطویى منحصراً مربوط به شکل و صورت استدلال , اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطویى خارج است , لهذا منطق ارسطویى را منطق صورت مى نامند .


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره منطق و فلسفه

تحقیق درباره موقعیت مکه و نقش آن در رشد اسلام

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره موقعیت مکه و نقش آن در رشد اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

موقعیت مکه و نقش آن در رشد اسلام

کتاب: تاریخ سیاسى اسلام سیره رسول خدا(ص)، ص 318

نویسنده: رسول جعفریان

رسالت پیامبر(ص)در شهر مکه آغاز شد،شهر مکه،براى ابلاغ و گسترش اسلام از زمینه‏اى برخوردار بود که مناطق دیگر جهان از آن بى‏بهره یا کم‏بهره بودند.ویژگیهاى این منطقه از جهات مختلفى مى‏توانست در تکامل و رشد اسلام در میان مردم مؤثر باشد.

نخستین مسأله،تقدس کعبه نزد اعراب بود.کعبه‏اى که حضرت ابراهیم(ع)بنا کرد،از قرنها قبل از بعثت،به عنوان خانه و معبدى محترم مورد توجه همگان قرار داشته و تقدس خاصى به مکه مى‏بخشید،این تقدس تا جایى بود که در پناه و پرتو کعبه،مکه شهر امن و امان تلقى مى‏شد .از کتب تاریخى به دست مى‏آید که کعبه نزد اکثر ملل جهان از قدیم الایام مورد احترام بوده است،ایرانیان صائبى مذهب و آشوریان،کعبه را یکى از خانه‏هاى هفتگانه و معظم جهان مى‏پنداشتند و چون کعبه بسیار قدیمى بود برخى آن را خانه«زحل»مى‏دانستند.

ایرانیان معتقد بودند روح«هرمز»در کعبه حلول کرده و گاه برخى به زیارت آن مى‏آمدند.یهودیان براى کعبه احترام قائل بودند و خداى را در آنجا بر اساس دین ابراهیم عبادت مى‏کردند .در کعبه تصویر ابراهیم و اسماعیل(ع)وجود داشت در حالى که در دست آنها تیرهایى(ازلام)دیده مى‏شد،همچنین تصویر مریم و حضرت مسیح(ع)در آنجا بوده‏و این نشان دهنده آن است که مسیحیان نیز همچون یهودیان به کعبه احترام مى‏گذاشتند.زمخشرى حکایتى در باب نامگذارى زمزم نقل کرده که ضمن آن از آمدن بابک بن ساسان به مکه یاد شده است.حکایت مزبور را با اندکى تفاوت مسعودى و حموى نیز نقل کرده‏اند. (1) اعراب نیز که کعبه را خانه خدا و ساخته دست حضرت ابراهیم(ع)مى‏دانستند،براى آن احترام خاصى قائل بودند و از هر سو براى حج به مکه مى‏آمدند.این سنت از دین ابراهیم(ع)در میان آنان باقى مانده بود.احترام هندیان نسبت به کعبه،بویژه«حجر الاسود»نیز نقل شده است. (2)

دومین مسأله آن که مکه یک مرکز تجارى بود و افزون بر آن که مکیان اهل تجارت بودند، (3) و هر سال دو مرتبه راهى مناطق شامات و یمن و حبشه براى تجارت مى‏شدند،خود مکه نیز محل رفت و آمد کاروانهایى بود که از شما به جنوب یا از غرب به شرق مى‏رفتند،از این رو مکه محل رفت و آمد بسیارى از تجار آن روزگار بود.

