حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حامی فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد اخلاق معاشرت

اختصاصی از حامی فایل تحقیق در مورد اخلاق معاشرت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد اخلاق معاشرت


تحقیق در مورد اخلاق معاشرت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه10

 

فهرست مطالب ندارد

 

مقدمه

دوست داریم زندگى‏هایمان، سرشار از صمیمیت و خونگرمى و صفا باشد.

حریم انسانها و حرمت همگان، محفوظ بماند و معاشرت‏هایمان نشات‏گرفته از «فرهنگ قرآنى‏» و تعالیم مکتب باشد.

و این، یعنى «زندگى مکتبى‏».

پایدارى و استحکام رابطه‏هاى مردمى، در سایه رعایت نکاتى است که‏برگرفته از «حقوق متقابل‏» افراد جامعه باشد.

در اینکه «چگونه باید زیست‏» و چه سان با دیگران باید رابطه داشت، نکته‏اى‏است که در بحث «آداب معاشرت‏» مى‏گنجد.

بر خلاف فرهنگ غربى، روح و محتواى فرهنگ دینى ما بر پایه «ارتباط‏»،«صمیمیت‏»، «تعاون‏»، «همدردى‏» و «عاطفه‏» استوار است. جلوه‏هاى این فرهنگ‏بالنده نیز در دستورالعملهاى اخلاقى اسلام دیده مى‏شود.

«زندگى مکتبى‏»، در سایه شناخت این رهنمودها و به کار بستن آنها درصحنه‏هاى مختلف زندگى است، نه با شعار و ادعا. به هر میزان که معیشت ومعاشرت ما با اینگونه هدایتهاى دینى در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان‏اندازه زندگیهایمان «مکتبى‏» است. مسلمان باید به‏گونه‏اى در چارچوب اصول وسنن فرهنگ دینى خودش زندگى کند که با شهامت و افتخار، بتواند «امضاى دین‏»را پاى همه رفتارش بگذارد و زندگیش «برچسب اسلام‏» داشته باشد و الگوى‏اسلامى را بر زندگى خویش در خانه و جامعه، سایه‏افکن سازد.

«آداب برخورد»، «دید و بازدید»، «رفت و آمد»هاى خانوادگى و دوستانه،نحوه «گفتار» و «رفتار» با اقشار مختلف، «دوستى‏» و حد و حدود آن، مراعات‏«حقوق دیگران‏»، «ادب و سپاس و احترام‏»، از

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد اخلاق معاشرت

تحقیق در مورد مسائل اخلاقى

اختصاصی از حامی فایل تحقیق در مورد مسائل اخلاقى دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد مسائل اخلاقى


تحقیق در مورد مسائل اخلاقى

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه22

 

فهرست مطالب

 

اهمیت اخلاق در روایات اسلامى

1- تعریف علم اخلاق

2- رابطه اخلاق و فلسفه

3- رابطه اخلاق و عرفان

- رابطه «علم‏» و «اخلاق‏»

بسم الله الرحمن الرحیم

مسائل اخلاقى در هر زمان از اهمیت فوق‏العاده‏اى برخوردار بوده، ولى در عصر و زمان ما اهمیت ویژه‏اى دارد، زیرا:

1- از یک سو عوامل و انگیزه‏هاى فساد و انحراف در عصر ما از هر زمانى بیشتر است و اگر در گذشته براى تهیه مقدمات بسیارى از مفاسد اخلاقى هزینه‏ها و زحمتها لازم بود در زمان ما از برکت پیشرفت صنایع بشرى همه چیز در همه جا و در دسترس همه کس قرار گرفته است!

2- از سوى دیگر، با توجه به این که عصر ما عصر بزرگ شدن مقیاسهاست و آنچه در گذشته بطور محدود انجام مى‏گرفت در عصر ما به صورت نامحدود انجام مى‏گیرد، قتل و کشتار انسانها به برکت وسائل کشتار جمعى، و مفاسد اخلاقى دیگر به کمک فیلمهاى مبتذلى که از ماهواره‏ها در سراسر دنیا منتشر مى‏شود و اخیرا که به برکت «اینترنت‏» هرگونه اطلاعات مضر در اختیار تمام مردم دنیا قرار مى‏گیرد، مفاسد اخلاقى بسیار گسترش پیدا کرده و مرزها را در هم شکسته و تا اقصا نقاط جهان پیش مى‏رود تا آنجا که صداى بنیانگذاران مفاسد اخلاقى نیز درآمده است.

اگر در گذشته تولید مواد مخدر در یک نقطه، یک روستا و حداکثر شهرهاى مجاور را آلوده مى‏کرد امروز به کمک سوداگران مرگ به سراسر دنیا کشیده مى‏شود.

3- از سوى سوم، همان گونه که علوم و دانشهاى مفید و سازنده در زمینه‏هاى مختلف پزشکى و صنایع و شؤون دیگر حیات بشرى گسترش فوق‏العاده‏اى پیدا کرده، علوم شیطانى و راهکارهاى وصول به مسائل غیرانسانى و غیراخلاقى نیز به مراتب گسترده‏تر از سابق شده است‏به گونه‏اى که به دارندگان فساد اخلاق اجازه مى‏دهد از طرق مرموزتر و پیچیده‏تر و گاه ساده‏تر و آسانتر به مقصود خود برسند.

در چنین شرایطى توجه به مسائل اخلاقى و علم اخلاق از هر زمانى ضرورى‏تر به نظر مى‏رسد و هرگاه نسبت‏به آن کوتاهى شود فاجعه یا فاجعه‏هایى در انتظار است.

اندیشمندان دلسوز و عالمان آگاه باید همگى دست‏به دست هم دهند و براى گسترش اخلاق در دنیاى امروز که اخلاق به خطر افتاده تا آن حد که بعضى آن را بکلى انکار کرده یا غیر ضرورى دانسته‏اند و بعضى دیگر هر کار و خصلتى که انسان را به خواسته سیاسى‏اش برساند اخلاق شمرده‏اند، تمام تلاش و کوشش خود را به کار گیرند.

خوشبختانه ما مسلمانان منبع عظیمى مثل قرآن مجید در دست داریم که مملو است از بحثهاى عمیق اخلاقى که در هیچ منبع دینى دیگرى در جهان یافت نمى‏شود.

گرچه مباحث اخلاقى قرآن از سوى مفسران بزرگ و عالمان اسلامى بطور پراکنده مورد تفسیر قرار گرفته ولى تا آنجا که ما مى‏دانیم کتابى به عنوان «اخلاق در قرآن‏» به سبک تفسیر موضوعى که این مسائل را به صورت جمعى و با استفاده از روش تفسیر موضوعى مورد توجه قرار دهد، تالیف نیافته با آن که جاى آن کاملا خالى است.

لذا بر این شدیم که بعد از پایان دروه اول پیام قرآن که پیرامون معارف و عقاید اسلامى به سبک تفسیر موضوعى بحث مى‏کرد، به سراغ بحث اخلاق اسلامى در قرآن مجید به عنوان دوره دوم پیام قرآن برویم.

بحمدالله این کار انجام شد و مجموعه این مباحث در دو مجلد تهیه شد که مجلد اول در کلیات مسائل اخلاقى بحث مى‏کند و اکنون در دسترس شماست ولى مى‏توان از آن به عنوان یک متن جامع درسى نیز استفاده کرد، و جلد دوم پیرامون جزئیات مباحث اخلاقى و مصادیق آن بطور گسترده بحث مى‏کند که بحمدالله قسمت عمده آن آماده براى چاپ است.

امیدواریم این گام دیگر در طریق استفاده از قرآن مجید در حل مشکلات زندگى انسانها، مورد قبول خداوند متعال و ذخیره یوم‏المعاد قرار گیرد و اگر کاستیهایى در آن است‏با تذکر صاحبنظران تکمیل گردد.

والحمدلله رب العالمین

ربیع الاول‏1419 - تیرماه‏1377

فصل اول

اهمیت‏بحثهاى اخلاقى

اشاره

این بحث از مهمترین مباحث قرآنى است، و از یک نظر مهمترین هدف انبیاى الهى را تشکیل مى‏دهد، زیرا بدون اخلاق نه دین براى مردم مفهومى دارد، و نه دنیاى آنها سامان مى‏یابد; همان‏گونه که گفته‏اند:

اقوام روزگار به اخلاق زنده‏اند

قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است! اصولا زمانى انسان شایسته نام انسان است که داراى اخلاق انسانى باشد و در غیر این صورت حیوان خطرناکى است که با استفاده از هوش سرشار انسانى همه چیز را ویران مى‏کند، و به آتش مى‏کشد; براى رسیدن به منافع نامشروع مادى جنگ به پا مى‏کند، و براى فروش جنگ افزارهاى ویرانگر تخم تفرقه و نفاق مى‏پاشد، و بى‏گناهان را به خاک و خون مى‏کشد!

آرى! او ممکن است‏به ظاهر متمدن باشد ولى در این حال حیوان خوش علفى است، که نه حلال را مى‏شناسد و نه حرام را! نه فرقى میان ظلم و عدالت قائل است و نه تفاوتى در میان ظالم و مظلوم!

با این اشاره به سراغ قرآن مى‏رویم و این حقیقت را از زبان قرآن مى‏شنویم; در آیات زیر دقت کنید:

1 - هو الذى بعث فى‏الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین (سوره جمعه، آیه‏2)

2 - لقد من الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین (سوره آل عمران، 164)

3 - کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلوا علیکم آیاتنا و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمة و یعلمکم ما


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد مسائل اخلاقى

دانلود مقاله پرستاری

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله پرستاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

پرستاری

پرستاری رشته‌ای است که در کشور ما ناشناخته مانده است و بیشتر افراد با شنیدن نام پرستار تنها تزریقات و کمک‌های اولیه در ذهنشان نقش می‌بندد.
برخلاف این تصور ناقص، پرستار یک عضو مهم در تیم مراقبت بهداشتی است و نقش ارزنده ای در پذیرش، آماده سازی، مراقبت و حمایت‌های روحی، جسمی و اجتماعی بیمار دارد.
تلاش پرستار برای پذیرش واقعیت‌ها و تطبیق با تغییرات بالقوه و پذیرش زندگی جدید و یا تحمل طول دوره درمان وظیفه سنگین و ارزنده پرستار است.
پرستاری علم است چون نیازمند فراگیری علوم مرتبط با این رشته است و هنر است چون توانایی ارتباط خوب و سنجیده با بیمار و اطرافیانش را می‌طلبد.
این رشته در مقطع کارشناسی پیوسته، کارشناسی ارشد ناپیوسته و دکتری با گرایش‌های مختلف در کشور دائر است.
اخیرا مرکزی به نام نظام پرستاری مانند سازمان نظام پزشکی تأسیس شده است.
در خصوص این رشته صبر و حوصله و مطالعه دقیق در ابعاد این شغل سنگین را توصیه می‌کنیم.
طول دوره تحصیل (برای مقطع کارشناسی) حدود 4 سال است.

