حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود تحقیق درباره بازسازی 52 ص

اختصاصی از حامی فایل دانلود تحقیق درباره بازسازی 52 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 53

 

چکیده

مقوله بازسازی یک امر کاملاً تخصصی است که با خانه‌سازی و شهر‌سازی تفاوت بنیادی دارد. پرداختن به بحث بازسازی بایستی از تمامی جنبه‌های آن بصورت جامع علمی وکاربردی صورت گیرد بدین معنا که جنبه های فرهنگی اجتماعی اقتصادی و... باید مورد توجه قرارگرفته شود تا باعث شکست پروژه بازسازی و نهایتا ًعدم رضایتمندی و پذیرش آن توسط مردم سانحه دیده نشود.در ارتباط با موضوع بازسازی اصول و نظریه های مختلفی وجود دارد. که ما در این مقاله با استفاده از اصول بازسازی به تطابق این اصول با پروژه های بازسازی های گذشته ایران بپردازیم 

واژه های کلیدی:زلزله، اصول بازسازی, تجارب بازسازی در ایران   

1- مقدمه

بازسازی عبارتست از تامین کل خدمات و زیرساخت های تخریب شده، جایگزینی کالبدی بناهای منهدم شده، احیا کردن و توانمند ساختن مجاری اقتصادی و در نهایت بهبود شرایط زیست جامعه مصیبت زده[1]. پس از هر سانحه، دولت تلاش کرده است که بلافاصله مناطق آسیب دیده را بازسازی نماید. اما نبود استراتژی بلند مدت برای عملیات پس از سانحه و همچنین نبود اطلاعات کافی در مورد نیاز های واقعی آسیب دیدگان در قبل و بعد از سانحه مشکلات عدیده‌ای را بوجود آورده است.زمانبندی لازم در بخش های گوناگون، جهت مقاصد بازسازی با یکدیگر متفاوتند. بطور مثال، برای بازسازی برخی زیرساخت های جامعه که نیاز گسترده ای به سرمایه گذاری و فناوری پیشرفته دارند، زمان زیادی باید صرف شود تا بتوان به استانداردهای قابل قبول دست یافت. از ویژگیهای مرحله بازسازی می توان به موارد ذیل اشاره نمود: پر هزینه بودن، زمان بر بودن، رخ نمودن واقعیتها، فروکش کردن احساسات، و افزایش سوداگری در اجتماع ( منفعت طلبی های فردی و گروهی).مروری بر تجربیات بازسازی درایران نشان میدهد که عمدتا چند  نوع نگاه بربازسازی حاکم بوده است:   تعادل، آرمانگرایی، واقع گرایی و توسعه ای از نظر کالبدی که شامل تهیه طرح هادی روستایی و بازنگری طرح جامع شهری و توسعه ای در بازسازی اجتماعی ومشارکت مردمی می‌باشد.در نگاه توسعه‌ای اجتماعی بازسازی به چند صورت به بحث  مشارکت مردم نگریسته می شود:

§         مداخله همه جانبه در بازسازی.

§         درگیر نمودن مردم در کارهای بازسازی.

§         مشارکت در بخشهایی از بازسازی[6].

- حوزه های بازسازی به شرح ذیل می باشند [1]

. 2-1-  طبیعت سانحه

وقوع هر سانحه تخریب متفاوتی به دنبال دارد. اما براساس شواهد و قراین موجود، معمولا ً بخش های آسیب پذیر پیش از سانحه قابل شناسایی هستند. بطور مثال زمین لرزه‌ها اغلب خسارات وسیعی به زیر ساختها و ابنیه وارد می‌کنند و طوفانهای شدید موجب تخریب بناها و مولد های انرژی از قبیل دکل های برق می شوند. به همین دلیل، برنامه ریزی های ساماندهی و بازسازی باید منطبق برنوع سانحه و تخریب احتمالی ناشی از آن و اولویت های کمک رسانی به آسیب دیدگان تدوین شوند.

 2-2-  مقیاس سانحه

شناسایی مقیاس و محل خرابی های ناشی از سانحه اهمیت فوق العاده ای دارد، زیرا لازمه برنامه ریزی برای دوران ساماندهی و بازسازی است. میزان و درصد آنچه که از میان رفته یا تخریب شده نسبت به آنچه باقی مانده است، برنحوه برنامه ریزی بازتوانی تاثیر گذار است. یک واقعه محلی که محدوده معینی را تحت تاثیر قرار میدهد ( مانند زلزله ای در یک شهر) نسبت به توفانی مخرب و گسترده که تمامی کشور را در بر می گیرد، گونه های متفاوت بازسازی را در پی خواهد داشت.

 2-3-  مکان واقعه

مکان وقوع سانحه در تعیین و درک صحیح بخش های آسیب دیده و تدوین سیاستهای ساماندهی و بازسازی اهمیت فراوانی دارد. مکان های آسیب پذیر در برابر یک سانحه در مناطق گوناگون مختلف اند. مثلاًدر مناطق روستایی به تسهیلات زیر ساختی، اداری، تجاری و صنعتی توجه و تاکید کمتری می‌شود. ولی در مقابل امور کشاورزی و معیشتی بیش از شهر مورد توجه قراردارد.روستائیان عموماً قادرند با مصالح محلی سرپناهای موقتی برای خود احداث کنند، ولی ترمیم زیرساختها نیازمند سرمایه گذاری، تجهیز ماشین آلات و فراهم بودن تخصص‌های ویژه‌ای است که بندرت در جوامع روستایی یافت می شوند. مسئله مهم مربوط به مکان سانحه، محدود شدن توجه مقامات به یک نقطه خاص است، که باعث می شود معضلات سایر مناطق نادیده گرفته شوند. این امر بستگی به عوامل گوناگونی دارد. گاهی اوقات رسانه های گروهی اخبار را از دیدگاه خاصی منتشر می کنند. بطور مثال مشکلات چندین روستای کوچک می تواند تحت الشعاع وقایع یک شهر بزرگ قرارگیرد یا با تمرکز بر اخبار در یک مرکز خاص موجب کم توجهی به محدوده مرکز آسیب دیده می شود.

 2-4-  بخش های آسیب پذیردوران بازسازی اغلب به تعمیر و دوباره سازی خرابی های کالبدی اختصاص دارد. مسئولان دولتی و خیرین غالباً به تامین سرپناه، مراکز درمانی، مدرسه و نوسازی زیرساختها تمایل دارند. زیان های نامرئی شامل اثرات روانی و اجتماعی سانحه، مشکلات اقتصادی و مسائل فرهنگی جوامع در حین


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق درباره بازسازی 52 ص

تحقیق امار مقاله کامل سازمان

اختصاصی از حامی فایل تحقیق امار مقاله کامل سازمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

مقدمه:

اولین نکته مورد توجه هر سازمان حفظ بقاء و حیات خود است و پس از آن این توجه به کارآیی و اثربخشی معطوف می گردد.تداوم حیات بستگی به تعامل پویای آن بامحیط درونی وبیرونی دارد.