سومین مسأله آن که مکه حرم تلقى مى‏شد.وقتى ابراهیم(ع)به این منطقه لم یزرع (4) آمد،اقدام به بناى خانه‏اى نمود (5) که«بیت الله الحرام»نام گرفت.ابراهیم(ع)پس از ساختن کعبه دعا کرد تا خدا مکه را شهرى امن قرار دهد (6) ،خداوندى دعاى او را مستجاب فرمود و آنجا را«حرم امن»قرار داد (7) چنان که خود نیز به این شهر قسم یاد مى‏کند. (8) علاوه بر حرمت مکه،ماههاى حرام عاملى بود تا قبایل در ماههاى مزبور به راحتى و با اطمینان از عدم حمله قبایل دیگر،بتوانند به مکه و بازارهاى اطراف آن بروند. (9)

چهارمین مسأله موقعیت جغرافیائى مکه نسبت به جهان آن روز بود.این شهر در میان ایران و روم در شرق و غرب،وضعیت میانه‏اى داشت و بویژه بعدها در گسترش دعوت اسلامى در هر دو سوى جهان نقش مهمى داشت. (10)

ویژگیهاى گفته شده براى شهر مکه،سبب شد تا هم از لحاظ«خبرى»و هم از جهت«عملى»این شهر نقش مهمى را در گسترش نهضت ایفا کند.روشن است که تکلیف‏پیامبر(ص)ابلاغ اسلام به مردم بود (11) ،و گسترش خبرى اسلام از این نقطه به سراسر جهان و مناطق دور افتاده جزیرة العرب،خود عمل به این وظیفه مهم بود.امن بودن شهر مکهـکه عرب به پیروى از ابراهیم(ع)آن را پذیرفته و مراعات مى‏کردـسهمى قابل توجه در کار نشر دعوت اسلامى داشت.در این جا به نمونه‏هایى از این تأثیر اشاره مى‏کنیم:

از آنجا که اعراب در ایام حج،از سراسر جزیرة العرب به مکه مى‏آمدند،رسول خدا(ص)از این فرصت استفاده مى‏کرد،با رؤساى قبایل مختلف تماس مى‏گرفت و آنان را به اسلام دعوت مى‏فرمود،او در میان قبایل رفته و اسلام را به آنان عرضه مى‏داشت،ابو لهب نیز بدنبال او حرکت مى‏کرد و مى‏کوشید تلاش پیامبر(ص)را خنثى سازد.پیامبر(ص)در همین رابطه قبایل«بنى صعصعه»،«بنى حنیفه»،«کنده»و«کلب»را ملاقات و آنان را به اسلام فراخواند. (12) در یکى از همین ملاقاتها بود که رسول خدا(ص)گروهى از یمنى‏ها را نیز به اسلام دعوت کرد . (13) زمینه گروش مردم یثرب به اسلام نیز در همین تماسهاى موسم حج فراهم شد،گروهى از یثربیان در مراسم حج با پیامبر(ص)آشنا شدند و دعوت او را شنیدید،آنها ابتدا شش نفر بودند،در پیمان«عقبه اولى»12 نفر شدند،و سال بعد هفتاد و اندى مسلمان مدنى در موسم حج با پیامبر ملاقات کردند. (14)

تأثیر این تماسها در نشر اسلام از وحشت قریش در موسم حج به دست مى‏آید.آنان قبل از شروع مراسم جلساتى ترتیب داده و براى جلوگیرى از دعوت اسلام به مشورت و تبادل نظر مى‏پرداختند،یکى مى‏گفت بهتر است بگوییم محمد(ص)دیوانه است!دیگرى مى‏گفت بگوییم شاعر است!دیگرى مى‏گفت مى‏گوییم ساحر است و...! (15)

از«کعب بن مالک»نقل شده که پیامبر پس از سه سال دعوت مخفى،تبلیغ خود را علنى کرد،و در ایام حج به دنبال حجاج به خانه‏هایشان مى‏رفت و آنان را به اسلام دعوت مى‏فرمود،بعد از مدتى از قبایل آنان پرسش مى‏کرد و قبیله قبیله به سراغ آنان مى‏رفت. (16)