 

صنعت و بازارکار

 

به‌طور کلی فارغ‌التحصیلان این رشته در مقطع کارشناسی به‌عنوان پرستار در کلیه بخشهای بیمارستانها و درمانگاهها (به‌طور مثال در بخش تنظیم خانواده و بهداشت مادر و کودک) و مربی دروس علمی پرستاران، مربی بهداشت مدارس و تدریس کودک‌یاری و زیست شناسی در مدارس انجام وظیفه می‌کنند. فارغ‌التحصیلان مقطع کارشناس ارشد می‌توانند به‌عنوان مدرس نظری در دانشکده‌ها و مربی آموزشی در بیمارستانها مشغول بکار شوند. لازم به ‌ذکر است در صورتی که فارغ‌التحصیلان گرایش‌های مختلف مایل به‌کار درآن قسمت نباشند، می‌توانند در بیمارستان، کاربالینی(کار با بیمار) انجام دهند .
مقدمه
به منظور تامین نیروی انسانی متعهد و متبحر در رشته پرستاری و دستیابی به راههای تحقیق و تتبع در علوم وابسته به آن برای نیل به خودکفایی جهت جبران کمبود نیروهای متخصص آموزشی، خدماتی در مراکز آموزشی ، بهداشتی درمانی جمهوری اسلامی ایران و در نتیجه حفظ و ارتقای سطح علم در نظام جمهوری اسلامی، دوره کارشناسی ارشد (ناپیوسته ) رشته مدیریت خدمات پرستاری با مشخصات زیر ارائه می گردد.
تعریف و هدف

 

کارشناسی ارشد پرستاری (ناپیوسته ) به دوره هایی اطلاق می شود که تحصیلات بالاتر از کارشناسی را در بر می گیرد و اولین مقطع تحصیلی پس از کارشناسی می باشد. هدف از ایجاد آن تربیت افرادی لایق ، متعهد و متبحر می باشد بطوریکه بتوانند برمبانی علوم پرستاری و متون علمی موجود احاطه یافته در اثر آشنایی با روشهای پیشرفته تحقیق در علوم و بدست آوردن کارایی و لیاقت و مهارت علمی و عملی لازم ، مجموعه را بگونه ای کسب کنند که بخوبی بتوانند در هر یک از ابعاد پرستاری ، آموزش ، پژوهش و مدیریت فعالیت نموده و بدین ترتیب کمبودهای موجود اعضای هیئت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و نیروی انسانی و متبحر مراکز بهداشتی درمانی را جبران نمایند و از مقالات علمی و تحقیقات علوم پرستاری و علوم وابسته در جهت پیشبرد دانش و کمک به ایجاد روح علمی در جامعه استفاده کنند.

 

 

 

طول دوره و شکل نظام
براساس آئین نامه آموزشی دوره کارشناسی ارشد (ناپیوسته ) مصوب شورایعالی برنامه ریزی انقلاب فرهنگی حداقل طول دوره کارشناسی ارشد (ناپیوسته ) رشته پرستاری 2 سال و حداکثر مجاز طول تحصیلات این دوره برای دانشجویان تمام وقت 3 سال و برای دانشجویان نیمه وقت برابر مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی می باشد.
هر سال تحصیلی شامل دو نیمسال می باشد و در هر نیمسال 17 هفته کامل آموزشی وجود دارد . نظام آموزش این دوره واحد است و برای هر واحد درسی نظری در هر نیمسال 17 ساعت آموزش کلاسیک در نظر گرفته شده است و دانشجو باید به ازای هر سال درس نظری حداقل سه ساعت وقت صرف مطالعه ، بحث و تجزیه و تحلیل در درس بنماید.
ضرورت و اهمیت
با توجه به گسترش روز افزون دامنه علم پرستاری و تحقیقات دامنه داری که طی صد سال اخیر انجام گردیده و نیاز به شناخت عوامل مختلف بیماری زا و ارتباط آنها با انسان و نیاز روز افزون موسسات آموزش عالی و مراکز بهداشتی درمانی به مدرس و مدیر پرستاری متعهد و متبحر جهت کوشش در پژوهشهای علمی برای نیل به خودکفایی و آماده نمودن افراد جهت ادامه تحصیل تا مرحله دکتری علمی، دایر نمودن این دوره و اهمیت آن مشخص می گردد و تاسیس این دوره در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران کاملا ضرورت دارد.
تعریف پرستار(Nurse): پرستار فردی است با تحصیلات دانشگاهی در رشته پرستاری ‌در مقاطع کاردانی ؛کارشناسی ؛کارشناسی ارشد و دکترا و حرفه ای که در هر پست و مقام و محیطی در کار قادر است نقش شش گانه ذیل را در مواجهه با مددجویان ایفا نماید:
1- نقش مراقبتی: به بیمار کمک میکند تا آن دسته از کارهائی را که در حال سلامت به تنهائی انجام میداده ولی به علتی قادر به انجام آنها نمیباشد به مرحله عمل درآورد.مثل غذا خوردن.
2- نقش درمانی: گر چه درمان به عهده پزشکان است ولی پرستار با مشاهدات دقیق از وضع بیمار و با داشتن مهارتها و گذراندن وقت زیاد بر بالین بیمارو تأثیر معالجات و غکس العمل بیمار به درمان رل مهمی در کمک به طرح برنامه درمانی یا تغییر و اصلاح آن دارد.
3- نقش حفاظتی: کمک به بیمار برای مصونیت وی از عوامل محیطی مثل عفونت ، آتش سوزی ، افتادن و ...
4- نقش آموزشی: آموزش و راهنمائی بیمار یکی از مسؤلیتهای مهم پرستار است مثل آموزش در مورد مراقبتهای لازم در منزل یا اقدامات بهداشتی
5- نقش هماهنگی: هماهنگی کار تیم پرستاری در رابطه با برنامه ریزی برنامه کار بهیاران و کمک بهیاران و سایر پرسنل خدماتی وهماهنگ کردن کار گروه های دیگر در رابطه با تیم درمان مثل مشاوره با قسمتهای مختلف تغذیه ، مددکاری ، آزمایشگاه ، فیزیو تراپی ، رادیولوکی و ...
6- نقش حمایتی: پرستار کسی است که بیش از افراد دیگر با بیمار در ارتباط بوده و خواسته های او را به روشنی میداند و به همین جهت میتواند مدافع و حامی او باشد و واسطه مؤثری برای بیماربا نهاد های مختلف درمانی به حساب می آید .مثل مرکز مبارزه با سل
بطور کلی حیطه خدمات پرستاری نه تنها در بیمارستان بوده ، بلکه وارد اجتماع شده و پرستاران در محل های زیر میتوانند خدمت کنند:
بیمارستانها ، کلینیکها ، مدارس ، سازمان های بهداشتی ، کارخانه ها ، منازل ، مطبها ، در کشتی و هواپیما و قطار و...، مهد کودکها ، خانه سالمندان .

 

کسانی که در این شغل مشغول بکار هستند؛ نه تنها در جایگاه واقعی یک پرستار قرار ندارند بلکه بر اثر عدم امکان تحصیل در زمان کار ؛ دچار بیماریهای مختلف واگیر در و کمر درد و امراض عصبی میشوند. شغل آنها هرگز بعنوان یک شغل که میتواند در ابداع روشهای پیشگیری بیماران به مراحل خطرناکتر کمک نمایند انگاشته نمیشود .بنا بر همین اصول است که ارتقاء کیفیت و بهبود سبک کار پرستاری بدون نقش آنان در همان سطوح بدوی باقی میماند.
شغل آنان چنان انگاشته میشود که گوئی ارتباطی به سلامتی بیماران ندارد و تنها بعنوان یک مستخدم و یا کمک به وظائفی بسیار ساده ای در بیمارستان مشغولیت دارند.کادر شاغل در پرستاری بخاطر دیدگاه مذهبی در حکومت و قوانین جاری در مملکت بیشترین فشار را تحمل مینماید و نه تنها از مزایای کافی برای کار مشقت بار خود برخوردار نیستند بلکه هیچ گونه امکان واقعی برای ادامه تحصیل ندارند.از این گذشته در ایران هیچگونه احساسی که نیاز به ادامه تحصیل کادر پرستاری باشد را نیمتوان یافت. فرای این مسائل عدم تامین مایحتاج زندگی آنان بدلیل حقوق اندکشان ؛ با دشواری بسیاری انجام میشود. بر این اساس است که نام بهیار و یا پرستار و کمک پرستار در جایگاه ارزشی میمانند که با معیار های بین المللی مطابقت ندارد.این در حالی است 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 15   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله پرستاری

دانلود مقاله سیمای پیامبر اعظم – ص- و کتاب های درسی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله سیمای پیامبر اعظم – ص- و کتاب های درسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

سیمای پیامبر اعظم – ص- و کتاب های درسی

 

 

 


قبل از بعثت پیامبر (ص)
قبل از بعثت
تولد و کودکی
بیش از هزار و چهار صد سال پیش در روز 17 ربیع الاول ( برابر 25آوریل 570 میلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر یثرب ( مدینه ) چشم از جهان فروبست و به دیدار کودکش ( محمد ) نایل نشد. زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود. برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزیزش ، محمد را به دایه ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از آلودگیهای شهر پرورش
یابد . " حلیمه " زن پاک سرشت مهربان به این کودک نازنین که قدمش در آن قبیله مایه خیر و برکت و افزونی شده بود ، دلبستگی زیادی پیدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمی کرد. کسی نمی دانست این کودک یتیم که دایه های دیگر از گرفتنش پرهیز داشتند ، روزی و روزگاری پیامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پایان روزگار با عظمت و بزرگی بر زبان میلیونها نفر مسلمان جهان و بر مأذنه ها با صدای بلند برده خواهد شد ، و مایه افتخار جهان و جهانیان خواهد بود . " حلیمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمد را که به سن پنج سالگی رسیده بود به مکه باز گردانید . دو سال بعد که " آمنه " برای دیدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدینه رفت ، فرزند دلبندش را نیز همراه برد . پس از یک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربین راه ، در محلی بنام " ابواء " جان به جان آفرین تسلیم کرد ، و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو یتیم شد و رنج یتیمی در روح و جان لطیفش دو چندان اثر کرد . سپس زنی به نام ام ایمن این کودک یتیم ، این نوگل پژمرده باغ زندگی را همراه خود به مکه برد . این خواست خدا بود که این کودک در آغاز زندگی از پدر و مادر جدا شود ، تا رنجهای تلخ و جانکاه زندگی را در سرآغاز زندگانی بچشد و در بوته آزمایش قرار گیرد ، تا در آینده ، رنجهای انسانیت را به واقع لمس کند و حال محرومان را نیک دریابد . از آن زمان در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش یافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگی در پیشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عمیقی نشان می داد . دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، " محمد " از سرپرستی پدر بزرگ نیز محروم شد . نگرانی " عبد المطلب " در واپسین دم زندگی بخاطر فرزند زاده عزیزش محمد بود . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خویش ( ابو طالب ) رفت و تحت سرپرستی عمش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود . ابو طالب تا آخرین لحظه های عمرش ، یعنی تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانی ، از برادرزاده عزیزش پرستاری و حمایت کرد . حتی در سخت ترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و گردنکشان سیه دل ، برای نابودی " محمد " دست در دست یکدیگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمایت برادرزاده اش سپر بلا کرد و از هیچ چیز نهراسید و ملامت ملامتگران را ناشنیده گرفت .