بر اثر این تعامل تازه ترین اطلاعات و یافته های علوم و فنون بشری دریافت و منجر به تغییراتی در شیوه های عمل و رفتار سازمانی می گردد. همچنین در این تعامل، سازمان باید منابع کافی و مورد نیاز خود را کسب کند و همسازی لازم را با درخواستهای واقعی محیط به عمل آورد.

حیات سازمان تا حدود زیادی بستگی به مهارتها و آگاهیهای عمومی و تخصصی نیروی انسانی آن دارد. هر چه این زمینه ها به روز و بهینه باشد، قابلیت سازگاری سازمان با محیط متغیر نیز بیشتر می شود. لذا آموزش و توسعه منابع انسانی نه تنها در ایجاد دانش و مهارت ویژه در کارکنان نقش بسزایی دارد، بلکه باعث می شود تا افراد در ارتقاء سطح کارآیی و اثربخشی سازمان مشارکت بیشتری نمایند و خود را با فشارهای متغیر محیطی وفق دهند. تغییرات در تکنولوژی به عنوان عامل دگرگونی در سازمانها، می تواند تغییر کلی در مهارتها و دانش سازمانی ایجاد نماید. بنابراین آموزش مستمر و منطبق با واقعیات و شرایط زمانی و مکانی، حائز اهمیت و ضرورت فوق العاده است و علاوه بر این، نیاز مستمر به ارزیابی توانائی مدیریت، برای تحقق و تطبیق خود با تغییرات محیطی دارد.

آموزش کارکنان فرایندی برای سازگاری افراد با محیط متحول سازمانی و در نتیجه انطباق سازمان با محیط بیرونی است. چنانچه برنامه ریزی دقیق، حساب شده و منطقی انجام نشود، چنین امری محقق نخواهد شد. برنامه ریزی آموزشی عمدتاً اهدافی از قبیل افزایش میزان اطلاعات، دانش و مهارتها و قابلیتهای کارکنان را پی می گیرد و آنان را برای ایفای وظایف شخصی خود و قبول مسئولیت های جدیدتر و بالاتر در سازمان بیش از پیش آماده تر و مجهزتر می سازد، به عبارت دیگر هر برنامه آموزشی باید به نحوی تدوین شود تا نیازهای حرفه ای کارکنان و مشکلات در محیط کار را برطرف سازد، بطوریکه آنان خود این موضوع را درک نمایند. بنابراین آموزش و بهسازی نیروی انسانی موجب بینش و بصیرت عمیقتر، دانش و معرفت بالاتر و توانائی و مهارت بیشتر کارکنان در سازمان برای اجرای وظایف و مسئولیت های شغلی می شود و در نتیجه موجب نیل به اهداف سازمانی با کارآئی و ثمربخشی بهتر و افزون تر می گردد.

ضرورت و اهداف کلی برنامه:

برنامه های آموزش و توسعه برای کمک به افراد ، گروه ها و تمام سازمان به منظور اثربخشی بیشتر طراحی شده است. ضرورت آموزش از آنجا ناشی می شود که مشاغل و سازمانها همیشه در حال تغییر هستند. آموزش و توسعه معمولاً با افرادی که تازه به سازمان پیوسته اند شروع می شود و طی دوره اشتغال آنها ادامه می یابد. به برنامه های آموزش و توسعه در مقیاس گسترده ، توسعه سازمانی نیز می گویند. هدف توسعه سازمانی دگرگون سازی محیط درونی سازمان به منظور یاری به افراد در ایفای نقش خود به گونه ای اثربخش است.

وجوه دیگر از آموزش و توسعه ، برنامه ریزی شغلی، افزایش کارایی، و ارزشیابی عملکرد است. برنامه ریزی شغلی فرایندی است که پس از تعیین هدفهای فردی، روشهای دستیابی به آنها را نیز معین می کند. سرنوشت سازمان و افراد از یکدیگر متمایز و مجزا نیست.سازمانها باید به کارکنان خود در برنامه ریزی شغلی به نحوی کمک کنند تا نیازهای سازمان و آنها بتواند ارضا شود.[1]

اهداف آموزش نیروی انسانی را می توان بطور اجمالی اینگونه دسته بندی کرد:

- ایجاد معلومات و شناخت های کاری که موجبات افزایش کارآیی کارکنان را فراهم می سازد.

- افزایش رشد کارایی کارکنان، در صورتیکه پست های اشغالی آنرا طلب کند و گرنه زمان آموزش بصورت ساعت تفریح در می آید.

- توجه کارکنان در سطوح مختلف به منظور رفع نیازهای اجرایی و رفتاری

- به روز نگهداری معلومات کارکنان همعرض با تحولات تکنولوژیکی سازمان

- جلوگیری و کاهش بروز حوادث و ضایعات در حین کار

- ایجاد تغییرات بنیادی در سازمان

- گسترش سازمان و افزایش سرمایه های جاری

- تکمیل مدیریت و رهبری در سطوح مختلف سازمان[2]

در بحث راجع به سرمایه انسانی« تئودور شولتز» استدلال می کند که با کالای سرمایه ای همیشه به عنوان وسایل تولید مولد برخورد شده است. ولی اندیشه کالای سرمایه ای بطور کلی محدود به عوامل مادی بوده و مهارتهای انسانی و سایر توانائی ها که براثر سرمایه گذاری در سرمایه انسانی افزایش می یابد، مورد توجه قرار گرفته است. توانائی های مکتسبه مردم در کوششهای اقتصادی آنها مفید و موثر است.

وسایل و ابزار تولید، محصول دست بشر است و از این نظر نوعی کالای سرمایه ای محسوب می شود که عرضه آن قابل افزایش و انضمام است.[3]

 هدف هر فعالیت آموزشی،تغییر در رفتار عملی فرد است، این تغییر منجر به بهبود مهارتها می گردد و سطح دانش موجود فرد را افزایش می دهد، بطوری که کارگر یا کارمند بتواند شغل فعلی خود را بطور موثر و کارآمد انجام دهد و آمادگی لازم را برای ارتقاء شغل همراه با مسئولیت های بیشتر بدست آورد. در هر حال اثربخشی کارکردهای هر سازمان در یک سطح رضایت بخش مستلزم آموزش ضمن خدمت کارکنان است. لذا سازمان باید فرصت هایی را برای آموزش مستمر کارکنان تدارک ببیند.[4]

اهداف آموزشی یا بهسازی هر مؤسسه را به تناسب هدفهائی که برای نظام مدیریت منابع انسانی در نظر گرفته شده به شرح زیر می توان خلاصه نمود:

1- اهداف اجتماعی

جامعه و اهداف آن برکلیه ارگانهایی که در آن نشو و نما می کنند، محاط است که در واقع می توان آن را فراسیستم یا نظام فراگیر نام نهاد.

بنابراین اهداف اجتماعی جهت دهنده اصلی برنامه ها و عملیات مؤسسات و سازمان های مختلف می باشد. توجه به اهداف مزبور مدیران و کارکنان را قادر می سازد تا بر مبنای ایدئولوژی ، فرهنگ، نظام اقتصادی و شعائر ملی، اهداف و نحوه حرکت بسوی آنها را در ارگانهای مربوط ترسیم و با تنگناهای محیط شغلی از مواضع مشخص و شناخته شده برخورد نمایند.