زمانى در ایام حج،بازارهاى معروف«عکاظ»و«مجنه»و«ذى المجاز»بر پا مى‏شد،پیامبر(ص)به این بازارها مى‏آمد و مردم را به اسلام فرا مى‏خواند (17) گیب با ارائه تصویرى ازشهر مکه تأثیر آن را در موفقیت رسول خدا(ص)بیان مى‏کند:«مکه در زمان او ده‏کوره‏اى خواب آلود و دور از هیاهوى جهان نبود.شهرى تجارى پر ازدحام ثروتمندى بود.تقریبا مرکزیت بازرگانى میان اقیانوس هند و مدیترانه را به خود اختصاص داده بود ...شهروندان مکه در حالى که نوعى سادگى بومى عربى را در آداب و رسوم و نهادهاى خود حفظ کرده بودند،اطلاعات وسیع از مردم و شهرهاى مختلف در روابط بازرگانى و سیاسى خود با قبایل عرب و مقامات رومى به دست آورده بودند.این تجارب قواى فکرى و عقلى رهبرانشان و همچنین سجایاى اخلاقى ایشان یعنى دوراندیشى و خویشتندارى را که در مردم عربستان به ندرت وجود داشت تقویت و تحریک کرده بود.توفق اخلاقى‏اى که از این راه مکیان نسبت به افراد قبایل حاصل کرده بودند باز بوسیله عاملى دیگر تقویت شده بود و آن عبارت بود از داشتن تعدادى از معابد و اماکن مقدس در شهر مکه و اطراف آن.تأثیر این زمینه استثنایى را در سراسر زندگى محمد(ص)مى‏توان باز یافت.اگر بخواهیم درباره این موضوع از جنبه صرف بشرى بحث کنیم باید بگوییم که رمز توفیق یافتن محمد(ص)در مکى بودن آن حضرت بود.اما مکه در برابر فروغ سعادت از ظلمت نکبت نیز بهره داشت.این تاریکى،عبارت بود از مفاسد خاص یک جامعه ثروتمند بازرگانى،وجود نهایت فقر از یک سو و غایت توانگرى از سوى دیگر. (18)

این سخن اخیر نشانى از وجود موانع عمده بر سر راه رسالت رسول خدا(ص)بود.

پى‏نوشتها:

1ـ ربیع الابرار،ج 1،ص 224،مروج الذهب،ج 1،ص 265،معجم البلدان،ج 4،ص 400

2ـ تفسیر المنار،ج 10،ص 420،المیزان،ج 3،ص 398

3ـ مجمع البیان،ج 10،ص .545

4ـ ابراهیم، 37

5ـ بقره، 127

6ـ ابراهیم،35،بقره، 126

7ـ عنکبوت، 67

8ـ التین، 4

9ـ نک:سنن النسائى،ج 2،ص 333،مسند احمد،ج 1،ص 228،361 و نک:الصحیح من السیرة النبى(ص)،ج 3،ص 308

10ـ فقه السیرة،ص 30،به نقل از:الصحیح من سیرة النبى(ص)،ج 1،ص .166

11ـ آل عمران،20،مائده،92 و 99،نحل،35 و 82،نور،54،عنکبوت،18،یس،17،تغابن، 12

12ـ انساب الاشراف،ج 1،ص 239ـ 238

13ـ انساب الاشراف،ج 1،ص 67،المصنف،ابن ابى شیبه،ج 7،ص 336

14ـ انساب الاشراف،ج 1،ص 239،وفاء الوفاء،ج 1،ص 222


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره موقعیت مکه و نقش آن در رشد اسلام

تحقیق درباره نشانه های پیدایش رستاخیز عمومی

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره نشانه های پیدایش رستاخیز عمومی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 13

 

نشانه های پیدایش رستاخیز عمومی :

این نشانه ها که از آنها تعبیر به الشراط الساعه یعنی : شرایط تحقق قیامت می شود ، دو جور است : یک قسم ، حوادثی است که حتما بایستی پیش از پیدایش قیامت و به عنوان پیش آهنگ رستاخیز ، تحقق پیدا کند .