 

نوجوانی و جوانی
آرامش و وقار و سیمای متفکر " محمد " از زمان نوجوانی در بین همسن و سالهایش کاملا مشخص بود . به قدری ابو طالب او را دوست داشت که همیشه می خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رویش کشد و نگذارد درد یتیمی
او را آزار دهد . در سن 12سالگی بود که عمویش ابو طالب او را همراهش به سفر تجارتی - که آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد . درهمین سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام ( سوریه فعلی ) بود ، ابو طالب به " راهبی " مسیحی که نام وی " بحیرا " بود برخورد کرد . بحیرا هنگام ملاقات محمد - کودک ده یا دوازده ساله - از روی نشانه هایی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمینان دریافت که این کودک همان پیغمبر آخر الزمان است .
باز هم برای اطمینان بیشتر او را به لات و عزی - که نام دو بت از بتهای اهل مکه بود - سوگند داد که در آنچه از وی می پرسد جز راست و درست بر زبانش نیاید . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من این دو بت را که نام بردی دشمن
دارم . مرا به خدا سوگند بده ! بحیرا یقین کرد که این کودک همان پیامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی
و چیزی عقیده ندارد . بحیرا به ابو طالب سفارش زیاد کرد تا او را از شر دشمنان بویژه یهودیان نگاهبانی کند ، زیرا او در آینده مأموریت بزرگی به عهده خواهد گرفت . محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . در این دوران که برای افراد عادی ، سن ستیزه جویی و آلودگی به شهوت و هوسهای زودگذر است ، برای محمد جوان ، سنی بود همراه با پاکی ، راستی و درستی ، تفکر و وقار و شرافتمندی و جلال . در راستی و درستی و امانت بی مانند بود . صدق لهجه ،راستی کردار ، ملایمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگیهای محیط آلوده مکه بر کنار ،
دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکیزه بود بحدی که موجب شگفتی همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به " محمد امین " مشهور گردید . " امین " یعنی درست کار و امانتدار . در چهره محمد از همان آغاز نوجوانی و جوانی آثار وقار و قدرت و شجاعت و نیرومندی آشکار بود . در سن پانزده سالگی در یکی از جنگهای قریش با طایفه
" هوازن " شرکت داشت و تیرها را از عموهایش بر طرف می کرد . از این جا می توان به قدرت روحی و جسمی محمد پی برد . این دلاوری بعدها در جنگهای اسلام با درخشندگی هر چه ببیشتر آشکار می شود ، چنانکه علی ( ع ) که خود از شجاعان روزگار بود درباره محمد ( ص ) گفت : " هر موقع کار در جبهه جنگ بر ما دشوار می شد ، به رسول خدا پناه می بردیم و کسی از ما به دشمن از او نزدیکتر نبود " با این حال از جنگ و جدالهای بیهوده و کودکانه پرهیز می کرد . عربستان در آن روزگار مرکز بت پرستی بود . افراد یا قبیله ها بتهایی از چوب و سنگ یا خرما می ساختند و آنها را می پرستیدند . محیط زندگی محمد به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستیز آلوده بود ، با این همه آلودگی محیط ، محمد هرگز به هیچ گناه و ناپاکی آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستی همچنان پاک ماند . روزی ابو طالب به عباس که جوانترین عموهایش بود گفت :
" هیچ وقت نشنیده ام محمد ( ص ) دروغی بگوید و هرگز ندیده ام که با بچه ها در کوچه بازی کند " .
از شگفتیهای جهان بشریت است که با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن دیار که حتی به کارهای زشت خود افتخار می کردند و زنان بدکار بربالای بام خانه خود بیرق نصب می نمودند ، محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکیزه زیست که هیچکس - حتی دشمنان - نتوانستند کوچکترین خرده ای بر او بگیرند . کیست که سیره و رفتار او را از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پیری بخواند و در برابر عظمت و پاکی روحی و جسمی او سر تعظیم فرود نیاورد ؟ !
سیره عملی پیامبر (ص)
از جمله سیره عملی پیامبر (ص) ایجاد اخوت و برادری بین مسلمانان و یا شیوه اجتماعی اخلاقی پیامبر اعظم (ص)این بود که در هنگام ضرورت با اجرای عقد اخوت بین مهاجرین و انصار باعث الفت، محبت و وحدت و هماهنگی بیشتر بین آنان می شد.
مشورت:
مشورت با یاران واصحاب یکی دیگر از خصوصیات پیامبر (ص) بود. ایشان به ویژه در مسائل اجرایی چون حکومت داری و جنگ به مشورت و تعامل با اصحاب خود می پرداخت. مثلاً پیامبر در سه مرحله از جنگ بدر با اصحاب مشورت کرد و بعد دست به اقدام عملی زد. این روش تعامل پیامبر (ص) و به تعبیر دیگر نقد پذیری ایشان امروز از جمله نیازهای اساسی کارگزاران دولت و نظام است و می توانیم از آن به بهترین شکل بهره مند شویم.
عفو و گذشت:
نکته دیگر از سیره اخلاق سیاسی اجتماعی پیامبر اعظم عفو و گذشت بود که حتی بعد از جنگ احد به دلیل جسارت به جنازه حمزه در مقام انتقام از زن ابوسفیان برنیامد و با عفو و گذشت خود بسیاری از کفار را به دین اسلام متمایل کرد.
حال که سخن از عفو و گذشت به میان آمد به خاطر اهمیت مسئله در پایان این بحث به یک حدیث زیبا در مورد گذشت از پیامبر اکرم (ص) اشاره می کنم که انشاءالله خیر باشد.
در حدیث آمده است از:
پیامبر خدا (ص) پرسیدند بهترین بندگان چه کسانی هستند پیامبر خدا (ص) فرمودند:
1- الذین اذا احسنوا استیشروا: کسانی هستند در حق کسی نیکی کردند شاد می شوند.
2- و اذا اساووا استغفروا: هر گاه بدی کنند پشیمان می شوند.
3- و اذا ابتلو صبروا: هر گاه به بلایی مبتلا شوند صبر می کنند.
4- و اذا اعملو شکروا: هر گاه به آنها چیزی بخشیده شود تشکر می کنند.
5- و اذا اغضبوا غفروا: هنگامی که خشمناک شوند عفو و اغماض را پیشه خود می سازند.
سیره زندگی پیامبر
1- نماز در نظر رسول خدا (ص)
پیامبر اکرم (ص) علاقه زیادی به نماز داشت و میفرمود
(( قره عینی فی الصلوه : روشنی چشم من در نماز است ))
پیامبر اکرم نماز را به ستون چادر تشبیه کرده ومی فرمود اگر ستون چادر ثابت وپا بر جا باشد طناب ها ومیخ ها وپوشش ان پا بر جا خواهد بود وگر نه با شکست ستون هر یک از انهاد سودی نخواهند داشت از این پیام میتوان در یافت که روح دین توجه به خدا وار تباط با اوست اگر چنین توجه وار تبا طی در کار نبا شد سایر امو نیز سودی نخواهد داشت
2- تلا ش وفعالیت :
پیا مبراکرم (ص) از دوران کودکی پر تحرک وعلاقه مند به کار وفعالیت بود سراسر زندگی پیامبر اکرم وسایر پیشوایان اسلام تلاش وتحرک بود از خواب واستراحت زیاد منع میکردند وکار را وسیله رشد وشکوفایی روحی ومعنوی انسان معرفی می نمودند امام علی (ع) فر مودند : تفریحی بهتر از کار نیست یعنی کار علا وه بر اینکه وسی له تامین معاش است وبه رشد اقتصادی جامعه ورسیدن به استقلا کمک میکند رد عین حال وسیله ایجادنشاط روحی و از میان رفتن افسردگی است واذا در سلامت روانی انسان بسیار موثر است
3- سادگی و بی الایشی :
پیامبراکرم (ص) به کم ترین مقدار از نعمت های دنیا قناعت می کرد وکم مینوشید وکم میخورد وجامه ای ساده می پوشید اما در عین سادگی طر فدار فلسفه فقر نبود مال وثروت رات به سود جامعه وبرای صرف در راههای مشروع جامعه لازم میشمرد زندگی او در خانه بی تکلف واکنده از عشق وصلح ومحبت خانوادگی است از غذا هایی که به ان رغبت نمی کرد عیب جویی نمی نمود روی زمین با بی نوا یا ن غذا می خورد به یار ان خود می فرمود خوشبخت ترین مردم در نظر من مومنی است متعلقاتش کم واز نماز بهره مند باشد
4- پاکیزگی واراستگی :
پیامبر اکرم (ص) به پاکیزگی واراستگی توجه خاصی داشت خانه پیامبر با همه سادگی همیشه پاکیزه بود میفرمود محوطه جلوی خانه خود را جارو بزنید وتمیز کنید از ناشسته رها کردن ظرف های غذا وظروف اب وغذا را بدون سر پوش گذاردن نهی می کرد دستور داده بود اب ها را مطلقا الوده نسازند ودر موقع شستشوی بدن داخل نهر ها نشوند می فر مود خداوند ژولیدگی والودگی را دشمن میداند
5-عفو وگذشت :
چشم پوشی از خطای دیگران وگذشتن از حق خود از سجایای بارز پیامبر اکرم (ص) بود اما نباید فراموش کرد که ان همه عفو وگذشت همه مر بوط به مواردی بود که جنبه های شخصی داشت ولذا در مسایل اصولی وعمومی با کمال قدرت وصلابت عمل میکرد وتا احقاق حق نمی نمود ارام نمی گرفت در اجرای عدالت ودفاع از حق قاطع وسخت گیر بود توصیه وخواهش هیچ کس اور ا از اجرای عدالت باز نمی داشت
6-معاشرت با مردم :
رفتار پیامبر (ص) با مردم به قدری محبت امیز بود که مردمان اور ا برای خود پدری مهر بان ودلسوز می دانستند ودر دشواری ها ومشکلا ت زندگی به او پناه می بر دند به یاران خود میفرمود بدی های یکدیگر را پیش من باز گو نکنید زیرا دوست دارم بادلی خالی از کدورت باشما معاشرت داشته باشم هنگامی که یکی از اصحاب راغمگین وپریشان می دید با شوخی کردن اور را مسرور مساخت ومی فرمود خداوند کسی را که با ترش رویی با برادرانش روبرو شود دشمن میداند شوخ طبع وبذله گو بود اما هیچ وقت از حریم ادب ووقار خارج نمیشد ودر این کار زیاده رویی نمی کرد هر کسی به خانه ان حضرت می رفت با کمال احترام ومحبت با او رفتار می نمود تا انجا که گاهی ردا وبالا پوش خود را زیر او پهن واز حضور او بلند نمی شد تا وقتی که خود او بلند شود وقتی با مردم می نشست سعی می کرد تاانجا که می شد با انها هماهنگ شود اگر در باره امور معنوی سخن می گفتند با ان ها همراهی می نمود واگر در باره امور ظاهری ودنیوی حر ف می زدند برای اظهار مهربانی با انها هم سخن میشد
7- حقوق همسایه:
پیامبراکرم(ص) به مراعات حقوق همسایه تاکید بسیار می کرد ومسلمانان را سفارش می کرد که روابط خود را با همسایگان بر مبنای نیکی ومحبت بنیان نهند تا انجا که در غزوه "تبوک" اعلام کرد هر کس همسایه خود را ازار رسانده با ما نیاید روزی خطاب به پیروان خود فر مود هر کس به خدا وروز جزا ایمان دارد باید احترام همسایه اش را مراعات کند حرمت همسایه مانند حرمت مادر بر فرزند است
ب:اقتصادی