2- اهداف سازمانی

تأمین هدفهای سازمانی ایجاب می کند که قابلیت هایی که برای انجام وظایف محوله و ایفای      نقش ها لازم است به تناسب نیاز و ضرورت تقویت گردد.

علاوه بر تخصص ها و مهارتهای مورد نیاز، ایجاد روحیه تعاون، مشارکت و کارگروهی، پذیرفتن آگاهانه قوانین ، مقررات و سنت ها و اخلاق مقبول اداری وسازمانی، بوجود آوردن شیوه های رهبری اداری و مدیریت از جمله ویژگی هایی است که در تامین اهداف سازمانی کمک می کند.

برنامه های آموزشی کارکنان و مدیران در رابطه با هدفهای سازمان حداقل باید در جهت تامین تدریجی هر دو نیاز فوق مجهز و کارکنان را به تناسب نیاز از اینگونه توانایی ها هر چه بیشتر برخوردار نماید.

بطور کلی آموزش کارکنان دولت باید به اهداف زیر توجه نماید:

1- پرورش آگاهی ، بینش ، دلبستگی و قدرشناسی ژرف از نقش دولت و جامعه. کارکنان دولت باید به این نکته واقف گردند که دولت یک نهاد بایسته تحول و دگرگونی است و بی یاری دولت و نظام اداری آن نمی توان به تنظیم امور گوناگون جامعه در راه دستیابی به نیک فرجامی گام برداشت.

2-پرورش آگاهی و هوشیاری نسبت به مسایل و دشواریهای اجتماعی، اقتصادی و اداری کشور ووقوف بر کوششهایی که برای از میان بردن این دشواریها به کار بسته می شود.

کارکنان نظام اداری همانند اعضای یک خانواده به شمار می آیند. از این رو آنان باید از همه مسایل و دشواری ها، از همه آرمانها و برنامه های بلند مدت، استراتژی ها، از همه امکانات و فرصتها و نگرانیها و محدودیت های آن آگاه باشند و بر کوششهایی که از سوی نظام اداری در راه برطرف کردن محدودیتها و کاهش میزان کاستیها صورت می گیرد وقوف پیدا کنند.

3-پرورش مجموعه ای از دانشهای علمی و عملی که برای ایفای خدمت به نظام اداری و فرهنگی ضرورت دارد. دانشهای فنی و کاردانی های شغلی موجود در نظام اداری کشور به تبعیت از دگرگونیها و پیشرفت های علمی و فن شناختی دگرگونی سریع و پی در پی پیدا می کنند. در         زمینه کارهای فنی و تخصصی ، دانش های نو و شیوه های تازه فراهم می گردد، نظام اداری به عنوان ستاد فکر و اندیشه و بازوی عمل و اجرای جامعه باید همیشه خود را با دگرگونیها آشنا سازد و با تحولات فنی و علمی همگام گردد.[5]

 اهداف عمومی بهسازی کارکنان

هدفهای بهسازی در برگیرنده این موارد است:

1- افزایش دانشها                  2- بهبود نظریه به گونه ای که به مدیریت خوب بینجامد.

3- بدست آوردن مهارتها              4- بهبود عملکرد مدیریت    5- دستیابی به هدفهای سازمان

اگر بناست که مدیریت اثربخش باشد بسیار مهم است که الگوهایی که در وضعیت کلاس درس از آنها بهره گیری می شود تا آنجا که ممکن است با ضابطه های محیط کار همانندی داشته باشد.

بهسازی مدیریت مستلزم برداشت وضع و موقعیتی نسبت به هدفهای آموزشی، مسایل فنی و روشهایی است که باید با ارزشها، هنجارها و ویژگی های محیط سازگار و همسان باشد.[6]

 

خط مشی ها و مسئولیت آموزشی

 خط مشی های کلی مدیریت در هر سازمان راهنمای همه برنامه ریزی ها از جمله برنامه ریزی آموزشی است. در تعیین خط مشی های آموزشی لازم است ابتدا هدفهای اصلی سازمان مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار گیرد و خط مشی های آموزشی در جهت تامین آن هدفها وضع گردد.

از آنجا که هدفها و ماهیت کار مؤسسات یکسان و مشابه نیست نمی توان یکسری خط مشی های آموزشی استاندارد و یکسان پیشنهاد نمود ولی بطور کلی می توان گفت زمینه های عمده ای که در مورد آنها، خط مشی وضع می شود به قرار زیر است:

الف- هدفهای برنامه های آموزشی

ب- مسئولین برنامه ریزی های آموزشی و حدود وظایف و اختیارات آنها

ج- روش های آموزش و پرورش

د- انواع آموزش های مورد نیاز و درجه تاکید بر آنها

ه- اولویت و ارجحیت آموزش از نظر نوع و رده سازمانی

و- محل و زمان ارائه آموزش ها

ز- امتیازاتی که به دوره های آموزشی داده می شود.

ج- تداوم یا تناسب آموزشها

ط- نحوه ارتباط و استفاده از مؤسسات خارج از سازمان مثل دانشگاهها، مدارس حرفه ای و غیره

ی- حدود هزینه های قابل قبول [7]

 

انواع آموزش:

- تحصیل در حین خدمت

اداره آموزش هر سازمان می تواند برای اعضاء با استعداد خود تسهیلاتی فراهم آورد، تا با همکاری مراکز آموزش رسمی کشور به ادامه تحصیل پرداخته و به خودسازی نایل آیند. تحصیل در حین خدمت بهتر است در دانشگاه ها صورت گیرد.

- آموزش ضمن خدمت

هدف اینگونه آموزش ها که در محل سازمان برنامه ریزی می شود، افزایش سطح کلی معلومات و تکمیل اطلاعات کارمند است. این آموزش ها می تواند، بطور گروهی و انفرادی صورت پذیرد.

 - کارورزی

شامل کارمندان جدیدالاستخدام می شود که بطور نظری وظیفه را می شناسند ولی در انجام        فعالیت ها بصورت عملی ضعیف می باشند.

کارآموزی با توجه به موقعیت

در این رابطه کارکنان سازمان گروه بندی شده و مورد آزمایش قرار می گیرند.

- آموزش از طریق سمینار

اینگونه آموزش ها ، بیشتر متوجه رؤسای عالی رتبۀ سازمان است که موضوع بحث آن در برگیرندۀ مسایل اداری و اطلاعات علمی بطور غیرمستقیم می باشد.

- آموزش از راه میزگرد

در این آموزش، اطلاعات بوسیلۀ چند نفر و بگونه های مختلف انتقال می یابد.