و قسم دیگر اتفاقاتی است که ضرورت ندارد ، حتماً پیش از وقوع رستاخیز تحقق پذیرد ، هرگاه مقارن پیدایش قیامت نیز ، صورت پذیرد ، مانعی نخواهد داشت .

و ما ذیلاً به مهمترین آن نشانه ها اشاره می نمائیم :

نظام این عالم ، عوض می شود :

همان طوری که دانشمندان علم هیئت و فیزیک می گویند نظام کرات سماوی ، وابسته به یک نیروی قوی و نیرومندی است که تمام کرات را در چنبره قدرت خود گرفته ، نمی گذارد این نظام بدیع از هم پاشیده و یا اصطکاک و تصادمی در آن ، پدید آید .

دانشمندان مذبور این نیروی قوی و به تعبیر قرآن ستون های نامرئی را که همچون رشته ای کرات آسمانی را به هم پیوند داده بنام قوه ی جاذبه می خوانند .

هنگامی که بنا شود رستاخیز عمومی پدید آید ، مثل اینکه خداوند آن نخ پیوند دهنده و برقرار سازنده نظام بدیع را از میان کرات برداشته ، آنها را به حال خود وامی گذارد .

بدیهی است در آن صورت نظم و پیوستگی کرات از هم گسسته ، سر و صدا و انقلاب عجیبی در عالم پدید خواهد آمد .

آیات زیر اشاره به همین حقیقت و بیان کننده اوضاع و احوال چنین روزی است :

1- القارعة مالقارعة و ما ادریک ماالقارعة ، یوم یکون الناس کالفراش المبثوث و تکون الجبال کالعهن المنفوش...

یعنی : حادثه ی کوبنده ای؟ و تو چه می دانی که حادثه ی کوبنده چیست؟ روزی که مردم ، چون پروانه های پراکنده باشند و کوه ها چون پشم حلاجی شده باشد.(سوره ی قارعه آیه های 1- 5 )

2- یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب ، کما بدانا اول خلق نعیده .

یعنی : روزی که آسمانها را در هم پیچیم مانند در هم پیچیدن طومار برای نوشتن ، چنانکه در ابتدا مخلوقات را آفریده ایم همان طور هم اعاده شان خواهیم داد. (انبیاء آیه 104)

3- یوم تبدل الارض غیرالارض و السموات ، و برزو لله الواحد القهار.

یعنی : روزی که زمین به زمینی جز این تبدیل شود و هم چنین آسمانها بغیر وضع فعلی درآیند و مردم در پیشگاه خدای یکتای مقتدر حاضر شوند . (ابراهیم آیه 48 )

4- والسماء منفطر به کان وعده مفعولا.

یعنی : در آن روز ،آسمان شکافته شود ، وعده خدا واقع شدنی است . (مزمل آیه 18)

5- یوم تکون السماء کالمهل.

یعنی : روزی که آسمان ، مانند روغن جوشان گردد.(معارج آیه 8)

و همچنین است آیات:

اذا السماء انشقت (انشقاق آیه1)

و اذا السماء و انفطرت و اذا الکواکب انتثرت (سوره انفطار آیه 1-2)

و نظائر اینها .

خورشیدو ماه و ستارگان ،خاموش می شوند :

دانشمندان فلک شناس ،اظهار عقیده می کنند که : این خورشید فروزانی که ریاست منظومه ما را به عهده دار،1300،000 برابر حجم زمین ما حجم دارد ، و جرم آن 332000 مرتبه از جرم زمین بیشتر است و هرگاه بخواهیم وزن آن را به حسب تن بیان کنیم ، باید عدد 2 را بنویسیم و 27 صفر پهلوی آن بگذاریم در حالیکه زمین ما 082،841،310 ،0001،1کیلومتر مکعب ، حجم و 5977 تریلیون تن وزن دارد.