پیامبر گرامی اسلام برای امور اقتصادی امت خود دارای برنامه های خاصی بودند وایشان سعی می کردند که تعادل اجتماعی را میان مردم برقرار کنند وفقر را از جامعه دور کنند وطوری بیت المال را میان مردم تقسیم کنند که به همه به طور مساوی سهم برسد
بعد های اقتصادی :
1-راهی برای مبارزه با فقر :
اسلام دینی اجتماعی است وسعادت فرد را از سعادت جامعه جدا نمی داند در جامعه ای که فقر گریبان عده زیادی از مردم را گر فته باشد فرد مسلمان نباید نسبت به این نا برابر ی اجتماعی بی اعتنا باشد ونباید تصور کند که میتوان فقط با عباداتی مانند نماز وروزه به رستگاری برسند زیرا رسیدگی وتوجه به خلق خدا نیز عبادت است کمک به نیا زمندان به اندازه ای مهم است که در قران به موارد بسیار(دادن ذکات ) که سبب بهبود وضع اقتصادی جامعه وکاهش فقر میشود در ردیف (بر پا داشتن نماز) ذکر شده واین دو عبارت در کنار هم وبا هم توصیه شده است کسانی که خود غرق در ناز ونعمتند ودائما ثروت خود را بیشتر وبیشتر می کنند ودر فکر مرحومان نیستند از اسلام به دورند حضرت علی می فرمایند " خداوند سبحان روزی فقیران را در اموال ثروتمندان معین وواجب کرده وهیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به علت انکه ثروتمندی از حق او به نوایی رسیده وخداوند ثروتمندان را در این کار باز خواست خواهد کرد "
یکی از این راهها بر قراری مالیات هایی مانند ذکات وخمس است اما راه دیگر توصیه به انفاق است اسلام از مسلمانان خواسته تا اگاهانه بدون ترس از حکومت وقانون برای رضای خدا به مستمندان کمک کنند"انفاق"یک عمل انسانی است واسلام همان طور که برای ایجاد رونق اقتصادی انگیزه انسانی "مالکیت خصوصی را نادیده گرفت برای تعدیل ثروت ومبازره با اخلاق طبقاتی انگیزه انسانی رحم و دستگیری از هم مستضعفان را که در هر انسانی وجود دارد را فرا موش نکرده است ان کسی که انفاق میکند باید بداند هر چند یک عمل انسانی واجتماعی پسندیده انجام داد ه اما خود او در معرض یک خطر است وان خطر خود بینی است که ممکن است وی را دچار تکبر کند وبر سر ان بیچاره نیازمندی که کمک در یافت کرده منت بگذارد واو را نارا حت کند
2- بر قراری عدالت اجتماعی :
چون انسان موجودی اجتماعی است حرکت خدا جویانه او جز در سایه نظام متعادل اجتماعی امکان پذیر نیست از این رو پیا مبران که ندای "ازادی معنوی"در پرتو ایمان به خدا را سر داد ه اند فر یاد" ازادی اجتماعی" در پرتو جهاد ومبارزه را نیز بلند کرده اند پیام انبیاء این نبود که درون را اصلا ح کنید وبه برون کاری ندا شته با شید اخلا ق را بسازید اجتماع خود به خود سا خته می شد تار یخ زند گانی وقیام پیامبرا ن اکنده است از مبارزات پیامبران با نا همواری های اجتماعی مراجعه به قران کریم هیچ گونه تردیدی بر جای نمی گذارد که بر قراری عدالت اجتماعی یکی از اساسی ترین اهداف مشترک همه پیامبران بود ه است قران در عین حال که همه جا ندای توحید ویگانه پرستی سر میدهد مردم را به مبارزات اجتماعی برای به دست اوردن حقوق خود و دیگران فرا می خواند در جایی مردم را سرز نش می کند که : "وما لکم لا تقاتلونه فی سبیل اله والمستضعفین : چه می شود شما را چر ا نمی جنگید ؟ در راه خدا ودر راه مستضعفین در این ایه برای تحریک به جهاد به دو ارزش تا کید شده است یکی اینکه راه راه خداست ودومی اینکه انسان های بی پناهی در چنگال ستمگران گر فتار مانده وبه استضعاف کشیده شده اند یعنی تا کید به ایجاد عدالت اجتماعی به همین دلیل است که بیشتر مخالفین پیامبران را مستکبرین وبیشتر ترفداران انها را محرومین تشکیل داده اند
معجزات پیابر اسلام
ادانشمندان اسلام برای رسول گرامی، حدود هزار معجزه در کتب تاریخی _ حدیثی نقل کرده اند.
اینها معجزاتی است که همزمان با ولادت آن بزرگوار شروع و تا پایان عمر آن وجود مقدس و منور ادامه می یابد. این دانشمندان معجزات رسول گرامی اسلام را بر دو دسته تقسیم بندی نموده اند. طبق این تقسیم بندی ، بعضی از معجزات در زمان حیات رسول گرامی اسلام بوقوع پیوسته است و بعضی نیز بعد از حیات آن بزرگوار محقق شده است. ما ابتدا به تقسیم بندی این دانشمندان اشاره خواهیم نمود و در انتها به یک تقسیم بندی جدید خواهیم پرداخت.
1_ دانشمندان اسلام، ابتدا به معجزاتی پرداخته اند که در زمان خود آن بزرگوار به وقوع پیوسته است. منظور از زمان خود آن حضرت، آن معجزاتی است که در طول 63 سال عمر پربرکت آن وجود نورانی به وقوع پیوسته است و مردمان با چشم دیده اند و برای آیندگان نقل نموده اند. از مهمترین این معجزات، حوادثی است که در هنگام ولادت آن حضرت اتفاق افتاده است. طبق نقل مورخان اسلام، هنگامی که رسول خدا متولد شد، طاهر و پاک از هر گونه خون و نجاسات بود. با پاهای مبارکشان زمین را لمس نمودند. بلافاصله به سوی کعبه به سجده افتادند. سپس سر مبارکشان را به سوی آسمان بلند کرد و به توحید خدای یکتا و نبوت خودش شهادت داد. آنگاه حضرت آمنه، مادر گرامیشان را مورد خطاب قرار داده و این گونه به او فرمودند: « ولدت خیر الناس، فسمیه محمداً» یعنی بهترین انسانها را به دنیا آوردی، پس نام او را محمد بگذار. از دیگر عجایبی که در این لحظه اتفاق افتاد، این بود که: « تمامی بتها به صورت بر زمین افتادند. ایوان کسری، قصر بزرگ و با شکوه پادشاهان ساسانی، که حاکمان ایران آن روز بودند، شکست و آتشکده فارس که حدود هزار سال روشن بود، به ناگاه خاموش شد».
بعضی دیگر از معجزات آن بزرگوار مربوط به زمان رسالت آن حضرت در مکه است _ گر چه از زمان ولادت تا رسالت آن بزرگوار، معجزات فراوان دیگری نیز اتفاق افتاد. اما چون بنای ما بر نقل اجمال و اختصار است لذا از ذکر آن چشم پوشی می نمائیم _ از مهمترین معجزاتی که در این دوره اتفاق افتاد، می توان به واقعه « انذار » اشاره کرد که رسول مکرم اسلام از جانب خدای بزرگ و به وسیله آیه شریفه « و انذر عشیرتک الاقربین» (سوره شعراء ، آیۀ 214) مأمور ابلاغ آشکار رسالت گردید. رسول خدا برای اجابت این امر، ابتدا از نزدیکان خود شروع کردند و آنها را دعوت نمودند. ابن اثیر که از مورخان مشهور اسلام است در کتاب تاریخ خود _ الکامل _ این واقعه را از زبان آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام، چنین نقل می کند: هنگامی که آیه انذار نازل شد، رسول خدا مرا خواست و فرمود: یا علی، همانا خداوند مرا امر نموده که عشیرة خویش را انذار نمایم. پس برایمان یک صاع گندم، یک پای گوسفند و ظرفی شیر تهیه نما و فرزندان را جمع کن تا آنها را طعام دهم، آنگاه آنها را از آنچه بدان امر شده ام، آگاه نمایم. علی علیه السلام می فرمایند: آنگونه که رسول خدا فرموده بود، انجام دادم. دعوت شده ها چهل نفر شدند. هنگامی که جملگی جمع شدند، رسول خدا مرا دستور دادند طعامی را که ساخته بودم برایش بیاورم. رسول خدا پاره ای گوشت برگرفت. پاره پاره ساخت و در اطراف سفره ریخت و گفتند: بخورید به نام خدا. همه از آن طعام خوردند و نوشیدند و سیر شدند و خوراکیها هم چنان باقی ماند. سپس رسول خدا به سخن آمده و گفتند: ای فرزندان عبدالمطلب به خدا قسم هیچ جوان عربی نمی شناسم بهتر از آنچه من برای شما آورده ام، برای قوم خود آورده باشد. به راستی خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خدای مرا فرموده است: شما را به جانب او دعوت کنم. ای بنی عبدالمطلب! خدا مرا بر همه مردم عموماً و بر شما خصوصاً مبعوث کرده و گفته است : « و انذر عشیرتک الاقربین » و من شما را به دو کلمه ای که بر زبان سبک و در میزان سنگین است ، دعوت می کنم. به وسیله این دو کلمه عرب و عجم را مالک می شوید و امتها رام شما می شوند. با این دو کلمه وارد بهشت می شوید و با همین دو کلمه از دوزخ نجات می یابید: گفتن لا اله الا الله و گواهی بر پیامبری من. پس کدام یک از شما مرا در این راه کمک می دهد تا برادر و وصی و خلیفه من در میان شما باشد؟ پس احدی از آنان وی را پاسخ نداد. اما من که از همه خردسالتر و کوچکتر بودم، گفتم: یا رسول الله! من شما را در این راه یاری می نمایم. پس گفت: بنشین! و سپس گفتار خویش را تکرار کردند و همچنان خاموش ماندند تا من گفتار نخستین خود را باز گفتم. پس گفت: بنشین! و بار سوم سخن خود را بر آنان تکرار فرمودند و احدی از ایشان حتی به یک حرف وی پاسخ نگفت و باز من برخاستم و گفتم: یا رسول الله! برای یاری شما در این امر آماده ام. پس گردنم را گرفتند و گفتند: هان این است برادر وصی و خلیفة من در میان شما. پس از وی بشنوید و فرمانش را ببرید... واقعۀ « شق القمر » یکی دیگر از معجزاتی است که به دست رسول خدا قبل از هجرت در مکه و به پیشنهاد مشرکین انجام پذیرفت. در صحت این واقعه، هیچ مسلمانی شک و شبهه ای ندارد.
شرح این واقعه از این قرار است که: در یکی از شب هایی که قرص ماه کامل بود، مشرکین جمع شدند و به رسول خدا گفتند: اگر در آنچه می گویی، صادق هستی ماه را دو نیم کن. رسول اکرم به آنها فرمودند: اگر این کار را انجام دادم، ایمان می آورید؟ گفتند: آری. پس رسول خدا با انگشت مبارکشان به سوی ماه اشاره نمودند که ناگاه ماه منشق و دو نیم شد به صورتی که کوه حرا از بین دو نیمه آن آشکار بود. قریش گفتند: این سحر « ابی کبشه » بود. آنگاه به یکدیگر گفتند: منتظر باشیم تا ساحران از خارج بیایند. ببینیم آیا آنها هم این جریان را دیده اند یا نه؟ چون محمد صلی الله علیه و آله و سلم نمی تواند تمام مردم عالم را سحر کند. ساحران یکی پس از دیگری از راه رسیدند و قریش جریان را از ایشان پرسیدند. گفتند: آری ما هم دیدیم که ماه دو نیم شد. راجع به همین واقعه است که خداوند متعال آیات اول سورة مبارکه « قمر » را نازل فرمودند. بعد از این جریان نیز معجزات دیگری به وسیله رسول گرامی اسلام و به اذن خدای متعال صادر شد.
بعضی از معجزات دیگری که از رسول خدا صادر شده است به شرح ذیل می باشد:
الف _ خبر دادن رسول گرامی اسلام از خورده شدن عهدنامه قریش مبنی بر محاصره شدید اقتصادی مسلمین.
ب _ « لیله المبیت » که رسول اکرم از بین دشمنانی که برای به قتل رساندن آن بزرگوار خانه اش را محاصره کرده بودند، گذشت. در این شب مولا امیرالمومنین در بستر مبارک رسول مکرم خوابید و جانش را برای تقدیم به حضرت حق، به رسول اکرم هدیه نمود