بطور کلی آموزش نیروی انسانی به هر اسمی که برنامه ریزی شود اهداف کارآموزی و بازآموزی، توجیهی و تکمیلی را تعقیب می کند.[8]

 اهمیت و ضرورت آموزش ضمن خدمت

بدون شک با تغییرات تکنولوژیکی فراوانی که در جوامع بشری صورت پذیرفته است، امروزه مشاغل موجود در سازمانها نیز تحول یافته اند و انسانهای مورد نیاز برای این مشاغل، افرادی نیستند که تنها در یک موضوع شغلی دارای مهارت و دانش باشند؛ بلکه جوامع نوین به انسانهایی توسعه یافته نیاز دارند که بتوانند با بینش مناسب ، مجموعه ای از مهارتهای مختلف را در مشاغل متعدد بکار گیرند، انسانهایی که با خلاقیت، ابتکار، دانش و مهارت گسترده ضمن انجام دادن بهینه مأموریت های شغلی به تحقق اهداف سازمانی خود کمک کنند. واقعیت اینست که در جهان امروز آنچه بیش از همه دارای اهمیت است، نیروی انسانی است. بطوریکه اقتصاددانان معتقدند آنچه در نهایت میزان روند توسعه اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تعیین می کند منابع انسانی آن کشور است و نه سرمایه یا منابع مادی دیگر.[9]

بی ، ام باس و جی اوگان اشاره می کنند که سه عامل وجود دارد که فعالیت های آموزشی کارکنان را ضروری ساخته است:

1-  پیشرفت تکنولوژی : اتوماسیون و مکانیزه کردن کارخانه برای بقا سازمان ضروری است و افزون بر این، آموزش کارکنان برای کسب مهارت بیشتر نیز اساسی و مهم است.

2-  پیچیدگی سازمان: افزایش اتوماسیون وتوسعه تکنولوژی و تولید انبوه منجر به پیچیده شدن مکانیسم های کنترل، سلسله مراتب اداری و ساختار سازمانی شده است. همچنین هماهنگی و انسجام فعالیت های سازمانی را دشوار ساخته است. این پیچیدگی ها ، نیاز به آموزش و بازآموزی در تمام سطوح، از مدیران سطح بالا تا کارگران و کارمندان را ضروری ساخته است.

3-    روابط انسانی:

رشد و پیچیدگی سازمانها، منجر به بروز مشکلات انسانی گوناگونی مانند از خودبیگانگی مشکلات درون فردی و درون گروهی شده است. به همین دلیل آموزش در زمینه روابط انسانی بر حل مشکلات انسانی ضرورت می یابد. این سه عامل ایجاد می کند، آموزش امری مداوم مستمر باشد.

بنابراین آموزش و بهسازی منابع انسانی باعث بینش و بصیرت عمیقتر ، دانش و معرفت بالاتر و مهارت بیشتر انسانهای شاغل در سازمان برای اجرای وظایف محوله می شود و در نتیجه موجب نیل به هدفهای سازمان با کارآیی و ثمربخشی بهتر و بیشتر می گردد. امروزه کمتر سازمانی قادر است بدون آموزش کارکنان خود بهبود و توسعه یابد.[10]

 

عملکرد گذشته و وضع موجود برنامه ریزی آموزش ضمن خدمت

بدنبال جنگ جهانی دوم و نوسازی اقتصادی دو کشور شکست خورده و ویران شده ژاپن وآلمان بود که مفهوم و ارزش آموزش و پرورش  دگرگونی یافت و آثار ژرف و کارساز آن در نوتوانی جامعه آشکار گردید.

بر پایه این تجربه کامیاب بود که بسیاری از دانشمندان علم اقتصاد، نخست با دشواری سپس با رغبت، آموزش و پرورش  را یک کوشش سازنده دانستند و هزینه های آن را در شمار سرمایه گذاری های اقتصادی به حساب آوردند. آنان دریافتند که سرمایه گذاری در کارخانه و ماشین آلات از زمان برپایی و جای گرفتن بااستهلاک رویاروی است در حالی که سرمایه گذاری در نیروی انسانی ظرفیت رشد و شایستگی و میزان سود و بهره وری را افزایش می بخشد.

آلفرد مارشال، با ارزش ترین سرمایه گذاری را پرورش نیروی انسانی قلمداد کرد و بر این باور بود که پرورش یک صنعتکار یا مخترع می تواند هزینه آموزش و پرورش  مردم یک شهر را جبران کند. او می گفت که هیچ اسراف یا اتلاف ثروت ملی بالاتر از این نیست که بگذاریم نابغه ای که در یک خانواده فقیر و گمنام به دنیا آمده است عمر خود را در انجام دادن کار کم اهمیتی صرف کند.

در گذشته آموزش جزو بخشهای تولیدی بحساب نمی آمد. ولی از دهه 1960 به ارزش اقتصادی آن توجه گردید و اقتصاددانان بر آن شدند تا تاثیر آموزش را بر رشد و توسعه اقتصادی بسنجند. طی این دهه بانک جهانی آموزش را به نوعی سرمایه گذاری تولیدی در زمینه نیروی انسانی به رسمیت شناخت . رئیس کنگره انجمن اقتصادی آمریکا سرمایه انسانی و هزینه مستقیم در آموزش و پرورش  و بهداشت را از جمله عواملی دانست که باعث بهبود توانائی های مردم برای تولید و درآمد بیشتر می شود.

از آن پس به آموزش و نقش آن در بالا بردن کارآیی توجه شد و دولتها بر آن شدند تا بیش از پیش به نقش آموزش در فرآیند تولید و کارآیی و توسعه توجه کنند؛ به طوری که در حال حاضر به آموزش و هزینه های آن به عنوان مصرف توجه نمی شود بلکه به مثابه سرمایه گذاری برای آینده مورد نظر قرار می گیرد.

ویلیام جیمزاز دانشگاه هاروارد در یک بررسی نتیجه گرفت که کارکنان در سازمانها از 20 تا 30 % توانایی خود استفاده می کنند. تحقیق او نشان داد که اگر کارکنان آموزش ببینند و بطور شایسته برانگیخته شوند 80 تا90 % از توانائی ها و قابلیتهای خود را بروز می دهند. با توجه به اینکه مدیران خود یکی از کارکنان درون سازمان محسوب می شوند، ارقام فوق اهمیت و ضرورت آموزش آنان را آشکار می سازد. از سوی دیگر مدیران می توانند با کسب آموزشهای مطلوب در ایجاد انگیزه در کارکنان بسیار موثر باشند و از این نظر ضرورت آموزش آنان مضاعف می شود.[11]

 

آموزش در رابطه با مراکز آموزشی و فرهنگی

در واقع مدارس به عنوان پر جمعیت ترین مراکز آموزشی، صف عملیاتی روند آموزش و پرورش  رسمی کشور به حساب می آیند. در نتیجه مدیران کادر آموزشی و کادر اداری باید در کنار امکانات عادی و وسایل و تجهیزات در تعامل با یکدیگر، زمینه حصول بر اهداف کلی و جزئی تعلیم و تربیت را فراهم سازند. با گسترش روز افزون علوم و فنون و پیچیده تر شدن شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه این ضرورت بیش از پیش احساس می شود که مدیران برای برخورد موثر با مسایل مشکلات آموزشی و تلاش برای حل آنها باید با استفاده از روشهای جدید و بدیع و بهره برداری از حداکثر توانائی های علمی ، شیوه های مدیریتی خویش را تکامل و توسعه بخشند. در این راستا، دوره های آموزش ضمن خدمت مدیران یکی از سریع ترین و مفید ترین اقدامات آموزشی است که عهده دارد ارتقای سطح علمی، کاربردی و کیفی مدیران می باشد. اصولاً آموزش افراد نوعی سرمایه گذاری مفید محسوب می شود و تخصیص منابع بیشتر به این بخش سبب رشد اقتصادی می گردد.[12]