همین کره ی آتشین که گرمای ، سطح آن 11000 درجه فارنهایت و حرارت مرکزی آن 70 میلیون درجه است و شعله های آن تا 160000 کیلومتر زبانه می کشد و با سرعتی برابر 6000 کیلومتر در ساعت به بیرون پرتاب می شود بر اثر اینکه در هر ثانیه بالغ بر 4 ملیون تن از حجم آن : تبدیل به انرژی و حرارت می شود بالاخره روزی به خاطر این سخاوت بی مانند ، نیرویش تمام شده و به یک جرم کاملاً تاریک و بی فروغ تبدیل خواهد شد.

نه تنها خورشید ما دارای چنین سرنوشتی است ، بلکه ستارگان دیگر ، چه آنهائی که از خورشید کسب نور می کنند و چه آنهائی که خود ، دارای نور نبوده و از دیگران کسب نور می نمایند ، به چنین سرنوشتی دچار خواهند شد .

قرآن شریف ، چنین روزی را که دانشمندان فلک شناس ، پیش بینی می کنند به عنوان پیش آهنگ قیامت و رستاخیز عمومی می شناسد . که ذیلاً به بعضی از آن آیات اشاره می شود :

1- اذا الشمس کورت و اذا النجوم انکدرت و اذا الجبال سیرت ...

یعنی : وقتی که خورشید ، پیچیده و خاموش شد ، و وقتی ستارگان تیره شوند و هنگامی که کوهها سیر داده شوند ... هر کسی آنچه احضار کرده اند بداند .( سوره تکویر آیات 1- 3 )

2- یسئل ایان یوم القیامه ، فاذا برق البصر و خسف القمر ، و جمع الشمس و القمر ، یقول الانسان ، یومئذ این المفر ؟

یعنی : می پرسد روز رستاخیز کی می رسد ؟ و چون دیده خیره شود و ماه بگیرد و خورشید و ماه در یکجا جمع شوند ، آنروز انسان گوید : گریز گاه کجاست ؟ ( سوره قیامت آیات 6- 10)

3- اذا السماء و انفطرت و اذا الکواکب انتثرت و اذا البحار فجرت و اذا القبور بعثرت علمت نفس ما قدمت و اخرت .

یعنی : هنگامی که آسمان بشکافد ، و ستارگان پراکنده شود و دریاها به هم پیوندد ، و گورها زیر و رو شود ، هر کسی خواهد دانست که چه کرده و چه نکرده . (سوره انفطار آیه 1- 5 )

4- فاذا النجوم طمست و اذا السماء فرجت ، و اذا الجبال نسفت و اذا الرسل اقتت لای یوم اجلت لیوم الفصل و ما ادریک ما یوم الفصل .

یعنی : هنگامی که ستارگان ، تار شوند و آسمان شکافته شود و کوه ها برافکنده شوند ، و فرستادگان وقت داده شوند ، برای چه روزی پس انداخته شوند ؟ برای روز جدا شدن ، و نمی دانی روز جدائی چیست ؟ (سوره مرسلات آیه 8 - 14)

زمین لرزه عمومی :

اذا زلزلت الارض زلزالها ، و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان مالها یومئذ تحدث اخبارها .

یعنی : هنگامی که زمین به لرزشی هراس انگیز بلرزد ، و محتویات گران قیمت خود را از خود خارج کند و انسان از روی شگفت گوید : چرا زمین چنین می کند ؟ ! آنگاه زمین اخبار گفتنی را به او می گوید . ( سوره زلزال آیه 1- 4 )

فاذا نفخ فی الصور نفخه واحده و حملت الارض و الجبال فدکتاد دکه واحده فیومئذ وقعت الواقعه .