 

 

 


"مقام والای پیامبر، ویژگی هاواهداف او"
از آیه الله مکارم شیرازی
«و اشهد ان ابى محمداً عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتبله، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذ الخلائق بالغیب مکنونة و بستر الاهاویل مصونة، و بنهایة العدم مقرونة.
علماً من اللّه تعالى بمائل [بمآل‏] الامور، و احاطة بحوادث الدهور، و معرفة بمواقع المقدور.
ابتعثه اللّه اتماماً لامره و عزیمة على امضاء حکمه و انفاذاً لمقادیر حتمه.
فرأى الامم فرقاً ادیانه، عکفاً على نیرآن‏ها [و] عابدة لاوثانها، منکرة اللّه مع عرفانها.
فانار اللّه بمحمد [صلى اللّه علیه و آله‏] ظلمها، و کشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها.
و قام عن الناس بالهدایة و انقذهم من الغوایة و بصرهم من العمایة.
و هداهم الى الدین القویم و دعاهم الى الطریق المستقیم، ثم قبضه اللّه الیه قبض رأفة و اختیار و رغبة و ایثار، فحمد [صلى اللّه علیه و آله‏] عن [من‏] تعب هذه الدار فى راحة، قد حف بالملائکة الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاورة الملک الجبار.
صلى اللّه على ابى نبیه و امینه على الوحى و صفیه و خیرته من الخلق و رضیه و السلام علیه و رحمة اللّه و برکاته».
* * *
ترجمه :
و گواهى مى‏دهم که پدرم محمد(ص) بنده و فرستاده او است، پیش از آنکه او را بفرستد برگزید، و پیش از آنکه او را بیافریند، براى این مقام نامزد فرمود، و قبل ار بعثتش او را انتخاب نمود.
در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشت پرده‏هاى هول‏انگیز نیستى پوشیده و به آخرین سرحد عدم مقرون بودند.
این به خاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدارت را به خوبى مى‏دانست.
او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد.
هنگامى که مبعوث شد، امتها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده‏اى را برگزیده‏اند، گروهى بر گرد آتش طواف مى‏کنند، و گروهى در برابر بتها سر تعظیم فرود آورده‏اند،
و با اینکه با قلب خود خدا را شناخته‏اند، او را انکار مى‏کنند.
خداوند به نور محمد(ص) ظلمتها را برچید، و پرده‏هاى ظلمت را از دلها کنار زد، و ابرهاى تیره و تار را از مقابل چشمها برطرف ساخت.
او براى هدایت مردم قیام کرد، و آن‏ها را از گمراهى و غوایت رهائى بخشید، و چشمهایشان را بینا ساخت، و به آئین محکم و پابرجاى اسلام رهنمون گشت، و آن‏ها را به راه راست دعوت فرمود.
سپس خداوند او را با نهایت محبت و اختیار خود و از روى رغبت و ایثار قبض روح کرد، سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودى پرودرگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار داد.
درود خدا بر پدرم پیامبر(ص) امین وحى، و برگزیده او از میان خلائق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش.
تفسیر:
در این بخش از کلام بانوى اسلام‏(س) نیز اشارات پرمعنائى به یک رشته از مسائل مهم درباره شخص پیامبر(ص) شده است از جمله:
- در نخستین تعبیراتش به گوهر ممتاز پیامبر(ص) اشاره مى‏فرماید، چیزى که در سایر احادیث اسلامى نیز به آن اشاره شده است و در اینجا بحث مهمى مطرح است و آن اینکه، آیا ساختمان وجودى پیامبر(ص) به کلى با دیگران متفاوت بوده است؟ و اگر چنین است پس معصوم بودنش لازمه این گوهر پاک است، و طبعاً افتخارى محسوب نمى‏شود.
و اگر گوهرش متفاوت نیست پس این تعبیرات در کلام بانوى اسلام چه هدفى را تعقیب مى‏کند؟
حقیقت این است که افتخارات و مواهب پیامبران و امامان بخشى ذاتى و بخشى اکتسابى است، و با توجه به این ترکیب بندى خاص بسیارى از سؤالات پاسخ گفته مى‏شود.
به تعبیر دیگر، خداوند حکیمى که آن مأموریت عظیم را بر عهد پیامبرش مى‏گذارد آمادگیهاى ذاتى به او مى‏بخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، اراده‏اى آهنین، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخیصى صائب به او مى‏دهد، و گرنه از یک فرد ضعیف این رسالت بزرک ساخته نیست و نقض غرض خواهد شد.
و این امر هرگز غیر عادلانه نیست، همانگونه که عضلات بازو نسبت به عضلات ظریف پلکهاى چشم، فوق العاده متفاوت است، چرا که مسئولیت یکى تکان دادن یک پلک کوچک مى‏باشد، در حالى که مسئولیت دیگرى بر داشتن بارهاى عظیم و کارهاى سنگین است، و اگر غیر از این بود برخلاف عدالت بود.
اما با این حالت چنان نیست که گوهر ذاتى پیامبر(ص) ارده و اختیار را از او سلب کند، او نیز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى کند.
تعجب نکنید بسیارى از مردم عادى نیز در برابر بعضى از گناهان همین حالت را دارند، فى المثل هر کس توانائى دارد که به صورت برهنه مادرزداد در برابر جمعیت ظاهر شود، و یا قدرت دارد در یک شب سرد زمستانى بدون لباس در میان برفها بخوابد، ولى در عین حال جز افراد دیوانه چنین کارى را انجام نمى دهند.
پیامبران و امامام معصوم نیز در برابر همه گناهان چنین حالى را دارند. این نیز قابل توجه است که معصومان به نسبت گوهر پاکشان مسئولیت سنگینترى دارند و کمترین ترک اولى از آن‏ها پذیرفته نیست.
و این تعبیر حضرت فاطمه‏(س) که مى‏فرماید:
«علماً من اللّه تعالى بمائل الامور و احاطة بحوادث الدهور».
اشاره به همین نکته است که خداوند چون رسالت سنگین آینده پیامبر را مى‏دانست گوهر او را چنین والا آفرید.
- او براى تکمیل او امر الهى آمده بود، و براى اجراى فرمانهاى تکوینى او.
این تعبیر پر معنى مى‏تواند اشاره‏اى به مسأله خاتمیت پیامبر(ص) و نیز اشاره‏اى به مسأله تکمیل مواهب تکوینى از طریق تشریع و احکام الهى باشد (دقت کنید).
- دختر گرامى پیامبر(ص) در این فراز از سخنانش به وضع رقت بار امتها قبل از بعثت اشاره مى‏کند که چگونه در ظلمت خرافات گرفتار بودند، مجوس در برابر آتشکده‏ها تعظیم مى‏کردند، و عرب در مقابل بتکده‏ها، و هر کدام از ملتهاى دیگر نیز به نوعى از انحراف و پراکندگى گرفتار بودند.
و چه جالب مى‏فرماید: «آن‏ها در عین شناخت خدا منکر او بودند» که اشاره‏اى است گویا به مسأله «توحید فطرى» که در سرشت همه انسانها است.
- در قسمت دیگرى از این بیان به برکات وجود پیامبر(ص) و آثار قیام او اشاره مى‏کند که چگونه او ابرهاى تیره و تار اوهام را از افق دور ساخت و زنگار جهل و خرافات را از آئینه دلها زدود، و پرده هائى که بر چشمها افتاده بود و از مشاهده حق مانع مى‏شد درید، و به آئینى که «صراط مستقیم» است و حد واسطى است میان افراطها و تفریطها، دعوت فرمود.
و براى درک عمق این سخن باید مقایسه دقیقى میان وضع مردم در عصر جاهلیت، و بعد از ظهور اسلام کرد، تا این واقعیت روشنتر گردد و بانوى اسلام(س) این کار را در خطبه خود فرموده است.
- مرگ پرافتخار پیامبر(ص) یکى دیگر از مسائل قابل ملاحظه‏اى که در این فراز از خطبه تاریخى بانوى اسلام(س) آمده است:
او که مرغ بلند پرواز روحش سالیان دراز در قفس تن در این دنیاى فانى زندانى و گرفتار بود، بعد از اداى رسالت، و انجام مسئولیت خود، قفس را شکست و به سوى کوى دوست پر کشید، و در هواى سر کویش پروبال زد، و در میان فرشتگان والا مقام آسمان جاى گرفت!

 