از این رو سرمایه گذاری برای آموزش یک عامل کلیدی در فرایند توسعه است.[13]

 

برآورد احتیاجات و برنامه ریزی کارآموزی

برنامه های کارآموزی باید بر مبنای احتیاجات تنظیم و به مرحله اجرا گذاشته شود. در صورتیکه این برنامه ها بدون توجه به نیازهای واقعی انجام گیرد، بیشتر جنبه نمایشی و تشریفاتی پیدا           می کند، البته در این بیان نیازهای غیرملموس نباید فراموش شود.

به عبارت دیگر داشتن مهارت و تخصص برای خوب انجام دادن کار لازم است ولی، مسلماً کافی نیست و تقویت نیروی ایمان کارکنان و ایجاد اعتقاد به کار در آنها که خود نیاز به آموزش های خاص دارد، باید در متن برنامه های آموزشی کارکنان گنجانده شود برنامه های کارآموزی نباید تنها در جهت تخصص گرایی پیش رود و به ساختن انسانهای ماشینی منتهی شود.

بر این پایه نظام آموزش و پرورش  کارکنان به عنوان یک کوشش بنیادی و پیگرد پایدار باید چنان طراحی و کارگردانی شود تا از پرتو آن نتایج برجسته زیر به دست آید:

1-    کارکنان دولت در شمار مردمان آگاه و شایسته برای تامین هدفهای دولتی و نظام اداری آن درآیند.

2-  کارکنان دولت در شمار شهروندان شایسته و آگاه جامعه قرار گیرند و برای پذیرش مسئولیت های زیستن در جامعه کنونی و آینده، دست یافتن به هدفها، آرمانها و آرزوهای بلند و بزرگ آگاه باشند.

3-  کارکنان دولت با برخورداری از آموزش و پرورش  مناسب، راه کمال و پیشرفت شغلی و شکوفایی و پرورش هستی خویش را بر پایه خواست و نیاز فردی و سازمانی بپیمایند.[14]

نتایج حاصله از آموزش ضمن خدمت

1-    افزایش خدمات

2-    کاهش اتلاف

3-    بهبود روشهای انجام کار

4-    تقلیل غیبت و ترک خدمت

5-  تقلیل زمان یادگیری وظایف شغلی( به جای استفاده از روش آزمایش و خطا با آموزش موثر، انجام دادن وظایف را در حداقل زمان فراگیرند)

6-    تقلیل میزان کنترل بر کار کارکنان

7-    تقلیل هزینه های اضافی کار

8-    تقلیل شکایات

9-    فراهم آمدن امکان ارتقای شغلی کارکنان


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق امار مقاله کامل سازمان

دانلود تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

اختصاصی از حامی فایل دانلود تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی


دانلود تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

مقدمه :

در این تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی به صورت تفصیلی معرفی می شود در ابتدا شرح حال و زندگی نامة‌ وی از دوران کودکی تا پایان زندگی گرانبهایش جمع آوری شده و تحقیقات و تألیفات ایشان در حوزة علوم دینی و شاگردانی که در این عرصة مقدس پرورش داده اند ، گرد آوری شده است پس کتاب به صورت ظاهری معرفی شده  و بعد از آن ، فهرست کلی ازکتاب بیان شده و به دنبال آن به صورت اجمالی خلاصه ای از هر مبحث نوشته شده است و در پایان به قدر بضاعت ،کتاب مذکور مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

چکیده

ابتدا قرآن را در پیشگاه عظمت آن از دید احادیث و قرآن بررسی می کنیم سپس اعجاز قرآن و اشکالاتی که بر آن گرفته می شود در آیه های نفی اعجاز بحث می شود بعد قاریان هفتگانه ، قرائتهای هفتگانه و حروف هفتگانه مورد تفحص قرار می گیرد سپس راجع به تحریف قرآن و دلایل  عدم تحریف و نحوة جمع آوری و تدوین قرآن و حجیت ظواهر آن جستجو شده است . بعد از آن مسألة نسخ در قرآن و نسخ در آیات مختلف بررسی شده و مسأله بدأ در آفرینش و قواعد کلی در تفسیر قرآن و در پایان تفسیر سوره حمد بیان شده است .


آیت‌الله خویی از آن دوران، چنین می‌گوید:

«من در ایامی که در نجف اشرف مشغول تحصیل علوم دینیه بودم، بیشتر مقیّد به آداب و سنن و اوراد و اذکار بودم، و گاهی در مجلس پرفیض مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی شرکت می‌کردم و از انفاس قدسیه آن بزرگوار بهره می‌بردم، تا اینکه روزی به ایشان عرض کردم: چیزی به من یاد بدهید و دستورالعملی بگوئید که من انجام بدهم؛ ایشان دستورالعملی را دادند و گفتند چهل روز به این دستور، عمل کن! و من مشغول انجام آن اعمال شدم و چون روز چهلم شد، برای من حالت مکاشفه‌ای رخ داد و من همه حوادث و چگونگی زندگی و آینده خود را مشاهده کرده و دیدم در بالای منبر درس می‌گویم و در منزل نشسته‌ام، مردم می‌آیند و می‌روند، نماز جماعت و مراجعات مردم و حالات گوناگون خودم را مانند آیینه‌ای که در پیش رویم باشد، تماشا می‌کنم، تا این که رسید به جائی که یک مرتبه شنیدم کسی بالای گلدسته حضرت می‌گوید: (انا لله و انا الیه راجعون) ایها النّاس با کمال تأسف آیت‌الله خویی از دنیا رفت. و در این جا آن حالت از من بر طرف شد و به حال عادّی برگشتم.»[1]

 

به اعتقاد ‌آیت‌الله سبحانی، رمز موفقیت فرزانه خوی عبارت است از:

الف- فهم و هوش و دریافتن مطالب، به صورت صحیح؛

ب- حفظ و ضبط مطالب، بدون آن که با مرور زمان فراموش شود؛

ج- تصرف و موشکافی در مطالب؛

د- نوآوری.

این فقیه برجسته در اثر تلاش‌های شبانه روزی، استفاده از نبوغ خدادادی و پشتکار مداوم، توانست در سال 1352هـ.ق. از آیت‌الله نائینی، آیت‌الله کمپانی، آیت‌الله عراقی، آیت‌الله بلاغی، آیت‌الله میرزاعلی آقا شیرازی و آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد بگیرد. [2]

اسطوره تدریس

یکی از بارزترین خصوص آیت‌الله خویی، اهمیت دادن به تدریس و تعلیم است. او بیش از هفتاد سال، شیفتگان معارف جعفری علیه‌السلام و تشنگان فقه امامیه را از کوثر زلال معارف ال محمّد صلی‌الله علیه وآله سیراب نمود.