یعنی : هنگامی که نفخه ی صور یک دفعه دمیده شود و زمین و کوه ها برداشته شوند و به یک مرتبه درهم بشکنند آنوقت ، قیامت تحقق پیدا خواهد کرد . ( الحاقه آیه 14)

و یسئولونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفافیذرها قاعا صفصفا لاتری فیها عوجا و لا امتا یومئذ یتبعون الداعی لاعوج له و خشعت الاصوات للرحمن فلا تسمع الا همسا.

یعنی : از سزنوشت کوه ها می پرسند بگو خدای من آنها را پاره پاره می کند ، آنگاه آنها را به شکل زمینی هموار در می آورد که نه کجی و نه پستی و بلندی در آن نمی بینی ، در آن روز مردم از خواننده ای که از ناحیه ی خدا مردم را ندا می دهد ، بدون تخلف ، پیروی می کنند و تمام صداها برای خداوند پست شده ، جز صدای آرام نمی شنوی . ( طه آیه 108)

و تکون الجبال کالعهن المنفوش .

یعنی : کوه ها چون پشم رنگارنگ حلاجی شده گردد . ( قارعه آیه 5)

اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا فکانت هباءً منبثا .

یعنی : هنگامی که زمین لرزه شدیدی پدید آید و کوه ها بنحو عجیبی پاره پاره شود و غباری پراکنده گردد . (واقعه آیه 605)

یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال کثیبا مهیلا

یعنی : روزی که زمین با کوه هائی که روی آن قرار دارد ، بلرزد و کوهها چون ریگها پراکنده گردد . ( مزمل آیه 14)

یا ایها الناس اتقو ربکم ان زلزله الساعه شی ء عظیم یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما ارضعت و تضع کل ذات حمل حملها و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری و لکن عذاب الله شدید .

یعنی : ای مردم ! از پروردگارتان بترسید که زلزله روز قیامت چیز بزرگی است . روزی که زلزله ی رستاخیز را به بینید ، زنان شیرده از شیرخوار خویش غافل شوند و زنان باردار ، بار خویش بگذارند و مردم را مانند افراد مست بینی اما مست نیستند بلکه عذاب خدا سخت است . ( سوره انبیاء آیه 2)


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره نشانه های پیدایش رستاخیز عمومی

تحقیق درباره نظر اسلام در دانش

اختصاصی از حامی فایل تحقیق درباره نظر اسلام در دانش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 24

 

فهرست

عنوان صفحه

مقدمه..................................................1

توصیه به علم در اسلام............................3

منظور از علم چیست؟.............................3

نظر قرآن.............................................4

آیا علم وسیله است یا هدف؟......................6

آیا می توان علم را رها کرد؟.....................7

آیا فقط آموختن علم؟................................8

روایات در مورد علم ودانش......................9

مقام طالب علم.......................................12

مقام علماء وصاحبان علم..........................14

احادیث ائمه معصومین درباره علم ودانش....16

چکیده

ما که مسلمان هستیم واعتقاد داریم که پیرو اهل بیت (ع) می باشیم باید سخن پیغمبرمان را سرلوحه کار خود قرار دهیم و بی چون وچرا بپذیریم. همان طور که ایشان فرمودند:«اطلبوالعلم من المهد الی اللهد.» همین جمله برای یک مسلمان کافیست.اما اگر بخواهیم خود به این نتیجه برسیم میتوانیم یک فرد عالم را با یک فرد بی علم مقایسه کنیم که به راحتی آشکار است که فرد عالم کمتر گمراه می شود وبهتر خداوند متعال را میشناسد وبه طور کلی نگرش دیگری نسبت به زندگی ودنیای اطراف خود خواهد داشت.او از علم خود می تواند یک نسل را وچه بسا چندین نسل بعد از خود را در راه مفید جهت بدهد و خدمات شایسته ای را به آنان ارائه دهد.