سیمای پیامبراکرم (ص) درآیینه وحی
از عبدالکریم تبریزی
فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد مولاى زمان مهتر صاحبدل امجد
آن سیّد مسعود و خداوند مؤید پیغمبر محمود، ابوالقاسم احمد
وصفش نتوان گفت ‏به هفتاد مجلد این بس که خدا گوید:« ما کان محمد» (1)
تولد پربرکت ‏حضرت خاتم الانبیا صلى الله علیه وآله که بنا به اعتقاد علماى امامیه در 17 ربیع الاول سال 570 میلادى و مطابق با سال عام الفیل به وقوع پیوست، آغاز تولدى نوین و روز اعطاى مدال سعادت و رستگارى از سوى حضرت حق براى جامعه بشریت مى‏باشد. در آن روز نوزادى به این عالم خاکى قدم نهاد که بعد از چهل سال از سوى خداوند به عنوان آموزگار وحى و مربى برترین فرهنگ زیستن به اهل جهان معرفى گردید. مقارن این ولادت پر برکت در صحنه گیتى آثار شگفت‏انگیز و اسرارآمیزى رخ داد که هشدارى براى حاکمان و زور مداران تاریخ به حساب آمد .
فرو ریختن چهارده کنگره در ایوان کسرى، خاموش شدن آتشکده فارس، جاری شدن آب در وادى سماوه بعد از سال هاى طولانى خشکى، سرنگون شدن بتها در مکه و سایر نقاط عالم، خشک شدن دریاچه ساوه، پرتوافشانى نورى از وجود آن گرامى در آفاق آسمان ها و خواب هاى وحشتناک انوشیروان و موبدان، از جمله علائم خارق العاده و از نشانه‏هاى هشدار دهنده‏اى بود که مقارن تولد پیامبر خاتم‏ صلى الله علیه وآله در جهان حادث شد که در منابع معتبر تاریخى و جوامع مورد اعتماد حدیثى از آنها یاد شده است .
در مورد زندگى، سیره و سخن و خُلق و خوى آن وجود گرامى آثار و مجموعه‏هاى ارزشمندى از سوى دانشمندان و محققین پدید آمده که هر یک به نوبه خود قابل تحسین و تقدیر است. السیرة ‏النبویه: ابن هشام، السیرة النبویه: ابن کثیر، حیاة النبى و سیرته، سیرة المصطفى: عبدالزهرا عثمان محمد، سیرة المصطفى: هاشم معروف الحسنى، الصحیح من سیرة النبى الاعظم، نهایة المسئول فى روایة الرسول، سیرى در سیره نبوى، فروغ ابدیت، شرف النبى و حیاة القلوب، ج‏2، برخى از این مجموعه‏هاى نبوى مى‏باشند که هر کدام با سلیقه خاص مؤلف و از زوایاى مختلفى به بررسى ابعاد زندگى و سیره آن حضرت پرداخته‏اند.
در این نوشتار سعى شده در حد وسع، خلق و خوى حضرتش در پرتو آیات وحیانى قرآن بررسى شود، تا به این وسیله جان و دل خود را با آیات نور روشنایى بخشیده و از صفات ستوده محمدى ‏صلى الله علیه وآله بهره ‏ور شویم، چرا که بر این باوریم: زیباترین و کامل ترین سیماى آن گرامى را باید در آیینه کلام وحیانى پروردگار به نظاره نشست و خصلت هاى زیباى نبوت را از سرچشمه نور جستجو کرد و اگر قرار است انسان براى بهتر زیستن و به سوى سعادت ابدى رفتن به دنبال الگو و سرمشق باشد، آن را در کامل ترین و مطمئن ‏ترین منابع مى‏توان یافت که صفحات درخشان و زرین آن در بلنداى تاریخ و در تاریکترین لحظات آن، شاهراه انسانیت را روشن نموده است . خداوند متعال فرمود: « لقد کان لکم فى رسول الله اسوة حسنة‏...»( احزاب/21) ؛ مطمئنا براى شما در[رفتار و گفتار] رسول خدا صلى الله علیه و آله سرمشق نیکو [و کاملى] مى‏باشد.»
نرمخویى و مهربانى
از منظر قرآن کریم یکى از شاخص ترین ویژگی هاى حضرت رسول‏ صلى الله علیه وآله، اخلاق زیبا و برخورد شفقت‏آمیز با دیگران بود. آن بزرگوار با داشتن این خصلت‏ ستودنى توانست در طول 23 سال، دل هاى بسیارى را به خود شیفته کرده و به صراط مستقیم هدایت نماید، در حالى که هیچ قدرتى توان چنین کار شگفتى را نداشت . خداوند متعال این عامل اساسى را چنین شرح مى‏دهد:« فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک‏»(آل عمران/159) ؛ به برکت رحمت الهى در برخورد با مردم، نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو پراکنده مى‏شدند.
اساساً آن حضرت بر این باور بود که فلسفه بعثت ‏براى تکمیل مکارم اخلاق است و مى‏فرمود:"انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" (2)؛ همانا من براى به سامان رساندن فضائل اخلاقى مبعوث شده‏ام .
ابراز محبت و مهرورزى آن حضرت نه تنها شامل دوستان و اهل ایمان مى‏شد، بلکه مخالفین آن بزرگوار نیز از اخلاق نرم و شفقت‏آمیز آن گرامى بهره ‏مند بودند و این سبب جذب آنان به سوى اسلام مى‏گردید . به همین جهت‏ خداوند متعال رسول گرامى‏اش را تحسین کرده و فرمود: « و انک لعلى خلق عظیم‏»( قلم/4) ؛ و یقیناً تو داراى اخلاق عظیم و برجسته‏اى هستى .
دلسوزى براى اهل ایمان
کسانى که خود را وقف اصلاح جامعه کرده و براى سعادت افراد آن از هیچ کوششى فروگذار نمى‏کنند و با دلسوزى و عشق و علاقه به انجام وظایف محوله مى‏پردازند، بدون تردید جایگاه خود را در جامعه و دل هاى مردم تحکیم می بخشند و ارتباط نزدیکترى با مخاطبان خود پیدا مى‏کنند، در نتیجه مردم به آنان به دیده احترام نگریسته و به ایشان اعتماد کرده و به آسانى گفته‏ها و خواسته هایشان را مى‏پذیرند. مردم عاشق کسانى هستند که بدون هیاهو به دنبال اصلاح جامعه و رفع گرفتاری هاى آنان باشند . اگر این دلسوزى و خدمات بى‏ریا، مخلصانه و فقط براى رضاى خداوند عالم باشد، نتیجه آن مضاعف و توفیق در کار حتمى و قطعى خواهد بود .
تو بندگى چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پرورى داند
این ویژگى در رهبران الهى و پیشوایان جامعه از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است . قرآن مجید، پیامبر گرامى اسلام را با این خصلت پسندیده معرفى کرده و مى‏فرماید: « لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم‏» (توبه/ 128) ؛ همانا فرستاده‏اى از خود شما به سویتان آمد که رنج هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت و راهنمایى شما دارد و نسبت‏ به مؤمنان دلسوز و مهربان است .
خداوند متعال به کسانى که دلسوزى و مهربانى رسول اکرم ‏صلى الله علیه وآله را نوعى ساده لوحى قلمداد مى‏کردند و اغماض و چشم پوشی هاى آن وجود گرامى را در مورد افراد خطاکار، سطحى نگرى انگاشته و سخنانى ناروا در مورد پیامبر به زبان مى‏آوردند چنین مى‏فرماید: « و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین و رحمة للذین آمنوا منکم والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم‏»( توبه/61) ؛ از آنها کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‏دهند و مى گویند: او گوشى‏است . ( آدم خوش باورى است!) بگو: خوش باور بودن او به سود شماست، او به خدا ایمان دارد و [تنها] مؤمنان را تصدیق مى‏کند و براى مؤمنان شما رحمت است، اما کسانى که رسول خدا صلى الله علیه وآله را مى‏آزارند عذاب دردناکى در پیش دارند .
دلسوزى حضرت خاتم الانبیاء به حدى بود که گاهى از شدت غصه و ناراحتى در آستانه هلاکت قرار مى‏گرفت . رسول مکرم اسلام نه تنها از انحراف و کجروی هاى برخى از مسلمانان آزرده خاطر مى‏شد، بلکه از گمراهى و نادانى نامسلمانان نیز در رنج و عذاب بود. تا این که خداوند متعال از دلسوزى رسول خویش چنین یاد مى‏کند: « فلعلک باخع نفسک على آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا»( کهف/6 )؛ گویى مى‏خواهى به خاطر اعمال [ نارواى] آنان، اگر به این گفتار ایمان نیاوردند، خود را هلاک کنى .
آشنایى با درد مردم
توفیق در مدیریت جامعه به عوامل مختلفى بستگى دارد که یکى از مهمترین آنها آشنایى با مشکلات و گرفتاری هاى طبقات محروم اجتماع است . پیامبران الهى عموما و پیامبراسلام خصوصاً از چنین خصلت والایى برخوردار بودند . آنان خود را از مردم مى‏دانستند و هیچگونه امتیاز و تفوقى بر خویشتن نسبت ‏به سایر اقشار جامعه قائل نبودند . پیامبر اسلام‏ صلى الله علیه و آله مى‏فرمود: «انما انا بشر مثلکم‏»( فصلت/6 - کهف/110 ) ؛ همانا من هم همانند شما بشر هستم . در آیه دیگرى خداوند متعال مى‏فرماید: « لقد جائکم رسول من انفسکم‏ ...»( توبه/ 128) ؛ پیامبرى از خود شما برایتان آمده است .
افزون بر مردمى بودن، آشنایى و آگاهى و لمس واقعیت هاى پنهان جامعه از خصلت هاى بارز آن حضرت بود.
البته میان امثال پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله و کسانى که با شعار محرومیت زدایى به عرصه‏هاى رهبرى و هدایت جوامع وارد مى‏شوند اما خود طعم تلخ محرومیت و گرفتارى را نچشیده‏اند و درک این واقعیت ها برایشان سخت و غیر ملموس است فرق زیادى وجود دارد. آنان اگر هم بخواهند در این رابطه درست عمل کنند موفق نخواهند شد، اما کسانى که این مشکلات و محرومیت ها را از نزدیک لمس کرده‏اند، درد و رنج طبقات محروم جامعه را بهتر و راحت تر درک مى‏کنند . قرآن کریم مى‏فرماید: «الم یجدک یتیما فآوى و وجدک ضالا فهدى و وجدک عائلا فاغنى‏»( ضحى/6، 7، 8 ) ؛ آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت کرد و تو را فقیر یافت و بى ‏نیاز نمود.
حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله در مقابل مرفهین بى دردى که از او مى‏خواستند از طبقات محروم فاصله بگیرد، این آیه را تلاوت مى‏کرد: « و ما انا بطارد الذین آمنوا»(هود/ 29) ؛ من هرگز مردم با ایمان را [گر چه در ظاهر محروم و بى‏چیز و نیازمند باشند] از خود دور نخواهم کرد .
آرى رسیدن به مقام نبوت اوصاف برجسته‏اى مى‏طلبد که یکى از آنها مردمى بودن و آشنایى با حقوق محرومان است . کسى که مى‏خواهد دین آسمانى او جاودانه بماند و براى هر قوم و ملتى و در هر عصر و زمانى به کار آید لازم است که خود با ریشه‏هاى ناعدالتى و فقر و محرومیت از نزدیک تماس داشته باشد تا در بلنداى تاریخ بتواند نداى عدالت‏ خواهى و محرومیت زدایى را به گوش جهانیان برساند . قرآن با یادآورى دوران مشقت‏ بار و سخت زندگى پیامبرصلى الله علیه و آله به آن حضرت سفارش مى‏کند که: « فاما الیتیم فلا تقهر. واما السائل فلا تنهر» ( ضحى/9، 10) ؛ یتیم را از خود دور نکن و درخواست کننده را از خود مران .
رسول خدا صلى الله علیه وآله در هنگام هجرت به مدینه نیز در مقابل فریادهاى دعوت دهها نفر از اهالى مدینه، در زمینى که به یتیمان تعلق داشت فرود آمد و کانون اسلام را در همانجا متمرکز نمود که بعدها به مسجدالنبى و مرکز حکومت اسلامى تبدیل شد و تصمیمات مهم جهان اسلام در همانجا اتخاذ گردید .
صبر و بردبارى
گذرى کوتاه به تاریخ پیامبران الهى نشان مى‏دهد که آنان در راه اعتلاى کلمه توحید و انجام رسالت ‏خویش با سخت ترین موانع روبرو بوده‏اند، همچنان که امام صادق‏علیه السلام فرمود: «ان اشد الناس بلاء الانبیاء (3)؛ همانا که انبیاء الهى سخت ترین گرفتاریها را داشته‏اند .» اما در این میان حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه وآله بیش از سایر انبیاء در معرض بلاها و آزمایشات سخت قرار گرفت . آن حضرت در این مورد مى‏فرماید: « ما اوذى نبى مثل ما اوذیت(4) ؛ هیچ پیامبرى همانند من مورد آزار و اذیت قرار نگرفت .»
اما تحمل و بردبارى پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه و آله در برابر کوه مشکلات که از هر سو به آن حضرت روى مى‏آورد و موانع گوناگونى که هر یک مى‏توانست‏ سد راه اهداف بلند حضرتش باشد، تمام دشمنان و مخالفین سرسخت آن حضرت را به زانو در آورد .
استاد شهید مطهرى‏ رحمة الله در این زمینه مى‏نویسد: « اراده و استقامتش بى‏نظیر بود. از او به یارانش نیز سرایت کرده بود . دوره 23 ساله بعثتش یکسره درس اراده و استقامت است . او در تاریخ زندگى‏اش مکرر در شرایطى قرار گرفت که امیدها از هرجا قطع مى‏شد، ولى او یک لحظه تصور شکست را در مخیله‏اش راه نداد . ایمان نیرومندش به موفقیت، یک لحظه متزلزل نشد .» (5)
گاهى خداوند متعال براى تقویت روحیه صبر و مقاومت رسول گرامیش مى‏فرمود:« فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل...‏» ( احقاف/35) ؛ پس صبر و بردبارى‏ پیشه کن، آن گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند .
رسول اکرم ‏صلى الله علیه وآله در سخن ارزشمندى پایدارى و مقاومت و اراده آهنین خود را در راه هدف به نمایش گذاشت و هنگامى که حضرت ابوطالب پیشنهاد مشرکین را مبنى بر خوددارى آن حضرت از ابلاغ پیام آسمانى خویش به وى بیان کرد، به عمویش ابوطالب چنین فرمود: « یاعم! والله لو وضعوا الشمس فى‏ یمینى والقمر فى یسارى على ان اترک هذا الامر حتى یظهره الله او اهلک فیه، ماترکته (6) ؛ اى عمو! به خدا سوگند اگر آنان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند که از دعوت آسمانى خود دست ‏بردارم هرگز نخواهم پذیرفت تا این که یا خداوند دین مرا پیروز کند و یا این که جانم را در راه آن از دست‏ بدهم .»
و این چنین بود که حضرت محمد صلى الله علیه وآله با تحمل مشکلات و صبر و پایدارى توانست دین مبین اسلام را به جهانیان اعلام کند . انواع گرفتاریها و ناملایمات، صدمات جسمى و روحى، قرار گرفتن در معرض انواع اتهامات از قبیل: ساحر، مجنون، آشوبگر و سایر موانع راه پیامبر، با دو عامل ایمان به هدف و استقامت و پشتکار در راه رسیدن به آن، قابل تحمل بود .
امیرمؤمنان على‏علیه السلام در این مورد مى‏فرماید: « اشهد ان محمدا عبده و رسوله دعا الى طاعته و قاهر اعداءه جهادا عن دینه، لایثنیه عن ذلک اجتماع على تکذیبه و التماس لاطفاء نوره (7) ؛ گواهى مى‏دهم که محمد صلى الله علیه وآله بنده و پیامبر اوست، انسان ها را به عبادت خداوند دعوت نمود و با دشمنان خدا در راه دین او پیکار نمود و مغلوبشان کرد . هرگز همداستانى دشمنان که او را دروغگو خواندند، او را (از آن دعوت به حق و کوشش در راه استقرار دین اسلام) باز نداشت و تل