وی در طول این مدت، توانست با تحمل زحمات طاقت‌فرسا، صدها مجتهد تربیت کند. بسیاری از شاگردان او به مقام مرجعیت، تدریس و اداره حوزه‌های علمیّه نائل آمده‌اند. این استاد گران‌مایه درباره اهمیت تدریس، فرمود:

«من به تجربه دریافته‌ام که انسان باید آموخته‌هایش را به دیگران بیاموزد. در درس گفتن یک نوع نبوغ برای انسان حاصل می‌شود که خیلی مفید است.»

ایشان در آغاز جوانی، به تدریس پرداخت. او در این باره می‌گوید:

«زمانی که دومین جلد شرح لمعه را فرا می‌گرفتم، به تدریس اولین جلد این کتاب پرداختم.»

آیت‌الله خویی درباره پیشینه تدریس خویش، می‌نویسد:

من بسیار تدریس کرده‌ام و در فقه، اصول و تفسیر جلسات درس بسیاری تشکیل داده‌ام و جمعی بی‌شمار از اندیشمندان را در حوزه علمی نجف‌اشرف پرورش داده‌ام. من خارج مکاسب شیخ‌ انصاری و هم‌چنین کتاب صلوة را، از اول تا آخر، دو بار تدریس کرده‌ام. در 27 ربیع‌الاول 1377 هـ.ق. به تدریس کتاب عروة الوثقی پرداختم- از باب طهارت شروع نمودم و در 26 ربیع‌الاول 1400 هـ.ق. به کتاب اجاره رسیدم و اکنون (ماه صفر 1401هـ.ق) در صدد اتمام این کتاب هستم-. محاضرات خود در فن اصول را- از آغاز تا پایان- شش بار (بر صدها نفر از دانشوران) القاء کردم و دوره هفتم را به سبب سنگینی وظایف و مسئولیت‌های مرجعیت، در مبحث ضدّ رها ساختم.

در سال‌های گذشته، به تدریس علم تفسیر همت گماشتم و پس از مدتی، بر خلاف خواسته قلبی‌ام، از آن دست برداشتم و چقدر دوست می‌داشتم این درس ادامه می‌یافت و منتشر می‌شد. خداوند را سپاس می‌گویم که در خلال این سالیان طولانی، لجظه‌ای از تدریس باز نایستاده و به جز روزهای بیماری و سفر، همواره به تعلیم اشتغال داشتم.

در سنگر مناظره

فرزانه خوی علاوه بر تدریس علوم اسلامی، در فن مناظره با مخالفان و دانشمندان سایر ادیان نیز خبره بود. آیت‌الله خویی در مناظره، شیوه سقراط را در پیش می‌گرفت و ابتدا، تظاهر به قبول گفتار طرف مقابل می‌کرد، آن‌گاه مانند یک شاگرد که در مقام دانش‌طلبی و استفاده از استاد دانشمند خود است، اشکالات و مطالبی را به عنوان سوالات علمی، با مهارت خاصی پیش می‌کشید و موجب می‌شد که طرف مناظره حقایقی را به زبان آورد که ناخواسته، گفتار قبلی‌اش را نقض کند. بدین گونه او را در تناقض‌گویی و بن‌بست قرار می‌‌داد و راه فراری برای وی باقی نمی‌گذارد، جز این که ناگزیز به جهل و اشتباه خود اعتراف کند.[3]

بعضی از مناظرات آیت‌الله خویی در کتاب البیان نقل شده است، از جمله: مناظره با دانشمندی یهودی درباره جاودانگی قرآن و مناظره با عالم سنی درباره سجده کردن بر خاک. گفت‌وگوی او با عالم سنّی حجاز، با حضور شخصیت‌های مذاهب گوناگون اسلامی، 10 شب در مسجد ‌النبی صلی‌الله علیه وآله به طول انجامید و سرانجام، طرف مناظره تمام گفته‌های ایشان را پذیرفت. در اثر همین گفت‌وگوها بود که عده‌ای از برجستگان اهل سنت، مانند دکتر سید محمّد تیجانی سماوی، استاد مالکی مذهب دانشگاه زیتونیّه تونس به مذهب مقدس تشیع گرویدند.


 

81 صفحه فایل Word

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کتاب البیان آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

تحقیق امار بررسی میزان سواد والدین بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان

اختصاصی از حامی فایل تحقیق امار بررسی میزان سواد والدین بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 13

 

بیان مسئله

قدم اول درموفقیت این است که پیروز شدن را بخواهیم، تنها به این صورت است که اصول موفقیت را به آسانی خواهیم آموخت. موفقیت درتحصیل به عوامل گوناگونی بستگی دارد واین عوامل در مجموعه ای فردی، آموزشگاهی، خانوادگی واجتماعی طبقه بندی می شود. بی تردید پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به عوامل مختلفی نظیر درآمد، سطح تحصیلات والدین، رفتاروالدین، محیط خانواده، نوع مدرسه، امکانات آموزشی، رفتار معلم و... بستگی دارد.

دراین تحقیق من عامل دوم یعنی سطح تحصیلات والدین را مورد بررسی قرار می دهم.

سطح تحصیلات والدین همانند سایر عوامل موثربر پیشرفت تحصیلی به اشکال مختلف در پیشرفت تحصیلی ویا افت تحصیلی تأثیر می گذارد.

 

هدف تحقیق

دراین تحقیق هدف این است که مشخص شود، آیا تحصیلات والدین از عوامل موثردرپیشرفت تحصیلی فرزندان به حساب می آید وپیشرفت کودکان به آن بستگی دارد یا خیر. 

اهمیت وضرورت تحقیق

هرگاه درمورد وضع تحصیل وچگونگی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان صحبت به میان می آید، اغلب با پدرومادرهایی برخورد می کنیم که اظهار می دارند فرزندان خانواده های تحصیل کرده ازپیشرفت تحصیلی خوبی برخورداربوده ودانش آموزانیکه دارای والدین بی سواد هستند، اصولاً نمی توانند درتحصیل پیشرفت کنند.

همچنین پدران ومادرانی را می بینیم که نگرش خاصی نسبت به مدرسه وتعلیم وتربیت کودکانشان دارند، واین که تعلیم وتربیت وراههای ترقی وپیشرفت آن را فقط مدرسه می دانند وخود را درامر تعلیم وتربیت سهیم نمی دانند وفکر میکنند که نمی توانند نقشی دراین زمینه داشته باشند وهمیشه بع این سوال مواجه هستند که چرا بعضی دانش آموزان همه ساله درتحصیلات خودموفق می شوند، درصورتیکه فرزندان خود دچار افت تحصیلی می شوند. تحقیقات نشان می دهد که عوامل متعددی دست به دست هم داده وباعث پیشرفت ویا عدم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود که یکی ازاین عوامل خانواده می باشد، یکی ازعوامل خانوادگی سطح تحصیلات والدین است که مورد بررسی قرار می گیرد.