پیغمبر(ص) در جای دیگر میفرمایند:«انا مدینة العلم وعلی بابها»ایشان در این جمله خود را شهر علم وعلی(ع) را درب آن معرفی کردند که این جمله چندین معنا دارد که یکی از آنها به اعتقاد من این است که هم خودش عالم است وهم ائمه معصوم واز مردم میخواهد که به این شهر وارد شوند تا رستگار گردند.

مقدمه

دوطبقه از طبقات مردم کوشش کرده اند که دین وعلم را مخالف یکدیگر جلوه دهند:یکی طبقه متظاهر به دین ولی جاهل که نان دینداری مردم را میخورده اندواز جهالت مردم استفاده میکرده اند این دسته برای اینکه مردم را در جهل نگهدارند و ضمنا به نام دین پرده روی عیب خودشان بکشند و با سلاح دین دانشمندان را بکوبند وازصحنه رقابت خارج کنندمردم را از علم به عنوان آنکه با دین منافی است میترسانده اند یکی هم طبقه تحصیل کرده و دانش آموخته ولی پشت پا به تعهدات انسانی و اخلاقی زده این طبقه نیز همین که خواسته اند عذری برای لاقیدی های خود و کارهای خود بتراشند به علم تکیه کرده و ان را مانع نزدیک شدن به دین بهانه کرده اند.

طبقه سومی هم همیشه بوده و هستند که ازهردوموهبت بهره مند بوده اند وهیچگونه تنافی و تناقضی احساس نمی کرده اند این طبقه سعی کرده اند که تیره گیها وغبارهای که از طرف آن دو طبقه بین این دو ناموس مقدس برخاسته فرو بنشانند. بحث ما در باره اسلام وعلم ازدوجنبه ممکن است صورتبگیرد:جنبه اجتماعی وجنبه دینی.از جنبه اجتماعی آن طور بایدبحث کنیم که آیا اسلام وعلم عملا با هم سازگارند یا سازگارنیستند؟آیا مردم میتوانند هم مسلمان باشند به معنی واقعیکلمه که به اصول و مبانی اسلامی مومن باشند وبه دستورهای دین عمل کنند وهم عالم؟یا عملا یکی از این دو را انتخاب کنند.اگر به این نحوبحث شودصورت مسئله این نخواهد بودکه نظر اسلام درباره علم چیست ونظرعلم درباره اسلام چیست؟وآیااسلام چگونه دینی است؟فقط بحث روی اجتماع است که آیا میتواند در آن واحد هر دو را داشته باشدیابایداز یکی ازآن دوچشم بپوشد.جنبه دیگر این است ببینیم نظراسلام درباره علم چیست؟ونظرعلم درباره اسلام چیست؟که این هم دوقسمت است:یکی اینکه اسلام درباره علم چگونه دستورداده وتوصیه کرده.آیادستورداده که حتی الامکان ازعلم پرهیز داشته باشید؟وایا اسلام علم را موجودخطرناک وبه شکل یک رقیب برای موجودیت خود دانسته!یابر عکس در کمال صمیمیت و شجاعتو اطمینان به خودبه علم توصیه کرده وتشویق نموده است؟قسمت دوم این است که نظرعلم درباره اسلام چیست؟چهارده قرن ازظهوراسلامو نزول قران میگذرد.درهمه این چهارده قرن علم در حال تطوروتکامل وپیشرفت بوده مخصوصا درسه چهار قرن اخیرترقی علم به صورت جهش درامد.حالا ببینیم علم پس ازاین همه توفیق وتطوروتکامل که نصیبش شده درباره معارف و اعتقادات اسلام وهمچنین درباره دستورهای عملی واخلاقی واجتماعی اسلام چه نظر میدهد؟ایا اینها را به رسمیت می شناسد یانمی شناسد؟ایا براعتبارآنها افزوده یا ازاعتبارآنها کاسته است؟ هریک ازاین سه قسمت در


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره نظر اسلام در دانش