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سیمای پیامبر اعظم – ص- و کتاب های درسی

دانلود مقاله چتر بازی

اختصاصی از حامی فایل دانلود مقاله چتر بازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

شود:
1.چتربازی اتوماتیک:
در این نوع چتربازی نفر چترباز دخالتی در باز شدن چتر ندارد و چتر او بوسیله بندی که به بند پیوند معروف است به بدنه بالگرد یا هواپیما و یا هر وسیله پرنده دیگر وصل می شود و چترباز انجام پرش می کند و این بند باعث بازشدن چتر می شود. ولی در صورتی که چتر دچار انحراف شد و باز نشد چتر کمکی که در جلوی نفر چترباز است از نوع غیر اتوماتیک است و با دستگیره ای که در روی ان تعبیه شده نفر چترباز می تواند چتر کمکی را بنا به اختیار خود باز کند .از انواع چترهای اتوماتیک می توان به چترهای تی 10 بی -ام سی وان - چترهای ققنوس (تی 10 بی - ام سی وان) تخمی ساخت شیراز اشاره کرد.
2.چتربازی غیر اتوماتیک(سقوط آزاد):
این نوع چتربازی کاملا عکس اتوماتیک است یعنی نفر چترباز چتر را می پوشد و از ارتفاع مشخص می پرد و در ارتفاع مورد دلخواه خود چتر را بوسیله پاراشوت باز می کند .مثال خوب برای این نوع چتربازی پرش استاد بهزاد پاینده از برج میلاد می باشد.از انواع چترهای سقوط آزاد هم می توان به جالبرت - فالکون - مچ - پرستو و ... اشاره کرد.

 

 

 

3.پاراگلایدر:
در این نوع چتربازی نفر یک چتر مخصوص دارد که به ان بال می گویند .نفر پس از استقرار در ارتفاع بال خود را می پوشد و طبق روشی که اموخته از زمین کنده می شود و می تواند بمدت نسبتا زیادی در آسمان به گشت و گذار بپردازد و بقول بچه ها گفتنی حالشو ببرد.
4.پاراموتور :
این نوع چتربازی دقیقا عین پاراگلایدر می باشد بجز اینکه در این نوع چتربازی یک موتور در پشت صندلی نفر قرار گرفته که نقطه ضعف بال (یعنی از زمین برخواستن بال که متکی به ارتفاع بوده است) را از بین برده و نفر با پاراموتور می تواند از هر زمینی براحتی نشست و برخاست کند.
5.بارریزی:
که پرتاب بار با چتر از یک وسیله پرنده می باشد.
ابتدا به آموزش اتوماتیک می پردازیم:
ابتدا شما به واحد اموزش دهنده این آموزشها می روید پس از تست بدنی و روحی اگر قبول شدید به مرحله بعدی می روید
در مرحله بعدی شما حدود 15 روز آموزش زمینی می بینید که شامل کارگاههای مختلفی می باشد که عبارتند از :
ابتدا شما را با تاریخچه و چندین اصطلاح در فن چتربازی آشنا می کنند که عبارتند از : تاریخچه چتربازی در ایران و خارج از کشور - اصطلاحات:

هوابرد
نیروی هوابرد
فرود هوایی
پیاده شدن هوایی
حرکت هوائی
هجوم هوابرد
عملیات مشترک هوابرد
سرپل هوایی
منطقه فرود
منطقه پرتاب
تیم کنترل رزمی
تیم پیشرو
مربی بارریز
برگ پرش(مانی فست)
برگبار
محموله
زمان بارگیری
زمان آمادگی
خدمه هواپیما(لود مستر)
abort
drop altitvde
drop zone
formation
heavy drop
impact point(i.p)
initiad point
نات
پانل
سورتی
پاس
landing
landing zone
take off

 

واحدهای اندازه گیری مثل پوند و تبدیل انها به هم
بعد از اینکه با تمام مطالبی که گذشت آشنا شدید کارگاههای شما شروع می شود:
1.کارگاه باسن کوبی:
در این کارگاه شما آنقدر باسن مبارک را بزمین می کوبید که روزها و شبها از درد ان خواب ندارید تا اینکه بالاخره باسن شما سفت میشه و در مقابل ضربه احتمالی برخورد باسن به زمین بیمه می شود. همانطور که می دانید در پرش با چتر اتوماتیک شما باید حتما چرخش و گردش کنید.
چرخش و گردش:
این عمل برای اماده نمودن هنر آموزان چترباز از نظر روحی و فکری می باشد تا با بکارگیری صحیح این آموزش بهنگام برخورد با زمین فرودی سالم با حداقل ضربه ممکنه را برای خود تعیین کنند.
در سیستم چتربازی برخی از کشورها ی دنیا (کشورهای بلوک شرق) برای چرخش و گردش شوک ضربه وارده به 5 قسمت تقسیم می شود بشرح زیر است:
سرپنجه(سینه)پاها 60 درصد
ساق پاها 10 درصد
ران پاها 10 درصد
عضلات پشت 10 درصد
در کشور ما همانند بسیاری از کشورهای بلوک غرب ضربه وارده به 3 قسمت تقسیم می شود که عبارتند از:
سرپنجه(سینه)پاها 60 درصد
باسن 20 درصد
عضلات پشت(شانه مخالف) 20 درصد
ما در عمل چرخش و گردش باید ابتدا حالت گرفتن را یاد بگیریم.
حالت گرفتن:
گارد دفاعی و حالتی را که نفر چترباز به بدن خود می دهد تا بهنگام برخورد با زمین حداقل ضربه به بدنش وارد شود.
روش حالت گرفتن بصورت زیر است:
1.جفت کردن پاها بهم بطوریکه پاشنه ها پنجه ها قوزکها و زانوها کاملا بهم چسبیده باشند .
2.خم کردن زانوها تا حدیکه از نظر دید نفر لبه کلاه فیبری زانوها و پنجه ها در یک خط دیده شوند.
3.پائین انداختن سر بطوریکه چانه به سینه چسبیده و سر توسط گردن محکم نگهداشته شود.
4.دستها نیمه مشت شده و در امتداد گوشها روی لبه کلاه فیبری قرار گیرد.بطوریکه پشت دستها بطرف جلو و آرنجها کاملا بهم چسبیده و همانند شکل عددی 7 روی سینه قرار بگیرند.
5.کمر بایستی کاملا مستقیم و بدون خمیدگی باشد و عضلات پشت حالت گرده ماهی بخود گرفته تا گردش روی زمین براحتی انجام گیرد.
پس از یاد گرفتن مسائل مربوط به حالت گرفتن و کارگاه باسن کوبی نوبت میرسه به کارگاه چرخش و گردش روی زمین .......
قبل از اینکه به بحث چرخش و گردش روی زمین بپردازیم یه مورد بسیار بسیار بسیار مهم را باید یاد بگیریم....
دشمنان یک چترباز:
چترباز 2 دشمن دارد زمین و باد که باد خطرناکترین دشمن او است. با حالت گرفتن درست در حین برخورد با زمین و چرخش و گردش درست و اصولی می توان به این دشمن قهار یعنی زمین غلبه کرد اما در مورد باد یکمی موضوع فرق می کند.
باد برای یک چترباز ناشی حکم فیل در برابر مورچه را دارد و در برابر یه چترباز حرفه ای حکم مورچه در مقابل فیل را دارد پس هر کس اموزش عکس العمل صحیح در مقابل باد را خوب فرا گرفت پیروز میدان خواهد بود.
ما بطور کلی 4 نوع باد در چتربازی داریم:
1.باد روبرو:
بادی است که از روبرو به چترباز برخورد می کند و او را به عقب می برد.
2.باد پشت:
بادی است که از عقب به چترباز برخورد می کند و او را به جلو می برد.
3.باد پهلوی راست:
بادی است که از سمت راست به چترباز برخورد می کند و او را به سمت چپ می برد.
4.باد پلوی چپ:
بادی است که ازسمت چپ به چترباز برخورد می کند و او را به سمت راست می برد.
توی این بادها باد روبرو خطرناکترین باد است.
مکانیزم مقابله با باد روبرو:
همانطور که گفتیم باد روبرو از جلو برخورد می کند و چترباز را به عقب می برد .چرا گفتیم خطرناکترین باد است؟
زیرا در بادهای دیگر چترباز مسیری را که به آن طرف توسط باد هدایت می شود می بیند ولی در باد روبرو نمی بیند .
پس چه باید کرد؟
قبل از جواب به این سئوال ما باید در مورد رایزرهای چتر که در آینده کاملا توضیح می دهم یه اشنایی کم پیدا کنیم تا به این سئوال جواب داده شود.
مطابق شکل زیر یک چتر از 4 رایزر که به پشتی متصل اند تشکیل شده است.هر رایزر با چندیدن بند به پارچه چتر اصلی متصل می شود.
لازم بذکر است که یکی از موارد قانون پرش اتوماتیک این است که با چتر تی 10 کمتر از 5 نات و با چتر ام سی وان کمتر از 13 نات باید چترباز را پراند درغیر این صورت پرش کنسل می شود یعنی وقتی باد 7 نات باشد پرش با چتر تی 10 کنسل می باشد.در آینده فرق چتر تی 10 و ام سی وان را برایتان خواهم گفت.
برای کمتر آسیب دیدن بایستی رایزرهای مخالف در هر نوع بادی را پرس کنیم .مثلا در باد روبرو 2 رایزر عقب را از بالاترین جایی که دستمان میرسه می گیریم و میکشیم و دستانمان را در امتداد گردن می آوریم.این کار باعث می شود که دهانه چتر روبه آن باد کج شده و باد بیشتری بگیرد و خنثی کند و سرعت پیشروی ما به عقب را کم کند.
حالا که با بادها آشنا شدیم میریم سراغ چرخش و گردش روی زمین......
2.کارگاه چرخش و گردش روی زمین:
شما در این کارگاه یلد میگیرید که چگونه ضربه وارده به بدنتان در هنگام برخورد با زمین را تقسیم کنید تا خدانکرده استخوانهایتان در هم نرود و به ملکوت اعلی نپیوندید.
ضربه را به این صورت تقسیم می کنید:
60 درصد را با کف پا 20 در صد را با باسن و 20 در صد را با شانه مخالف
مختصری در باره ورزش مفرح پرواز با پاراگلایدر

 

 

 

 

 

 

 


مختصری در باره ورزش مفرح پرواز با پاراگلایدر
پاراگلایدر نوعی چترهست که البته بهتره بهش بگیم بال تا چتر چون که چتر یا همون پاراشوت فقط حرکت به سمت پایین داره ولی بال پاراگلایدر هم میتونه به پایین و هم به طرف بالاحرکت کنه پس پرنده های پاراگلایدر به این وسیله پروازی میگن "بال" .

مختصری در باره شناخت قسمتهای مختلف بال ((Canopy
1- سطح رویی بال (کاناپی) Upper Surface
2-سطح زیرین بال (کاناپی) Lower Surface
3- لبه حمله (Leading Edge) : لبه جلویی کاناپی را می گویند
4- سلها (cells) : فضای خالی بین سطح رویی و سطح زیرین کاناپی را می گویند که بوسیله دیواره ای بنام ریب (Ribs)از هم جدا شده اند
5- لبه فرار (Trailing Edge) : نام لبه انتهایی کاناپی است
6- لاینها (Lines) : کلیه بندها که کاناپی را به رایزرها وصل می نماید. بندها به چهار دسته تقسیم می شوند لاینهای A که به لبه حمله متصل هستند، لاینهای B و C در وسط ولاین D که به لبه فرار متصل است و ترمزها و یا برکها (Break) هم به همین لبه متصل هستند به این ترتیب کلیه سطح زیرین کاناپی به رایزرها متصل می شوند .
7- رایزرها (Risers) : محلی که کلیه بندها به آنجا متصل می باشند و اتصال رایزرها با هارنس بوسیله بستی بنام کارابین (carbine) انجام می گیرد.