 

پیشینه ی تحقیق

·   اکبری (1356) در تحقیقی در مورد « علل ترک تحصیل در استان سیستان و پلوچستان » دریافت که بین سطح تحصیلات والدین و ترک تحصیل فرزندان آن ها رابطه ی معکوس وجود دارد. به این صورت که 74% ترک تحصیل کنندگان در گروه مورد مطالعه دارای پدران بی سواد ، 33% دارای پدران با مدرک ابتدایی و فقط 2% مدرک متوسطه داشته اند و 89% مادران نیز بی سواد هستند.

·   محمودی نسب (1364) در تحقیق خود با عنوان « بررسی علل مردودی دانش آموزان سال سوم راهنمایی در کرج » به این نتایج دست یافت که 39% از مردودین دارای پدران بی سواد و بیش از 50% آن ها دارای مادران بی سواد بوده اند ، در حالی که سواد پدران 48% از افراد موفّق بین سوم راهنمایی تا لیسانس و سواد مادران 35% از آن ها در همین حد بوده است.

·   طباطبائی یزدی (1364) درتحقیقی پیرامون «رابطه سطح تحصیلات والدین وپیشرفت دانش آموزان درسه مقطه ابتدایی، راهنمایی ودبیرستان» به این نتیجه رسیده است که بین تحصیلات والدین و معدل نمره های درسی دانش آموزان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.درمقاطع ابتدایی و راهنمایی، تحصیلات مادر به همان اندازه درپیشرفت تحصیلی فرزند موثراست که تحصیلات پدر موثرست، ازاین لحاظ بین این دوتفاوت معنی داری وجود ندارد.

·   شعبانی (1364) درتحقیقی پیرامون «دانش آموزان ممتاز شهراصفهان» در نظرخواهی از58 دانش آموز ممتاز دبیرستانهای استان اصفهان که 12 سوال مطرح شده کرده که اولین آنها به تحقیق حاضر ارتباط دارد چنین است. بین میزان تحصیلات والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مستقیمی وجود دارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که از 58 دانش آموز ممتاز 24% پدران فوق لیسانس وبالاتر و33% لیسانس و 26% کمترازدیپلم و 9% بی سواد بودند ومیزان تحصیلات مادران نیز به نسبت 5%لیسانس وبالاتر و21% لیسانس و 26% دیپلم و 48% کمترازدیپلم و 12% بیسواد بودند. نتیجه اینکه اغلب والدین دانش آموزان ممتاز دارای تحصیلات بالاترازدیپلم بودند.

·   شعبانی اصفهانی (1370) درتحقیقی باعنوان «رابطه کم سوادی وبی سوادی والدین» به این نتیجه رسیده است که نسبت دانش آموزان مردود شده دربین دانش آموزانی که مادریا پدر بی سواد دارند بسیار بالا بوده واین امرزیانهای اقتصادی ومالی فراوانی برای خانواده وجامعه ببار می آرودوباید مسئولین درصدد رفع این نقیصه باشند.

·   محبی (1377) در تحقیقی دیگر پیرامون « سواد والدین و عمل کرد تحصیلی دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی منطقه ی چهار کرج » به این نتیجه رسیده است که بین عملکرد دانش آموزانی که دارای والدینی باسواد هستند و دانش آموزانی که والدین بی سواد دارند تفاوت معناداری وجود دارد ؛ به این معنا که سواد والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان اثرات مثبتی دارد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق امار بررسی میزان سواد والدین بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان

تحقیق امار ادبیات و پیشینه تحقیق

اختصاصی از حامی فایل تحقیق امار ادبیات و پیشینه تحقیق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

ادبیات و پیشینه تحقیق :

نتایج چندین مطالعه، همبستگی شایان توجهی (6/0-4/0) بین پیشرفت تحصیلی مدارس شبانه روزی دولتی و غیر دولتی و خودپندارة توانایی را نشان داده است (بروک اور2، 1981: مارش3،1984؛ اسکالویک4، 1986). بین پیشرفت تحصیلی و عزت نفس کلی نیز همبستگی 3/0 تا 4/0 یافته شده است (روبین5 1978؛ اسکالویک، 1984، 1986) . از طرف دیگر هانسفورد6 (1982) طی تحقیق خود رابطه معناداری (همبستگی در حدود 6/0) بین خود پنداره توانایی و عزت نفس کلی به دست آورد (بیابانگرد، 1380).

   بر اساس یک الگوی منطقی هر فردی می تواند چهار الگوی احتمالی علّی را مطرح کند که هر یک از آن ها را می توان به صورت نظری مورد بحث قرار داد (اینارام7 و همکاران، 1990 به نقل از میرعلی یاری، 1379).

الف علت ب : بر اساس اصل ارزیابی انجام شده (روزنبرگ، 1979) فردی ممکن است پیش بینی نماید که پیشرفت تحصیلی اش بر خودپنداره اش، از طریق ارزیابی های دیگر افراد مهم تأثیر می گذارد. شبیه همین پیش بینی ممکن است بر اساس تئوری مقایسه اجتماعی انجام شود ( فستینگر1، 1954) . طبق این تئوری، پیش بینی فرد به عملکردش درگروه اجتماعی مورد مقایسه ( به ویژه در میان همکلاسان که اهمیت زیادی دارند)، بستگی دارد. (راجرز، اسمیت و کلمین، 1987). مطابق نظر(دیویس، 1978) دانش آموزان ممکن است در صورتی که خودشان را با اکثریت همکلاسی هایشان مقایسه نمایند، اشتیاق نسبتاً پایینی داشته باشند. پارکر و مارش (1984) نیز نظری مشابه همین نظر، از طریق فرضیه «چهارچوب داوری»2 مطرح می نماید. مطابق این مدل، تغییر خودپنداره احتمالاً پیامد افزایش موفقیت و پیشرفت است تا این که متغیری ضروری برای پیشرفت (میرعلی یاری، 1379) .

1ـ  ب علت الف : بر اساس تئوری همسان سازی خویشتن (جونز، 1973؛ کلی 1954) فردی ممکن است پیش بینی کند که دانش آموزان دارای خودپنداره تحصیلی پایین، ممکن است از موقعیتهایی که در آن ها می توانند خود پنداره شان را تغییر دهند، اجتناب ورزند. از این رو سعی و تلاش کمتری را در مدرسه از خودشان نشان می دهند. همچنین بر اساس نظریة خود ارزشی و زنجیره پیشرفت ـ توانایی، دانش آموزان  مبتلا به انتظار پیشرفت پایین، ممکن است تدابیر اجتناب از شکست، از جمله طفره رفتن را بیشتر آموخته باشند. البته باید در نظر داشت که آسودگی موقتی که به توسط این تدابیر اجتناب از شکست حاصل شده گمراه کننده است، زیرا سرانجام به شخص آسیب خواهد رساند. بنابراین در صورتی که فرد انتظار پایینی از خودپنداره توانایی اش داشته باشد، پیشرفت تحصیلی کمتری را نیز تجربه خواهد کرد. (بیابانگرد، 1380).

الف و ب به یک روش تعاملی (تقابلی) بر یکدیگر تأثیر می گذارند: دو فرایندی که در بالا شرح داده شد، لزوماً باهمدیگر در تناقض نیستند.مارش (1984) یک مدل تعادل سازی پویا را مطرح می کند که مطابق آن پیشرفت تحصیلی، خودپنداره و اسناد به خویشتن در یک شبکه از روابط متقابل درهم تنیده شده اند. هم چنین تغییر در یکی از آنها منجر به تغییر در دیگری، به منظور برقراری مجدد تعادل می شود. بنابراین، پیشرفت تحصیلی و خودپنداره به یک روش تقابلی در یکدیگر تأثیر می گذارند (بیابانگرد، 1380).

2ـ  الف و ب معلول ج هستند: ماروگاما1 و همکاران (1981) بیان می  کنند که علت سومی (برای مثال توانایی یا حمایت اجتماعی) بر پیشرفت تحصیلی و خودپنداره مؤثر است. ممکن است خودپندارة توانایی و عزت نفس (هر دو) از طریق تجارب غیر تحصیلی مرتبط با توانایی، و یا متغیر سوم دیگری، تحت تأثیر قرار گرفته باشند. بنابراین به صورت نظری الگوهای مختلف علّی را می توان مطرح کرد که واقعاً هم وجود دارند. با این حال، چندین مطالعه آزمایشی انجام شده است که روابط علّی میان پیشرفت تحصیلی و خودپنداره را مورد آزمون قرار داده است . در یک مطالعه طولی که مشتمل بر چهار گروه بود، ماروگاما و همکاران (1988) پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را در سنین 9، 12، 15 سالگی و عزت نفس کلی آن ها را در سن 12 سالگی مورد اندازه گیری قرار دادند. متغیرهای کنترل کننده، طبقه اجتماعی و توانایی در سن 7سالگی مورد اندازه گیری قرار گرفت .آنها هیچ گونه مدارکی دال بر اینکه پیشرفت تحصیلی وعزت نفس رابطه علّی با یکدیگر دارند، نیافتند و متغیر سومی را ( برای مثال طبقه اجتماعی و توانایی)، به عنوان علت پیشرفت تحصیلی و عزت نفس بیان می کنند. پتیبوم2 و همکاران (1986) با تجزیه و تحلیل داده های یک نمونه بزرگ از دانش آموزان دبیرستان و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی و عزت نفس کلی در فاصله 2 سال دریافتند که هیچ گونه شواهدی مبنی بر اینکه عملکرد یک متغیر، نسبت به متغیرهای دیگر برجسته تر است، وجود ندارد. آن ها دو توضیح احتمالی در این مورد مطرح می کنند، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی ممکن است معلول یک متغیر سوم باشند یا اینکه هر  دو متغیر به یک سبک چرخه ای تأثیر یکسانی بر یکدیگر دارند.

    در بعضی مطالعات گزارش شده که خودپنداره توانایی بر پیشرفت تحصیلی، برتری علّی دارد. در مطالعات دیگری محققان به نتیجه متضاد با این نظریه رسیده اند. خلاصه اینکه، تحقیقات آزمایشی اجازة هیچ گونه نتیجه گیری با ثباتی را در مورد ترتیب علّی خودپنداره و پیشرفت تحصیلی نمی دهد. این همان نتیجه گیری است که به توسط بیرن1 (1984، 1988) در دو مطالعه بزرگ بیان شده است. علاوه بر این، روابط بین این دو مفهوم ممکن است ناشی از مشکلات روش شناختی، سن، تعریف خودپنداره و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی باشد ( هانسفورد، 1982). بر اساس زمینه های نظری هر کدام از متغیرهای پیشرفت تحصیلی و خودپنداره توانایی بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند.

    پرسش مهم برای پژوهش عبارت از این است که آیا می توان اثرات هر یک از متغیرهای مذکور و متغیری را که بهترین پیش بینی کننده برای دیگری باشد، تعیین و شناسایی کرد؟ به دنبال این  نظر، شاولسون2 و بیرن (1984)، الگوی برتری علّی و ملاکهای آزمون آن را تعیین نمودند. بر اساس این الگو خودپندارة افراد به تدریج تحت تأثیر اعمال، موفقیت ها و ارزشیابی ها در موقعیت های خاص قرار گرفته، و عزت نفس کلی از خود پنداره های افراد در زمینه های مختلف تأثیر می پذیرد. بنابراین حتی اگر پیشرفت تحصیلی، خودپنداره توانایی و عزت نفس کلی بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته باشند، جهت علّی غالب از پیشرفت در خودپندارة توانایی به عزت نفس کلی است (بیابانگرد ، 1380).

بررسی تحقیقات انجام شده در خارج از ایران

1ـ مطالعات دایلر1 (1954) نشان میدهد که پیشرفت تحصیلی بر سطح عزت نفس مؤثر است (به نقل از فتحی، 1382).

2ـ روزنبرگ2 (1956)، دریافت افرادی که عزت نفس کمی دارند، تمایل به کارهای اجتماعی ونقش های رهبری دارند. همچنین افراد با عزت نفس بالا، احساس مسئولیت تمرکز در کار، احساس امنیت و عدم وابستگی می نمایند (استاینر3 1952؛ اسمیت 1967؛ هوروکس4 وهمکاران ،1972 به نقل از یوسفی، 1374).

3ـ بیلز1 (1959) در پژوهش خود دریافت که پیشرفت تحصیلی بر سطح عزت نفس مؤثر است ( به نقل از فتحی، 1382) .

4ـ کوپر اسمیت2 (1959) در پژوهش خود به بررسی ارتباط بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی پرداخت و به این نتیجه دست یافت که عزت نفس با پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت دارد (به نقل از مفتاح، 1381).

5ـ وگوآن (1960) در تحقیق خود نشان داد که دانش آموزان موفق به ویژگی های اعتماد به نفس، خود باوری و برداشت از خود آراسته اند (به نقل از یوسفی، 1374).

6ـ شاو3 (1961) در تحقیق خود به توصیف ویژگی های دانش آموزان موفق وناموفق اشاره دارد. او در تحقیق خود نشان داد که دانش آموزان ناموفق از خودپنداره کمتری در مقایسه با دانش آموزان موفق برخوردارند و واجد رفتارهای نابالغانه هستند (به نقل از یوسفی، 1374).

7ـ فئیک (1962) در تحقیق خود دریافت که دختران وپسران با درجه بالای موفقیت به طور محسوسی از خود پنداره بالاتری نسبت به دختران وپسران با درجه موفقیت پایین تر، برخوردارند (فالز، 1967 به نقل از یوسفی، 1374).

8ـ کومبز (1963) دریافت، دانش آموزان ناموفق با نوعی احساس کمبود و کاستی درباره خود و دیگران مواجه هستند (به نقل از یوسفی، 1374).


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق امار ادبیات و پیشینه تحقیق