آمادگی قبل از پرواز
نکاتی که باید ابتدا در نظر داشت :
1-قبل ازهراقدامی جهت پرواز آموزشهای تئوری و عملی و تمرینات کافی و لازم زیر نظر مربیان مجرب داشته باشید .
2- دارا ی گواهینامه مناسب مرحله پروازی خود و بیمه نامه معتبر باشید .
3-در سلامت کامل بوده تحت فشار عصبی نبوده و مواد مخدر،مشروبات الکلی و داروهای آرام بخش مصرف نکرده باشید.
4-در شرایط مناسب حال و شرائط خود پرواز کنید.
5-کلاه ایمنی و هارنس مناسب بتن کرده و حتما چتر کمکی را به همراه داشته باشید.
6-ازمحکم بودن بند پاها،شکم و سینه اطمینان حاصل کنید.
7-بندهای کارابین در جای خود محکم شده باشند.
8-کلیه بندهای کاناپی (لاین هاLines ) آزاد باشند (گره نداشته باشند) .
9- برکها (Break's) را آزاد نمایید .
10- دقت کنید بند برکها به رایزرها (Riser) نپیچیده باشند .
11-دقیقا در وسط بال (مقابل نشانی که کارخانه سازنده معمولا روی بال میگذارد) ایستاده باشید .
12-جهت باد را کنترل نمایید باید دقیقا روبروی باد (یعنی در جهت مخالف وزش باد ) ایستاده باشید .
13-سرعت باد را سنجیده محیط اطراف را کنترل و موانع احتمالی از قبیل بوته های خار و یا سنگهای روی زمین را در نظر داشته باشید .
-14دسته چتر کمکی را مشاهده و پیم های آنرا بررسی نمایید .
15-از وصل بودن اسپید سیستم (3) اطمینان حاصل کنید .
16-به نرمی با کشیدن بندها یA و درست کردن دیواره کوچکی آخرین چک را انجام داده و از نبودن هیچگونه گره و یا پیچ خوردگی در لاینها مطمئن شوید

 

مرحله برخاستن ((Take off
پروازی سالم ،مطمئن و لذت بخش مستلزم داشتن تمرینات کافی ، متناوب زیر نظر مربیان مربوطه می باشد. یک ساعت تمرین در زمین برابر با ده ساعت پرواز در آسمان است. تمرین بر روی زمین به شما در کنترل صحیح بال کمک بسزایی می کند وهمچنین زمانی که در آسمان در حال پرواز هستید اعتماد بنفس و حس کنترل خوبی به شما القا خواهد کرد .
برخاستن (Launch) به سه صورت امکان پذیر است که در اینجا به توضیح آن می پردازیم :
الف) برخاستن به صورت رو به باد (روبروی باد و پشت به بال) - Nil Wind Launch
دقیقا در وسط بال قرار گرفته (پشت به علامتی که معمولا کارخانه سازنده در وسط بال تعبیه می کند) و روبروی جهت وزش باد بایستید سپس رایزرهای A را روی ساعد نزدیک آرنج انداخته هر دو برک سمت چپ و راست را در دست گرفته و دستها را بصورت کشیده و در جهت عقب نگهداشته سپس بطور همزمان و با قدرت لازم به سمت جلو کشیده ، در همین زمان بال به طرف بالا حرکت می کند دستها را به موازات حرکت بال بالا بیاورید تا جایی که بال کاملا در بالا ی سرتان قرار گیرد بکشید بلافاصله رایزرها را رها و برکها را تا سر شانه پایین بیاورید مقداری به جلو خم شوید و جند قدم به طرف جلو بردارید ، سعی کنید یال را کنترل کرده و از کج شدن یا جلو زدن آن بوسیله برکها جلوگیری کنید به بالا نگاه کرده و ازآزاد بودن لاینها مطمئن شوید .(اگر متوجه شدید اشکالی در لاینها و یا بال هست فورا با کشیدن کامل برکها ، بال را پایین آورده و اشکال ایجاد شده را رفع نمایید) اگر اشکالی وجود نداشت وزن را به جلو انداخته و شروع به دویدن کنید در صورتی که بالتان به یک طرف رفت و یا کج شد می توانید به همان طرف رفته و بال را لول (Level) کرده و به پرواز درآورید . توجه داشته باشید هر قدر سرعت باد کم باشد به همان مقدار بایستی قویتر و تندتر بدوید.
(ب) برخاستن بصورت برعکس (روبروی بال و پشت به باد) Strong Wind Launch – Reveres -
در محلی که باد تند می وزد بهتر است از روش (Reveres) ریورس برای برخاستن (Take Off)استفاده کنیم .در این روش ابتدا بطرف بال چرخیده طوری که اگر راست دست هستیم دسته رایزرهای سمت راست را از روی سر گذرانده و بطرف بال قرار میگیریم و اگر چپ دست هستیم بلعکس، حال می توانیم بال را بصورت کامل روبروی خود ببینیم برکها را در دست می گیریم .
در اینجا به سه صورت می توانیم عمل کنیم:
1- برک و رایزرA بال چپ در دست چپ و برک و رایزرA بال راست در دست راست.
2- برک و رایزر Aبال چپ در دست راست و برک و رایزرA بال راست در دست چپ
3- هردو رایزر در دست چپ و برک بالی که احتمال می دهیم زودتر بالا بیاید در دست راست را می گیریم البته هر کدام از این طرق به تمرینهای زیادی نیاز دارد که حتما باید زیر نظر مربیان محترم انجام شود تا ملکه ذهن هنرجو گردد و آنچنان عادت کند که بدون هیچ گونه دستپاچگی و عجله و اضطراب و با تسلط کامل انجام دهد.
با درست کردن (به اصطلاح) دیواره کوچکی که بوسیله کشیدن آرام رایزر A درست می شود می توانید براحتی ببینید آیا بندها گره خوردگی ویا پیچیدگی نداشته باشند ، به جایی گیر نکرده باشند. این عمل باعث بررسی کلی بال و بندها می شود ، حتی اگر خوب دقت کنید می توانید جهت دقیق وزش باد را با دیدن بلند و کوتاهی دیواره ببینید و ایستادن خود را تصحیح کنید ‘ با حرکت به طرف راست یا چپ سعی کنید خط بالایی دیواره بال با خط افق مماس باشد حالا دقیقا پشت به باد و رو به بال خود ایستاده اید .
حال رایزرهای A را در دستان خود گرفته و به آرامی بکشید می بینید که بال شروع به بالا آمدن می کند زمانی که کاملا بالای سر قرارگرفت (توجه : چون معمولا در سرعتهای بالای باد از این روش برای تیک آف (Tack Off) استفاده می شود چند قدمی خلبان به طرف بال کشیده خواهد شد در این صورت با بال همراهی کرده چند قدم به طرف بال رفته و سعی در کنترل بال خود کنید)، اگر باز هم دیدید بندها گره خوردگی دارند و یا گوشه های بال در لاینها گیر کرده اند سعی در باز کردن آنها قبل از اینکه به پزواز درآیید بکنید اگر با پمپ کردن ویا با کشیدن رایزر مخالف باز نشد سریعا با فلر (Flare) کامل بال را خوابانده و اشکال را رفع کنید اگر اشکالی نبود سریعا چرخیده و برکها را در دستان خود بگیرید (برک بال راست در دست راست و برک بال چپ در دست چپ) و با انداختن وزن به جلو و دویدن به پروازی لذت بخش اقدام کنیدو در هر حالی هوشیاری و نظم خود را حفظ کنید.
توجه :
اگر بال با سرعت بالای سرتان قرار گرفت و قبل از این که بتوانید مشکلاتی از قبیل گره خوردگی لاینها و گیر کردن گوشه های بال در لاینها را رفع کنید به پرواز در آمد می توانید با آهسته پمپ کردن بال جمع شده و با انداختن وزن به طرف بال سالم سعی در باز کردن و رفع اشکال کنید اگر مشکل رفع نشد سریعا و با کمترین حرکت به طرف محل فرود و یا هر مکان مناسب دیگری رفته و با هوشیاری تمام و خونسردی کامل و همچنین احتیاط رو به باد فرود بیایید.
(ج) برخاستن از زمین توسط طناب و یا وینچ (Launching by winch)
این نوع تیک آف (Take Off) در محلهایی مورد استفاده قرار می گیرد که فاصله زیادی تا مناطق کوهستانی و یا بلندی های مناسب ندارند. خلبانان در هوای آرام ودر شرایطی کاملا کنترل شده و با حضور اساتید و پس ازگذراندن آموزشهای لازم و کامل اقدام به پرواز می کنند .افرادی هم که مسئول ماشین وینچ هستند باید آموزشهای لازم را دیده باشند و از آمادگی کامل برخوردارباشند در این زمان طناب وینچ به محل مخصوص اتصال که در روی هارنس خلبان قرار دارد متصل می شود و به ماشین وینچ علامت شروع کشندگی طناب داده می شود با کشیده شدن خلبان به تبع بال نیز کشیده و به پرواز در خواهد آمد و شروع به پروازمی کند البته باید در نظر داشت چون نیروی کشش از طریق خلبان به بال وارد میشود همیشه بال در این زمان از خلبان عقب میماند این حالت تا آنجا ادامه می یابد که خلبان تشخیص دهد به ارتفاع لازم که معمولا 300 تا 400 متری می باشد رسیده در این حال با هماهنگی که بوسیله بیسیم با ماشین وینچ می کند آرام آرام سرعت کشش کم شده با کشیدن دستگیره مخصوصی که برای همین کار تعبیه شده اقدام به ریلیز (Release) می کند حال طناب اتصال از خلبان جدا شده وبه طرف زمین رها می گردد احتمال دارد در لحظه ای که طناب رها می شود چون کشش قطع شده بال شروع به جلو زدن وشیرجه خواهد کرد که در اینجا خلبان با گرفتن برکها و کنترل فشار زیر بال ، بال را کنترل کرده و از جلو زدن بال جلوگیر خواهد کرد (این مراحل در دوره های آموزشی به خلبان تعلیم داده می شود).
قرار گرفتن درون صندلی
می دانید سیتها یا همان صندلی های پرواز در اندازههایXLarge و Small, Medium,Large دوخته می شوند پس در درجه اول سیت مناسب خود را خرید کنید و بعد سعی کنید حتما قبل از اینکه اقدام به پرواز کنید سیت خود را (Seat) تست و از لحاظ اندازه های بندهای سینه و شانه بوسیله آویزهایی که از داربست نصب شده اند چک کنید با این حال اگر بعد از بلند شدن خودبخود درون صندلی قرار نگرفتید صبر کنید تا به اندازه کافی از کوه فاصله گرفته سپس به دو طریق می توانیدداخل صندلی قرار بگیرد:
الف) به عقب تکیه کرده و زانوهایتان را به داخل و به سمت سینه جمع کنید و همزمان با دستهایتان در حالیکه برکها را در دست دارید در همان محلی که برکها را نگه می دارید به کل رایزر ها فشار وارد کنید تا داخل صندلی قرار بگیرید
ب) جفت برکها را در یک دست مقابل صورت و با دست دیگرهارنس را به زیر خود بکشید تا درون صندلی قرار گرفته و بعد برکها را در دستان خود بگیرید .
*** توجه داشته باشید به هیچ عنوان در حالیکه برکها را در دست دارید اقدام به این کار نکنید چون اگربرکها بیشتر از حد پایین کشیده شوند بال به حالت فروریختگی (Deep Stall) خواهد رفت و سقوط خواهید کرد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   42 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله چتر بازی